
مطابق آمار، طلاق توافقی، مطالبه مهریه، طلاق غیرتوافقی، مطالبه نفقه، عدم تمکین و حضانت فرزند مهمترین دعاوی مطروحه در دادگاههای خانواده است که در سالهای اخیر طلاقهای توافقی به شکل چشمگیری افزایش یافته است.
روز گذشته قاضی قباد اکبری ضمن تایید افزایش آمار طلاقهای توافقی در کشور اعلام کرد میزان طلاقهای توافقی در سال ۸۹ نسبت به سال ۸۸ به صورت چشمگیری افزایش داشته است و طبق آمارهای اعلام شده به نظر میرسد در سال ۹۰ نیز به مراتب بیشتر شود.
به گفته وی در کل دعاوی مربوط به خانواده به معنای خاص (نکاح و طلاق) طلاق توافقی بالاترین رتبه رسیدگی را به خود اختصاص داده است و مطالبه مهریه و طلاق غیر توافقی نیز از نظر تعداد در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند.
مطابق آمار طلاق از 5/9 درصد در ۱۰ سال قبل به ۲۴ درصد در سال گذشته افزایش پیدا کرده و در شش ماه ابتدایی سال جاری نیز با افزایش ۶ درصدی مواجه بوده است.
تهران رکورددار میزان طلاق
مدیرکل دفتر آمار، اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور اعلام کرده است که تهران با دو هزار و ۷۹۲ فقره طلاق دارای بیشترین و چهارمحال و بختیاری با 82 فقره طلاق دارای کمترین آمار طلاق در میان استانهای کشور بودهاند.
علی اکبر محزون با اشاره به افزایش میزان طلاق توضیح داد: دراین مدت ۱۲ هزار و ۴۱۳ فقره طلاق در کشور رخ داده است. این درحالی است که آمار طلاق در شهریورماه ۱۱ هزار و ۴۴۳ مورد بوده است.
محزون افزود: استانهای تهران با دو هزار و ۷۹۲ فقره، خراسان رضوی با یک هزار و ۱۵۷ فقره و اصفهان با ۷۳۶ فقره طلاق دارای بیشترین آمار طلاق و همچنین استانهای ایلام با ثبت ۳۶ فقره، خراسان جنوبی با ۶۳ و چهارمحال و بختیاری با ۸۲ فقره طلاق دارای کمترین آمار طلاق در میان استانهای کشور بوده اند.
مشکل اقتصادی؛ عامل اصلی طلاقها
ماه گذشته يك عضو کميسيون اجتماعی مجلس که سرعت افزایش میزان طلاق در کشور را "نگرانکننده" عنوان کرد مشکلات اقتصادی را عامل اصلی افزایش طلاقها دانست.
سيدعلي ميرخليلی معتقد است: نبود شرايط مناسب مالي و ايجاد تضاد طبقاتي ميان خانوادهها موجب سست شدن پايههاي خانواده و افزايش طلاق ميشود.
همچنین مصطفی اقلیما، رییس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران عامل "گرانی و تورم" را یکی از مسائل مهم دخیل در افزایش طلاقها میداند که کمتر به آن توجه میشود.
این کارشناس اجتماعی میگوید: در این شرایط که قیمت اجناس و هزینههای مسکن و زندگی روزبهروز افزایش مییابد، افراد فقیرتر شده و دیگر کسی حاضر نیست ازدواج کند چرا که از زیر بار چنین مسوولیت سنگینی رفتن میترسد و نمیداند آیا میتواند از پس هزینههای امرار معاش یک خانواده برآید یا نه. از این رو، فقط نمیتوان به جوانها توصیه کرد که بروید ازدواج کنید و این سنت را انجام بدهید بلکه باید به شرایط اقتصادی آنها و جامعه نیز توجه کرد که آیا اصلا با این درآمدها و با این مخارج میتوانند چنین کاری را بکنند یا نه، آن هم در شرایطی که عدهای بیکار هستند و حتی کار ندارند چه برسد به این که درآمد خوبی داشته باشند یا خیر.
اقلیما با بیان این که "در شرایط کنونی، هیچکس نمیداند آیا این میزان حقوقی را که دارد فردا هم دارد یا نه" ادامه میدهد: این عدم ثبات و آرامش نداشتن از سویی منجر به ترس از ازدواج و از سوی دیگر منجر به بداخلاقیهای ناخودآگاه با افراد خانواده میشود. این که میگویند باید به مردم مهارتهای زندگی و کنترل شیوههای خشم را آموزش داد درست است اما مساله اینجا است که تنها با آگاهی نمیتوان کاری کرد، نمیتوان گفت گرسنه باش ولی آگاه باش و دست به رفتار ناهنجار نزن و آرام به زندگیات ادامه بده.
اگرچه نمیتوان منکر شد که گاه مسئله طلاق پایان دادن به یک زندگی مشترک ناموفق است، اما سرعت افزایش آمار طلاقها در جامعه نشان از مشکلات جدی در این مقوله دارد که نیازمند توجه به این بحث و چارهاندیشی برای شرایط حاضر است.



