عاشورا و انقلاب اسلامی، بازیابی هویت
جمهوري اسلامي و حكومت خودكامان
بیانی نادرست از سیاستی درست
مرثيه ای برای 22 بهمن هایی که گذشت
دلائل بازداشت دکتر ابراهیم یزدی
گناه ایرانی بودن
قلم بطلان بر مساوات مخوف با رأفت محمدي
اربعین
آزمون و خطای خطرناک حاکمیت
آزاداندیشی و خردگرایی آیتالله منتظری
کثرت گرایی اخلاقی-دینی و توافق سیاسی
واین پنجاه و سه نفر؟
آیا تفکر سعید امامی باز تولید نمی شود؟
برای وحید عابدینی و خنده های دلنشینش
نکته های امنيتی در مورد پست الکترونيک
صحنه تصادف و شخص ثالث
مراجع تقلید شیعه وچالش جدید ولایت مطلقه فقیه
بدهی بانکی دولت
بازنگری خلقیات ایرانیان
ادوارد سعيد و برخورد اسلام و غرب
عده يي هر روز يک بحران به وجود مي آورند
گوشه ای از خاطرات زندانی سیاسی زمان شاه
درگذشت کردان چگونه خبری است؟ خوب یا بد؟
با انعکاس خبر وضعیت وخیم مرحوم کردان ابتدا خاطرات یکسال گذشته در ذهنم مرور شد یادم آمد که در مجلس چگونه برای مقام (به احتمال زیاد و یا برای خدمت؟!!) به انواع روشها دست یازید، یادم آمد که چگونه مدارک تحصیلی و زحمات واقعی "تحصیل کردگان شب نخوابیده از ترس امتحان" به باد مسخره گرفته شد و کاغذ پاره خوانده شد. اما از شنیدن این خبر نیز خوشحال نشدم، حس خوبی نداشتم در واقع ناراحت شدم و برایش آرزوی سلامتی کردم و امروز شنیدن خبر درگذشت این یار کابینه ی کودتا ناراحتی ام را دو چندان کرد و برایش طلب آمرزش کردم. انتظارم هم این بود که دیگر یاران جنبش سبز نیز سوار بر منطق نفی خشونت که یکی از ارکانش نفی کینه است همین حس را تداعی نمایند. البته بسیاری از دوستان نزدیک نیز همین حس را همراهی میکردند اما وقتی انعکاس خبر در فیس بوک را دیدم کمی برخود ترسیدم کلمات و جملاتی در آن فضای مجازی در حاشیه ی این خبر متولد شده و می شود؛ که فرزند خلفی برای اندیشه سبز به شمار نمی آید. کلماتی که سایه ی سیاه کینه پروری را در آن به ضوح میتوان دید. بعضی موقع حرفهای دکتر سروش مثل قرص جوشان از ته مغزم غلیان میکند که یکی از آنها (نقل به مضمون) تاکید بر آفت شناسی حرکت ها و اندیشه ها داشت یا در واقع شناخت ضربه خورها در هر سیستم فکری و اجتماعی. ایشان براین نکته بسیار تمرکز نمودند که باید محلهای فرود و ورود ضربه را شناخت و آسیبهای احتمالی را دفع کرد که برداشت خود من از این صحبت تشخیص پاشنه ی آشیل جنبش است. در این رابطه و انحصارا در مورد جنبش سبز به نظر من یکی از همین ضربه خورها "رفتار مبتنی بر کینه پروری" است، رفتاری که گاه به حاشیه های غیر منطقی منجر میشود(رفتارهای خلخالی در ابتدای انقلاب) و فرهنگی نامتعادل را در دل فرهنگ اصلی و اصیل جنبش یعنی نفی خشونت بوجود می آورد. این فرهنگ نامتعادل به دلیل ناهمگونی با بافت اصلی جنبش مانند غده سرطانی عمل میکند و اگر متاستاز نماید باید تمام زحمات این چندماه نه که این چندین سال را برباد رفته فرض کنیم.
پس از شما به عنوان رهبران خبری این جنبش و نیز دیگر یاران تقاضا میکنم پیش از آنکه غده سرطانی کینه پروری در این جمعیت سبز نسج پیدا کند سعی خود را معطوف به فرهنگ سازی ضد کینه نمایید تا پیروزی این جنبش مجال تکرار تجربیات تلخ گذشته را فراهم نیاورد و به عنوان پیشنهاد فکر میکنم می توان با نماد سبز در مراسم تشییع مرحوم کردان شرکت کرد تا به دشمنان خود نیزیاد بدهیم که جنبش سبز جایی برای کینه جویی و کینه پروری نیست و نیز جهانیان را بار دیگر متحیر از وسعت و عمق مثبت اجتماعی این جنبش سازیم. به هر حال پیروزی نزدیک است و چه بهتر که امروز فکر فردا کنیم تا تجربه دیروز را مکرر نکنیم.
به امید پیروزی جنبش سبز در پس رشد اعلای فکری و فرهنگی
در همین زمینه:
نهال سبز آبیاری دائمی طلب می کند
در شرایطی که باغبان متولی ملک ما، علف هرزه هارا حمایت می کند وخارهای گزنده پرورش می دهد، حفظ و نگهداری جوانه های مستقل سبزبرای سرفراز زیستن فرزندانمان در آینده مهم ترین وظیفه است ادامه ...















