جمعه ۰۶ مرداد ۱۳۹۶ -
- 28 Jul 2017
04 ذو القعدة 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
فرخ نگهدار: ۱۲ اسفند را به روز همبستگی ملی  و همراهی با رهبران جنبش سبز تبدیل کنیم
جرس: فرخ نگهدار، فعال سیاسی در گفتگو با جرس پیرامون انتخابات مجلس شورای اسلامی از مردم دعوت کرد تا با عدم حضور در خیابانهای تهران در روز انتخابات، همبستگی و هماهنگی خود را در اعتراض به انتخابات غیرآزاد اعلام کنند.

 

ثبت نام نامزدها برای نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی به پایان رسید، بسیاری از منتقدان دولت رد صلاحیت شدند. هرچه به ۱۲ اسفند ماه نزدیک می شویم، بحث شرکت یا عدم شرکت در این انتخابات نیز حساس تر می شود.

 

در ادامه گفتگوی جرس با فرخ نگهدار، صاحب نظر در امور ایران را در این ارتباط می خوانید.


از خلال شبکه های اجتماعی و رسانه هایی که نظرات مردم را منتشر میکنند این طور به نظر می رسد که مردم از مجلس قطع امید کرده اند و معتقدند «مجلس دیگر نماینده ی مردم نیست»، به تحلیل شما چه روندی در جمهوری اسلامی طی شد تا مردم به این باور رسیدند؟

 

این روند از زمانی آغاز شد که حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، هراسی از انتخابات به دل راه داد. این هراس از آستانه ۲۲ خرداد ۸۸ شروع شد و روند دلسردی مردم از پسِ آن شکل گرفت. اگر جمهوری اسلامی ایران بخواهد شور و شوق و اعتقاد به شرکت در انتخابات در مردم جاری شود باید اجازه دهد منقدان سیاست ها و روش های موجود در عرصه رقابت های انتخاباتی حاضر شوند و مردمی که ناراضی هستند بتوانند به آنها رای بدهند.


جمهوری اسلامی ایران از شرکت منقدان در انتخابات و به خصوص حضور اقشار ناراضی در انتخابات نگران است، از سوی دیگر اکثریت مردم، و بیش از همه در شهرهای بزرگ، از وضع موجود ناراضی هستند. لذا نمیتوان امید داشت که انتخاباتی که این  بار در جمهوری اسلامی ایران برگزار می شود از شور و شوق یا استقبال مردم برخوردار باشد.


در طول حکومت جمهوری اسلامی، می توان از دوره ای نام برد که مجلسیان به وظیفه ی نمایندگی مردم، به واقع عمل کرده باشند؟

 

این که مجلسیان به وظیفه خود عمل کردند یک موضوع است و این که آیا آنها توسط اقشار گسترده تری از مردم به جز آنهایی که به دلایل خاص به جمهوری اسلامی رای می دادند انتخاب شدند و پایه ی اجتماعی و حمایت مردمی و آرای واقعی مردمِ ناراضی را پشت سر داشتند، موضوع دیگری است.

 

آنچه من بر آن تاکید دارم این است که در دوره هایی از مجلس شورای اسلامی از جمله دوره ششم و همین طور مجلس اول این موقعیت پیش آمد که نمایندگانی در مجلس حضور پیدا کنند که مجلس صدای اقشار ناراضی و به خصوص اقشاری که طرفدار مردم سالاری، جامعه بهتر، جامعه مدنی، دموکراسی و آزادی بودند را هم منعکس کند.

 

البته در همین مجالس هم ما نمیتوانیم شاهد حضور همه گرایش های موجود در جامعه باشیم.، به طور مثال قشرهایی که چپ بودند و  تمایلات غیر مذهبی داشتند، و همیشه در تاریخ ایران یکی از مولفه های مهم سیاسی موثر محسوب می شدند، در این مجالس حضور نداشتند. پس آن مجالس را هم نمی توان از مجالسی دانست که نمایندگی همه مردم را بر عهده داشتند.


با آن که بسیاری از شخصیت های اصلاح طلب، بارها اعلام کردند در انتخابات شرکت نخواهند کرد و از نامزدها نیز حمایت نخواهند کرد باز هم در بین کاندیداهای نمایندگی  مجلس، نام کسانی بود که خود را اصلاح طلب می دانستند.  حتی به تازگی، کواکبیان دبیر حزب مردم سالاری نیز مدعی شده کروبی و موسوی به این دلیل که مقابل ولایت فقیه ایستادند، اصلاح طلب نیستند، برخی از فعالان سیاسی این عده و گروه ها را اصلاح طلب نمیدانند و برخی هم معتقدند آنها همچنان به دنبال تغییر از درون نظام هستند، تحلیل شما از شرکت آن ها در انتخابات و مواضع تازه شان چیست؟

 

در هر شرایطی می توان انتظار داشت که هنوز همه امیدها در دل همه افرادی که معتقد به اصلاح هستند زایل نشود و برخی تصور کنند که با شرکت در انتخابات می توانند موثر باشند. اما از آنجا که حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، مسئولان قوه قضائیه، آنهایی که نهادهای امنیتی و نظامی را کنترل می کنند عزم خود را جزم کرده اند که راه اقشار ناراضی را برای شرکت در این انتخابات مسدود کنند. اما اگر عده ای می خواهند بنام اصلاح طلبی در انتخابات شرکت کنند من پیش بینی نمیکنم که مردم ناراضی از رفتار حاکمیت با موسوی و کروبی، به این افراد اعتمادی داشته باشند. بیشتر به نظر می رسد این عده به خاطر حفظ موقعیت خود یا بهره برداری از فرصتی که دولت برای چهره نمایی در اختیارشان قرار میدهد در انتخابات ثبت نام کرده اند. انتظار نمی رود که مردم بر این باور باشند که این افراد نماینده اصلاح طلبان در جامعه اند. چرا که تشکل های اساسی که بنیان گذار نهضت های اصلاح طلبی در ایران بودند و احزاب پدید آورنده دوم خرداد که از حامیان آقای خاتمی محسوب می شوند  یا در زندان هستند، یا از حق شرکت در انتخابات محروم اند.


روزنامه کیهان به عنوان رسانه رسمی زیر نظر آیت الله خامنه ای، و بسیاری از مسئولان جمهوری اسلامی مواضع اخیر خود را به لزوم شرکت در انتخابات اختصاص داده، و این مساله را به نوعی نقطه ای سرنوشت ساز برای کشور می خوانند، از طرفی این نظریه هم مطرح شده که اگر میزان مشارکت مردم در انتخابات پایین باشد، این احتمال وجود دارد که در اعلام میزان مشارکت تغییراتی بیان شود، اهمیت این انتخابات از نظر شما برای جمهوری اسلامی در چیست؟

 

اساسا این ارزیابی که انتخابات برای حاکمیت مهم است، اکنون دیگر یک ارزیابی واقع بینانه نیست. انتخابات برای این حاکمیت مهم نیست. زیرا اگر بود می بایست مطابق همان روشی عمل می کردند که آقای خامنه ای در دوره های قبل پی می گرفت و سران نظام هم پیروی می کردند.  در این دوره به دستور آقای خامنه ای تمام امکاناتی که برای مشارکت اصلاح طلبان در انتخابات می توانست کمک کننده باشد از آنان دریغ شده است؛ هرجا جلسه ای بود بر هم زدند، مانع هر تلاشی برای هم فکری شدند، اکثر شخصیت های سرشناس اصلاح طلب را در زندان نگاه داشته اند و در عمل نگذاشتند که مردم بتوانند برای شرکت در انتخابات بسیج شوند.

 

از نظر من حکومت به شدت از این که موج یا شوری در دل مردم جوانه بزند و از نو به خیابان ها بیایند و شعار دهند و جنبشی مطالبه محور، مانند روزهای قبل از ۲۲ خرداد ۸۸، شکل بگیرد هراس داشتند، امکان وقوع این پدیده باعث شده که حاکمیت از خیر حضور پر شور مردم در این انتخابات صرف نظر کند و انتخابات بی رمق را بر انتخاباتی پر رونق ترجیح دهد.

 

اگر شما اعتقاد داشته باشید که حکومت در عمل، درصدد پر شور کردن انتخابات است من به واقع هیچ شاهدی بر این مدعا نمی بینم.  اگر آقای خامنه ای در روزهای گذشته گفت «ما انتظار داریم  انتخاباتی شورانگیزتر از دوره قبل برگزار شود» حرفی بی پشتوانه و غیر قابل اجراست و ما خواهیم دید که در ۱۲ اسفند سال جاری، که روز انتخابات است گرد مرگ بر تهران پاشیده خواهد شد و مردم خانه نشین خواهند بود.


اگر این اقدام اصلاح طلبان را ناشی از یک استراتژی بلند مدت بدانیم، تاثیر این تصمیم بر توده مردم را چگونه می بینید؟

 

عدم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات خود به خود منشا تغییری در رفتار حکومت یا تغییری در وضعیت سیاسی نیست.  اما عدم شرکت مردم خصوصا در شهرهای بزرگ - که امکان دسترسی رسانه ها و انعکاس وضع شهر، امکان پذیر است در عرصه داخلی و در تقویت این حس که ما با این وضع موجود مخالف هستیم به شدت موثر خواهد بود.

 

از سوی دیگر عدم شرکت مردم تبلیغات در عرصه بین المللی مبنی بر این که حکومت دارای پایگاه مردمی وسیع است و اعتماد به انتخابات وجود دارد نیز بی اثر خواهد شد. لذا اهمیت کلیدی دارد که به خصوص در تهران هیچ نوع تحرک و ترددی در شهر صورت نگیرد و اگر حکومت اعلام میکند که امروز به مناسبت برگزاری انتخابات تعطیل است شهر هم در اعتراض به عدم برگزاری یک انتخابات آزاد و عادلانه تعطیل باشد.


امروز که اکثر اصلاح طلبان رای به عدم شرکت در انتخابات داده اند و شما هم به موضوع اجماع همگانی اشاره کردید، چطور می توان این هماهنگی را به ظهور رساند؟

 

به نظر من می توان یک هماهنگی گسترده میان اقشار مختلف جامعه ما بوجود آورد و روز ۱۲ اسفندرا به روز همبستگی ملی، به روز همراهی با رهبران جنبش سبز، آقایان خاتمی، موسوی و کروبی بدل کرد.  در این روز هر شهروند ایرانی خود یک موسوی و کروبی است.  این روز، روز حصر خانگی همه شهروندان ایرانی است.


باید از باید از هرگونه تردد در مسیرها خودداری کرد. باید تدابیر مربوط به تامین آذوقه یا دیدار دوستان را به روزهای قبل یا بعد موکول کرد.  کوچه ها و خیابان های شهر را باید از هر جنبنده ای که ممکن است که روز انتخابات از منزل خارج شود تهی کرد.


این تدابیر می تواند به حاکمیت نشان دهد که ملت ایران در "نه" گفتن به یک انتخابات قلابی به همان اندازه مصمم است که به آری گفتن به یک انتخابات آزاد با رعایت حق مشارکت همه اقشار اجتماعی.


 

به تازگی مقاله ای از شما در سایت جرس منتشر شد که در آن مدعی شدید«مبارزه مدنی» از نوع اعتصاب بازاریان و دانشجویان، «تنها» راه باقی مانده برای موفقیت است، در روزهایی که جنبش سبز هنوز در خیابان ها حضور پررنگ داشت و نیروهای امنیتی به راحتی اسلحه به روی تظاهر کننده ها می گشودند، بازاریان تن به اعتصاب ندادند، این روزها چطور می توان چنین ادعایی را جامه ی عمل پوشاند؟

 

اولا تاکید من در آن تحلیل بر "بازاریان" به مثابه نخستین قشر اعتصابی نبود. اشاره ام به بازاریان بیشتر در رابطه با نقش آنان در گذشته های دور بود.
من این کلام  را در پاسخ به کسانی آوردم که فکر میکنند مردم ایران قادر نیستند مشکلاتشان را با استبداد حاکم بر کشور حل کنند است به اعتقاد من در تاریخ ایران،  یک بار در انقلاب مشروطه و دیگر بار در انقلاب بهمن ماه ۵۷، این اتفاق افتاد که مردم با اعتصاب حاکمیت را به زانو در اوردند.


اگر امروز سی و چند سال  از انقلاب بهمن گذشته. در آن انقلاب  نود و چند درصد از مردم شرکت داشتند و موفق شدند دستگاه مخوف شاه را از کار بیاندازند و توانستند حاکمیت را به تسلیم وا دارند. در انقلاب مشروطه نیز فقط چند درصد مردم با مشارکت در «بست نشینی» توانستند قانون مشروطیت را به امضای شاه برسانند. امروز بعد از سی و چند سال که از انقلاب گذشته، امکانات جامعه مدنی و سطح شعور و آگاهی مردم به مراتب بالاتر است. از لحاظ  نظری این امکان وجود دارد که مردم بتوانند خودشان تصمیم بگیرند که چگونه با سازمانگری یک تحریم و اعتصاب همگانی  حاکمیت را به عقب برانند. ایرانیان چنین ظرفیتی را بالقوه دارا هستند و حداقل دو بار هم آن را با موفقیت به اجرا گذاشته اند.

 

اگر این اتفاق امروز نمی افتد دلیل این نیست که این زمینه و امکان آن اساسا وجود ندارد. بلکه فقط نیاز به یک فرصت است، مقاله من تاکید بر این دارد که آماده و هوشیار باشیم که چنانچه لحظه موعود فرا رسید، با اعلام اعتصاب عمومی حکومت را وادار به تسلیم کنیم. ما نیازی به حضور به اصطلاح بشردوستانه "جامعه بین المللی" که برای ما دموکراسی بیاورد، نداریم. ما خود خواهیم توانست حاکمیت را به تبعیت از خواست های خودمان وا داریم.

 

آن مقاله برای لحظه کنونی نیست و امروز هم زمان یک اعتصاب همگانی نیست. اما این فرصت پیش خواهد آمد. 12 اسفند روز یک آموزن بزرگ است.

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.