پنج‌شنبه ۰۴ خرداد ۱۳۹۱ -
- 24 May 2012
03 رجب 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۶:۲۳ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
من باز هم آمدم


تا میدان امام خمینی با مترو می روم  از آنجا با تاکسی عازم میدان فردوسی می شوم . راننده مرد خوش کلامی است و در قالب طنز و شوخی و کنایه می خواهد بفهماند که میداند برای چه من و دیگرانی که سوار کرده است عازم میدان اند.


در سمت راست میدان توقف می کند میخواهم پیاده شوم ، سه نفر با یونیفورم های مشکی نیروی انتظامی به ماشین شان تکیه داده اند دونفرشان رده بالاتری دارند و مافوق نفر سوم هستند .موتور سواری آنقدر نزدیک به درب ماشین نگه می دارد که پیاده شدن امکان پذیر نیست  . راننده با دست و سر به موتور سوار اشاره می کند که کنار برود . در از داخل باز نمی شود.


صدای بوق ماشین پشتی بی تاب تر به گوش می رسد . جوان یونیفورم پوش که نسبت به دو نفر دیگر رده پایین تری دارد خم می شود در را باز می کند. پیاده می شوم . و رسم ادب به جا می آورم . در دل به یاد  مردی می افتم که نامش را آینده تاریخ ایران با افتخار خواهد نوشت . و کلامش را : زنده باد مخالف من


چه زیباست ، من برای اعلام نارضایتی ام آمده ام و آنکه در را می گشاید نیرویی است که در روبروی من قرارش داده اند. و اظهار ادب و سپاس مرا  او و یکی از مافوق هایش مودبانه پاسخ می گویند .


احساس شادی ، دلم را به هزار آرزو می برد.

آرزوی آنکه دستم را پر از شکلات هایی که درجیب دارم به سویشان دراز کنم . شکلاتهایی که آورده ام تا پس از ضربات باتوم در دهان بگذارم تا فشارم از مرز حیات پایین تر نیاید.

آرزوی آنکه در همان میدان از همان که در را گشود و از همان مافوق اش که اظهار سپاس مرا به ادب پاسخ داد می پرسیدم آیا اینهمه دهان آلوده به دروغ را می شنوند آیا اینهمه چهره های رنگ خورده به ریا را می بینند آیا دست های ناپاک فرو شده در جیب ملت را صادق می دانند.

آیا روشی که جامعه را به یک بی هنجاری کشانده تایید می کنند

روشی که مردان شریف مان را از کسب دست رنجشان محروم کرده ، جوانان مان را یا به دام اعتیاد و انحراف کشانده یا در بحران روحی بیکاری و ناتوانی قرارداده ، و آن گروه را هم که به مدارج شایستگی راه یافته اند یا با عدم شایسته گزینی دلسرد کرده و فراری داده یا انتقاد هایشان را برنتافته و به  پشت دیوارهای آهنی  کشانده است . سرمایه های اجتماعی را آسیب زده و از اینهمه مصائب و مشکلات آنچه را به آن می پردازد حجاب خانم هاست .

روشی که هیج راه حلی برای هیچ مشکلی ندارد و هرروز مشکل دیگری می افزاید.

می گفتم و پاسخ شان را می شنیدم  ، شاید این آتشی که جانم را می سوزد و مرا با لب فروبسته به خیابان می کشد فرو می نشست ویا این آتش را به آتش دان دل آنان نیز می نشاندم تا به جای روبروی من و امثال من قرار داشتن در کنارمان قرار گیرند.

به خود می آیم و سقف آرزوهایم  پایین می ریزد و قدم در راه می گذارم . می روم  تا در آینه پیاده رو ها  واقعیت را نظاره کنم .


پیاده رو دو طرف خیابان شلوغ است و اما باز هم جا دارد که شلوغ شود . یک ساعت می گذرد و دیگر آنقدر شلوغ شده است که سینه به سینه می شویم  ما که می رویم و آنها که از طرف مقابل می آیند . خانم مسنی که سبد خریدی به همراه دارد می پرسد : مادر امروز چه خبر است . سرم را جلوتر می برم و می گویم سبزها امروز راهپیمایی اعلام کرده اند .چشمانش کمی گشاد می شود ، ذهن اش را مرور می کند و می گوید  اوه ...  و دور می شود . تعجب او که سبد خریدش نشان می دهد در این محل سکنی دارد نشان دهنده این است که ازدحام جمعیت نسبت به روزهای معمول خیلی چشم گیر است.


چهره ی نیروها که برای سرکوب آورده اند به نظر همدلانه می آید . دست پاکی سه هزار میلیاردی و میلیاردها دروغ و ... اثر خودش را گذاشته . مردم در سکوت راه می گیرند و نیروها اغلب با خودشان گپ می زنند .


ساعت حوالی 18 است . مسیر راهپیمایی را ترک می کنم . در هنگام ترک میدان به این نتیجه رسیده ام که رشد فرهنگی اتفاق افتاده است  . مردم رمز سکوتشان را دریافته اند . رمزی که حاکی از بلندترین فریادهاست . اعتراض به حصر رهبرانشان ، تعدی به زندانیان و خانواده هایشان و مظلومیت شهدای جنبش . و شاید نیروهای انتظامی هم به این نتیجه رسیده اند که ما برانداز نیستیم ، ما خواستار اصلاح هر آنچه هستیم که مملکت مان را از عزت به ذلت کشانده .


ساعتی بعد می شنوم که در انتهای راهپیمایی برخورد صورت گرفته و ....

کاش بینش اجتماعی مان آنقدر غنی شود که حتی بعنوان مخالف باز هم نسبت به هم بزرگوار باشیم

کاش دهن های آلوده و چهره های ریا و دست های ناپاک ،  نیروهایی را که از بیت المال مردم روزی می برند و باید حافظ منافع مردم باشند ، گماشتگان خود نمی کردند و در مقابل ما قرار نمیداند.

اما دیرنخواهد بود که قلب های ما و قلب های نیروهای حافظ امنیت مان بهم گره بخورد و گره کارگشوده شود. انشاا...

 


 

نظرات وارده دریادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

 

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات