مخالف سياسي (چه كسي كه اصل نظام و حاكميت ديني را قبول دارد ولي به شيوه و سياست حاكمان انتقاد دارد، يا كسي كه اصل نظام و حاكميت ديني يا ساختار سياسي نظام و يا صلاحيت حاكمان را قبول نداشته باشد) از ديدگاه شرع داراي حقوقي است؛ كه اين حقوق اختصاص به مسلمانان ندارد، و شامل آنان -اعم از شيعه و سني- و غير مسلمانان ميگردد.
اما در غير مسلمانان در مثل جامعه ايران تابع توافقهايي است كه در قرارداد ميان آنها و مسلمانان منعقد شده است، و يا در قانون اساسي بيان شده است. حقوق اجتماعي مسلمانان اهل سنت نيز همانند شيعيان است؛ يعني اگر صلاحيتهاي لازم را دارا باشند از ديدگاه اسلام شايستگي تصدي مناصب و مشاغل مختلف را دارا ميباشند. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 478)
مخالفان سياسي - از هر فرقه و مذهبي كه باشند - داراي حقوقي هستند، كه اجمالاً عبارتند از:
اول: حق آزادي بيان و اظهارنظر؛ اين حق عام و نسبت به موافق و مخالف يكسان است. و این حق در راستاي اصلاح برنامه هاي سياسي حاكميت و نصيحت حاكمان و اصلاح ساختار سياسي نظام و تغيير نظام سياسي می باشد. گفتار حق و دادن مشورت عادلانه به حاكميت به ویژه غیر عادل شامل گفتار موافق و مخالف ميباشد. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 479)
دوم: حق فعاليت تشكيلاتي و اقدام سياسي؛ همه افراد جامعه - اعم از موافق و مخالف - ، حق دارند در راستاي تبليغ ايده هاي خود و اصلاح و يا تغيير برنامه هاي نظام بلكه اصلاح اساس نظام بر اساس عقل و منطق فعاليت سياسي و تشكيلاتي داشته باشند و اقدام عملي نمايند؛ و حاكميت مجاز نيست آنان را از اين حق باز دارد. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 480)
سوم: حق اطلاع از تصميم گيري هاي حاكميت - اعم از سياسي، فرهنگي، اقتصادي و... - و اسرار آنها، جز اسرار جنگ در همان زمان. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 482)
چهارم: تأمين فوري حقوق گوناگون از ناحيه حاكميت بدون تأخير يا وقت گذراني؛ حاكميت موظف است حقوق ملت را بدون هيچ گونه مسامحه تأمين نموده و آنان را در برابر خطرات و تهاجمات حفظ كند. اين حق نيز نسبت به موافق و مخالف سياسي عام و يكسان است. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 482)
پنجم: برخورد عادلانه و بدون تبعيض شخص حاكم در آنچه حق است با همه ملت و از جمله با مخالف سياسي خود؛ يعني حاكم ديني با مخالف سياسي خود همان برخوردي را داشته باشد كه با طرفداران و حاميان خود دارد. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 483)
ششم: حفظ حيثيت و كرامت انساني مخالفان سياسي. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 483)
هفتم: حق مصونيت جان، آبرو، مال و شغل مخالف سياسي. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 483)
سنت و شيوه حضرت امير(ع) در برخورد با مخالفان سياسي - همچون اصحاب جمل و صفين و خوارج - تأمين حقوق آنان بود. آن حضرت حقوق خوارج را - تا زماني كه دست به سلاح نبردند - از بيت المال قطع نكرد. و در هنگامه جنگ صفين كه بعضي از ياران ايشان ميخواستند مقابله به مثل كرده و آب را به روي لشكر معاويه ببندند آن حضرت مانع گرديد.
هشتم: حق مصونيت از تعرض قضايي. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 484)
استفاده از مساجد منحصر به نماز خواندن در آن نبوده است؛ بلكه بحثهاي اعتقادي، تفسيري و تاريخي را نيز شامل ميشده. مطابق فرموده آن حضرت مخالف سياسي - كه اقدام مسلّحانه نكرده است - حتي در صورتي كه اصل نظام يا شخص حاكم را قبول نداشته باشد، علاوه بر اينكه نبايد مورد تعرض قرار گيرد، بايد بتواند از مساجد براي هر امر ديني كه مرتبط با خداوند است استفاده نمايد.
مطابق فرموده حضرت مخالفان سياسي حكومت كه به اقدام مسلّحانه روي نياوردهاند، ميتوانند از صدا و سيما و تمام امكانات تحت اختيار دولت استفاده نمايند؛ بلكه احزاب و گروههاي سياسي مخالف ميتوانند خودشان داراي امكانات مستقلي باشند، و روزنامه و شبكههاي خصوصي صدا و سيما و نظاير آن را در اختيار داشته باشند.
نهم: حق پرده پوشي بر عيوب مردم و برائت آنان. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 486)
دهم: حق عفو و گذشت نسبت به لغزشها؛ اين حق نسبت به موافق و مخالف سياسي يكسان است. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 486)
پيامبر(ص) مأموريت داشت كه حتي با دشمنان و مخالفان خود - كه محارب نبودند - به نيكي و عفو و گذشت عمل نمايد تا آنها در نهايت تبديل به دوست شوند البته بجز آن دسته از افراد كه علنا سلاح برداشته و به جنگ و محاربه با اسلام اقدام و حقوق افراد را تضييع ميكردند و نسبت به اين رفتار خود اصرار ميورزيدند. اين عده را ميتوان به اصطلاح امروز از مخالفين سياسي حضرت به حساب آورد؛ زيرا آنان به شيوه و سياست و تصميم گيري پيامبر اعتراض داشتند. ولي با اين حال در آيه 159 همين سوره خداوند به پيامبر دستور ميدهد از آنان گذشت كند و حتي با آنان در امور سياسي اجتماعي مشورت نمايد: (فبما رحمة من الله لنت لهم ولو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم في الامر.) (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 486-488)
آن حضرت پس از فتح مكه به قريش اعلام نمود: "يا معشر قريش! ما ترون أني فاعل بكم؟ قالوا: خيرا، اخ كريم و ابن اخ كريم. قال: اذهبوا فانتم الطلقاء فعفا عنهم." با اينكه همگي آنان اسير و در اختيار حضرت بودند، و با اينكه آنان در جنگهاي بسياري عليه مسلمانان شركت كرده بودند و بسياري از آنان تشكل و روابط محرمانه خود را بر هم نزدند و مترصّد فرصت براي ضربه زدن به پيامبر بودند. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 489)
يازدهم: حقوق اقشار ضعيف و دور از قدرت ; حاكميت موظف است ترتيبي دهد تا افراد ضعيف كه معمولا دستشان به حاكميت نمي رسد بتوانند به حق خويش دست يابند ودر اين حق نيز فرقي بين موافق و مخالف نيست و همگي حق يكسان دارند. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 493)
دوازدهم: حق ديدار خصوصي و بدون حاجب با حاكمان؛ حاكميت موظف است ترتيبي دهد تا هركس كاري و حاجتي يا نظري با يكي از حكام داشته باشد - در هر مرتبه و درجه اي باشد - بتواند به صورت حضوري و شخصي در يك ديدار خصوصي و بدون حاجب و مانع و يا ترس، حاجت و يا نظر خود را به حاكميت برساند؛ و از اين جهت امنيت و آسايش داشته باشد، و موجب پيدايش عوارض منفي براي او نگردد. در اين حق نيز فرقي بين موافق و مخالف نيست و همگي حق يكسان دارند. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 494)
سیزدهم: حقوق اجتماعي و مدني مخالف سياسي؛ همه افراد جامعه برخوردار از حقوق اجتماعي ميباشند؛ و از اين جهت تفاوتي بين مسلمان و غير مسلمان، يا شيعه و غير شيعه وجود ندارد. حقوق فوق الذكر پس از قبول قواعد اجتماع توسط هر فرد و عضويت او در آن ثابت خواهد شد و سلب هر يك از آنها نياز به دليل دارد. و در اين جهت فرقي بين موافق و مخالف سياسي وجود ندارد. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 494-496)
به طور كلي هر عملي كه در شرع و قانون مجازاتي داشته باشد محدوديتي نسبي را نيز به دنبال خواهد داشت؛ كه بايد به همان مقدار اكتفا شود و بيش از آن مقدار مشروعيت ندارد. حتي شخصي كه به حكم شرع و قانون محكوم به قصاص ميشود، حقوق او در عرصه عرض و مال و خانواده بايد محفوظ بماند. اما در مورد مخالف سياسي از آنجا كه هيچ يك از عناوين جرم بر او منطبق نمي باشد، طبعا هيچ حقي از حقوق او سلب نمي شود. بنابراين براي اثبات حقوق اجتماعي مخالف سياسي نيازي به اقامه دليل نداريم، بلكه سلب هر يك از حقوق او احتياج به مجوز و دليل دارد.
حق نصيحت و خيرخواهي حاكميت، و بالابردن درآمد و بهره افراد از بيتالمال، و آموزش و پرورش، سه حق شاخص و نمونه است كه شايد از مهمترين و بالاترين حقوق افراد جامعه به شمار آيد؛ و اگر حاكميت سه حق فوق را تأمين نمايد زمينه تأمين ساير حقوق اجتماعي فراهم ميگردد.
چهاردهم: حقوق مخالف سياسي در رابطه با زندان و دادگاه. زنداني نمودن مخالفان سياسي كه با شيوههاي غيرمسلحانه عليه حاكميت فعاليت سياسي ميكنند، در زمان پيامبراكرم (ص) و حضرت امير(ع) سابقه اي نداشته است؛ و با آنكه از ناحيه منافقين و يا خوارج غير از انتقاد، كارشكني هاي زيادي عليه پيامبر(ص) و حضرت امير(ع) صورت ميگرفت، ولي تا زماني كه اقدام مسلحانه اي از طرف آنان انجام نمي شد برخوردي با آنان به عمل نمي آمد. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 496)
بنابراين مخالف سياسي تا زماني كه وارد عرصه محاربه و افساد و بغي نشده باشد، زنداني كردن و سلب آزادي او دليلي ندارد، بلكه از مصاديق بارز ظلم ميباشد. اينكه در زمان ما متعارف است كه بندگان خدا را به مجرد برخي سوءظن ها يا تهمتهاي خيالي ماهها بلكه سالها در زندان نگه ميدارند هيچ مبناي عقلي و شرعي ندارد و ظلم است نسبت به او و خانواده او، و برخلاف مصالح عاليه كشور نيز ميباشد.
رعايت تمام حقوق اجتماعي زنداني، همچون حق ملاقات با خانواده و دوستان، ادامه كسب و كار و تنظيم امور مربوط به آن، تعليم و تعلّم، گرفتن وكيل براي هر امري و از جمله دفاع از خود، حفظ بهداشت و سلامت جسم و جان خود و نظير اينها از وظایف حاکمیت است. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 497-498)
هيچگاه حاكميت با خشونت و انتقامجويي و كشتار و سركوب تقويت نميگردد، بلكه روز به روز فاصله بين ملت و حاكميت بيشتر ميشود. البته حدود مشخصه الهي در موارد خود پس از ثبوت از راه شرعي بايد اجرا گردد، ولي ساير مجازاتهاي شرعي و قانوني كه از قبيل تعزيرات ميباشند هميشه لازمالاجرا نيستند بلكه در حد امكان بايد با عفو و گذشت و يا تخفيف برخورد نمود. (کتاب دیدگاهها، جلد 1، صفحه 490)
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

.jpg)



