شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶ -
- 18 Nov 2017
28 صفر 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
پشت پرده شلاق ها را بدانیم
تاوان اختلافات را کسانی پس می دهند که اسیر و زندانیِ حاکمیت چند شقه شده ی فعلی هستند.

 

خبرهایی این روزها از ایران بر صدر رسانه های جهان می نشیند که متن اصلیِ این خبرها ابتدا روی تن شهروندان نوشته می شود؛ خبر تازیانه است، اجرای حکم شلاق است و سپس اهالی رسانه، خبر را از تن تازیانه خورده ی جوانانِ معترضِِ شهر به صفحات رسانه منتقل می کنند اما آنچه در خبرنویسی و اطلاع رسانی مغفول می ماند، پشت پرده ی این شلاق هاست.

اجرای حکم شلاق خبر و موضوع تازه ای در نظام سیاسی و قضایی ایران نیست، در مورد متهمان سیاسی از همان روزهای پس از پیروزی انقلاب انجام حکم شلاق اجرا می شد اما به گفته ی دکتر فرشتیان تفاوت اینجاست که پس از انقلاب، به دلیل دوگانگیِ ایجاد شد از دیدگاه حاکمیت و طرفداران آن، جامعه به دو قسمت خودی و غیرخودی تقسیم شده بود و این حکم ها معمولا در مورد غیرخودی ها انجام می گرفت اما پس از انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری این حکم درخصوص کسانی صورت می گیرد یا صادر می شود که این ها از خودی های این حاکمیت محسوب می شدند یا به تعبیری با خودی های همین حاکمیت کار و فعالیت رسانه ای و سیاسی انجام داده بودند.

اما به نظر می رسد اتفاقا در این دوره هم شلاق ابزاری شده است برای ارضای حس انتقام گیرانه ی کسانی که در حلقه ی حاکمیت دچار اختلاف شده اند و باز قربانی خودِ مردم اند.
پرسشِ اصلی اینجاست که چرا ناگهان حاکمیت به این نتیجه رسید که باید یکی یکی جوانان معترض را به صف کند و حکم شلاق را در مورد آنان اجرا کند؟

حکومت گرانی که بسیار سعی می کنند تا مثلا مصلحت های سیاسی را در نظر بگیرند و به عنوان مثال به دلیل زیر سئوال نرفتن وجهه و چهره ی جمهوری اسلامی در افکار عمومی بین المللی چنین احکامی را به اجرا در نیاورند چه شد که ناگهان مصلحت سنجی ها را هم کنار گذاشته اند؟

به نظر می رسد اتفاقا بخش هایی از حاکمیت به اجرای این شلاق ها نیاز دارد. نه برای تحقیر سمیه توحید لو، یا برای تنبیهِ پیمان عارف و امین و نیایی فر که به تازگی سی ضربه تازیانه هم نصیب او شد به جرم توهین به احمدی نژاد.
مسولان و سیاستمداران ایرانی خصوصا کسانی چون احمدی نژاد و دیگرانی که در رسانه های بین المللی هم بسیار حضور یافته اند همیشه ژست سیاسی شان را حفظ کرده اند و ترجیح داده مثلا برای دفاع از اجرای حکم اعدام و سنگسار هم مواردی نظیرِ تجاوز و قتل را برجسته کنند تا از ظن خویش افکار عمومی جهانی را متقاعد کنند که اگر احکامی چنین در ایران همچنان اجرا می شود تنها به دلیل جلوگیری از قتل و تجاوز است.

اما چه شد که این روزها اجرای حکمِ شلاق آن هم تحت عنوان «توهین به رییس جمهوری» در دستور کار نظامِ قضایی ایران قرار گرفته است؟ آیا ایران دیگر نگرانِ در صدر قرار گرفتن نامِ جمهوری اسلامی به دلیلِ اجرای حکم شلاق برای جوانانی که جرمشان تنها انتقاد به احمدی نژاد بوده، نیست؟ آیا فکر می کنند اجرای حکم شلاق به نام « توهین به رییس جمهوری» احمدی نژاد را در افکار عمومی داخلی و خارجی زیر سئوال می برد؟

به هر حال اینها پرسش هایی است در مواجهه با حکومتی که اتفاقا بر خلاف تصور خیلی ها که فکر می کنند بازتاب و فشار جهانی برایشان مهم نیست، بارها ثابت شده است که همین حکومت میزانِ فشار و سرکوبِ داخلی را با در نظر گرفتنِ معادلات بین المللی تنظیم می کند. در شرایط فعلی که نظام سیاسی ایران علاوه بر بحران بیرونی، با یک بحرانِ درونیِ متاثر از اختلافتِ میان نیروهای حاکم هم دست و پنجه نرم می کند باید دید پشت پرده ی اجرای این شلاق ها در این روزها چیست.

گمان نمی رود که شتابِ بخش هایی از حاکمیت برای شلاق زدنِ معترضان آن هم تحت عنوانِ توهین به احمدی نژاد بی دلیل باشد آن هم در شرایطی که احمدی نژاد مجبور می شود در اولین فرصت اعلام کند که وقتی دانه درشت ها آزاد هستند، از شلاق زدنِ یک دانشجو راضی نیست و پس از آن جوانفکر مشاور او نیز بگوید که احمدی نژاد از برخی مقامات مسوول شکایت کرده بود نه از یک دانشجو. احمدی نژاد از کدام مقاماتِ مسئول شکایت کرده است که قوه ی قضاییه تا کنون نامی از شکایت رسمی احمدی نژاد نیاورده است؟ چه شد که قوه ی قضاییه ترجیح می دهد به جای آن شکایت ها جوانان معترض را به نام توهین به احمدی نژاد شلاق بزند.

این بار همزمان که تیتر نخست رسانه های داخلی به سفر رهبری و آنچه «استقبالِ عظیمِ مردمی از رهبری جمهوری اسلامی» خوانده می شود اختصاص یافت از سوی دیگر اجرای حکمِ شلاقِ جوانان به نامِ توهین به احمدی نژاد در صدر رسانه های دیگر قرار گرفت و نکته ی جالب تر اینجاست که وب سایت های اصولگرایِ منتقد احمدی نژاد هم خبر شلاق خوردن به جرمِ توهین به احمدی نژاد را برجسته کرده اند.

اینکه ما از احمدی نژاد خوشمان نیاید به دلیل انکارهای مکررِ واقعیت ها به او اعتراض داریم، بحثِ دیگری است اما به نظر می رسد در این زمینه واقعا احمدی نژاد به حرمتِ‌ نقد بلکه به دلیل زیر سئوال نرفتنِ چهره اش در افکار عمومی داخلی و خارجی واقعا راضی به اجرای حکم شلاق چند جوانِ معترض نیست. چون خوب می داند که اجرای این شلاق ها دقیقا شلاق به چهره و وجهه ی خود احمدی نژادی هم هست.


اگر در کنار همدلی و کار رسانه ای برای کسانی که حکم شلاقِ وحشیانه در موردشان اجرا شده است ، به دنبال پشت پرده و انگیزه های این تازیانه ها و البته مخالفت با اصلا اجرای چنین احکامی نباشیم، فردا وارد مرحله های پیچیده ترِ این اختلافات خواهیم شد. تاوان این اختلافات را کسانی پس می دهند که اسیر و زندانیِ حاکمیت چند شقه شده ی فعلی هستند. فردا که این اختلافات بیشتر شد، چه بسا گروهی دیگر در حلقه ی این اختلافات برای اینکه ضربِ شصتِ شدید تری به آن طرفِ دعوا نشان دهند، بی گدار تر وارد عمل شوند و حکمِ اعدام هم صادر کنند برای آنان که به رهبری، ولایت فقیه و یا به تعبیر خودشان به مقدسات اسلامی توهین کردند....


*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.