جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶ -
- 20 Oct 2017
28 محرم 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
محمدعلی الهی:اینکه امکان ابراز نظر مسالمت آمیز از هیچ طریقی نباشد خطری برای سلامتی نظام است
 جرس: محمدعلی الهی، موسس دارالحکمه اسلامی آمریکا ـ میشیگان ـ که سابقه شرکت در جنگ هشت ساله ایران و عراق را در کارنامه خود دارد در گفتگو با جرس «کشاندن» مردم به پای صندوق های رای را نوعی «داغ کردن تنور» برای «کسب مشروعیت» از سوی جمهوری اسلامی می‌داند.

وی می گوید:  اگر جمهوری اسلامی به مرحله ای برسد که انچنان نگران وضعیت امنیتی باشد که نخواهد حتی ای میل ها را تحمل کند و قادر نباشد به یک تظاهرات ساکت و بدون شعار و بدون خشونت تن دهد، این علامت بسیار بد و خطرناکی خواهد بود، من امیدوارم که آنها بتوانند یک مکانیزم مسالمت آمیزی را برای اظهار افکار عمومی به وجود بیاورند، من شخصا با خشونت های خیابانی از هر دو طرف مخالف هستم، باید از طرق مسالمت آمیز باشد اما اگر دولت این طرق را هم تحمل نکند و به مرحله ی صفر برسد، این یک فاجعه است.

 

وی در ادامه نسبت به بی توجهی مسئولان جمهوری اسلامی مقابل وضعیت کنونی جامعه ایران، زندانیان سیاسی، وضعیت جسمی نامناسب برخی از روشنفکران در زندان ابراز نگرانی کرده و گفت « آیا آقای خامنه‌ای نامه های متفکرانی که سرمایه های ارزشمندی هستند مانند دکتر خزعلی یا اقای نوری زاد را مطالعه میکند یا خیر؟ این نامه ها بعضا ایده های ملیونها ایرانی را منعکس می کنند».


محمدعلی الهی پیش از گفتگو مقدمه ی زیر را عنوان کرد:


«اللهم انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
بنده در کمال تواضع در این گفتگوی دوستانه شرکت میکنم و امیدوارم که خداوند مرا از هرگونه حب و بغض شخصی مصون بدارد؛ افراط و تفریط، عدم نگاه متوازن به نقاط مثبت و منفی و احساس نفع و ضرر درگرایش به جناح های سیاسی همواره خطر خروج از صراط مستقیم را به همراه دارد، بنده علی رغم مشغولیت فراوان کارهای اجتماعی و فرهنگی بین مسلمانان آمریکا اخبار ایران را با علاقه مندی و نگرانی دنبال میکنم، ایران زادگاه و میهن ۳۵ سال زندگی، سازندگی تجارب و به خصوص خاطرات بنده در دوران انقلاب و جنگ است، ملت فداکار ایران بعد از چندین دهه تلاش و مبارزه مستحق زندگی توام با آرامش و بدون دغدغه های بی پایان روزانه است این آرزو و دعای شبانه روزی من برای همه هموطنان است. امیدوارم شرایطی به وجود بیاید که همه ایرانیان وطندوست خارج از کشور بدون احساس عدم امنیت و ترس از متوقف شدن در فرودگاه های ایران آزادانه به کشور خود مسافرت کنند و از امکانات خود برای کمک به مردم ایران استفاده کنند».

 


به فضای انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیک می شویم، عده ای معتقدند جمهوری اسلامی در پی جذب مردم برای مشارکت بالا و کسب مشروعیت است، اما رفتار حکومت با منتقدان و معترضانش چه بسا نسبت به قبل بدتر هم شده است. چه از نظر بازداشت ها و فشار بر زندانیان و چه از نظر وضعیت اجتماعی و اقتصادی مردم، این تناقض رفتار را در چه میبینید یا چه توضیحی برای این رفتار وجود دارد؟


مساله انتخابات از مواردی است که مسئولان ایران با استانداردهای مختلفی با آن برخورد میکنند، از یک سوی می خواهند با کشاندن مردم به پای صندوق های رای تنور انتخابات را داغ کنند و بگویند نظام از مشروعیت مردمی برخوردار است که البته خود این مساله امری مثبت و پسندیده است اما انتظار نباید آن باشد که نتیجه انتخابات به گونه ای باشد که مسئولان اراده می کنند، در سال ۸۸ که نتیجه انتخابات به صورت صد در صد مطلوب نظام نبود سعی شد که با این تناقض برخورد شود.


میدانیم که اداره کشوری مانند ایران کار آسانی نیست، به ایرانی های فرانسه یا آمریکا نگاه کنیم با همه آزادی ها نمی توانند کاملا متحد باشند این است که هر کجا که ایرانی ها هستند گروه گروه می شوند لذا نمیتوانند در یک امری توافق کنند، حتی ممکن است یک خانواده هم چند ایده ای شوند، چه بسا ایران که با آن همه قومیت ها، زبان ها و عقاید مختلف. اگر آنچه که شبکه ان بی سی هفته گذشته درباره عملکرد مجاهدین خلق پخش کرد درست باشد باید به شدت افراط و تفریط در فرهنگ بسیاری از ایرانیان نگریست.


در این برنامه برخی از مقامات آمریکایی اعتراف کردند که موساد اسرائیل برای ترور دانشمندان هسته ای ایران از اعضای مجاهدین خلق استفاده کرده است. البته اگر مجاهدین خلق هم انکار کنند، روبوسی با صدام و همکاری با مجرمی مانند صدام حسین و شرکت در جنگ علیه جوانان ایران در دوره جنگ هشت ساله را نمی توانند انکار کنند.


طبعا اداره کشوری اینچنینی کار ساده ای نیست؛ اگر در راس حکومت ایران شخص معصومی هم می بود به معنای بهشت برین در زمان کوتاه نیست به هرحال اگر رهبری مسئول رفتارها و کردارهای همه مردم نباشد اما باید مسئول آنچه خود می گوید باشد و ناراحتی من در همین جاست. این که بسیاری از چهره ها مثل دکتر علی مطهری که آینه ی تمام اندیشه های آیت الله مطهری است در ابتدای امر صلاحیتشان رد شد نشاندهنده کدام هرج و مرج و بچه بازی سیاسی است.


ما همواره کشورهای عربی و خلیج فارس را برای دیکتاتوری و فحشای سیاسی محکوم میکنیم، این که آنها دموکراسی را فقط برای سوریه می خواهند، نفاق است. اتحادیه عرب که منصوب رژیم هایی است که رای مردمی ندارند و در عین حال اپوزیسیون سوریه را نماینده مردم میدانند سوال من این است که آنها نیز با کدام رای انتخاب شدند البته بشار اسد هم باید به انتخابات واقعی تن دهد. در دنیای امروز پادشاهی مادام العمر معنایی ندارد.


همین مورد درباره ی ایران هم صدق میکند، اگر قرار است انتخابات صوری باشد، خوب حسنی مبارک هم این نوع انتخابات را داشت اما لااقل به آنهایی که به قانون اساسی معتقدند باید به مجلس وارد شوند، حتی آنهایی که اعتقادی هم ندارند باید به حقوق انها که در قانون اساسی امده احترام گذاشت.

شما اگر به سخنان آقای احمدی نژاد در همین ۲۲ بهمن نگاه کنید میگوید «دنیا نیازمند حاکمیتی است که بر اساس یکتاپرستی، عدالت، علم، عشق و محبت بنا شده و کرامت همه انسان ها را به رسمیت بشناسد» ایشان میگویند دنیا، پس ایران چی؟ ایا ایران هم نیازمند چنین حاکمیتی است؟ خود ایشان چقدر این مسائل توجه کردند؟ انتخابات فتنه بود یا فیلم ظهور نزدیک است؟


من در آمریکا زندگی میکنم و ترس و طمعی هم در ایران ندارم بنده بسیاری از خصوصیات شخصی آیت الله خامنه ای را دوست دارم اما این که ایشان مرتب در مورد کسانی را که دوست دارند یا ندارند استانداردهای دوگانه ای به کار میبرند را غیر منصفانه میدانم، آیا ایشان نامه های متفکرانی که سرمایه های ارزشمندی هستند مانند دکتر خزعلی یا اقای نوری زاد را مطالعه میکند یا خیر؟ این نامه ها بعضا ایده های ملیونها ایرانی را منعکس می کنند.


من در این روزها عمیقا نگران حال دکتر خزعلی ودیگر زندانیان هستم.ایا افرادی مثل دکتر یزدی که بیش از ۸۰ سال عمر دارد و از بیماری رنج میبرد و اولین وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی است، کسی در دیانت وصداقت وی شکی ندارد، چرا باید در زندان باشد، حصر خانوادگی مهندس موسوی و ایت الله کروبی. آیا همه ی اینها و موارد دیگر با اطلاع رهبری انجام میشود یا نه؟ این که ایشان آیا اقدامی انجام دادند یا خیر یک خبر دردناک است.


حضرت رسول فرمودند همه شما مسئولید. اما مسئولیت ایشان خیلی سنگین تر است. این فرصت ها برای همیشه نیست که در اختیار ایشان قرار گرفته است. حضرت علی فرمودند «فرصت ها مانند ابرها در حرکتند» خود آیت الله خامنه ای برای همیشه در ان جایگاه نیستند. اما ای کاش ایشان نامه های بعضی از سرداران سپاه، خزعلی ها، نوری زادها را مطالعه کنند. این بی توجهی ها باعث میشود برخی بر افراط و تفریط خود بیافزایند و بر قضاوت خود بر همه روحانیون و اخوندها استوار شوند. این «همه» گفتن ها بی عدالتی است.


آرزو میکنم با همکاری همه نیروهای ملی و مذهبی که هنوز اندکی به اصلاح امور معتقدند این چالش های داخلی را به فرصتی برای وحدت و تعاون ملی تبدیل کنند که این همان بصیرت واقعی است که بنا را بر انصاف، تواضع و کرم بگذارند، استمرار زورگویی و متهم کردن افراد مظلوم، ازادی ها را سلب کردن و قانون اساسی را نادیده گرفتن، هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد.


ما که در خارج هستیم و در واقع نقش زیادی در مسائل داخلی ایران نداریم، دعا میکنیم برای موفقیت ملت ایران و برای یک درک درست تر و یک همکاری بهتر بین مسئولان و ملت.

 
امروز ۲۵ بهمن است و از مردم دعوت شده است که به خیابان ها آمده و اعتراض خود را به وضعیت سیاسی کشور ابراز کنند، به نظر شما که تحولات ایران را دنبال میکنید، آیا هنوز هم خیابان به عنوان ابزاری برای بیان اعتراضات است یا خیر و اگر این رفتارهای حکومت همانطور که گفتید ناشی از  ایجاد فضای خفقان باشد، پیش بینی شما از رفتار حاکمیت در این روز مشخص چه است؟


به صورت کلی اگر جمهوری اسلامی به مرحله ای برسد که انچنان نگران وضعیت امنیتی باشد که نخواهد حتی ای میل ها را تحمل کند و قادر نباشد به یک تظاهرات ساکت و بدون شعار و بدون خشونت تن دهد، این علامت بسیار بد و خطرناکی خواهد بود، من امیدوارم که آنها بتوانند یک مکانیزم مسالمت آمیزی را برای اظهار افکار عمومی به وجود بیاورند، من شخصا با خشونت های خیابانی از هر دو طرف مخالف هستم، باید از طرق مسالمت آمیز باشد اما اگر دولت این طرق را هم تحمل نکند و به مرحله ی صفر برسد، این یک فاجعه است.


اینجا هم یکسال است که جنبش وال استریت شاید هزار شهر آمریکا را فراگرفت و تجمع های زیادی شد اما نشنیدیم که قتلی صورت گرفته باشد، افراد با پلیس روبرو میشوند، هیچ کدام به خشونت منتهی نشده است.


این که در ایران امکان ابراز نظر مسالمت آمیز از هیچ طریقی نباشد نه از طریق روزنامه ، نه خیابان و نه حتی وبلاگ خطری برای سلامتی نظام است که در دراز مدت ممکن است انفجاری را به دنبال داشته باشد.


امسال در سالروز بازگشت آیت الله خمینی به ایران، طرح ماکت مقوایی ایشان به طنز میان اکثریت آنهایی که این مراسم را از طریق رسانه ها دنبال میکردند تبدیل شد، به نظرتان هدف اجرای این طرح چه بود و چه تاثیر مثبت یا منفی بر قداستی که جمهوری اسلامی همیشه در تلاش حفظ آن برای آیت االله خمینی بود، بر جا گذاشت؟


در خود آمریکا و در میان جوانان طرفدار انقلاب هم این ماکت مقوایی به یک جوک تبدیل شده بود و میگفتند ما الان دو امام داریم یک مقتدای حقیقی و یک مقتدای مقوایی.


بنده حقیقتا هدف طراحان این طرح را نمیدانم، الله اعلم، ولی با توجه به تحریف های زیادی که در مورد تاریخ انقلاب صورت گرفته و به گونه ای سخن میگویند که انگار از روز اول آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب بوده و دیگران چندان نقش مهمی نداشته اند، این حرکت مقوایی بیش از جنبه هنری، جنبه اهانت دارد، اولین باری که دیدم فکر کردم رسانه های خارجی انرا ساخته اند . حتی اگر بعضی از اصحاب امام هم بعدها جدا شدند نباید تاریخ را انکار کرد، یا مثلا کسانی که در آن زمان کنار امام خمینی بودند و با همان هواپیما وارد ایران شدند را نمیتوان حذف کرد.


صرف نظر از این که در مورد آنها چه قضاوتی بشود ولی به این بهانه همه آنها را حذف کردن، آنهم به شکل مقوایی به نظر می رسد از نظر شخصی که بی طرفانه به موضوع نگاه میکند، اهانت آمیز بود، در مجموع به نظر میرسد که ضمن این که رهبری مکرر در سخنان خود از قداست امام صحبت میکنند، عملا برای توجیه سیاست های سوال برانگیز کنونی نظام به صورت مصرفی از نام امام سوء استفاده میکنند که بسیار فرصت طلبانه است آنهم در شرایطی که به خانواده و یاران امام اجازه دفاع واقعی از حقایق مربوط به امام نمی دهند.


شما در سخنان پیشین خود اشاره کرده بودید «اگر نظامی بتواند به بر پایی صلح، عدالت، آزادی، رفاه و آسایش ایران و جهانی کمک کند به موفقیت بزرگی برابر تئوری جدایی دین از سیاست دست یافته است» آیا هنوز بر این باورید که جمهوری اسلامی می تواند با چنین تئوری مقابله کند؟ آیا این تئوری را شکست خورده یا بسیار آرمانی می دانید؟


حتی اگر جمهوری اسلامی در ایران در تحقق اخلاق و ارزش های اسلامی و ایجاد توازن و عدالت اجتماعی ضعیف بماند یا شکست بخورد پروژه اسلام هرگز شکست نخواهد خورد، علی رغم آنهمه توهین به شخصیت پیامبر اکرم در دنیای غرب هنوز افرادی مانند مایکل هارت در کتاب صد چهره بزرگ تاریخ بشر پیامبر اسلام را اولین و بزرگترین تاریخ ساز جامعه بشری معرفی می کند و حتی به عیسی مسیح جایگاه سوم را میدهد. بدون شک سیره پیامبر و اهل بیت و قرآن دربردارنده همه رموز و ایجاد حیات طیبه می باشد، هنری که امام خمینی داشتند تجدید حیات اسلام بود، اگر این تجربه امروز در ایران محقق نشود روزی فرا خواهد رسید که این تجربه به ثمر بنشیند، هرچند بسیار تاسف برانگیز است که این فرصت تاریخی در ایران از بین برود، این فرصتی است که اقبال لاهوری زمانی که «چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما، ای جوانان عجم جان من و جان شما، غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام، تا بدست آورده ام افکار پنهان شما، میرسد مردی که زنجیر غلامان بشکند، دیده ام از روزن دیوار زندان شما» را سرود میبینیم که این مرد ایشان فرا رسید اما متاسفانه هنوز زنجیرهای فراوانی وجود دارد که باید از بین برود.


شما در جبهه های جنگ ۸ ساله حضور داشتید، یکی از دلایل حماسی بودن جوانان و از خود گذشتگی هایشان باور به انقلاب و آیت الله خمینی بود، امروز بعد از گذشت سالها شما ایرانی را که برایش از جان خود گذشته بودید ترک کردید و در آمریکایی زندگی می کنید که جمهوری اسلامی از همان روزهای نخست سنگ بنای دشمنی با او را نهاد، چه شد که به آمریکا رفتید؟


مشارکت در خدمات فرهنگی جنگ ۸ ساله و حضور مکرر در خطوط مقدم و خاطرات تلخ و شیرین سقوط و آزادی خرمشهر و مجروحیت در جبهه و سه ماه در بستر بیمارستان و منزل به سر بردن و این که هم اکنون هم پس از سی سال آثار ترکش خمپاره را در بدن خود احساس میکنم را از افتخارات دوران جوانی خود میدانم البته نقش بنده با جوانان ایثارگر ایرانی قطره ای مقابل اقیانوس بود، هنگامی که در یکی از خیابان های خالی از سکنه خرمشهر مجروح شدم همراه من یک جوان دزفولی بود که پس از برخورد ترکش با گلویش، پیش از رسیدن به بیمارستان آبادان ایشان به شهادت رسیدند.


بعدها من موفق شدم در مرکز پژوهش های فرهنگی تهران با حمایت های بزرگوارانه آیت الله کروبی و کمک گروهی از دوستان فرهنگی به تالیف کتاب «سفیران نور» اقدام کنم، این مجموعه به فصل بندی آرمان ها و انگیزه های شهدای جنگ پرداخت نمیدانم این میراث فرهنگی هرگز تجدید چاپ شد یا خیر اما آیت الله قرائتی در همان زمان از مردم خواست در کنار قرائت قرآن و مفاتیح، این اثر معنوی را مطالعه کنند.


اما شما چرا رفتن به آمریکا، این دشمن دیرینه جمهوری اسلامی را انتخاب کردید؟


سال ۱۹۹۱ فرصتی دست داد که در یک کنفرانس ادیان در سانفرانسیسکو شرکت کنم، پس از پایان کنفرانس به چند ایالت مسلمان نشین مسافرت کردم، وقتی به میشیگان رسیدم به این دلیل که تعداد روحانیونی که به زبان انگلیسی مسلط بودند بسیار کم بود، مرکز اسلامی شهر دیترویت از من دعوت به مهاجرت کردند، در آن زمان به روحانی جوانی که بتواند با جوانان صحبت کند نیازمند بودند، پس از چند سال نیاز به یک تشکیلات فرهنگی جدید بیشتر احساس شد و با کمک خداوند و تعدادی از دوستان به تاسیس مرکز دارالحکمه اقدام کردیم و این مرکز الهام بخش مراکز دیگر شد. بنده از موفقیت تجربه این مرکز از خداوند سپاسگزارم.


حالا بحث نیاز یک مساله است اما اسم آمریکا که با باورهای انقلابی متناقض است و این مساله ی دیگریست.


برای خود من یک فرصتی بود و احساس کردم وظیفه اخلاقی و دینی داشتم که به دعوت مرکز اسلامی پاسخ مثبت بدهم، زیرا نیازی وجود داشت ولی این تناقض همواره وجود داشت در تشکیلات دولتی اینجا نیز کارهای اقامت من به خاطر تهمت هایی که زده میشد مثل نمایندگی دولت ایران دچار تاخیر شد حتی خانمی یهودی تبلیغات زیادی در سراسر آمریکا به راه انداخت که من نماینده حزب الله هستم، دوستان داخل ایران نیز فکر میکردند که سازمان سیا پشت سر من بوده اند.


به یاد جمله ای از دکتر شریعتی افتادم که میگفت «وقتی به عربستان سعودی برای حج مسافرت میکنم فکر میکنند من شیعه ی تندروی غالی هستم و وقتی به ایران باز میگردم میگویند یک سنی وهابی!» بنابراین همان زمان هم در داخل ایران این شک وجود داشت که مگر میشود بدون حمایت سیا به آمریکا رفت، در آمریکا هم این تردید بود که مگر میشود یک نفر از ایران انقلابی بدون اهداف سیاسی به آمریکا بیاید.


البته هنوز هم این مشکل کاملا مرتفع نشده، اما زمان زیادی طول کشید تا بی گناهی وضعیت من حداقل برای یک عده ای حل شود.


منظورتان از« یک عده» چه کسانی هستند؟ در داخل یا خارج از ایران؟


هم برای داخل و هم برای خارج از ایران، متاسفانه افراد دچار قضاوت های افراط و تفریطی می شوند و در مورد مسائل بدون تحقیقات لازم قضاوت غیر مسئولانه دارند. به نظر می رسد الان بعد از گذشت بیست سال از شدت آن کاسته شده است. منتهی حتی دوستان داخل ایران پس از اظهار نظرات من پس از انتخابات سال ۸۸ این شک بیشتر در آنها تقویت شد و مجددا همان قضاوت های غیر منصفانه را انجام دادند، مانند همان برخوردهای سیاسی که در داخل ایران میشود فکر کردند این موضع گیری های من نیز متاثر از وضعیت آمریکا باشد.


شما الان در محیط خارج از ایران در محیط بازتری قرار دارید، و میتوانید از بیرون به محیط سیاسی و اجتماعی داخل ایران، از گذشته تاکنون نگاه کنید و مطالعه داشته باشید، آیا در باورهایتان نسبت به جمهوری اسلامی و شخص آیت الله خمینی خلل یا تغییری ایجاد شد؟


بنده از زمانی که در حوزه اصفهان تحصیلاتم را شروع کردم تا زمانی که به تهران رفتم، همواره به شخصیت های فعال در حوزه سیاست علاقه مند بودم، در نماز جمعه های مرحوم آیت الله منتظری در نجف اباد شرکت میکردم و گاهی برای صرف ناهار به منزل ساده و متواضع وی می رفتم. سالها بعد هنگامی که پس از یک سخنرانی در مسجد احمدیه نارمک تهران در مراسم ختم مرحوم آیت الله سید مصطفی خمینی توسط ساواک دستگیر شده و به اوین منتقل شدم موفق شدم در نماز جماعت زندان، به امامت آیت الله منتظری شرکت کنم.


در زندان یکی دیگر از افتخاراتم آشنایی با آیت الله هاشمی رفسنجانی بود، ایشان از هر فرصتی برای آشنایی زندانیان با مفاهیم مترقی قرآن استفاده میکردند، روزی که زندان را ترک میکردند، ایشان مشغول صحبت با جوانان داخل زندان بودند و جوانان از یادداشت های ایشان در تفسیر قرآن استفاده می کردند، زیرا آیت الله رفسنجانی حقیقتا یکی از بهترین محققان و مفسران قرآن کریم هستند. تفسیر 20 جلدی بسیار شیرین وعمیق است


برای من بسیار سنگین است که یک چهره تاریخ ساز مثل ایشان در ایران خانه نشین شوند و تریبون نماز جمعه از ایشان گرفته شده و به کسانی  داده شود که این تریبون سیاسی عبادی را به تریبون توپ و تشر، تهدید و تهاجم و صدور احکامی برای قلع و قمع دیگر اعضای خانواده انقلاب تبدیل کنند.


نظر شخصی خود شما چطور؟ باورهای شخصی شما نسبت به ایشان و آرمان هایشان دچار تغییری شده است؟


باورهای من نسبت به اصل آرمان های جمهوری اسلامی یعنی استقلال و آزادی و اخلاق اسلامی همچنان قوی و پا بر جاست جمهوری اسلامی در استقلال سیاسی موفقیت های خوبی داشته اما آرمان آزادی فراز و نشیبهای بسیاری را طی کرده و خصوصا در سالهای اخیر بسیار ناموفق عمل کرده است.


آیت الله خمینی درست است که معصوم نبودند اما از صفات آسمانی بسیاری برخوردار بودند که حتی بسیاری از دشمنان ایشان این صفات را انکار نکردند، امیدوارم و دعا میکنم که تجربه جمهوری اسلامی زمانی محقق شود و بتواند در خواسته‌های مادی و معنوی مردم گام های بزرگی بردارد، این اعتراف آیت الله خامنه ای در نماز جمعه اخیر که گفتند که اخلاق و معنویات و تزکیه نفس و عدالت اجتماعی به موازات پیشرفتهای علمی پیشرفت نکرده اعتراف دردباری است.


ایشان بیش از هرکس دیگری باید پاسخگوی این سوال مطرح شده، باشند، ما وقتی در مورد عربستان می گوییم ، می گوییم مزدوران آل سعود برای سرکوب مردمی وارد عمل شدند یا در بحرین از جنایات هولناک آل خلیفه که از اوباش برای حمله به مردم استفاده کردند،سخن می گوییم که البته این حرفها، درست است اما وقتی در روز روشن و مقابل دوربین به خانمی مانند فاٍئزه رفسنجانی حمله می شود و همه حدود حیا و حریم شخصی یک خانم فعال اجتماعی در هم شکسته میشود به جای بازداشت مجرمان، فائزه را دستگیر میکنند. و از جنایتکاران به عنوان برادران عزیز یاد میکنند که تنها بهشان تذکر داده می شود که تندروی نکنند. یعنی در عربستان و بحرین مزدور و اوباش ولی در ایران می شوند برادر!


البته پس از انقلاب و در دوره رهبری آیت الله خمینی هم بعضی بی عدالتی ها اتفاق افتاد ولی در آن زمان تجربه ی سی ساله انقلاب وجود نداشت.


یعنی شما معتقدید اتفاقاتی که دهه شصت رخداد ناشی از بی تجربگی بود؟


منظورم این است که از سویی حکومت با افرادی درگیر بود که منطق گلوله را پیش گرفته بودند، مجاهدین خلق وارد مسجد میشدند و ائمه جماعت را ترور میکردند با همه این ها وقتی موارد هتک آزادی های شخصی به گوش امام خمینی میرسید ایشان با فرمان هشت ماده ای مانند طوفانی تکان دهنده بر فرق مسئولان کمیته های انقلاب اعتراض کردند.


متاسفانه در حمله وحشیانه به بیت آیت الله صانعی، کروبی و حسینیه جماران هنگام سخنرانی آیت الله سید محمد خاتمی در روز عاشورا ما شاهد چنین اعلامیه هایی نبودیم و لذا متجاوزان به حریم اندیشمندان هرگز از عملیات ضد اخلاقی خودشان پشیمان نشدند.


بعد از حوادث ۱۱ سپتامبر گونه ای از اسلام ستیزی در آمریکا دیده میشود که شاید اوجش را بتوان به آتش کشیدن قرآن از سوی کشیش مسیحی عنوان کرد، از سوی دیگر مسئولان آمریکایی مدعی شده اند که تنها گروه ها و فرقه های خاص و معدودی مسئول این اتفاقات هستند، شما به عنوان موسس یک مرکز اسلامی چقدر جو حاکم بر جامعه آمریکا را موافق با ادعای مسئولان آمریکایی می دانید؟


بدون شک جو اسلام هراسی یا اسلام ستیزی بعد از ۱۱ سپتامبر به اوج خودش رسید تا جاییکه یک کشیش مسیحی به من گفت در امریکا اسلام هراسی حالت سکسی پیدا کرده.


بسیاری از کلیساهای جدید به خصوص آنهایی که خود را مسیحی های صهیونیستی می دانند که شاید تعدادشان به سی یا چهل میلیون نفر برسد، حمله به اسلام را وسیله ای برای بیزینس و جمع آوری ناآگاهان در جلساتشان قرار دادند، بوش با آنکه از اسلام به عنوان دین سلام یاد میکرد اما عملا به گروه های تندرو چراغ سبز نشان میداد و با عناوینی چون فاشیست اسلامی، ضمن آن که بن لادن و طالبان را مخاطب خود می دانست اما عملا به یک بدبینی عمومی به اسلام دامن میزد.


آن کشیش کینه توز وبی سواد به میشیگان آمد، که هیچ کس از او استقبال نکرد و دادگاه شهر به او اجازه نداد که به نزدیکی مساجد بیاید و احساسات عمومی را جریحه دار کند، به او اجازه دادند در یک پارک عمومی راهپیمایی کند که موفق نشد و به شهر خود بازگشت حتی دخترش در آن زمان گفت پدرم دیوانه است و به کمک روانی نیاز دارد، آمدن او برای وحدت مسلمانان و مسیحیان برکتی بود، برخی از رهبران مسیحی بیشتر از ما به او اعتراض کردند و وی را لکه ننگی برای مسیحیت دانستند .


بله در آمریکا جهل به اسلام وجود دارد و آنچه در دنیای اسلام می گذرد بر این جهل و بدبینی می افزاید البته قانون اساسی در امریکا هنوزمحترم است، در ایران البته غیر از بند مربوط به ولایت فقیه انگار از باقی اصول خبری نیست. علی رغم برخی از قوانین جدید که به اسم تامین امنیت که بعضی آزادی ها را در آمریکا زیر سوال برد اما بیست سال است که من اینجا هستم و در خطبه های جمعه درباره امور سیاسی در عراق و فلسطین ولبنان وایران وغیره صحبت کرده ام که تا امروز هرگز اف بی آی در این خصوص مرا مورد سئوال قرار نداده است


یعنی در غیر از این موارد مورد خطاب اف بی آی قرار گرفتید؟


بله به خاطر تردیدهایی که وجود داشت چند سالی موقع بازگشت از خارج امریکا در فرودگاه مرا تفتیش می کردند ، حتی یکبار لب تاپ مرا گرفتند که خیلی از اطلاعات از بین رفت که بعد از آن این موضوع در روزنامه ها هم مطرح شد.و دیگر تکرار نشد


جالب اینجاست که گاهی حتی مسلمانان بیشتر به من میگفتند این موضع گیری ها ممکن است حساسیت ایجاد کند ولی از خود اف بی آی هیچ وقت نشانی از حساسیت ندیدم، می گفتند در اظهارات سیاسی آزاد هستید اما نه این که از عملیات تروریستی حمایت کنید. زیرا این تایید جرم محسوب میشود. ممکن است گروهی با ساخت مسجد در یک منطقه مخالف باشند اما مسیحیان بسیاری هستند که اصرار بر حق ساخت مسجد دارند.



من با برخی از عناصر سیاست خارجی امریکا مخالفم ولی در سیاست های داخلی، فرصت ها و آزادی ها و نعمت های فراوانی را مشاهده میکنم برعکس جمهوری اسلامی که با سیاست های خارجی شان موافقم اما با بسیاری از سیاست های داخلی آنها مخالفم.

 



 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.