چهارشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۸ -
- 23 Oct 2019
23 صفر 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
تاکید بر دادخواهی و لزوم محاکمه آمران و عاملان اعدامهای  ۶۷

 جرس : کمیته ضد سرکوب شهروندان ایرانی در پاریس جلسه با عنوان «دادخواهی قربانیان خشونت سیاسی در جمهوری اسلامی» با حضور رضا علیجانی، رضا معینی، رضا اکرمی، ایرج مصداقی و مهین جزنی برگزار کرد. در این نشست، سخنرانان ضمن ارائه مستندات کشتار دهه شصت، به بحث درباره دادخواهی و لزوم محاکمه آمران و عاملان این کشتار پرداختند.

 

هولوکاست ایرانی

 رضا علیجانی، روزنامه نگار و فعال سیاسی که یک بار در دوره حکومت محمدرضا پهلوی و ۵ بار در جمهوری اسلامی به حبس رفته بود، کشتار دهه شصت را هولوکاست ایرانی نام نهاد و انتقاد کرد که «چرا از درون مهربانانه ترین دین، خشن ترین رفتار بوجود آمده است و چه شده که زندانی، زندانبان شده است«.

 

وی رمز تغییر نگاه خشونت آمیز را در « یادآوری حقیقت این فاجعه» دانست و اعلام کرد «کسانی که در آن روزها سکوت کردند باید حقیقت را بدون خشونت تکرار کنند»، وی معتقد است «رویکرد کسانی که در آن زمان در چهارچوب خط امام بودند این است که  رفتار حکومت را توجیه می کنند، اما رویکرد دیگر این است که  این فاجعه را به هلوکاست ایرانی تبدیل کرده و با مستندسازی از تکرار آن جلوگیری کنیم«.

 

به اعتقاد علیجانی خشونت از دل «نفرت» خارج میشود و «اگر به این نفرت از دیگری و تقدیس خودی ها دامن بزنیم بدون تردید آبستن خشونت های جدیدی خواهیم شد«.

 

وی چنین رفتاری را «جاری در بطن جامعه» دانست و در پاسخ به سوال خبرنگار جرس مبنی بر چگونگی خارج شدن از این دور باطل گفت «پذیرش تکثر اولین گام برای حل این مشکل است، تحلیل های یکسان ساز از جامعه، دیگری را تبدیل به اهریمن میکند به طوریکه این معضل در هر دستگاه اندیشه ای پیش می آید، ما تاریخ را طوری تقسیم میکنیم که هرکس مقابل این بایستد خشونت از آن خارج خواهد شد در خانواده هم میتوان این مساله را تمرین کرد یعنی دیگری را همان گونه که هست بپذیریم نه این که همه خودشان را حق بدانند. راه حل تکمیلی در جرات نقد خودی است و تخلیط عقل نظری و عقل عملی؛ دعوای اپوزیسیون این روزها این است که به کجا میخواهیم برسیم، همه دعواها بر سر هدف گذاری است اگر قبول کنیم که تنهایی نمیتوانیم به هدف برسیم باید دیگری را بپذیریم و از ایده‌ئولوژی وارد استراتژی بشویم«.

 

وی صحبت های خود را با خواسته «کالبدشکافی دهه ۶۰ با رویکرد دوری از خشونت و نفرت» به پایان برد و اعلام کرد «اگر "شجاعت بخشش" طلب میشود ما هم طلب "شجاعت حقیقت گویی" داریم و تنها در سایه حقیقت میتوان بخشید حتی اگر نتوان فراموش کرد«.

 

دادخواهی ملی در مقابل انتقام گیری سیاسی

 رضا معینی، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر و مسئول بخش ایران سازمان «گزارشگران بدون مرز» که هفت نفر از اعضای خانواده خود را در اعدام های دهه ۶۰ از دست داده است ضمن محکوم کردن کشتار در آن دهه و هرگونه رفتار خشونت آمیزی گفت «دادخواهی تنها بخش قضایی و محاکمه و مجازات نیست، زیرا پروژه ای است برای ایران فردا که در آن دیگر هرگز چنین اتفاقی نیفتد، این تنها روندی نیست که به خانواده ها مربوط باشد بلکه به کل جامعه ارتباط دارد«.

 

معینی ضمن اشاره بر این که در سال های اخیر بحث صلح در سازمان ملل ادامه دارد، تاکید کرد «صلح و عدالت همزاد بشر هستند، در عین حال تاریخ برقراری نیمه ای از عدالت در همین جهان است، چه صلح و چه عدالت را جهان با امنیت و صلح بین المللی محدود میکند«.

 

به عقیده وی «یکی از اصلی ترین مبناهای ایجاد سازمان ملل، اصل امنیت و صلح بین المللی بوده و تمامی دادگاه های بین المللی نیز از این اصل برخاستند».

 

معینی در ادامه با مثال زدن از افغانستان به عنوان کشوری که در آن نه صلح برقرار شد و نه عدالت «حضور نیروهای امنیتی» در این کشور را به نقد کشید به گفته وی «نیروهای بین المللی به نام صلح و عدالت به افغانستان آمدند و نه صلحی برقرار شد و نه عدالتی اما همین مجموعه عدالت را عامدانه فدای «نه صلح» کردند به طوریکه برخی از جنایتکاران در راس حکومت قرار گرفتند«.

 

وی در تکمیل سخنان خود مدعی شد «نه این که دادخواهی و کمک بین المللی غلط است نه، اما اگر یک توافق ملی بر حل کردن مسائل بین خود ما نباشد و متفق النظر نباشیم که حقیقت باید روشن شده و عاملان و آمران آن در دادگاهی علنی محاکمه شوند هیچ کمکی فایده ای نخواهد داشت و و ضعیت ما مانند افغانستان خواهد شد اما برعکس در صورت روی دادن این اتفاق است که کارشناسان بین المللی نیز خواهند توانست کمک کنند«.

 

از نظر رضا معینی کلمه آشتی ملی به غلط ترجمه شده و اصل آن «سازگاری» است به طوری که این سند پایه به عنوان کمیسیون ها بر ۴ پایه استوار است:‌«یک، روشن شدن حقیقت، دو، تامین خسارت برای قربانیان (حق دانستن)، سه، محاکمه و مجازات عاملان و آمران، چهار، مکانیزم هایی برای تقویت حافظه تاریخی و امنیت جامعه.

 

وی در پایان خاطرنشان کرد «اگر مساله دادخواهی حل و حقیقت روشن نشود، عاملان و آمران مجازات نشوند و این تصمیم گیری به حلقه سیاسی کشده شود عملا هیچ امکانی برای جلوگیری از فجایع نخواهد بود«.

  

نقد روشن، جامعه ای دموکرات

 رضا اکرمی، فعال سیاسی، تحلیلگر و هوادار جنبش چپ و سازمان چریکهای فدائی خلق که تا آستانه انقلاب در زندان به سر میبرد، معتقد است «کشتار دهه ۶۰، بزرگترین فاجعه تاریخ به حساب می آید

 

به گفته وی کشتار تابستان ۶۷ تسویه حساب با هر نوع دگراندیشی بود به طوریکه در آن سال، جمهوری اسلامی با معضلاتی چون «پایان جنگ و تعداد زیاد زندانیان سیاسی» روبرو بود به طوریکه «به این دلیل که ده سال از انقلاب گذشته بود و دیگر نمیتوانستند زندانیان را به بهانه انقلاب در زندان نگه دارند و نمیدانستند اگر آنها قدم به خیابان ها بگذارند چه پیش خواهد آمد به دنبال بهانه ای برای اعدام آنان بودند و اعدام حکم ارتداد را میطلبید«.

 

وی با انتقاد از مسئولانی که در قبال این فاجعه سکوت کرده اند گفت «چرا تاکنون گامی برای پاسخ گویی برداشته نشده، چرا سالگرد خاوران هیچ اطلاعیه ای بیرون نمی آید و صدایی بلند نمیشود؟‌و در این مرحله است که مساله فراموشی مطرح میشود».

 

از دید رضا اکرمی امروز مساله فقط «بخشش» نیست بلکه تلاش زیادی برای «فراموشی» صورت میگیرد در حالیکه هیچ کدام از بازماندگان به دنبال «انتقام» و «خونخواهی» نیستند و تنها راه حل در «مستند سازی» و ارائه «لیست زندانیان و اعدامی ها» است.

 

به عقیده اکرمی، اگر چنین اراده ای در نظام برای حقیقت گویی و چنین اراده ای در جامعه برای حقیقت یابی شکل گیرد، جنشی ایجاد خواهد شد «همگرا«.

 

وی در ادامه «نقد ریشه ای» را چاره ای برای «از هم گسیختگی» جامعه عنوان کرد به طوریکه از نظر او موضعگیری کسانی از داخل نظام مانند آنچه آیت الله منتظری انجام داد تاثیر بیشتری خواهد داشت و جامعه نیز از آن سو بایستی در کنار آزادی خواهی مطالبه ی دادخواهی داشته باشد زیرا «در این حالت است که آشتی بین سازمان های سیاسی» شکل میگیرد.

 

 اهمیت مستندسازی

 ایرج مصداقی، نویسنده و فعال سیاسی از زندانیان دهه شصت در زندانهای جمهوری اسلامی، «مستندسازی» را در راستای «دادخواهی» میداند.

 

از نظر وی هیچ اتفاقی در آن دوره «قابل انکار» و «پوشیده» نیست اما «جامعه هنوز به اهمیت موضوع مستندسازی پی نبرده است زیرا چنین جنایتی در هیچ کجای دنیا و تاریخ اتفاق نیافتاده است، دلیل آنکه به این کشتار پرداخته نشده این است که خود عاملان و آمران متوجه شده اند که چه کردند و این جنایت با توافق همه مسئولان بود، همه در این جنایت شریک بودند و با سکوت خود هنوز هم شریک هستند».

 

وی گفت که  خود تک تک «قبرها» را دیده اما «دروغگویی نظام تا آنجاست که تاریخ روی قبرها هم اشتباه است، زمانی که این تاریخ ها نوشته میشدند متوجه نبودند که ۱۳۰ کشتار را در محرم سند میزنند در حالیکه بخش زیادی از این اعدامی ها بعد از این تاریخ هاست».

 

مصداقی با ابراز امیدواری در اشتباه بودن آینده نگری خود اعلام کرد «آنهایی که در آن فاجعه، در حکومت بودند تغییر کردنی نیستند، زیرا عقب افتاده ترین قشر جامعه به قدرت رسید و برای پایداری در قدرت باید قلع و قمع میکرد».

 

سخنان مصداقی با طرح موضوع مهاجرت پایان یافت، وی با ارائه آماری از مهاجران و اشاره به این نکته که امروز هم بسیاری از مسئولان از کشور خارج شده اند یا بسیاری از فعالان حقوق بشر یا حقوق زنان یادآور شد «رژیم ظرفیت پذیرش ما را ندارد برای همین همه بیرون آمده ایم، ما هرچقدر هم که خیرخواه این حکومت باشیم به اندازه موسوی و کروبی که نیستیم، ببینید با آنها چه کردند».

 

ضرورت اجتناب ناپذیر

 مهین جزنی، آخرین سخنران این نشست و همسر بیژن جزنی، فعال سیاسی و و از زندانیان دوره پهلوی، دادخواهی را ضرورتی اجتناب ناپذیر برای «تحکیم دموکراسی» خواند.

 

وی کشتار ۶۷ را در راستای رفتار محمدرضا پهلوی و کشتن ۹ نفر در زندان دانست اما در وسعتی بزرگتر.

 

از نظر جزنی، دادخواهی، جنبه «اجتماعی و اخلاقی» دارد و امری نسبی نیست بلکه «باید بر طبق قانون و به دور از خشونت و نفرت باشد تا بتواند شرایط همزیستی در آینده را حاصل شود».

 

وی اولین قدم را «لغو حکم اعدام» دانست تا «هرگز هر انسانی را نکشند» و گام بعدی را تغییر شعارهای خشونت طلب مانند «میکشم میکشم آن که برادرم کشت» عنوان کرد زیرا در این صورت است که «فرهنگ کشتن از میان برداشته میشود».

 

جزنی در پایان سخنان خود، با یادآوری از مادران صلح، مادران عزادار و مادران خاوران، فعالیت آنان در راستای «دادخواهی» و «دوری از خشونت» را قدر نهاد و گفت: «زنان عمیقا قبول دارند که خشونت، خشونت می آفریند».

 

در پایان نشست «یاد و خاطره کشته شدگان دهه ۶۰» دو سرود «سر اومد زمستون» و «رود» توسط مهرداد بران و کاوه فرهنگ نواخته شد و حاضران به یاد از دست رفته گان این فاجعه ملی، متن این سرودها را با یکدیگر زمزمه کردند.

   

آیدا قجر

ارسال به :