مهرداد نصرتی
"به گزارش خبرگزاری فارس، دکتر غلامعلی حدادعادل، نویسنده، مترجم و شاعر است و در عین حال رئیس کمسیون فرهنگی مجلس هشتم. وی در یادداشتی درباره مسئله ممیزی کتاب نوشته است: امروزه در کشور ما باب انتقاد از مسئولان نظام و سران قوا باز است اما حرمت گذاشتن به مقدسات مردم و رعایت حریمهای اخلاقی جامعه دو اصل ثابت در ممیزی کتابهاست که این دو اصل نیز برای همه روشن و شفاف است... با توجه به معیارهای ممیزی کتاب در ایران، اگر کسی بگوید که من کتابی نوشتهام و در آن از دولت و دیگر قوای جمهوری اسلامی انتقاد کردهام و به همین دلیل کتابم توقیف شده دروغ میگوید. امروز در روزنامهها و مجلات انتقادات بعضاً تندی منتشر میشود و دلیلی ندارد که ما جلوی انتقادها را بگیریم. اگر از هر ده انتقاد یک انتقاد نیز درست باشد ما سود کردهایم، بنابراین امروز باب انتقاد در کشور ما باز است.آنچه جمهوری اسلامی میخواهد این است که نویسندگان به مقدسات مردم اهانت نکند. هر کشوری برای خود مقدساتی دارد که این امور مقدس در هر کشوری تفاوت دارد، ملاک این است که حرمتها و قداستها را حفظ کنیم. ما همانطور که امروز مکاتب غربی را به عنوان منابع اصلی در دانشگاهها تدریس میکنیم، از نقد اندیشه و مبانی فکری غیراسلامی استقبال میکنیم و معتقدیم در کتاب نباید به مقدسات اهانت شود.از دیگر خطوط قرمز نظام رواج بیبند و باری اخلاقی است و بسیاری از کسانی که امروز از شیوه ممیزی کتاب انتقاد میکنند در کتابهایشان دچار مشکل اخلاقی هستند و حریم عفت عمومی و مفاهیم بالای انسانی را نقض میکنند..."
برای من که اینک بیست و اندی سال است که قلم می زنم و با فضای متفاوتی که هر دولت بر حوزه کتاب و قلم حاکم می کند از نزدیک آشنا هستم براستی شوک آور بود که از زبان آقای حداد عادل این بی حرمتی و تهمت را شاهد باشم. واقعیت آن است که تا پیش از این برای ایشان احترام خاصی قائل بودم و جای تعجب هم داشت که از ایشان جملاتی با این ادبیات سخیف و بی پروا صادر شود. عدالت در گفتار که برازنده کسی است که نامش عادل است حکم می کرد ایشان چنین حکم کلی صادر نمی کردند.
اخیراً پنجمین کتاب از بنده ممنوع الانتشار شد. این کتاب با عنوان "اپیزود یکی به آخر" مجموعه یادداشت هایی با موضوعات متنوع است. پیش از این نیز چهار مجموعه شعر با عناوین :"تا دوباره عشق"، "خورشید"، "هفت سینی در اوین" و "سایه ها" توسط ممیزان وزارت ارشاد به این بلا دچار شدند. لازم به ذکر است که نه تنها متون این کتب خود شاهدند که هیچ تهمت، افترا، دروغ، زیر سئوال بردن دین مبین یا شریعت مقدس علوی و ...که جناب حداد عادل فرموده اند در هیچ کدام از کتب بنده وجود ندارد، بلکه معاونت محترم ارشاد مربوطه نیز خود چنین ادعایی ندارد. جالب این جا است که آنها عملاً خود را محکوم به حکمی می کنند که در مصوبه شورای انقلاب فرهنگی آمده است و به هیچ ممیزی اجازه نمی دهد که اثری را تفسیر و تاویل شخصی نموده و سپس آن را منتسب به یک یا چند تن از مسئولین نظام نماید. لذا نقد مسئولین آزاد نیست بماند، اگر در تفسیر و تاویل اثری نیز بویی از انتقاد بیاید واویلاست.
نکته حائز اهمیت اینکه حداقل در مورد بنده مستند به بیش از یکصد یادداشتی که در محیط های مجازی قرار داده ام، در هر شرایطی همواره از اصل نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و رهبری فهیم آن دفاع نمودم و اگر انتقادی بوده، متوجه نحوه برخی از عملکردها بوده است و بس. اما در این کتاب های ممنوع الانتشار شده حتی همین انتقاد ها نیز وجود ندارد و ممیزان تنها به تفاسیر خویش استناد کرده اند.
سئوال این است که آقای حداد عادل مطابق چه نوع عدالتی همه نویسندگانی که کتاب هایشان ممنوع الانتشار شده است را به یک آتش می سوزانند و همه را دروغگو خطاب می کنند؟ اگر بنده حافظ قران و شاعر اهل بیت و مدافع نظام دروغگو هستم پس وای به حال ...
جناب حداد عادل! من به استناد متن کتاب های ممنوع الانتشار شده که نسخه ای از آن نزد وزارت ارشاد موجود است مدعی هستم که نه تنها انتقاد آزاد نیست ، بلکه تفسیر شخصی ممیزها هم اگر بوی انتقاد بدهد کتاب ممنوع الانتشار می گردد.
جناب حداد عادل! من به استناد اعتقاد صریحم به دین مبین و شریعت ممتاز علوی هرگز به تخطئه دین و شریعت فکر نکرده ام ، هیچ، همواره با دشمنان این دین مبارزه نموده ام و اسلحه من هم همین کتاب هایی است که در آن به وسیله آیات و روایات راه تشخیص منافق را از افراد پاکیزه دل نشان داده ام و دوستان شما در وزارت ارشاد این سخنان را ممنوع الانتشار کرده اند.
جناب حداد عادل! بنده به استناد قرانی که در سینه و مهرشاعری بی بی رقیه (ع) که بر پیشانی دارم از دروغ معذورم اما شما بروید و در احوال خویش تفکری کنید که چگونه بی پروا، همه را متهم به دروغگویی کردید و فارغ از این بودید که شاید این ادعا در دنیای دیگر و چه بسا در همین دنیا دامنگیر تهمت زنان گردد.
جناب حداد عادل! واقعیت چیز دیگری است نه اینکه شما فرمودید. واقعیت آن است که ممیز اداره ارشاد در دانشگاه به من مراجعه می کند و می گوید: من هیچ مخالفتی با کتاب شما ندارم اما می ترسم کسی مطالب کتاب شما را به نحوی تفسیر کند که بگویند به فلان قاضی نسبت ظلم داده ای یا به فلان رئیس تهمت نفاق یا ....
جناب حداد عادل! عدالت زیبنده تر است تا تهمت و افتراء به نویسندگان مسلمان و مومن این مرز و بوم ! کمی بیشتر بیاندیشید شاید خدا خواست و ....
*نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

.jpg)



