سه‌شنبه ۰۱ مرداد ۱۳۹۸ -
- 23 Jul 2019
19 ذو القعدة 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مادر شهید امیر ارشد تاجمیر: یک امیر داده ام، اما هزاران امیر گرفته ام

جـــرس: شهین مهین فر، مجری باسابقه رادیو و تلویزیون و مادر شهید امیرارشد تاجمیر، از شهدای عاشورای ۸۸، همزمان با دومین سالگرد عاشورای خونین تهران سکوتش را شکست و طی گفتگویی خاطرنشان کرد که فرزندش راه خود را انتخاب کرده بود.


به گزارش روز، مادر این شهید جنبش سبز که روز عاشورای ۸۸ توسط نیروی انتظامی جان خود را از دست داد، در خصوص ورود فرزندش به عرصۀ مبارزه گفت: "او در تمام اعتراضات بعد از انتخابات همراه و همپای مردم بود و با شرافت و سربلندی جان داد."


این مجری با سابقۀ تلویزیون ایران، همچنین بر این باور است که یک امیر داده و هزاران امیر گرفته است.


خانم شهین مهین فر پیرامون نحوۀ شهادت امیر می گوید که فرزندش برای نجات دو دختر جوان از دست ماموران، جانش را با افتخار از دست داد: “به امیر گفتم نرو، گفت به خاطر وطنم میروم. گفتم تو وطن من هستی، گفت خودخواه نباش مادر، وطن تو امیر است اما وطن من ۷۰ میلیون ایرانی است و برای آنها می روم. او با این حرفش مرا شرمنده کرد و رفت و دیگر بازنگشت…..."


مادر امیر ارشد تاجمیر می گوید که اوتاکنون شکایتی نکرده و توضیح می دهد: “به من خرده می گیرند که چرا شکایت نمیکنی؟ آخر من به چه کسی شکایت کنم؟ این همه آدم شکایت کردند به کجا رسید؟ من هم یک مادرم مثل همه مادران دیگر که دلشان سوخته و جگرشان تکه تکه است؛ آخر فقط امیر من که نبود؛ مگر امیر فقط فرزند من بود؟ نه، مصطفی هم فرزند من بود، ندا، سهراب و همه جگرگوشه گان ما که در خون خود غلتیدند فرزندان من بودند و من به همه آنها افتخار می کنم که برای آزادی جان دادند. جرم آنها فقط بی گناهی بود و شما هم گریه نکنید چون من دو سال است دارم گریه می کنم هیچ نتیجه ای نگرفته ام بچه من برنگشت او دیگر برنمیگردد بچه های دیگر من دیگر برنمی گردند..."


او می افزاید: “هرچند دیگر آدم سالمی نیستم و مرده متحرکم اما چه کنم؟ به چه کسی پناه ببرم که داد بستاند و بگویم که ۲۵ سال شب تا صبح جان کندم و زحمت کشیدم تا امیرارشد من زندگی کند. ۲۵ سال شب ها نخوابیدم تا امیرارشد من بخوابد… کسی هست که بفهمد؟ با همه این دردها اما تا این ساعت نمیدانم چرا نتوانسته ام حتی قاتلان بچه ام را نفرین کنم. نه اینکه بلد نباشم اما دلم اجازه نمیدهد آخر بچه های قاتلان بچه من هم بچه های من هستند آنها که گناهی ندارند اما شرمنده ام از اینکه آدم هایی در مملکت ما زندگی می کنند که سه بار با ماشین از روی یک جوان ۲۵ ساله رد می شوند و او را له می کنند فقط به جرم انسان دوستی، و شرف هم ندارند و می گویند که صحنه سازی بوده و… شما بگویید آخر من به چه کسی پناه ببرم؟ آیا شب راحت سر بر بالین می گذارند؟”


خانم مهین فر می پرسد: “جرم بچه های ما چه بود جز خواستن آزادی و امنیت برای هموطنانشان که با آنها چنین کردند؟ دو سال گذشته ولی هر لحظه برایم زنده می شود و هر لحظه جلو چشمم بچه ام را می کشند و من هیچ کاری نمی توانم بکنم. اما تنها من که نیستم همه مادران مثل من کشیدند و می کشند مگر مادر ندا نکشید این دردها را؟ مادر مصطفی، مادر سهراب و سایر عزیزان ما مگر نکشیدند این دردها را؟ من هم مثل آنها. فقط گاهی می گویم خدا این ناله های مادران دلسوخته را نمی شنود؟ این همه سال، ناله ها و نفرین های مادران را نمی شنود؟ کجاست آن خدای عادلی که به ما یاد داده بودند؟..."


ارسال به :