
ریاست و اعضای محترم مجلس ملی سوریه :
همانگونه که مستحضرید مردم ایران و سوریه هر دو از داشتن نظامهائی استبدادی و ستمگر و نامشروع رنج می برند.رژیمهائی که در مواجه با جنبش اعتراضی ملتهای به پاخواسته خود برای نیل به آزادی یار و کمک کار و هم پیمان استراتژیک یکدیگرند.
به این لحاظ ملتهای ایران و سوریه دشمنانی متحد و مشترک داشته و از دردی واحد رنج می برند و راه و هدفی مشابه در پیش روی خود دارند و در راه دشوار آزادی و در این روزهای رنج و حرمان و سختی بیش از پیش به غمخواری و هم پیمانی با یکدیگر نیاز داشته و بنا به وظیفه قرانی "تعاونوا علی البر و التقوی" باید به کمک و یاری یکدیگر برخیزند.
رژیمهای استبدادی ایران و سوریه علیرغم تفاوتهای ظاهری شان در ماهیت هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند و ضدیت با دولت اسرائیل و حمایت آنها از ملت مظلوم فلسطین نقاب دروغینی است که هر دو رژیم چهره زشت و کریه و ضد بشری خود را با آن پوشانده اند. حمایت از فلسطین به منزله کلمه حقی است که آنها آنرا دستاویزی برای رسیدن به مقصد باطل خود و بهانه ائی برای باقی ماندن در قدرت به هر قیمت قرار داده اند.
اکنون ملتهای ایران و سوریه با داشتن دشمنان و راه و اهداف و ارمانهائی مشترک در جبهه ای واحد و مشترک قرار گرفته اند که پهنه آن از دمشق تا خراسان گسترده گردیده و در این جبهه گسترده شکست هر یک از این دو رژیم سرکوبگر به منزله شکست دیگری و پیروزی هر یک از دو ملت به منزله پیروزی دیگری است .
گویا دست تقدیر و بازی روزگار ؛ سرنوشت این دو ملت کهن را از روز ازل به یکدیگر پیوند زده است بطوریکه جبهه مشترک آنها نه تنها در عرض جغرافیا بلکه در طول تاریخ نیز گسترده شده است . از روزی که سپاهیان ابومسلم خراسانی با بر افراشتن پرچم های سیاه و بر سر بستن دستارها و عمامه های سیاه برای واژگونی تخت سلطنت حاکمان جور اموی از ایران به سوی دمشق روانه شدند تا امروز که بنا به اخبارشایع، سپاه پاسداران آقای خامنه ای برای تحکیم پایه های حکومت جور خاندان اسد از تهران به سوی دمشق گسیل می شوند؛ از آن موقع تا کنون سرنوشت ما و شما به یکدیگر گره و پیوندی ابدی و جاودانه خورده است.
امروز حکومت های نامشروع ایران و سوریه در تمام خیانت ها و ظلم های یکدیگر شریک و سهیم اند و ملت ایران از ستمی که به واسطه حکومت و دولت نامشروع و کودتائی حاکم بر ایران بر ملت مسلمان و دوست و برادر سوریه می رود سخت بیزار و منزجر است و تنها راه رهائی دو ملت از شر این دو دولت شرور و ضد بشری در هم پیمانی دو ملت برادر با یکدیگر است.
ملت سوریه با تحمل بیش از پنج دهه حاکمیت ظالمانه حزب بعث و خاندان اسد اکنون کاسه صبرش چنان سرریز شده که شجاعانه و بدون هیچ ترسی از مرگ به خیابانها سرازیر شده و تا زمان رسیدن به نتیجه نهائی هیچ ترفند و تهدیدی سبب بازگشت دوباره او به خانه ها نخواهد شد. این در حالی است که ملت ایران درطی این سالها برای تعیین سرنوشت خود بارها پا به میدان مبارزه از حضور در خیابان تا حضور در پای صندوقهای رای گذارده و در این راه شکستها و پیروزی های فراوانی را تجربه کرده است و این تجربه اکنون و به رایگان در دسترس و در برابر دیدگان همه گان است . بزرگترین تجربه و درس ملت ایران به ملت سوریه و دیگر ملتهای مسلمان این است که حکومت دینی یک تجربه ناموفق است و حکومت و دین باید دارای قلمروهائی جدا از یکدیگر بوده و ادغام آنها به صلاح دین و ملت نیست و هر دوی آنها را فاسد می کند.
دین راه نجات بشریت از مادیت و حیوانیت و گمراهی و راه ساختن انسانهائی خداگونه چون انبیاست اما در دین هیچ زور و اجباری نیست و لذا دین باید بر قلب انسانها حکومت کند نه بر دولتها و لذا پرونده حکومت دینی پس از پیامبر با نزول قران و با جدا شدن حق و باطل از یکدیگر برای همیشه بسته شده و به بایگانی تاریخ پیوسته است و آنان که پس از خلفای راشدین به نام دین بر جای پیامبر تکیه زده اند از خلفای اموی و عباسی و عثمانی گرفته تا رهبر کنونی ایران که به نام ولایت فقیه بر جای امام علی تکیه زده است همگی بلا استثناء دین را دکان دنیا و ابزار و ملعبه دست خود برای تحمیق توده ها و کسب قدرت و تحکیم پایه های حکومت های جابرانه خویش نموده اند.
چندی پیش در خبرها شنیده شد که حکومت ایران اقدام به میانجیگری بین دولت سوریه و معارضان اسلامگرای این کشور برای حصول توافق بین طرفین به شرط بقای حکومت اسد نموده است. اگرچه حصول توافق بین طرفین راه حل مناسبی برای گریز از بروز جنگ داخلی و جلوگیری از تداوم خونریزی و خشونت بیشتر و ایجاد بستر لازم برای انجام اصلاحات تدریجی و انتقال مسالمت آمیز قدرت است اما ارائه این راه حل از کسانی قابل پذیرش است که اولا بیطرف باشند و متهم به همکاری با اسد در جنایت علیه ملت سوریه آغشته نباشد و ثانیا دارای صداقت و حسن نیت بوده و در صدد کسب وقت و زدن حقه و نیرنگ نباشد.
این اقدام رهبر ایران بیشتر به خدعه عمرو عاص در هنگامه جنگ صفین می ماند که برای شکست دادن سپاه امام علی و برای فریب ساده لوحان قرآنها را بر سر نیزه نمود. چگونه می توان به میانجیگری چنین حکومتی اطمینان نمود که خود نیز متهم به ریختن خون مردم ایران و بلکه سوریه است؟
حکومتی که خود اقدام به سرکوب بی رحمانه مخالفین و معترضین در داخل کشورش نموده و مدت یکسال است که کاندیداهای رقیب و طرفداران آنها را بدلیل اعتراض به نتیجه انتخابات قلابی به زندان افکنده و تحت شکنجه های بیرحمانه قرار داده است و راه را بر هر گونه راه حل مسالمت آمیز و حصول توافق ملی بسته است و از طرف دیگر بدلیل اصرار بیهوده بر ادامه پروژه مشکوک و بی نتیجه هسته ای کشور را در آستانه جنگ و تحریم بین المللی و قحطی و گرسنگی و فقر و درماندگی قرار داده است ؛ چگونه به خود حق می دهد که برای دیگران نسخه راه حل مسالمت آمیز بپیچد؟
از سر گیری و ادامه جنبش سبز مردم ایران یقینا کمک شایانی به جنبش اعتراضی مردم سوریه و به کند کردن روند ارسال کمکهای بیدریغ دولت ایران برای دولت سوریه خواهد بود. همانطور که پیروزی جنبشهای اعتراضی مردم تونس و مصر الهام بخش مرد م سوریه برای شکستن دیوار سکوت و دریدن پرده ترس بود ؛ مردم ایران نیز بطور مشابه منتظر یک فرصت مناسب برای ریختن دوباره به خیابانها و از سرگیری مجدد جنبش خود هستند.
از آنجا که مردم سوریه بنا به سنت یکساله خود هر جمعه را با نامها و شعارهای مختلفی نامگذاری می کنند؛ لذا پیشنهاد می کنم جمعه 10 فوریه ( 21 بهمن) سالروز پیروزی انقلاب مصر و انقلاب اسلامی ایران و سرآغاز انقلاب مردم سوریه به نام روز همبستگی مردم ایران و سوریه نامگذاری گردیده و در این روز مردم سوریه با آمدن به خیابانها انزجار خود از حکومت ایران و پشتیبانی خویش از مبارزه ملت ایران را به دنیا اعلام نمایند و بطور متقابل مردم ایران نیز روز 14 فوریه ( 25 بهمن) را بعنوان روز همبستگی با ملت سوریه اعلام کرده و دراین روز بنا به دعوت رهبران سیاسی خود به خیابانها بیایند چنانکه در سال گذشته نیز در چنین روزی مردم ایران به دعوت رهبران جنبش سبزو برای اعلام حمایت خود از انقلاب مردم مصرو تونس به خیابانها آمدند.
حکومت ایران علیرغم ادعای دروغین خود مبنی بر حمایت از جنبش اعتراضی مردم کشورهای عربی و نامیدن جنبش ضد استبدادی آنها به نام جنبش بیداری اسلامی ؛ از همان موقع مبادرت به حبس و حصر خانگی رهبران جنبش سبز به جرم دعوت آنها از مردم برای اعلام حمایت از جنبش بهارعربی نموده است.
با توکل به خدا امید می رود که این تلاش مشترک و تعاون مردم ایران و سوریه در راه مبارزه مشترک آنها ؛ راه پیروزی آسان و کم هزینه دو ملت بر خصم مشترک آنها بدون مداخله خارجی و زمینه اتحاد و همکاری متقابل ایشان پس از سقوط دیکتاتورهای حاکم بر دو ملت را در آینده ائی نه چندان دور فراهم آورد.
نظرات وارده دریادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.




