جمعه ۰۶ مرداد ۱۳۹۶ -
- 28 Jul 2017
04 ذو القعدة 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
هفت پرده: از مرگ شاعران تا رویکرد جشنواره فجر
  جرس : دراولین پرده به مراسم نکوداشت زوج شاعری می رویم که در سوگ آنان سهیل محمودی می گوید اینجا شاعران شب و روز می ترسند؛ در پرده دوم سخنان خانم پری صابری را پی می گیریم که معتقد است اهالی تئاتر بلاتکلیف هستند؛ در پرده سوم از آخرین نمایشگاه پیرترین مدرنیست هنرهای تجسمی ایران دیدار می کنیم؛ در پرده چهارم به نشست انجمن تهیه کنندگان مستقل سینمای ایران می رویم تا بشنویم که رابطه جای ضابطه را در تولید فیلمهای سینمائی گرفته است؛ در پرده پنجم انتشار شناختنامه نیمای غزل معاصر، حسین منزوی را با عنوان "از ترانه و تندر" پی می گیریم؛ در پرده ششم خبر حضور نقاش جوان علیرضا جهانی را در یک رقابت جهانی می خوانیم؛ و در پرده آخر از فیلمساز حزب الهی "جمال شورجه" می شنویم که چگونه قرار است در جشنواره امسال تندیسهای "سیمرغ بلورین" به فیلمهائی داده شود که در جهت اهداف کلان نظام هستند! 

 


محمودی در سوگ بروسانها: شب و روز می ترسیم!


رضا بروسان شاعرمشهدی 25 آذر38 ساله می شد، اما ده روز پیش از آن، همراه همسر شاعرش الهام اسدی (متولد 1362) و دختر خردسالشان، در یک سانحه رانندگی در جاده قوچان - مشهد جان به جان آفرین تسلیم کرد. او با كتاب «يك بسته سيگار در تبعيد» نخستين جايزه‌ي‌ شعر خبرنگاران را در سال 85 دريافت كرد و با مجموعه‌ي شعر «مرثيه براي درختي كه به پهلو افتاده است» علاوه بر شركت در پنجمين دوره‌ي اين جايزه، ميهمان دوازدهمين نشست «عصر روشن» در ارديبهشت‌ماه 90 بود. الهام اسلامي نيز با مجموعه‌ي شعر «دنيا چشم از ما برنمي‌دارد» در رقابت چهارمين دوره‌ي جايزه‌ي‌ شعر خبرنگاران شركت داشت.


مرگ نا بهنگام این دو شاعر، جامعه ادبی ایران را داغدار کرد و مراسم نکوداشت آنان فرصتی بود برای دیگر شاعران که درمرگ آنان سوگواری کنند وحرف دل بیرون بریزند؛ از جمله سهیل محمودی که گفت: "شاعران، سالکان مسیر رنجند! همه دچار این رنج هستند چون جهان خیلی تاریک است. نمی‌گویم جهان به سمت تاریکی می‌رود، ولی پیرامون ما را تاریکی فرا گرفته است. به تعبیر اخوان ما شب می‌ترسیم و روز می‌ترسیم. یا به تعبیر دیگرش من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم. ما مجموعه این‌ها هستیم و داریم زندگی می‌کنیم. همه هم به شکلی دچارش هستیم. حالا در چنین شرایطی وقتی کسانی که قرار است شعله دل را مانند مشعل المپیک حمل کنند، در نیمه راه متوقف می‌شوند، رنج زیادی متحمل می‌شویم. این مشعل از زمان رودکی دست به دست گشته است. واقعیت این است که زیستن در جامعه امروز ما سخت شده است"!


محمودی این سخنان را در مراسم بزرگداشت یاد و خاطره غلامرضا بروسان و همسر شاعرش الهام اسلامی،شنبه 19 آذر در حضور محمدعلی بهمنی، سعید بیابانکی، ساعد باقری، پرویز بیگی حبیب‌آبادی، کوروس احمدی و دیگر شاعران عضو انجمن شعر پایتخت در فرهنگسرای انقلاب اسلامی بیان کرد و افزود: "امروز یا باید کلاه‌برداری کنی یا دزدی کنی و شامورتی‌بازی دربیاوری یا باید هزینه درست زندگی کردن را بدهی. با نسل خودمان کاری ندارم که عده‌ای در آن، مقابل این و آن و وزیر و وکیل خم و راست می‌شوند؛ اما جوان‌ها گاهی به خاطر ابتدائیات زندگی مجبور می‌شوند به چیزهایی تن بدهند. نسل ما به خاطر نان شبشان نیست که خم و راست می‌شوند بلکه به خاطر نوشابه کنار سفره‌شان است که چنین می‌کنند. معمولا کسی را که نان بدزدد ملامت نمی‌کنیم ولی بچه‌ای که از بقالی نوشابه بدزدد را سیلی می‌زنیم که لاکردار این نیاز تو نیست. اما نسل جوان ما مجبور است به چیزهایی علی‌رغم میلش تن بدهد."


این شاعر ادامه داد: "مثلا شاعر جوانی فلان جایزه را قبول ندارد ولی چون در آن سکه می‌دهند، در‌ آن شرکت می‌کند. این تناقض‌ها خیلی نگران‌کننده هستند. از رفتار آن جوان معلوم است که جانش این را نمی‌پذیرد. شاعر جوانی مقابل وزیر و وکیل شعری می‌خواند که او خوشش بیاید ولی جلوی من او را ناسزا می‌گوید. اما این زوج جوان یعنی بروسان و همسرش از چنین جنسی نبودند، بلکه با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم می‌کردند. چنین افرادی، وقتی سختی می‌کشند و در معبد کلمه ایستادگی می‌کنند، با ارزش هستند. چنین شاعرانی در طول حیاتشان این امتیاز را به دست می‌آورند که شعرشان زلال شود. این‌ها عابدان معبد و سالکان مسیر رنج هستند. تا دلتان بخواهد کنگره و همایش برگزار می‌شود و برنامه گذاشته می‌شود که بچه‌هایی مانند بروسان و الهام اسلامی سهمی از آن‌ها ندارند. همه می‌دانند که بروسان مشکل شغلی داشت ولی حاضر نشد خودش را بفروشد. این‌ها محکوم به رنج هستند که با دست خالی... ای داد!"


در همین مراسم، ساعد باقری نیز سخن گفت: "یکی از مسائلی که دلم را می‌سوزاند این است که مجموعه «دنیا چشم از ما برنمی‌دارد» از الهام اسلامی، در یکی از داوری‌های شعر جوان، آن‌طور که باید مورد توجه قرار نگرفت. بروسان و اسلامی در شعرشان هم به یکدیگر اشاره می‌کردند. نگاهشان به یکدیگر و صدا زدنشان هم در شعرهایشان معلوم بود. نمی‌دانم چرا احساس می‌کنم نسبت به این سرنوشت رقم‌خورده اطلاع داشتند که اسلامی می‌گفت دنیا چشم از ما برنمی‌دارد. این دو به عادت‌ها، عادت نکردند و عاشق همدیگر ماندند. نحوه زندگی و نفس‌کشیدنشان با هم، این موضوع را ثابت کرد. از چند نفر از داوران جایزه‌ها شنیدم که کتاب اسلامی هم مانند کتاب‌های شعر دیگر است. که والله نبود. البته نه این که بخواهم از این شرایط احساسی که او از دنیا رفته سوء استفاده کنم و حرف احساسی بزنم ولی به خدا قسم داورها کتاب الهام اسلامی را خوب نخوانده بودند و هرچه بال‌بال زدم که کتاب را کامل و درست بخوانید، فایده‌ای نداشت. البته یکی از داوران بزرگوار، بعد از امضای زیر برگه داوری، گفته بود که به حرف ساعد گوش دادم و کتاب را خواندم و متوجه شدم که در حق اسلامی احجاف شده است. یک بار دیگر مجموعه ‌شعرهای بروسان و اسلامی را بخوانیم. این موضوع دلم را می‌سوزاند که در این ملغمه‌بازاری که اجناس بدل و اصل بدجوری در هم آمیخته‌اند، این دو سعی کردند نگذارند میدان آشفته شود. عده‌ای صداهای شنیده شده را می‌شنوند اما عده‌ای هم صداهای تازه‌ای در هستی می‌شنوند. بیاییم نسبت به این افراد قدردان باشیم"!


پری صابری: تكليف ما معلوم نيست!


اوضاع تئاتر ایران چندان روبراه نیست؛ شهرداری تهران، محوطه تئاتر شهر را محل ساخت و سازهای گوناگون قرار می دهد که آخرین آن (ساخت هواکش مترو) فعلا به یاری اعضای شورای شهر متوقف شده است؛ به بسیاری از نمایشنامه ها مجوز صحنه نمی دهند؛ برخی دیگر را که مجوز دارند، از صحنه پائین می آورند؛ به گفته بهزاد فراهانی رئیس هیئت مدیره خانه تئاتر، چند صدتن از اهالی تئاتربیکارند و ناچار رو به سینما و تلویزیون می آورند و چه بسا برای امرارمعاش مجبور به ایفای نقش در آثار نازل و سفارشی بشوند. در این میان، پری صابری نمایشنامه نویس و کارگردان کهنه کار تئاتر ایران هم می گوید: "متاسفانه تکلیف ما در ايران معلوم نیست و دچار تغيير مديريت‌ها و سليقه‌هاي مختلفي هستيم كه در نهايت هم نمي‌دانيم چه بايد بكنيم؟"


صابری در مقاله کوتاهی در روزنامه "شرق" نوشته است: "من چندي پيش نمايش «بابا نشاط» را بعد از آنكه موافقت اجرايي آن را گرفتم، براي دريافت مجوز ارايه دادم؛ اما با كمال تاسف به من گفته شد كه اين نمايش حدود 60 مورد اصلاحي دارد. اما اين اصلاحي‌ها در چه موردي بوده است؟ براي من جاي تعجب است به اين دليل كه «بابا نشاط» نمايشي ساده و مفرح با برداشتي از شخصيت ملانصرالدين است. زبان خاص و صراحت لهجه اين شخصيت براي من جالب بود و به همين دليل هم، زماني كه خواستم نمايشي كمدي كار كنم اين متن را انتخاب كردم. در بابا نشاط تصميم داشتم از وجه كمدي تئاتر ايران، يعني تخته‌حوضي در مقابل شيوه تراژدي كه در تعزيه به تصوير مي‌آيد و من هم در كارهاي ديگرم از آن استفاده كنم و يك اثر طنز فاخر را به صحنه بياورم. نمي‌دانم كجاي اين متن مشكل داشته است؟"


کارگردان "شمس پرنده" می افزاید: "بابا نشاط نمايش كاملا ساده‌اي است و به هيچ‌وجه خط سياسي ندارد چون من خودم اهل سياست نيستم. اين نمايش هيچ مشكلي ندارد. من چهار دهه است كه در اين حوزه فعاليت مي‌كنم و مي‌دانم خط‌قرمزهاي كشورم چيست و بر خود لازم مي‌دانم اين خطوط را رعايت كنم. هميشه سعي كرده ام درباره مفاخر فرهنگي و متون ادبي كشورم كار كنم و به همين دليل هم كمتر دچار مشكل مميزي شده‌ام؛ اما نمي‌دانم چرا تكليف اين نمايش در حال حاضر مشخص نيست. به گمانم اين نمايش گرفتار نظر غيركارشناسي و سليقه‌اي شده است. البته همزمان با اين نمايش «مرغ باران» را به مديريت تئاتر كشور ارايه دادم كه اين نمايش مجوز گرفته و در فرصت مناسب اجرا مي‌شود. اين اثر از دوران فردوسي آغاز و به دوران نيما يوشيج ختم مي‌شود. اجتماع شاعران ايراني كه در اين زمان زندگي كرده‌اند در اين اثر بازگو مي‌شود و بر اين موضوع تاكيد دارم كه چرا فردوسي تا امروز زنده است."


در ادامه این نوشته آمده است: "اين نمايش نياز به اجراي سالانه دارد و نه سی شب چراكه بازگوكننده افكار ملي و حيثيت ايراني است. البته اجراي اين نمايش هم با توجه به تغييراتي كه در سطح مديريت بنياد رودكي و تئاتر كشور رخ داده، نامشخص است. به اين دليل كه من صحبت‌هاي مقدماتي اجراي اين نمايش را در تالار وحدت با آقاي پارسايي مدير سابق بنياد رودكي انجام داده بودم. از آنجايي كه زمان براي آماده‌سازي اين نمايش كم بود پيشنهاد شد كه «شمس پرنده» را به صحنه بياوريم. از آنجايي كه من شمس پرنده را دوست داشتم و فكر مي‌كنم با مردم رابطه‌اي خوبي برقرار مي‌كند، قبول كردم كه اين كار را به صحنه بياورم تا در فرصت مناسب نمايش مرغ باران را هم آغاز كنم اما شنيدم كه پارسايي استعفا كرده و مدير ديگري به جاي ايشان آمده‌اند كه من ايشان را نمي‌شناسم و نمي‌دانم كه ايشان هم همكاري لازم را براي اجراي نمايش خواهند داشت يا خير؟ در هر صورت تصميم ندارم كاري آشفته و سرسري به صحنه بياورم و ترجيح مي‌دهم در فضايي بي‌تنش و با تمرين‌هاي مناسب اين نمايش پر پرسوناژ را آماده كنم."


پیرترین مدرنیست ایران: با کارکردن زنده ام!


غروب هجدهمین روز آذر گالری "فروهر" در تهران، شلوغ تر از زمانهای دیگربود. بسیاری از هنردوستان آمده بودند تا آخرین کارهای مدرنیست قدیمی و 87 ساله کشورشان "محسن وزیری مقدم" را در این گالری ببینند. این نمایشگاه که گزیده‌ای ازآثار 60 سال گذشته وزیری مقدم است، دربردارنده 55 اثر از دوره‌های مختلف کاری اوست، که قدیمی‌ترین آنها مربوط به دوران دانشجویی این هنرمند در اواخر دهه 20 است و جدیدترین شان مربوط به دوسال قبل. در بخش مروری بر آثار این هنرمند هم طرحهای قدیمی او به چشم می‌خورد، هم مجسمه‌های معروفش و هم نقاشی‌های انتزاعی او. گرانترین اثر این نمایشگاه 80 میلیون تومان قیمت‌گذاری شده که یک مجسمه از آثار اوست و ارزنترین آنها هفتصد هزار تومان!


محمود جوادی پور، نقاش و هنرمند پیشکسوت که جزو اولین بازدید کنندگان بود، در گفتگو با خبرگزاری "ایلنا" درباره نمایشگاه وزیری مقدم گفت: "ویژگی این نمایشگاه در آن است که تقریبا از تمام دوره های کاری وزیری مقدم یک یا چند اثر ارائه شده است. این مساله به خصوص برای جوانان و دانشجویان که روند کاری یک هنرمند پیشکسوت را دنبال می کنند، بسیار حائز اهمیت است." جوادی پور همچنین در مورد رابطه خود و وزیری مقدم اضافه کرد: "ما تقریبا هم دوره هستیم؛ فکر می کنم در دهه 20 که به تحصیل می پرداختیم، من دو سال زودتر از آقای وزیری مقدم وارد دانشکده شدم با این حال آثار او را می پسندم و فکر می کنم او یکی از هنرمندان خلاق و پویاست. شما اگر به همین نمایشگاه نگاه کنید می بینید که او به رغم ضعف در بینایی، همچنان مشغول خلق آثار هنری است و می تواند برای دانشجویان هنر الگوی خوبی باشد."


خود محسن وزیری مقدم در مورد برپایی نمایشگاه آثارش در ایران می گوید: "تفاوت این نمایشگاه با نمایشگاه قبلی در این است که شما آثاری را در آن می بینید که لااقل مربوط به شصت سال پیش است. من این آثار قدیمی را تا حالا به نمایش نگذاشته بودم." او که متولد 1303 تهران است، در سال 1327 پس از فارغ التحصیلی از دانشکده هنرهای زیبا به ایتالیا رفت و در آکادمی هنرهای زیبای رم به تحصیل پرداخت و پس از این دوران بود که آثار بسیاری را در زمینه هنرهای تجسمی خلق کرد که تا به امروز در بیش از 60 نمایشگاه انفرادی و گروهی شرکت داشته است. او در سالهای اخیر دچار ناتوانی در بینایی شده اما هنوز به آفرینش آثار هنری خود در ایران و ایتالیا ادامه می دهد.


وزیری مقدم که بیشتر آثار هنری خود را در ایتالیا خلق کرده، می‌گوید: "هميشه دوست داشتم كه كار كنم. دوست داشتم فعال و نوآور باشم؛ نه به خاطر اينكه بخواهم مدام كارم را به ديگران نشان دهم؛ بلكه مي‌خواهم خودم از خودم سبقت بگيرم. هميشه دلم مي‌خواسته كه چيز تازه‌اي پيدا كنم؛ چون اين جهان هستي آنقدر عظمت دارد و آنقدر زيبايي و چيزهاي عجيب و غريب در آن هست كه حيف است آدم درجا بزند و بگويد من به مقصود رسيدم. هيچ وقت هيچ‌كس به مقصود نرسيده. اين راه رفتن و تداوم، ارزش دارد. اگر كار نكنم زندگي را از دست مي‌دهم و نمي‌توانم از زنده بودنم لذت ببرم."


رابطه به جای ضابطه در تولید آثار سینمائی


غلامرضا موسوی رئیس انجمن تهيه‌كنندگان مستقل سینمای ایران درگزارشي که به نشست شورای عالی این انجمن داد، وضعیت تولید فیلم در شرایط امروز را تشریح کرد. در گزارش موسوی آمده است که متاسفانه و بتدریج رابطه جایگزین ضابطه در ارائه امکانات به تهیه‌کنندگان شده است و تهیه‌کنندگان بخش خصوصی در اکثر موارد از حداقل امکانات و ازجمله وام کم بهره محروم هستند؛ آنهم در شرایطی که جماعتی فقط به خاطر رابطه امکانات گسترده‌ای را برای ساخت آثار گاهاً بی‌ارزش و کم‌ارزش دریافت می‌کنند. وی در گزارش خود اظهار امیدواری کرد که با تعریف برنامه توسط مسئـولان دولتـی سینما، سینمای ایران بتواند به ضابطه برگردد وگرنه همچنان غیرحرفه‌ای‌های سینما بخاطر رابطه تیول‌دار تولید خواهند بود و نتیجه آن کاهش سطح فیلم‌ها و درنتیجه گریز مخاطب است.


در این نشست، منیژه حکمت تهیه کننده و کارگردان صاحب نام سینمای ایران، از عدم تحرک برخی از تهیه‌کننـدگان سخن گفت و اعلام كرد: "بعضی بجای اینکه مشکلات و راهکارها را بیان کنند، با علم کردن«مافیای خیالی» سعی می‌کنند عدم تحرک خود یا عدم تسلطشان را به روند تولید و توزیع با حمله به مافیای پخش و تولید چاره کنند. واقعیت این است که برخی از تهیه‌کنندگان با رابطه‌های شخصی از سرمایه‌گذاران دولتی پول دریافت می‌کنند و در همان مرحله تولید علاوه بر دستمزد، به سود نسبتاً قابل قبولی نیز دست پیدا می‌کنند. طبیعتاً چون اینگونه از فیلم‌ها فقط به فکر تولید و نه تماشاگر بوده‌اند، در هنگام اکران با مشکل نمایش روبرو می‌شوند و مخاطب نیز از چنین فیلم‌هایی استقبال نمی‌کند. اما کارگردانان اینگونه فیلم‌ها بعداً با شعار مافیا و امثال آن می‌خواهند کم توانی خودشان و عدم تسلط تهیه‌کننده‌شان را توجیه کنند. گروهی دیگر هم اگرچه در بخش خصوصی فعالیت می‌کنند، اما بدلیل عدم جذب سرمایه‌گذار اعم از دولتی یا بخش خصوصی با علم کردن «مافیای خیالی» عدم تحرک و کار نابلدی خود را توجیه می‌کنند. این هردو گروه، دو روی یک سکه هستند که باید نسبت به واکنش‌های هر دو با احتیاط بر خورد کرد و متوجه بود که چرا آدرس‌های غلـط می‌دهند و چرا نسبت به تهیه‌کنندگان فعال، کار بلد و موفق آنهم در شرایط بحرانی کنونی با عقده و حسد و آدرس غلط دادن برخورد می‌کنند؟"


خسرو امیرصادقی(عضو دیگرشورا) نیز آخرین فعالیت‌های کمیته مبارزه با سرقت فیلم‌های سینمـایی توسط شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان را ارائه داد. وي گفت: "علاوه بر شکایت از شبکه‌های ماهواره‌ای سارق فیلم‌های سینمـایی، کمیته باتوجه به اصرار شبکه موسوم به "دیدار" متعـلق به شخصی بنام مورتون مظاهری، مقدمات شکایت از وی را که حتی فیلم‌های دارای شماره ثبت و اخطار پلیس را نیز پخش می‌کند؛ فراهم کرده است. وکیل کمیته درنظر دارد که هنگام حضـور این شخص در امارات متحده عربی، وی را جلب و به خاطرسرقت فیلم‌های سینمایی به دادگاه بکشاند. کمیته شکایت از سارقان فیلم را بطور جدی پیگیری خواهد کرد و درصورت لزوم و باتوجه به شرایط ویژه هرکدام در سفر به کشورهای همجوار، آنان را به جرم سرقت و دزدی فیلم‌های ایرانی به دادگاه‌ خواهد کشاند."


ترانه و تندر، شناختنامه حسین منزوی


هفت سال پس از درگذشت شاعری که به "نیمای غزل" معروف بود، کتابی در مورد او منتشر می شود. شناختنامه حسین منزوی را "نشر سخن" با مطالبی ازشاعران و دوستان این غزلسرای فقید از جمله سیروس شمیسا، سعید حمیدیان، منوچهر آتشی، عمران صلاحی، بهاءالدین خرمشاهی، محمدعلی بهمنی، مفتون امینی و عزت‌الله فولادوند در کتابی با عنوان «از ترانه و تندر» منتشر می کند. این کتاب پس از بیش از یکسال بررسی، چندی قبل توانست از اداره کتاب وزارت ارشاد مجوز نشر بگیرد.


به گزارش خبرگزاری "مهر"، شناختنامه حسین منزوی شامل مقالات، یادداشت‌ها و اشعاری از صاحبنظران، شاعران ودوستان شاعراست که اواسط مرداد ماه سال گذشته از سوی مهدی فیروزیان تدوین و برای چاپ تحویل انتشارات سخن شد. نشر سخن این کتاب 624 صفحه‌ای را در مجموعه «در ترازوی نقد» خود به زیر چاپ برده و کتاب همین روزها در بازار عرضه می‌شود. این موسسه انتشاراتی پیش‌تر هم شناختنامه‌هایی را برای هوشنگ ابتهاج، مهدی اخوان ثالث و محمدرضا شفیعی کدنی در قالب همین مجموعه منتشر کرده است.


مقالات و مطالب تعدادی از استادان و پژوهشگران زبان و ادبیات فارسی درباره حسین منزوی از جمله سیروس شمیسا، سعید حمیدیان، مرتضی کاخی، غلامحسین عمرانی، اسماعیل خویی، محمدرضا خسروی، یوسفعلی میرشکاک، مرتضی امیری اسفندقه، رشید کاکاوند و مهدی فیروزیان در این شناختنامه آمده است.


مقالاتی از چند چهره فقید شعر ایران از جمله منوچهر آتشی و عمران صلاحی که دوستی دیرینه با منزوی داشتند نیز همراه با مطالبی از شاعران جوانی مانند محمدسعید میرزایی و مریم جعفری آذرمانی در کتاب اخیر چاپ شده است. همچنین در بخش خاطرات کتاب مذکور تعدادی از دوستان حسین منزوی شامل علیرضا سلطانی، بهروز رضوی، بهمن زدوار (کسی که 7 سال با حسین منزوی همخانه بود) و طهمورث پورناظری (موسیقی دان) به بیان بخشی از خاطرات خود با این غزلسرای معروف دوران معاصر پرداخته‌اند.


در این کتاب همچنین شعرهایی که برخی ادبا از جمله بهاءالدین خرمشاهی، محمدعلی بهمنی، مفتون امینی و عزت‌الله فولادوند درباره منزوی سروده‌اند، آمده و در پایان این کتاب هم یک کتابشناسی مفصل درباره حسین منزوی و سالشمار زندگی او به همراه عکس‌هایی از این غزلسرای معاصر اضافه شده است. حسین منزوی سال 1325 در زنجان متولد و درسال 1383 در زادگاهش به خاک سپرده شد. اومدتی مسئول صفحه شعر مجله «رودکی» و همکار مجله «سروش» در سال نخست انتشارش بود. با عشق در حوالی فاجعه، این ترک پارسی‌گوی (بررسی شعر شهریار)، از شوکران و شکر، با سیاوش از آتش، از ترمه و تغزل، از کهربا و کافور، با عشق تاب می‌آورم، به همین سادگی، این کاغذین جامه، از خاموشی‌ها و فراموشی‌ها و حنجره زخمی تغزل از جمله آثار زنده یاد منزوی است.


علیرضا جهانی، در رقابتی جهانی


انجمن هنرمندان مدرن تایوان درحالی اسامی 32 هنرمند منتخب جایزه سال 2012 را اعلام کرد که نام یک هنرمند ایرانی نیز در بین نامزدهای نهایی به چشم می‌خورد. به گزارش خبرگزاری "ایلنا" در این رقابت معتبر که 2500 اثر از سراسر جهان مورد داوری قرار گرفته، علیرضا جهانی، هنرمند جوان ایرانی، موفق به راهیابی به فهرست نامزدهای نهایی این جایزه شده است. جایزه هنری تایوان 2012 که مقدمه‌ای برای بینال تایپه در سال آینده میلادی است، آثار هنرمندانی از سراسر جهان را مورد قضاوت و بازبینی قرار داده که نهایتا 32 هنرمند از بین 2500 هنرمند برگزیده شده‌اند.


انجمن هنرمندان مدرن تایوان برگزیده اصلی این رقابت را نوروز آینده از طریق مراسمی ویژه معرفی می کند و قرار است فضایی اختصاصی به وی در بینال تایپه تعلق می‌گیرد. داوران این جایزه معتقدند مهم برایشان مهارت و خلاقیت هنری است؛ بنابراین مرزبندی جغرافیایی تاثیری در قضاوت آنها نخواهد داشت. در رقابت امسال 2500 اثر از 48 کشور جهان مورد بازبینی قرار گرفته که ازجمله آنها می‌توان به ایران، استرالیا، چین، آرژانتین، هند، ایتالیا، لهستان، مکزیک، بنگلادش، تایوان، آمریکا، اسپانیا و رومانی اشاره کرد. نکته مهم در این رقابت آن است که آثار فرد برگزیده در بینال تایپه که از رویدادهای مهم جنوب شرق آسیاست به نمایش گذاشته خواهد شد. درکنار معرفی اثر برتر قرار است آثار تمام نامزدهای نهایی از 22 تا 25 مارس 2012 در قالب یک نمایشگاه در تایوان به نمایش و فروش گذاشته شود. جایزه بزرگ تایوان که قدمتی 20 ساله دارد، به عنوان بزرگترین رقابت هنری آسیا محسوب می‌شود که مقدمه‌ای برای بینال معتبر تایپه به حساب می‌آید. این جایزه از سال جاری میلادی از طریق انجمن هنرمندان مدرن تایوان برپا می‌شود و نگاهی بین‌المللی به هنر معاصر دارد.


شورجه و رویکرد حکومتی جشنواره فجر امسال


چند هفته بیشتر به جشنواره سینمائی "فجر" نمانده است که جمال شورجه دستیار فرج اله سلحشوردر سریال "یوسف پیامبر" زبان گشوده و در تشریح رویکرد جشنواره امسال می گوید که تندیسهای "سیمرغ بلورین" باید به فیلمهائی داده شود که در حهت اهداف نظام باشند؛ چرا که "جشنواره فجر با توجه به زمان و موقعیت، متعلق به انقلاب است و باید نگاه و جهان‌بینی ما نسبت به آثار ارائه شده و همچنین جوایز جشنواره، در جهت اهداف کلان نظام مقدس جمهوری اسلامی باشد."


به گزارش خبرگزاری مهر، جمال شورجه که امسال عضو هیئت سیاستگزاری جشنواره فجر است، در این مورد گفت: "سیاست هایی که دبیر جشنواره لحاظ کرده است، رویکرد خوب و امیدوار کننده ای به سمت هرچه بهتر برگزار شدن جشنواره است وگرچه مدتی است مطرح شده که امسال تولیدات اندکی برای شرکت در جشنواره آماده شده اند، اما این درحالی است که هم فیلم های قابل توجهی به لحاظ کمی و کیفی خواهیم داشت وهم جوانان علاقمند بسیاری تمایل به حضور در جشنواره دارند." شورجه همچنین، درخصوص حذف بخش ویدئویی از فجرامسال، گفت: "آثار ویدئو رسانه در جشنواره‌های مختلف دیده ومورد رسیدگی، ارزیابی و داوری قرارداده می شود و باید تلاش براین باشد که جشنواره فجر، بسمت حرفه ای شدن پیش رود و به این طریق سینمای کشورمان را نیزبه نتیجه بهتری برسانیم."


این کارگردان که فیلم "سی و سه روز" او با هزینه دولتی در مورد جنگ در لبنان نتوانست نه درجشنواره ها و نه در گیشه به موفقیتی دست یابد، با تاکید براینکه مسئولین باید جایگاه ویژه ای به آثار مستند بدهند، عنوان کرد: "دراین صورت شاید این امکان فراهم شود که مستند سازان حرفه ای ما، از انزوا بیرون آیند و شاهد توجه وارزیابی آثارشان درجشنواره باشند."


شورجه درخصوص رویکرد جشنواره امسال (اخلاق، امید وآگاهی) تاکید کرد که "این شعار برگرفته از فرمایشات مقام معظم رهبری است و ازنقاط مثبت جشنواره است که باید سالیان گذشته نیز در جشنواره اعمال می شد. جشنواره فجر با توجه به زمان و موقعیت، متعلق به انقلاب است و باید نگاه و جهان بینی ما نسبت به آثار ارائه شده وهمچنین جوایز جشنواره، درجهت اهداف کلان نظام مقدس جمهوری اسلامی باشد؛ که اعلام نظر از سمت دبیر جشنواره با این رویکرد، مشخص می کند که جشنواره امسال بسیارهدفمند حرکت می کند. درشرایط کنونی سینما، دیگراینطور نیست که عدم حضور فیلمسازان شاخص در جشنواره ایجاد خلاء کند؛ گرچه به لحاظ تبلیغات، شاید تأثیر گذارباشند، اما با حضور فیلمسازان جوان و با ذوق بسیاری که با افکار جدید خود، به این عرصه راه پیدا کرده اند، از جهت محتوا، کمبودی در جشنواره نخواهیم داشت"!

ارسال به :