فرهادی، پیاده به نزدیک "اسکار" رسید!
داريوش مهرجويي در پيام تبريكي خطاب به اصغر فرهادي ابراز اميدواري كرد که پس از جایزه نوبل، طلسم جايزه اسکار نیز توسط او شکسته شود و همه دوستداران سينماي ايران با دسته گل به استقبالش بيايند. فیلمساز کهنه کار شاید این تصویر از فرهادی هنگام بازگشت از "برلیناله" با سه خرس طلا و نقره یادش بود که از سینمادوستان خواست پس از "گلدن گلوب" و اسکار، پیشواز بهتری از فیلمساز برجسته کشورشان به عمل بیاورند؛ زیرا که تصور نمی رود از مسئولین فرهنگی و هنری چنین کاری ساخته باشد، آنها به زعم خود مشغول کارهای مهم تری هستند؛ چنانکه جواد شمقدری معاون سینمائی وزیر ارشاد در یک برنامه رادیوئی ودرپاسخ به سوالي مبني بر برنامه وزارت ارشاد براي تقدير از اصغر فرهادي، گفت: "با توجه به کار سنگيني که براي جشنواره فجر امسال در پيش داريم، بسيار درگير هستيم و شايد اگر در شرايط ديگري بوديم ميتوانستيم براي اين کار برنامه ريزي کنيم"!
شمقدري ووزیر بالاسرش محمد حسینی اما یادشان نمی رود که در هر فرصتی شایستگی های فرهادی را زیر سوال ببرند و در مورد «جدائی نادر از سیمین» بگویند که شرایط سیاسی موجب شده تا سینمای غرب به این فیلم روی خوش نشان بدهد. در آن برنامه رادیوئی هم شمقدری با تاکيد بر اينکه اگر «جدايي نادر از سيمين» اسکار امسال را دريافت کند آن موقع فکري براي تقدير از کارگردانش ميکنيم، تصريح کرد: "در شرايط فعلي نيز که ايران در مرکز توجه قرار گرفته، شرايط سياسي را به نفع اين فيلم ميبينم و احتمال ميدهم که به عنوان يک سيگنال مثبت بخواهند با در نظر گرفتن جايزهاي براي اين فيلم نشان دهند که با ايران دشمني ندارند"!
اما خود فرهادی فارغ از این قضاوتها، موفقیت فیلمش را موفقیت همه سینماگران ایران و علت آنرا دارا بودن یک زبان مشترک جهانی می داند.او پس از اعلام نامزدي فيلماش در گزینش نهائی اسکار، در پاسخ به سوالات خبرنگار «هاليوود ريپورتر» گفت: "از بين دو نامزدي، بهترين فيلمنامه براي من معناي ديگري دارد، چون پيش از هرچيز من كارم را با نوشتن شروع كردم." وي در پاسخ به اين سوال كه در لحظهي شنيدن خبر كجا و در چه حالي بوده است؟ پاسخ داد: "در حال نوشتن صحنهاي از فيلمنامهي بعديام بودم كه دو روز است با آن درگير هستم و دنبال باز كردن گرهی در اين صحنه بودم كه دستيارم اين خبر را به من داد." فرهادي در پاسخ به اينكه پيشبينياش دربارهي كانديدا شدن فيلمنامه چه بوده است؟ گفت: "در مورد نامزدي بهترين فيلم خارجي حدس ميزدم اما در مورد بهترين فيلمنامه كمتر حدس ميزدم." وي در پاسخ به اين سوال كه نامزد شدن در اسكار برايش چه معنايي دارد؟ گفت: "مهمترين معنايش آن است كه اگر چه امروز مردم در فرهنگهاي مختلف به زبانهاي مختلف سخن ميگويند، اما زبان مشترك تمام مردم دنيا سينماست." اين كارگردان ايراني دربارهي اينكه اگر جايزه اسكار فيلمنامه را ببرد چه حسي خواهد داشت، گفت: "اين موفقيت تنها براي من نخواهد بود، بلكه متعلق به همه فیلمسازانی خواهد بود كه به زبانهايي غير از انگليسي فيلم ميسازند. اين به معناي آن است كه زبان نميتواند مانعي در ارتباط برقراركردن تماشاگران با فيلمها در دنياي سينما باشد. سينما يك زبان مشترك جهاني است."

فرهادی سومین ایرانی است که به مرحله نهائی جایزه سینمائی «اسکار» می رسد. مجید مجیدی در سال 1999 برای فیلم ستودنی «بچههاي آسمان» براي اولينبار در جمع پنج نامزد دریافت تندیس اسکار برای بهترين فیلم غيرانگليسيزبان قرارگرفت. شهره آغداشلو بازیگر ایرانی مقیم آمریکا در سال 2003 برای بازی در فیلم هالیوودی "خانه ای از شن و مه" نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد؛ و اینک با نامزدي «جدايي نادر از سيمين» فرهادی سومین ایرانی است كه در فهرست نامزدهاي نهايي اسكار قرار ميگيرد، آنهم در دو رشته بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان و بهترین فیلمنامه اصل و اقتباس نشده.
داریوش مهرجوئی که دومین فیلمش «گاو» با داستانی از غلامحسین ساعدی در سال 1971 اولین جایزه بین المللی سینمای ایران را از جشنواره ونیز گرفته بود، اولین فیلمساز ایرانی حاضر در رقابتهای اسکار نیز به شمار می رود. «دایره مینا»ی او در سال 1978 ار طرف وزارت فرهنگ و هنر به عنوان نماینده ایران در اسکار معرفی شد و یکسال پس از آن فيلم «باد صبا» ساختهي آلبر لاموريس به عنوان نمايندهي ايران راهي آكادمي اسكار شد. سينماي ايران پس از انقلاب به مدت 16 سال نمايندهاي به اسكار معرفي نكرد تا سال 1995 كه فيلم «زير درختان زيتون» ساختهي عباس كيارستمي و سال بعد «بادكنك سفيد» به كارگرداني جعفر پناهي به اسكار معرفي شدند.
پس از آن به ترتیب سینمای ایران با «گبه» محسن مخملباف، «بچههاي آسمان» مجيد مجيدي، «رنگ خدا» مجيد مجيدی، «زماني براي مستي اسبها» بهمن قبادي، «باران» مجيد مجيدي، «من ترانه 15 سال دارم» رسول صدرعاملي، «نفس عميق» پرويز شهبازي، «لاكپشتها هم پرواز ميكنند» بهمن قبادي، «خيلي دور خيلي نزديك» رضا ميركريمي، «كافه ترانزيت» کامبوزیا پرتوی، «ميم مثل مادر» رسول ملاقليپور، «آواز گنجشكها» مجيد مجيدي، «درباره الي» اصغر فرهادي و «بدرود بغداد» مهدي نادری در رقابتهای اسکار حضور داشته است؛ اما هیچگاه مانند امسال و با حضور «جدائی نادر از سیمین» اصغر فرهادی، به این جایزه باارزش سینمائی نزدیک نبوده است!
بلاتکلیفی در سی امین جشنواره فیلم فجر!
جشنواره سینمائی فجر که معاون سینمائی ارشاد می گوید به خاطر درگیری با آن نمی تواند به فکر تقدیر از فرهادی باشد، در حالیکه چند روز بیشتر به آغاز آن نمانده (12 بهمن) همچنان بلاتکلیف و ناقص است؛ نه صورت کامل فیلمهای مسابقه و بخشهای جنبی مشخص شده، نه مجری مراسم افتتاحیه را معرفی کرده اند و نه هیئت داوران بخش مسابقه را کسی می شناسد. هراز چندی نامهای مشهوری برای داوری از سوی رسانه ها اعلام می شود که معلوم نیست آیا آنان حضور در هیئت داوران را خواهند پذیرفت یا نه؟ گلاب آدینه، مسعود جعفری جوزانی، علیرضا رئیسیان و مسعود کیمیائی کسانی هستند که به عنوان گزینه های داوری سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر از آنها نام برده می شود ولی از سوی خود آنان تاکنون هیچ سخنی به تائید شنیده نشده است!
به گزارش خبرگزاری مهر، نام علیرضا رئیسیان از چندی قبل در این لیست دیده می شد. گلاب آدینه بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون و همچنین بازیگردان پروژه های مختلف سینمایی نیز از دیگر گزینه های احتمالی بخش مسابقه سی امین جشنواره فیلم فجر است. مسعود جعفری جوزانی کارگردان و تهیه کننده سینمای ایران که امسال قرار بود با علی معلم فیلم سینمایی "کوروش کبیر" را بسازد و این امر به دلایلی محقق نشد نیز از دیگر گزینه های داوری جشنواره فجر است. شنیده ها حاکی است مسئولین جشنواره در نظر دارند با مسعود کیمیایی کارگردان پیشکسوت سینمای ایران نیز درباره داوری صحبت کنند که تلاش خبرنگار مهر برای گفتگو با این کارگردان و تائید صحت این خبر بی نتیجه ماند.
قرار بود فیلمهای بخش مسابقه سی امین جشنواره فجر، همه پروانه نمایش گرفته و در این جشنواره حضور پیدا کنند؛ اما علیرضا سجادپورمدیر کل ارزشیابی و نظارت وزارت ارشاد در گفتوگو با خبرگزاری «فارس» در مورد وضعیت بیست فیلمی که پروانه نمایش موقت برایشان صادر شده، اظهار داشت: "اکثر این فیلمها کپی کاملشان آماده نشده بود، بنابراین طبق قانون نمیتوانستیم برای آنها پروانه نمایش دائم صادر کنیم. طبق قانون، آثار باید از تیتراژ تا پایان فیلم همراه با باندهای صدا مشخص باشند و در واقع چیزی که قرار است روی پرده سینماها ببینیم، باید آماده باشد." سجادپور که خود رئیس هیئت انتخاب فیلمهای جشنواره و مسئول ممیزی در آنها بود، دراین گفتوگو خاطرنشان کرده که این فیلمها بعد از جشنواره پروانه نمایش دریافت میکنند!
دولت آبادی برسر «زوال کلنل» مذاکره می کند!
نامدارترین نویسنده امروز کشورمان، برای اینکه بتواند کتاب «زوال کلنل» خود را از زوال سانسور برهاند و به دست خوانندگانش در ایران برساند، حاضر به گفت وگو با مسئولین وزارت ارشاد شده است. محمود دولت آبادی در گفت و گو با بی بی سی فارسی از پیشنهاد معاون فرهنگی وزارت ارشاد مبنی بر لزوم مذاکره درباره کتاب "زوال کلنل" استقبال کرد و از اینکه بهمن دری "به طورمنصفانه" و "از باب هنر و ادبیات" سخن گفته ابراز خوشحالی نمود و گفت چنین چیزی را از طرف هر کسی که باشد "ارج می نهد" و آماده است در مورد «زوال کلنل» با وزارت ارشاد مذاکره کند.

دولت آبادی در عین حال افزود که این کتاب "اثر نامطلوب" بر جامعه ایران نخواهد گذاشت چون "جامعه ما جامعه زنده ای است و لزوما همه افراد روایت رسمی از قبل و بعد از انقلاب ندارند؛ این یک روایت دیگر است که یک نویسنده ایرانی به طور منصفانه بیان کرده است." «زوال کلنل» ، سرگذشت افسری از "ارتش شاهنشاهی ایران" است که زندگی او و خانوادهاش در مقطع انقلاب درسال ۱۳۵۷ مرور میشود.
به گزارش خبرگزاری ایلنا، بهمن دري كه قبلا انتشار آخرين رمان محمود دولتآبادي را در خارج از كشور؛ برهاني بر عدم لزوم نشر اين كتاب در ايران دانسته بود، در دومين نشست خبري برنامههاي معاونت فرهنگي وزارت ارشاد كه صبح سهشنبه 27 ديماه برپا شد، در اين مورد گفت: "عليرغم اينكه كتابهاي زيادي بعداز مواجه شدن با مخالفت مسوولان ادارهي كتاب، رسما درخواست رسيدگي خود را به معاونت فرهنگي اعلام ميكنند، اما به هر تقدير، رمان آقاي دولتآبادي را شخصا خواندم. كتاب به لحاظ تصويري و جنبههاي بصري، كتاب خوبيست كه با چيرهدستي نويسنده نوشته شده است. ولي مساله اينجاست كه آقاي دولتآبادي در اين كتاب، روايت تازهاي را از اتفاقات قبل و بعداز انقلاب اسلامي ارائه داده و نكاتي را به همراه دارد كه بايد بر سر آنها مذاكراتي صورت گيرد."
دري با اشاره به سابقهي تعاملات و مذاكراتي كه پيشتر بر سر نشر كتاب «جاي پاي سلوچ» با محمود دولتآبادي داشته است، اظهار داشت: "يادم هست كه در جلسهاي كه قرار بود 40 دقيقه باشد ولي 7 ساعت به طول انجاميد، ايشان بسياري از نكات و نظرات شخصي من را پذيرفت و در جايي حتي تشكر كرد. درمورد اين كتاب اما؛ بعداز اعمال پارهاي از اصلاحات كه ادارهي كتاب بر آن تاكيد داشته، به نظر من همچنان مشكلاتي در اين رمان پا برجاست كه نياز به بازنگري دارند. نظر من بر تغيير واژهها، كلمات و جملات موجود در اين كتاب نيست. بلكه با ساختار محتوايي رمان مشكلاتي دارم و معتقدم قرائت تازهاي كه ايشان از برخي رويدادها و اتفاقها داشتهاند، ميتواند تاثيرگذاري نامطلوب منفي بر مخاطب داشته باشد. بنابراین، از آنجايي كه گويا ايشان تقاضاي مذاكره حضوري داشتهاند، جزئيات نقطهنظرات و نكات مورد نظر را در ديداري كه با ايشان خواهيم داشت، به ايشان ارائه خواهد شد."
کارگروه ساماندهی صنوف سینمائی بجای خانه سینما
درحالیکه هیئت مدیره خانه سینما منتظر اعلام نظر دیوان عدالت اداری در مورد انحلال این خانه از سوی وزارت ارشاد است، وزارت ارشاد با اعلام آغاز به کار «سازمان سینمائی» بجای معاونت سینمائی از سوئی و معرفی اعضای کارگروه ساماندهی صنوف سینمائی پس از انحلال خانه سینما از سوی دیگر، عملا وارد فازی شده است که در آن «خانه سینما» دیگروجود خارجی ندارد. جواد شمقدری معاون سینمائی وزارت ارشاد که چندروز پیش گفته بود هنرمندانی که به انحلال خانه سینما اعتراض کرده اند، به دلیل منافع شخصی شان بوده است، احکام اعضای کارگروه ساماندهی را هم بطور رسمی صادر کرد. حسين زندباف، سيدضياء هاشمي، جهانگير الماسي، عباس بابويهي، جمال شورجه، ابوالقاسم طالبي، سيدمسعود اطيابي، عليرضا رييسيان، پرويز شيخطادي و پوران درخشنده افرادی هستند که از شمقدری حکم گرفته اند و نگاهی به این اسامی نشان می دهد که همه آنان در سالهای اخیربا سیاستهای دولت در مورد سینما هم آهنگ بوده و اکثر آنها از منتقدان خانه سینما بوده اند.
حسین زندباف رئیس کارگروه ساماندهی، در گفت و گوئی با خبرگزاری ایسنا، با اشاره به جلسهاي که در خصوص روشن شدن وضعيت معيشتي صنوف با وزير ارشاد داشته است، گفت: "این جلسه بسيار اميدواركننده بود. حرفهايي كه آقاي وزير در مورد آينده سينما و برنامههايش زد، حرفهاي خوب و قابل قبولي بود و اميدواريم به معناي واقعي محقق شود. تنها آرزوي ما سينماگران در حال حاضر بايد به سرانجام رسيدن مسير پيش روي سينماي ايران باشد و همه براي اتفاقهاي خوب بايد تلاش كنيم." وی اعلام کرد که امسال سهميه بليت جشنواره فيلم فجر برای سینماگران، بجای خانه سینما توسط گروه ساماندهي صنوف سينمايي به رؤساي صنوف واگذار خواهد شد و دبير جشنواره موظف شده مديريت سالن سينماي صنوف را نيز به اين گروه بسپارد و نسبت به تأمين سهميه بليط جشنواره و صنف اقدام كند.
امیر جعفری: چرا به مردم دروغ می گوئیم؟
در این روزها که انحلال خانه سینما بحث مهم جامعه سینمائی ایران بود، مجموعه تلویزیونی «شیدائی» نیز هرشب روی آنتن می رفت که سازنده آن کسی نبود جز محمد مهدی عسگرپور، مدیرعامل همین خانه منحل شده سینما. این مجموعه خوش ساخت، چنان با اقبال بینندگان تلویزیون مواجه شد که عزت اله ضرغامی رئیس صدا و سیما نیز وادار شد در پایان از عسگرپور برای ساختن چنین اثری قدردانی کند. بازیگر اول این مجموعه «امیرجعفری» بود، بازیگری که در این سالها بازیهای درخشانی از او را در مجموعه های تلویزیونی شاهد بوده ایم. جعفری در گفت و گوئی که با خبرگزاری "مهر" داشته، مطالب جالبی در مورد جامعه و شرایط کار در صداوسیما مطرح کرده است که در بخشی از آن می خوانیم:

سوال: فضای پرتنش این سریال را چطور ارزیابی میکنید؟ این فضا جز انتقال استرس به مخاطب نتایج مثبتی هم دارد؟
جعفری: بگذارید من به دو نکته اشاره کنم. اول اینکه میگویند سریال ما پرتنش است به نظرم جمله خیلی برخورندهای است؛ برای اینکه شما میتوانید در یکی از میدانهای مرکزی شهر تنش را ببینید؛ در محل کار یا خانواده خود تنش را ببینید؛ در خیابان میبینید مردم از زور بیکاری و بیپولی قاطی میکنند و سر هیچ و پوچ با قفل فرمان به جان هم میافتند؛ سر نوبت پمپ بنزین قتل میشود؛ بنابراین به نظر من سریال ما پرتنش نیست. این را که میگویند آدم فکر میکند همه چیز آرام است و فقط "شیدایی" مانده که مردم ما که در پر قو بزرگ شدهاند با دیدنش اعصابشان خرد میشود! دروغ در کار ما نیست و تنها برشی از زندگی است. زیباترین حرف را آقای عسگرپور گفت که "شیدایی" شکلات تلخ است که شیرینیاش را میچشی و تلخیاش هم جزئی از شکلات و لذت بخش است. مثل اینکه برای سرماخوردگی شربتی بخوریم که گرچه تلخ است اما خوبمان میکند. اینکه بخواهیم صرفا کارهای طنز انجام دهیم که نمیشود. لالایی که نمیخواهیم بگوییم! مردم میخواهند برشی از زندگی را ببینند. اتفاقا روابطی که در سریال ما وجود داشت خیلی تاثیرگذار است. میخواهید استرس را ببینید؟ یک دوربین هندی کم بردارید و داخل شهر بروید تا استرس را ببینید. در سریال ما استرسی وجود نداشت؛ طاها دو تا زن گرفته و حالا خانوادهاش سر این موضوع دارد تخریب میشود. میخواهیم نشان بدهیم یک دروغ ممکن است فرد را به کجا برساند. اینکه صرفا بخواهیم چند چیز بامزه بگوییم که مردم بخندند که نمیشود. اگر واقعا تلویزیون فکر میکند باید کارهای پرتنش را کم کند، در میان تاسیس این همه شبکه یک کانال را برای طنز اختصاص دهد که اگر کسی میخواهد لالایی بشنود آن را ببیند و راحت بخوابد!
سوال: با این حال معاون سیما به مدیران شبکهها برای این سریالها تذکر جدی داد.
جعفری: واقعا چرا؟ چرا باید به مردم دروغ بگوییم؟ انگار به دروغ گفتن عادت کردهایم. باشد! اصلا ما سریال طنز کار میکنیم. میگذارید با پزشکان شوخی کنیم؟! سیروس مقدم یک جمله قصار دارد که میگوید فقط درباره دو گروه میشود در تلویزیون حرف زد که شکایتی در پی نداشته باشد. یکی قاچاقچیان و یکی دیگر دزدان و سارقان مسلح! که خوشبختانه صنفی ندارند که شکایت کنند. اما میتوانیم درباره دیگران شوخی کنیم؟ آقای دارابی اجازه میدهید ما درباره خود صدا و سیما، سیاست، یارانه و چیزهای دیگر شوخی کنیم؟! اگر این اجازه را بدهند من خودم به عنوان پیش قدم و پیش مرگ جلو میآیم و سریال طنز کار میکنم، اما به من اجازه بدهید با همه شوخی کنم. وقتی چنین اجازهای وجود ندارد ما باید درباره چه حرف بزنیم!؟ درباره "زیر هشت" که گفتند تلخ است و نه از ما تقدیر کردند و نه تشکری کردند. چرا؟ حالا چرا اصرار دارند که به مردم دروغ بگوییم؟ خب اگر ما حقیقت را نگوییم مردم روزنامه را باز میکنند، اینترنت میروند، به سایتهای مختلف مراجعه میکنند، بعد ما چطور میخواهیم به جنگ ماهواره برویم؟! نمیشود دیگر! اتفاقا خود ما داریم کاری میکنیم که بیننده ماهواره بیشتر شود. با این شرایط حتی اگر هزار بار هم دیشها را بشکنند مردم دوباره دیش میگذارند! ما باید برنامههای خودمان را پررنگ کنیم. من اگر سمتی داشتم میگفتم اصلا از خط قرمز هم عبور کنید. چرا که سریالهای آن طرف صرفا به دلیل روایت چیزهای ممنوعه پربیننده هستند.
ناشران در فکر شناورسازی بهای کتاب
افت شدید ارزش دلار در برابر ارزهای خارجی، ناشران کتاب را هم وادار کرده است که به فکر شناورکردن قیمت بهای پشت جلد کتابها بیافتند. محمود آموزگار دبیر اتحادیه ناشران و کتابفروشان شهر تهران از تاثیر نوسانات قیمت ارز بر قیمت کاغذ و در نتیجه بازار نشر کشور و همچنین تدوین طرحی برای ارائه به وزارت ارشاد در زمینه شناورسازی قیمت پشت جلد کتابها برای عبور از این بحران خبر داد و در گفتگویی با خبرنگار مهر درباره تاثیر شرایط اقتصادی جدید متاثر از نوسانات قیمت ارز و اثر آن بر وضعیت چاپ و نشر گفت: "کتاب کالایی است که با کالاهای دیگر تفاوت اساسی دارد و جزو آخرین اقلامی است که در سبد خانواده میآید؛ البته اگر بیاید. بنابراین تاثیر گرانی و افزایش قیمت را به راحتی میتوان در کالاهای دیگر به وضوح مشاهده کرد، ولی درباره کتاب اینگونه نیست و درباره این کالا در چنین شرایطی یک تصمیم ساده گرفته میشود و آن هم نخریدن است. صنعت چاپ و نشر ما در مجموع صنعتی ضعیف است و به دلیل اینکه به واردات کاغذ نیز وابستگی جدی دارد و نوسانات قیمت ارز هم روی قیمت کاغذ تاثیر میگذارد، در نتیجه در چنین شرایطی طبیعی است که این صنعت هم دچار بحران شود."
آموزگار در پاسخ به اینکه آیا شرایط فعلی به گونهای بوده که اعتراضهایی را از سوی اعضای اتحادیه موجب شود، گفت: "ما جلسات و بحثهای جدیای داشتهایم و درصدد هستیم با وزارت ارشاد رایزنی کنیم تا به ویژه در بحث قیمتگذاری اتفاقی بیفتد تا این بحران پشت سر گذاشته شود. پیشنهادی که به اتحادیه شده این است که قیمت کتاب به طور موقتی و تا رفع این بحران، شناور شود و ما هم روی این پیشنهاد کار میکنیم که در صورت نهایی شدن آن را به وزارت ارشاد ارائه خواهیم کرد تا از آسیبهای بیشتر جلوگیری شود. در حال حاضر هم در بخشی از نقل و انتقالها و فروش کتاب این اتفاق میافتد، ولی از سوی پخشکنندگان و موزعان است و در این میان ناشر به عنوان حلقه اول و کتابفروش به عنوان حلقه پایانی این چرخه از آن نفعی نمیبرد. برخی از پخشکنندهها قیمتهای جدیدی را برچسب میزنند که درست نیست."
دبیراتحادیه ناشران در مقایسه کتاب با دیگر محصولات فرهنگی، به نقد شیوه عرضه کتابها پرداخته و گفت: "یکی از دلایل نحیف بودن بنیه نشر و تیراژ پایین کتابها، خود محصولات هستند. در مقایسه با آثار سینمایی که وارد شبکه خانگی میشوند شما میبینید که یک فیلم در نسخههای بالا تولید و به فروش میرسد و اگر هر لوح فشرده را به طور متوسط چهار نفر تماشا کنند، آمار تماشاگران یک فیلم رقم قابل قبولی خواهد بود؛ ولی درباره کتاب اینگونه نیست و بخشی از این مشکل به نوع خود کالایی به نام کتاب برمیگردد که جاذبههای کافی را ندارد تا مخاطب را جذب کند. ما در حوزه نشر با صنعت ضعیفی روبهرو هستیم که افزایش قیمتها به پایین آمدن فروش منجر میشود." وی در پاسخ به اینکه گرانی ارز چه تاثیری بر حضورهای بینالمللی ایران در نمایشگاههای کتاب پیش رو دارد؟ توضیح داد: "قطعاً روی هزینههای ابتدایی این حضورها تاثیر دارد و امکان گرفتن غرفه و بازدیدهای حرفهای را کمتر میکند، ولی از سوی دیگر امکان انتقال رایت کتابهای ایرانی در بازارهای جهانی و سود آن را افزایش میدهد. اگر فروش امتیاز ترجمه و چاپ کتابهایمان در خارج از کشور را نوعی صادرات بدانیم، در این فرصت میتوانیم برای امکان فروش رایت بیشتر برنامهریزی کنیم."
فارس: گلشیفته، شاهد سلحشور از غرب رسید!
به نظر می رسد که انتشار تصاویر نیمه برهنه از «گلشیفته فراهانی» در فضای اینترنتی و رسانه های خارج از کشور، هیچ کس را به اندازه فرج الله سلحشور کارگردان حزب الهی راضی نکرده باشد! سلحشور که چندی پیش در حمله به زنان بازیگر، سینمای ایران را به «فاحشه خانه» تشبیه کرده و باواکنش تند بازیگران صاحب نام، خاموش شده بود؛ حالا دوباره فرصتی یافته است تا در گفت و گو با خبرگزاری «رجانیوز» که از نیروی انتظامی خط می گیرد، به این هنر و عوامل آن بتازد و خبرگزاری «فارس» وابسته به سپاه پاسداران در تائید دیدگاه او بنویسد: "شاهد سلحشور از غرب رسید"!

در فیلمی که رجانیوز با عنوان «خودشیفته» در «یوتیوب» قرار داده است، از زبان سلحشور می شنویم: "من از گلشیفته فراهانی و پدرش که یک زمانی از توده ای های معروف بوده، تعجبی ندارم. حتی از بسیاری از بازیگران سینماهم که پاک بودند و به عنوان زنهای خوبی در سینما مشهور بودند اما الان آلوده و بدنام شدهاند، تعجب نمی کنم، چون سینما ماهیتش این است اما ماهیت مؤمنین چیست؟ ماهیت علما و بزرگان دین چیست؟ آنها هم ماهیتشان این است که در برابر فحشا و منکرات و کثافت کاریهاي سینما در جامعه امروز ما سکوت کنند؟ این برای من عجیب تر است. من اصلاً انتظار ندارم که سینماگران بيايند اعتراض كنند كه چرا خانم گلشیفته فراهانی اینطور رفتار کرده است، چون سینماگرها دو گروه هستند: یا خودشان مثل خانم گلشیفته فراهانی هستند و تصاویرشان را در این سایتها میبینیم، یا مخالف هستند اما آن ایمان یا آن شهامتی را ندارند که از حیثیت و غیرت و ناموس خودشان دفاع کنند و با جریان موجود همسو شدهاند."
در این فیلم، همه پنج بازیگر جوانی که چندی قبل به سلحشور تاخته و او را به سکوت فراخوانده بودند، تلفنهای همراهشان را خاموش کرده اند تا پاسخگوی رسانه های حکومتی مانند رجانیوز و فارس نباشند. مریلا زارعی و فاطمه معتمد آریا هم که با آنها تماس گرفته می شود، از موضوع اظهار بی اطلاعی می کنند چون به قول معتمد آریاد «فیلترشکن» ندارند که مطالب اینترنت را ببینند. از همه بدتر، بهزاد فراهانی پدر گلشیفته، در پاسخ به «جواد حسینی» خبرنگار رجانیوز، درمی می ماند که چه بگوید! اما سلحشور می تازد: "باید از آنها سؤال کرد که چطور وقتی سلحشور گفت سینمای ما به سمت فحشا و آلودگی گرایش دارد، همه صدایشان درآمد و باغیرت شدند؛ ولی الان که یک زن ناجور آبروی مارا در دنیا می برد، همه سکوت می کنید؟ اگر ما خدای ناکرده با این حرکات و فحشا همراه نیستیم، چرا سکوت می کنیم؟"
خبرگزاری فارس نیز رو دوشنبه در یادداشتی باعنوان "وقتی شاهد سلحشور از غرب رسید!" نوشت: "وقتی سلحشور بیپروا نسبت به وضعیت غیر اخلاقی بخشیهایی از این جامعه هنری انتقاد کرد، بسیاری بر او تاختند و منکر دیدگاهش شدند. بسیاری هم با قبول دیدگاههای وی سکوت را بهترین حربه دانسته و گفتند این سخنان اشاعه منکرات است و حتی بعضی حکم حد زدن به وی را هم صادر کردند. اما هرگز کسی در مقام مناظره با وی برنیامد تا در یک فضای دوستانه و منطقی طرح موضوع کرده و حداقل یکبار این موضوع بررسی بیطرفانه شود... اینک که شاهد انتقادات فرجالله سلحشور از غرب رسیده است، بیاییم این اتفاق را مورد بررسی قرار داده که چرا هنرمندان ما که به هر دلیلی از غرب سر بر میآورند، توسط دستگاه پیچیده و غولآسای تبلیغاتی غرب به سمت و سوهای وحشتناک کشیده شده و به کاری واداشته میشوند که حتی خود غربیان هم از آن شرم دارند، کشف بدن در یک فیلم به اصطلاح هنری و اضافه شدن یک بخش یه جشنواره تقریبا شناخته شده و قدیمی نباید ساده انگاشته شود، بخشی که قهرمان یا ضد قهرمان آن باید از ایران و یک زن مسلمان باشد که نه تنها به اعتقادات خویش که به عرف مسلم انسانی هم پشت کرده است؟"
پروانه معصومی بازیگر پیش کسوت سینما و تلویزیون ایران نیز که در مجموعه تلویزیونی «یوسف پیامبر» با سلحشور همکاری داشت، در این مورد به خبرگزاری مهر گفته است: "به هر صورت ما مسلمان هستیم و در یک جامعه اسلامی مانند دیگر مسلمانان جهان زندگی می کنیم. اگر قرار باشد حجاب را بالاجبار قبول کنیم قطعا در خارج از کشور آن را کنار می گذاریم و هر جوری که دلمان بخواهد رفتار می کنیم. اما شخصی که حقیقتا مسلمان باشد و بدون زور و اجبار و بر اساس اعتقاداتش حجاب بر سر کند، در خارج از کشور هم همین شرایط را رعایت کرده و در چهارچوب اسلامی و موازین آن حرکت می کند. بازیگری که برای حضور در پروژه ای در خارج از کشور حضور پیدا می کند بر اساس اعتقادات و اختیار خود انتخاب را انجام می دهد. او می تواند در فیلمی حضور یابد که با موازین جامعه اش هماهنگ باشد. در این صورت است که به راحتی به کشور خود باز می گردد."




