دوشنبه ۰۵ تیر ۱۳۹۶ -
- 26 Jun 2017
01 شوال 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
«نه» مجدد به احمدی‌نژاد

 

احمدی‌نژاد در سفر اخیر خود به تبریز، بار دیگر با یک «نه» معنادار مواجه شد. این «نه» مشهود و آشکار، عدم‌استقبالی بود که با وجود همه‌ی تمهیدات دولتی، محسوس و قابل توجه بود.

مطابق داده‌های اعلام شده توسط وزارت کشور محصولی، احمدی‌نژاد در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، تنها در شهر تبریز بیش از 435هزار رای داشته است (بیش از 50 درصد آراء). و این درحالی است که براساس همین نتایج، آراء میرحسین موسوی در این شهر حدود 420 هزار نفر بوده و رضایی و کروبی نیز به‌ترتیب حدود 10 هزار و  سه هزار و 500 رای داشته‌اند. اما آیا استقبال صورت گرفته از احمدی‌نژاد، متناسب با آراء اعلام شده برای او بود؟

قابل اشاره است که مطابق نتایج رسمی انتخابات 22 خرداد (تایید شده توسط شورای نگهبان) احمدی‌نژاد در استان آذربایجان شرقی بیش از یک میلیون و 131 هزار رای داشته است (حدود 75/56 درصد کل آراء این استان). برطبق این نتایج، احمدی‌نژاد در شهرستان‌های اطراف تبریز، چنین آرائی را کسب کرده است: مراغه بیش از 87 هزار؛ مرند بیش از 70 هزار؛ اهر حدود 48 هزار؛ بستان ‌آباد بیش از 38 هزار؛ آذرشهر بیش از 37 هزار؛ اسکو بیش از 32 هزار؛ و ورزقان حدود 21 هزار رای. و این نکته را نیز باید افزود که در هیچ‌یک از شهرهای یادشده آراء موسوی بیشتر نبوده است.

ذکر این مطلب هم بی‌فایده نیست که از یاد نبریم شهروندان صاحب حق رای، همه‌ی اهالی منطقه نیستند. چنان‌که بسیاری از کودکان و نوجوانان و کسانی که در انتخابات شرکت نکرده بودند را باید مورد توجه قرار داد. گفتنی است، براساس آمار جمعیت سال 1385، جمعیت تبریز حدود یک میلیون و 580 هزار نفر و جمعیت استان آذربایجان شرقی بیش از سه میلیون و 600 هزار نفر است (تاکید می‌شود که آمار مزبور مربوط به نتایج رسمی آخرین سرشماری کشور در سال 1385 است و جمعیت منطقه‌ی مورد اشاره، قطعا" بیشتر از سه سال پیش است).

نیم‌نگاهی به اعداد و ارقام پیش گفته (آراء اعلام شده برای احمدی‌نژاد در تبریز، آذربایجان شرقی، و شهرستان‌های پیرامون و تقریبا" نزدیک به مرکز استان) نشان می‌دهد که انتظار استقبال چشمگیر از احمدی‌نژاد، آن‌هم در دور جدید از سفرهای استانی‌اش، و در مقام رئیس‌جمهور پیروز در انتخاباتی حساس و پرحاشیه، انتظاری بیراه نیست. خواننده‌ی منصف، بی‌شک با این نظر همدل است که پیش‌بینی و تدارک «استقبال رسمی» از احمدی‌نژاد در چنین سفری، مفروض ارزیابی می‌شود. چنان‌که شواهد متعدد و تصاویر پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی و عکس‌های مندرج در خبرگزاری‌های حکومتی، این مدعا را به‌قدر لازم مدلل می‌سازد که نیازی به تردید و گمان نباشد.

نکته‌ی قابل توجه آن‌که در یکی از مهم‌ترین بخش‌های خبری سیمای جمهوری اسلامی، یعنی خبر ساعت 21 شبکه اول روز چهارشنبه 27 آبان‌ماه 1388، پوشش تصویری مراسم استقبال از احمدی‌نژاد و دیدارها و برنامه‌های بعدی او، به‌شکلی محسوس تامل‌برانگیز بود. مستقل از پخش تصاویر «بسته» از مستقبلان در خیابان و استادیوم تختی تبریز (که بعدتر و در تصاویر منتشر شده در اینترنت، مشخص شد علت چه بوده!) و صرف‌نظر از تاکید مجری خبر بر هوای سرد و بارش باران در تبریز، جالب توجه این بود که حتی تصویری از میزان استقبال از دیدار وی با خانواده شهدا پخش نشد، و در مورد دیدار احمدی‌نژاد با روحانیان منطقه نیز، در تصویر کوتاهی که سیمای ضرغامی پخش کرد، آشکار شد که سالن معمولی مراسم، نیمه‌‌پر است و مجریان و هادیان مراسم نتوانسته‌اند آن را لبالب از جمعیت مشتاق و حامیان شیفته، حتی از جمع طلاب و روحانیان منطقه کنند.

یکی از معنادارترین رخدادها در نحوه‌ی پوشش سفر اخیر احمدی‌نژاد به تبریز هم، در ارگان اقتدارگرایان رخ داد. کیهان، به‌مثابه‌ی مهم‌ترین تریبون تحریف‌گران حقیقت، بی‌پروایی تمامیت‌خواهان را در دروغ‌پردازی و انعکاس وارونه‌ی وقایع، با دست‌کاری عکس جمعیت حاضر در استادیوم تختی تبریز، و انتشار آن به‌عنوان عکس اول صفحه‌ی نخست خود، عریان ساخت. جالب آن‌که کیهان در تیتر عکس خود به «هوای سرد و بارانی تبریز» اشاره کرد و این‌چنین، بیش از پیش، تعجب و خشم حامیان رسانه‌ای (و امنیتی) احمدی‌نژاد را از کیفیت استقبال مردم از وی، عریان ساخت.

استقبال کم‌رنگ و معنادار مردم تبریز و آذربایجان شرقی از احمدی‌نژاد، پس از واکنش قابل‌تامل مردم مشهد و خراسان رضوی و زائران حاضر در مشهد نسبت به سفر پیشین او (نخستین سفر استانی او در دور جدید)، «نه»‌ی جدید و دیگری بود که نشانه‌های متعددی نه تنها برای ناظران و تحلیل‌گران و نیز همگامان جنبش سبز که برای صاحبان قدرت به‌همراه داشت؛ البته اگر گروه اخیر، چشمان خود را بر واقعیت‌ها نبندد، حقایق را تحریف نکند، و نخواهد با نخوت و بی‌اعتنایی از کنار مطالبات و خواسته‌های لایه‌های اجتماعی گوناگون، و شهروندان پرشمار، عبور کند.

احمدی‌نژاد در سفر به مشهد نیز با همین «نه»ی معنادار روبرو شده بود. او و همفکرانش که این سفر را در مقطع زمانی خاصی تدارک دیده بودند (هم‌زمان با جشن سالروز میلاد امام رضا و حضور صدها هزار زائر در مشهد) باز هم با واکنش تامل‌برانگیز شهروندان و «قهر» محسوس مردم معترض مواجه شدند. چنان‌که که نگارنده (که خود اصالتا" مشهدی است) تا هنگامی که عکس‌های منتشر شده از این سفر را در خبرگزاری‌های همسو با قدرت مسلط ندید، اخبار مربوط به عدم‌استقبال معنادار از وی را _آن هم در هنگام سخنرانی در یکی از صحن‌های حرم رضوی_ باور نکرد.

این نوشتار بدون یک اشاره، غیرعلمی و ناتمام و ناصحیح می‌نماید. صاحب این قلم هرگز مدعی نبوده و نیست که محمود احمدی‌نژاد و شعارهای او، فاقد هرگونه حمایت اجتماعی است. بی‌تردید جمعیت حاضر در استادیوم تختی یا مستقبلان به‌پیشواز رفته در خیابان‌های تبریز را تنها حامیان حکومتی و «گوش به فرمان»ها  و  کودکان و نوجوانان مدرسه‌ای و کارمندان مجبور، تشکیل نمی‌دادند. لایه‌هایی غیرقابل اغماض از شهروندان، به‌هر علت و دلیل، حامی او بوده و هستند. اما آنچه به‌نظر می‌رسد بتوان بااطمینان مدعی آن شد، یکی نسبت کمتر آنها در مقایسه با معترضان و منتقدان احمدی‌نژاد است، و دیگری، ریزش محسوس حامیان و هواداران احمدی‌نژاد، پس از وقایع انتخابات و به‌ویژه سرکوب خشن شهروندان معترض؛ وضعی که می‌توان از آن با عنوان «بحران مشروعیت اخلاقی اقتدارگرایان» یاد کرد.

عدم‌استقبال معنادار از احمدی‌نژاد در تبریز _و آذربایجان شرقی_ «نه»ی دیگری به اقتدارگرایی و اقتدارگرایان بود. این شکاف محسوس و قابل توجه میان ملت و دولت، و این «قهر» تامل‌برانگیز بخش قابل‌توجهی از مردم ایران،  اگر با پاسخ و واکنش واقع‌بینانه و علمی و عقلانی مواجه نشود، و تنها بی‌اعتنایی و تحقیر و توهین و تهدید و سرکوب را در برابر ببیند، پیامدهای ناگواری نه تنها برای جریان مسلط در بلوک قدرت، که برای ایران و ایرانیان درپی خواهد داشت.

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.