یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ -
- 22 Oct 2017
01 صفر 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مسعود بهنود: ما با «این» انتخابات قهریم
  جرس: «حق رای» یکی از حقوق شهروندی است که مردم ایران نیز مانند بسیاری از دیگر جهانیان برای به دست آوردنش تلاش ها کرده اند، تحریم انتخابات یا عدم شرکت در آن تهدیدی برای حفظ این حق به حساب می آید؟  از یکسو اصلاح طلبان همچنان بر عقیده عدم شرکت در انتخابات و عدم حمایت از نامزدها پافشاری می کنند و از سوی دیگر حق شهروندی مردم در خطر افتاده است، از یک طرف اپوزیسیون به هماهنگی مطلوب نرسیده و از طرف دیگر برخی از اصلاح طلبان که در انتخابات نامزد شده اند چهره های جنبش سبز را اصلاح طلب نمیدانند. 

 



شرکت یا عدم شرکت، تحریم یا حضور فعال، با توجه به تجربه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری تردیدهایی است که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است. مسعود بهنود، نویسنده و یکی از پیشکسوتان روزنامه نگاری در گفتگو با جرس در کنار پاسخ به این سوالات، خاطرنشان کرد«ما با صندوق و انتخابات قهر نیستیم؛ بلکه با این انتخابات قهریم».متن کامل این گفتگو در پی می آید:

 

 

این روزها با توجه به شرایط سیاسی حاکم بر کشور شاهد هستیم که مردم به «عدم شرکت در انتخابات» یا «تحریم» دعوت می شوند. با توجه به این که مردم ایران ده ها سال تلاش کرده اند تا «حق رای» به دست بیاورند، این گونه دعوت ها چقدر ممکن است به ضرر حفظ این دستاورد و در نتیجه نقض حقوق شهروندی شود؟

 

وضعیت دشواری است، به گونه ای که میتوان گفت هیچ وقت در سی سال گذشته چنین وضعیت دشواری پیش روی آدمهای اهل صلاح و میانه روی نبود؛ اما روزگار نیزهمیشه آدم ها را در وضعیت صفر و صد قرار نمیدهد و همیشه انتخاب  راحت نیست. در شرایطی که ما الان در آن قرار داریم، برخلاف آنهایی که چشم بسته تحریم می کنند یا برخی دیگر که شرکت به هر صورت را پیش میکشند؛ به هر حال اصلاح طلبان نگاه میکنند که بزرگان قوم مانند آقایان خاتمی، موسوی و کروبی و دیگرانی که به عنوان اهل تفکر میشناسیم، سعید حجاریان یا عباس عبدی چه می گویند. این گونه که خبر می رسد، دعوت عمومی به شرکت نکردن  است.  انسان اصلاح طلب فکر می کند که برای چه باید در چنین شرایطی در انتخابات شرکت کند و آنجا هم جواب منفی بگیرد.


به هر حال ما فصل الخطاب را صندوق رای می شناسیم. ما اهل اصلاح، وضعیت مطلوبمان این است که صندوق رای در میان باشد و مناقشات با صندوق رای حل شود. پاسخگویی در مورد وضعیت  کنونی و آن چه که ممکن است بعدتر اتفاق بیافتد، بر عهده ی شخص رهبر جمهوری اسلامی است که چنین وضعیتی را ایجاد کرد و ما را در چنین مخمصه ای قرار داد. امیدوارم طرحی که در سر ایشان است به سامان برسد و اگر نرسید آن وقت روز حساب خواهد رسید و مسئولیت جز با شخص ایشان نیست.


شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری موافق رای دادن بودید. اگر بنا به گفته امروزتان همچنان فصل الخطاب، صندوق رای باشد؛ با توجه به تجربه انتخابات دهم و احتمال اینکه تعداد زیادی از مردم دلسرد شده اند، راه کار را در چه می بینید؟

 

اینکه بگوئیم مردم نمی خواهند شرکت کنند، به نظر من حرف درستی نیست. انتخابات مجلس است و اکثریت مردم ایران، خارج از تهران و شهرهای بزرگ زندگی میکنند و آنها به قدری دغدغه های محلی دارند که به مسائل کلی تر نمی رسند. آنچه منظور نظر من و شماست یعنی آزادی و حق انتخاب، دغدغه ی عموم جامعه ایران نیست، دغدغه ی کل جامعه بشری هم نیست. در بیشتر جوامع دنیا بیش از هر چیزی مسائل اقتصادی مهم است برای مردم.  ای کاش جهان، جهانی بود که اکثریت مردمش دغدغه ی ازادی داشتند. به تصور  من ۶۰ درصد مردم در همین انتخابات هم پای صندوق رای حاضر خواهند شد، می روند چون مشکلات محلی و خواستهای قبیله ای و عرق های محلی وجود دارد. در سردترین انتخابات، که بی حضور آزادی خواهان برگزار شود باز هم مردم محلات و شهرهای کوچک شرکت کرده اند و می کنند، زیرا رقابت محلی وجود داشت و دارد.

 

از سوی دیگر من با این که از پیش بگوییم آراء مردم دستکاری خواهد شد، مخالفم. در انتخابات گذشته مسائلی پیش آمد که حاصلش را هم دیدیم؛ اما ما دلایل بسیاری داریم که در سی سال گذشته این طور نبوده که در انتخابات دستکاری بشود. اصولا هیچ جایی انتخابات صد در صد نیست، ولی در ایران اصلاح طلبان سر کار بودند و وزارت کشوری را در دست داشتند که از آن احمدی نژاد بیرون آمد. آقای عبدالله نوری وزیر بوده و یک دست راستی انتخاب شد. برعکس هم هست آقای بشارتی وزیر کشور بود و همپالگی وی ناطق نوری رای نیاورد و آقای خاتمی رای داشت. من به شخصه دوست ندارم به مردم ایران بگوییم انتخابات دستکاری میشود و پایه ی انتخابات را بزنیم. معتقدم ما باید کاملا متوجه باشیم تا صندوق فصل الخطاب ما ایرانیان بماند. البته ما نخواهیم هم می ماند و بیرون هم نمیرود.


انتخابات پیش رو توسط کسانی مصادره شده است. بنابر این ما با آن قهریم.ما با صندوق و انتخابات قهر نیستیم؛ بلکه با این انتخابات قهریم. در نهایت میرویم که ببینیم که نتیجه چه میشود و مثل هر گروه صاحب فکر دیگری نتیجه را بررسی میکنیم و احتمال دارد به این نتیجه برسیم که اشتباه کردیم در این قهر، اما در شرایط کنونی، راه دیگری نداریم.


این عدم شرکت اصلاح طلبان از نظر شما میتواند به تولید یک جریان اصلاح طلب خودساخته از دل حاکمیت منجر شود؟

 

من اصولا اگر این امید را از دلم بیرون کنم، زندگی برایم دشوار خواهد شد. این امید را باید همیشه آبیاری کنیم، حتی اگر نشانه هائی هست که آدمی را نومید می کند به نظرم باز هم به خود بگوییم که  ایران، لیبی قذافی و عراق صدام نیست، اگر حکومت هم چنین خطائی بکند ایرانیان  اجازه نمیدهند آب از سرش بگذرد و به وضعیت لیبی و عراق در آیند تازه  متوجه ماجرا شوند. هزار باده ناخورده در رگ تاک است. به تاریخ بنگرید به نگرش و رفتار ایرانیان در دو جنگ جهانی نگاه کنید. به نقشه منطقه نگاه کنید که اول قرن بیستم کوچک ترین لقمه منطقه بود گیر کرده بین سه امپراتوری، الان بزرگ ترین لقمه این میانه است. این را چه کسانی کردند. تقدیر بود یعنی؟ توطئه نمی کرد کسی. امپراتوری ها چند بار روی کاغذ ایران را تقسیم کردند. این رجال و تکنوکرات های هر چند اندک زمان بودند که میان استبداد داخلی و استعمار خارچی نگذاشتند کشتی کشور غرق شود. خارجی ها آمدند اما به تدبیر همین رجال درد کشیده ما رفتند. همچنان امیدوار باشیم هستند مردان متفکر. رستم لازم نیست بلکه اهل اندیشه می خواهد که هست. در همه سطوح هست. در همه گروه ها هست.


این روزها تعدادی از افرادی که در احزاب یا گروه های کوچک اصلاح طلب بودند، برای نمایندگی در مجلس نامزد شده اند، یعنی باید به این عده هم امید داشت؟

 

تردید ندارم در این انتخاباتی که من و شما از آن قهر می کنیم، مجلسی که می آید  باز هم خبرساز خواهد شد و کسانی مثل آقای مطهری یا آقای تابش یا آقای توکلی در آن مجلس حضور خواهند داشت و با این که ما با شرکت آن ها در انتخابات موافق نیستیم و می پنداریم در مرداب دنبال ماهی می گردند  اما  همان حضورشان مانعی برای شکل گیری دیکتاتوری خواهد شد. این از ذات مجلس است. بنابراین آن مجلس چه با ما و چه بی ما، شکل خواهد گرفت و ما اتفاقاتش را دنبال خواهیم کرد.


در دوره گذشته انتخابات مجلس هم بسیاری از اصلاح طلبان و دیگر احزاب معتقد به تحریم بودند. من شرکت کردم زیرا حرفم این بود که به نظرم می رسد مجلس یک دستی به وجود نخواهد آمد و ایران چنین قابلیتی را ندارد و در  مجلس آینده هم تضادهایی بیرون خواهد زد. آن زمان به صراحت پیش بینی کرده بودم که این مجلس، تندترین مجلس شورای اسلامی خواهد بود و این مجلس رفتاری با دولت خواهد کرد که هیچ کدام از مجالس گذشته نکردند. و همان اتفاق افتاد. در مجلس آینده هم که بی حضور ما تشکیل میشود دست کم در دو ساله اول درگیری شدیدی با دولت خواهد داشت و به هر حال در باریکه اندکی که می تواند کار خود خواهد کرد و وقتی زمانش شد هر چقدر صافی ها تنگ باشد باز کسانی پیدا می شوند که ما را فریاد کنند.  اما به هر حال اجماع ما بر این است که اصلاح طلبان در این انتخابات شرکت نکنند.


به نظر شما این عدم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات نشاندهنده یک استراتژی بلند مدت است یا همانطور که شما گفتید این گونه است که ببینیم بعد از این اقدام، چه پیش خواهد آمد تا روی آن تحلیل و بررسی انجام دهیم؟‌ اگر بلندمدت است قدم بعدی چیست؟

 

من شخصا نظرم این نیست که می توان به طور بلند مدت استراتژی تحریم انتخابات را دنبال کرد. این بدان معناست که خودمان را خلع سلاح میکنیم. همین الان به محض این که معلوم شد نظر آقایان حاتمی و موسوی به شرکت نکردن در این بازی انتخاباتی است اطلاعات به دست آمده نشان می دهد در تهران ۱۲ درصد بیشتر رغبت برای شرکت در انتخابات در مردم وجود ندارد و این یعنی، نظر و رای ما  مهم و موثر است. برنامه ریزان حکومت ممکن است متوهم شده باشند که بدون حضور اصلاح طلبان می توانند یک انتخابات حداکثری برپا کنند. میتوانند از تضادهای میان حاکمیت و دولت یا تحریم ها و تهدیدهای بین المللی استفاده کرده و  انتخابات  را آنقدر داغ کنند که جامعه شهری در  پای صندوق حضور پیدا کند. اما به نظر من انتخاباتی که بتوان هزاران خبرنگار را بدان دعوت کرد و با عزت نفس و اعتماد کافی نشان داد مردم با حکومت هستند برگزار نخواهد شد. گرچه می دانم با توجه به جامعه روستایی و شهرهای دور از دانشگاه ها، اگر کل کشور را جمع کنیم، رای حدود ۶۰ درصد واجدان شرایط را در صندوق ها خواهیم دید.البته این رقم، جواب حاکمیتی که همیشه صحبت از مردم میکرده را نمی دهد و مسلما آنها را به فکر خواهد انداخت. ما هم متقابلا باید به تحلیل و بررسی بنشینیم. به نظر من قهر با انتخابات نمی تواند استراتژی بلندمدت یک گروه اصلاح طلب باشد. البته یک گروه انقلابی یا گروه برانداز می تواند چنین استراتژی را داشته باشد. که دارد.

 

یکی از مشکلاتی که اپوزیسیون ما با آن روبروست، عدم هماهنگی در مذاکره و تصمیم گیری است. از طرفی اصلاح طلبان هستند و از طرف دیگر سلطنت طلبان، از سویی گروه های چپ و از سوی دیگر شاخه های مختلف مخالفان و معترضان. با این حال همچنان نتوانسته اند به یک گفتمان مشترک برسند. به نظر شما چطور می توان این معضل را حل کرد؟

 

این که گروه ها اختلافات خود را کنار بگذارند و پای میز گفتگو بنشینند به زمانی اختصاص دارد که طعمه ای در آن وسط به نام حکومت وجود داشته باشد، به قول قدیمی ها تاج در میان میدان افتاده باشد. یا به نظر رسد غنیمتی در میان است و برای به دست آوردنش بهترست ائتلاف کنیم ؛ چنانکه در انقلاب هم کم و بیش چنین اتفاقی رخ داد. این سال ها در لیبی و عراق و افغانستان هم رخ داده است.


اما  ایران الان در آستانه زمستان 90 نه در شرایط انقلاب و نه حتی در شرایط سوریه  است. ایران شرایطی دارد که از نظر آزادی و حقوق بشر خوب نیست؛ ولی به نظر می رسد اکثریت مردم ایران برای دگرگونی شرایط زندگیشان آمادگی ندارند. بنابراین فشار و انگیزه ای که مثلا در سوریه به وجود آمده تا گروه ها اختلافهایشان را کنار بگذارند، برای ایران فعلا موجود نیست. در نبود آن شرایط طبیعی است که هر گروه سر تاریخش با گروه دیگر دعوا دارد هنوز هم سر ۲۸ مرداد یا خوب و بد بودن مصدق و رضا شاه گروه ها با هم دعوا دارند. طبیعی هم هست.


به نظر من لزومی هم برای حل اختلاف وجود ندارد، مگر این که شرایطی به وجود‌ آید که به ایران مثلا حمله نظامی شده باشد، خلاء قدرت پیش آید و آن وقت چنین اتفاقی خواهد افتاد و خود به خود می افتد. نگران و نومید نباشید.

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.