دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ -
- 21 Oct 2019
21 صفر 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
محکوم به شکست


کابل/ برلین

گزارش ویژه – پیش از برگذاری کنفرانس بین المللی افغانستان در دوشنبه آینده، 4 دسامبر 2011 در بن، از جانب برلین دعوی اعمال نفوذ دراز مدت در هندوکش مطرح گشت. به کفته میشائیل اشتاینر مأمور آلمان برای افغانستان و پاکستان برلین قصد ندارد رژیم کابل را در آینده دست تنها بگذارد. و بنا بر اطلاعیه وزارت دفاع آلمان ارتش آلمان فقط به منظور حمایت از نیروهای نظامی افغانستان، پس از 2014 نیر در این کشور مستقر خواهد ماند. اوضاع این کشور بیش از ده سال پس از حمله و اشغال آنجا هنوز نیز تثبیت نگشته است: روزانه حدود 70 عملیات خشونت آمیز صورت می گیرند و میزان قربانیان غیرنظامی سال به سال فزونی می یابد. تحلیلگران دوایر فکربافی آلمان در این مورد باهم توافق دارند که بهبودی وضع حاضر غیر قابل انتظار بوده، سقوط کشور بسوی جنگ های گسترده داخلی و یا تبدیل آنجا به اماراتی اسلامی پس از 2014 متصور است. از نظر کارشناسان احتمال استفاده از تیراندازی هدفدار به قصد حذف مخالفین از جانب نیروهای ناتو بسیار بالا است. صرفنظر از بدتر شدن دائم اوضاع افغانستان به ارزیابی برلین وارد شدن به جنگ در این کشور اقدام «درستی» بوده است.

دعوی اعمال نفوذ

با کنفرانس بین المللی افغانستان که در دوشنبه آینده در برلین صورت خواهد گرفت، برلین مبانی تداوم اعمال نفوذ خویش در آن کشور را برای پس از خروج نیروهای ناتو از آنجا تثبیت می کند. کنفرانس مزبور بزرگترین کنفرانسی خواهد بود که تا کنون وزارت امور خارجه آلمان برگزار کرده است. در ظاهر قرار است رهبری این کنفرانس بر عهده رئیس جمهور افغانستان، حمید کرزای باشد که نفوذش از کابل فراتر نرفته و در وابستگی مفرط از غرب عمل می کند. به گونه ای که میشائیل اشتاینر، مأمور ویژه دولت آلمان و ریاست هیئت تماس های مربوط به افغانستان و پاکستان اظهار داشت، در آینده نیز افغانسان را «دست تنها» نخواهند کذارد. بدین صورت که از جمله نیروهای ناتو همچنان برای سازماندهی و آموزش ارتش و پلیس آن کشور کوشش خواهند نمود. همچنین تحت عنوان «راه ابریشم جدید» طرح اقدامات اقتصادی جدیدی برای تقویت شرایط سرمایه گذاری های خصوصی ریخته شده است که هدف آن بهبود امکانات بازرگانی و راه های ارتباطی در افغانستان می باشد [1] اما اینکه اینگونه افکار در شرایط واقعی افغانستان چگونه عملی گردد، به هیچ وجه قابل تصور نیست.

کشتگان بیش از پیش

افغانستان ده سال پس از اشغال توسط غرب در واقع همواره عمیق تر به جنگ داخلی کشیده می شود. بر حسب اطلاعات سازمان ملل متحد در همین پنح سال گذشته طی درگیری های نظامی دستکم 8800 تن غیرنظامی کشته شده اند و شمار مجروحین چندین برابر آن بوده و میزان مقتولین غیرنظامی رو به افرایش و فقط در نیمه اول سال 2011 به 1450 تن رسیده است. در حالی که تا کنون بیش از ده سال است ادعای بازسازی کشور تکرار میگردد، عملیات خشونت آمیز رو به فزونی بوده، ماهانه به 2100 فقره می رسد، یعنی 70 درگیری خشونت آمیر در روز. سیاست کوشش برای ایجاد شکاف میان شورشیان و کشاندن حداکثر میزان ممکن از آنها به سوی غربیان با شکست مواجه گشته است. بنا بر اظهارات یکی از وزرای داخله افغانستان که میان 2008 و 2010 مسئول گفتگو با شورشیان بوده است که در مرکز مطالعات استراتژیک بین المللی عنوان گشت تا کنون فقط 8 در صد از 30 هزار نفرات شورشی دست از مبارزه مسلحانه کشدیه اند و تقریبا هیچیک از شورشیان جنوب که محور قیام مسلحانه می باشد به نیروهای دولتی یا غربی تسلیم نگشته است. در باره کوشش برای ایجاد شکاف میان مخالفین وزیر داخله اسبق می گوید، اینکار جواب نمی دهد. [2]

حملات مکرر توسط هواپیماهای فاقد سرنشین

ادامه شکست ها در پاکستان نیروهای غرب را در معرض مخاطره قراد داده اند. دولت پاکستان پس از آنکه حملات هوائی نیروهای ناتو به محدوده آن کشور موجب کشته شدن 24 سرباز پاکستانی گشت، اقدامات متقابلی را اتخاذ نموده است. اسلام آباد مدتهاست مجبور به تحمل آن است که هواپیماهای شکاری و نیز هواپیماهای فاقد سرنشین کشورهای عضو ناتو بمباران های مکرری در محدوده عرضی آن کشور را انجام می دهند. بنا بر اطلاعات کارشناسان بین 2003 و 2010 دستکم 1400 تن بر اثر بمیاران های مزبور کشته شده اند. بنا بر اطلاعات مرکز غیردولتی ناظر و ثبت کننده مستند درگیر ها Conflikt Monitoring Center از ژانویه تا سپتامبر امسال طی 66 حمله ای که توسط هواپیماهای فاقد سرنشین به پاکستان شده است 515 نفر بقتل رسیده اند که بخش اعظم آن ها غیر نظامی بوده اند. به همین دلیل پاکستان اقدامات متقابلی را اتخاذ نموده و خطوط تأمین ملزومات جنگی نیروهای ناتو به افغانستان را که از میان پاکستان می گذرند، بسته است و به نیروهای آمریکائی نیز التیماتوم داده است که یکی از پایگاه های هواپیماهای فاقد سرنشین خویش را جمع کند. علاوه بر این پاکستان اعلام نموده است که قصد ندارد در کنفرانس بین المللی افغانستان مشارکت نماید. این را بخاطر نفوذ برزگی که پاکستان بر تحولات افغانستان دارد، می توان به منزله مقدمه شکست کنفرانس مزبور دانست. پیش از آن نیز مأمور آلمانی مسئول این کنفرانس، آقای اشتاینر اظهار نمود، آنها به این برداشت رسیده اند «که تثبیت اوضاع افغانستان بدون همکاری پاکستان محکوم به شکست می باشد.»[3]

جنگ داخلی یا امارات

پیش بینی های آینده برای افغانستان که در پس ظاهر سیاست برلین وجود دارند، ابعاد شکست غرب را نمایان می سازند. مطابق تحلیلی که توسط توماس روتیگ و همکارانش از شبکه تحلیل افغانستان Afghanistan Analysis Network (AAN)نوشته شده است در این پیش بینی ها ارزیابی وضع حاضر از جانب ناتو و کشورهای غربی همچنان خوشبینانه به نظر می رسد. اما در واقع پس از 2014 در افغانستان یکی از چهار سناریوی فاجعه بار زیر قابل تصوراند: بهترین حالت، باقیماندن حاکمیت نظام اشراف منش می باشد (حالت 1) با طالبان و (حالت 2) بدون آنها. در هر دو حالت افغانستان «بخاطر مدیریت دولتی فاسد، عدم تعادل نیروها، میزان بالای جنایت و خطر دائم جنگ داخلی» فاقد کارآئی خواهد ماند. به همین جهت قابل تصور است که این کشور عرصه جنگ های داخلی گردد (حالت 3) «میان سرداران نیروهای محلی و نیروهای شورشی غیر قابل کنترل که با هم جنگیده و موجب افزایش میزان جنایت خواهند بود.» در این حالت وضعیتی مانند آنچه که بین سال های 1992 و 1996 بوده است تجدید خواهد شد. در (حالت 4) بنا بر تحلیلی که بنیاد علم و سیاست (SWP) منتشر ساخته است، پیروزی طالبان و بنیان گذاری یک امارت اسلامی نیز ممکن می باشد. [4] پیش بینی های مزبور گویای خیلی چیزهاست.

تیراندازی هدفدار به قصد حذف افراد در مقیاس وسیع

در باره نحوه رفتاری که از جانب غرب تا سال 2014 انتظارش می رود، بنیاد SWP تحلیل دیگری را در ماه سپتامبر منتشر نمود. به نظر نویسنده تحلیل مزبور این نتیجه را می توان گرفت که نیروهای غربی در آینده نزدیک کار خود را بیشتر بر روی کشتن هدفدار برای حذف افراد متمرکز نمایند („kill or capture“ –trageting) بنا بر تحلیل SWP کشتن هدفدار در مقیاس وسیع آخرین امیدی است که برای آنها مانده است. [5] اینگونه عملیات ها به قضاوت نویسنده تحلیل مزبور با برنامه هائی که کشورهای عضو ناتو برای تقلیل نیروهای موجود دارند متناسب است. دولت آلمان در این راستا اعلام نموده است که پس از سال 2014 سربازان خود را به میزان کم تری بکار خواهد گرفت. البته با این ادعا که از آنها فقط برای حمایت از نیروهای افغان استفاده خواهد شد. این را وزیر دفاع آلمان توماس دومیزیر ادعا کرده است.

فقط ابلهانه

بدون توجه به شکست آشکار، وسعت یافتن جنگ ها و پیش بینی های وحشتبار، برلین بر این تأکید دارد که حمله به افغانستان در پائیز 2001 و آشغال آن کشور کار درستی بوده است. بنا بر توجیهی که اشتاینر، مأمور تبلیغاتی دولت آلمان در مورد افغانستان از واقعیاتی که دیگر قابل روپوشی نمی باشند، می کند، فقط در چگونی انجام جنگ و اشغال اشتباهاتی شده است. به گفته او این «تصور» بسیار «ابلهانه» بوده است که «عرض چند سال از یکی از فقیرترین و عقب افتاده ترین کشورهای جهان کشوری نمونه را بوجود آورند. [6]
 

[1] Michael Steiner: Die Konsequenz der Solidarität, Internationale Politik Nr. 6, November/Dezember 2011
[2] Afghanistans Ex-Innenminister nennt Friedensprozess gescheitert; http://www.zeit.de 18.11.2011
[3] Michael Steiner: Die Konsequenz der Solidarität, Internationale Politik Nr. 6, November/Dezember 2011
[4] Citha D. Maaß, Thomas Ruttig: Afghanistan vor neuem Bürgerkrieg? Entwicklungsoptionen und Einflussfaktoren im Transitionsprozess; SWP-Aktuell 40, August 2011. S. dazu Option Bürgerkrieg
[5] Peter Rudolf: Kriegsmüdigkeit und Strategiewandel in der amerikanischen Afghanistanpolitik; SWP-Aktuell 43, September 2011. S. dazu Gezieltes Töten in großem Stil
[6] Michael Steiner: Die Konsequenz der Solidarität, Internationale Politik Nr. 6, November/Dezember 2011


 منبع :
سایت سازمان مراقب سیاست خارجی آلمان

برگردارن به فارسی : حمید بهشتی 



    *نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.



ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.