چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸ -
- 16 Oct 2019
16 صفر 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
محکومیت ترور رافق تقی و کسروی از سوی دوستدار، مخملباف و پرهام

جـــرس: در پی قتل رافق تقی‌لی،نویسنده آذری در باکو، جمعی از کنشگرانِ ایرانی مقیم خارج از کشور، بیانیه ای در محکومیت این اقدام صادر کردند.


گفتنی است، رافق تقی که رئيس «مجمع نويسندگان آزاد» نيز بود، در سال ۲۰۰۶ به دنبال نوشتن مقاله‌ای توهین آمیز درباره اسلام با عنوان «اروپا و ما» مورد اعتراض قرار گرفت و آيت الله فاضل لنکرانی نيز طی فتوايی اين نويسنده آذربايجانی را مهدورالدم اعلام کرد. آیت الله لنکرانی نوشته بود: "قتل او (رافق تقی) بر هر کسی که دسترسی داشته باشد، لازم است."

در پی اوج گرفتن اعتراض برخی گروههای مذهبی، همان زمان دولت آذربايجان رافق تقی را دستگير و به سه سال زندان محکوم کرد، که بعد از تحمل دو سال زندان با عفو رياست جمهوری آزاد شد و کار نويسندگی و پزشکی خود را از سر گرفت.


این پزشک و نويسنده آذربايجانی، ۱۹ نوامبر امسال مورد سوء قصد با هفت ضربه عمیق با کارد قرار گرفت، که چند روز بعد، به دلیل شدت جراحات، در بیمارستان درگذشت.


به گزارش جرس، بیانیه جمعی کنشگرانِ ایرانی مقیم خارج از کشور که نسخه ای از آن در اختیار چرس قرار گرفته، به شرح زیر است:


همبستگی با آزاداندیشانِ آذری
هم‌میهنانِ ایرانی،
آزاداندیشانِ آذری،
آذر ماه ١٣٩٠ خورشیدی
رافق ناظر اغلو تقی‌زاده، معروف به رافق تقی‌لی، پزشک، نویسنده و آزاداندیشِ آذری، در پیِ انتشارِ مقالاتی چند در نقدِ اسلام و پس از آن که از سویِ چند تن از مراجع تشیّع و از جمله مرتضی بنی فضل، نماینده‌یِ استانِ آذربایجانِ شرقی در مجلسِ خبرگانِ رهبری و از مدرسینِ حوزه‌یِ علمیه‌ی قم، و نیز محمد فاضل لنکرانی، از مجتهدانِ همین حوزه، تکفیر شده و "مهدورالدم" خوانده شد، در ١٩ نوامبر جاری با چاقو مورد سوءقصد قرار گرفته، چهار روز بعد، در بیمارستانی در باکو، جان سپرد. وی نخستین و واپسینِ قربانیِ خشونتِ مذهبی در این منطقه نبود...


شصت و شش سال پیش، در ٢٠اُم اسفند ماه ١٣۲۴ خورشیدی، در دِل کاخ دادستگری در مرکز تهران، تاریخ‌دان، زبان‌شناس، حقوق‌دان و آزاداندیشِ آذریِ ایرانی، زنده‌یاد احمد کسروی تبریزی، به همین "جرم"، یعنی نقدِ اسلام، و در پیِ تکفیر کسانی که خود را مجتهد و مرجعِ اخلاق می‌دانستند، به همین شیوه، یعنی با چاقو، به فجیع‌ترین شکلی به همراهِ منشیِ خویش، از پای درآمد. کسروی و رافق تقی‌لی، هر دو در میانِ سکوتِ چندش‌آور و ریاکارانه‌یِ اهل قلم و روشنفکری، جانِ خویش را در راهِ اندیشه‌یِ خویش از دست دادند. با این حال و با کمال تأسف، نه احمد کسروی نخستین قربانیِ خشونتِ مذهبی بوده است و نه رافق ناظر اغلو واپسینِ قربانیِ آن خواهد بود ...


آزاداندیشانِ آذری!
بدین وسیله، ما، گروهی از آزاداندیشان، دانشجویان، روشنفکران و کنشگرانِ ایرانی، که سی و دو سال است با زشت‌ترین نوعِ استبداد، یعنی با استبدادِ مذهبی و با بدترین نوع تمامیّت‌خواهی ـ که درلباس و به نام اخلاق و ایمانِ دینی بر مردم تحمیل می‌شود ـ دست و پنجه نرم می‌کنیم، با شما که اهلِ قلم، هنر و اندیشه‌اید و در نزدیکیِ مرزهایِ ایران در کشور خود و برای دفاع از آزادی و حیثیتِ انسانی و حقوقِ بشر و در راه محدود شدنِ قدرت و پاسخگو کردن حکومتگران می‌کوشید و درجهتِ دست‌یابی و برخورداری از حَقِ انتقاد، به عنوانِ بدیهی‌ترین راهِ پویاییِ فکری و اجتماعی، به مبارزه برخاسته‌اید و تا پایِ جان پایدار و ثابت‌قدم هستید، اظهارِ همبستگی می‌کنیم و خود را با شما همدل و همسخن و همراه می‌دانیم.


باشد تا روزی رِسَد که سیمایِ منطقه‌یِ ما از نقابِ زشتِ اختناقِ مذهبی، برایِ همیشه رها گردد.


به امیدِ آن روز و به یادِ زنده‌یادان، احمد کسروی تبریزی و رافق تقی‌زاده...


امضاء:
فریدون احمدی، جواد اسدیان، تهمینا آکفی (نویسنده‌ی افغان)، سارا اکرمی، بابک امیر‌خسروی، بیژن افتخاری، ابراهیم آهنیان، شهریار آهی، ویکتوریا آزاد، امیر حسین اعتمادی، دنیا اکبری، افشین الییان، احمد باطبی، رضا بایگان، سیاوش بختیاری، نیلوفر بیضایی، باقر پرهام، رامین پرهام، محمد جلالی چیمه (م. سحر)، محمدرضا جهان‌پرور، مهدی جلالی، عباس حکیم زاده، فریبا داودی مهاجر، آرامش دوستدار، آرمان رضا خانی، امین ریاحی، بهرام رحیمی، سلمان سیما، رحیم شامبیاتی، کریم شامبیاتی، وحید شعبانی، سعید شعبانی، کاوه شیرزاد، فرد صابری، سیاوش صفوی، ماشالله عباس‌زاده، لیونا عیسی قلیان، سامانه فانی، شهلا فرید، سعید قاسمی‌نژاد، رضا قاضی‌نوری، رضا قریشی، علی کلایی، علیرضا کیانی، دامون گلریز، حسن ماسالی، سیروس ملکوتی، داریوش مجلسی، محسن مخملباف، علیرضا موسوی، بهزاد مهرانی، عبدالمجید مجیدی، ایرج مصداقی، کاظم موافق، محسن موسوی، مریم نایب یزدی، یوحنا نجدی، آرسن نظریان، مسعود والا، حمیدرضا وصاف


ارسال به :