پنج‌شنبه ۰۴ خرداد ۱۳۹۱ -
- 24 May 2012
03 رجب 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۶:۲۳ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
باهنر: آقایان همواره فکر می کنند که برای رای آوردن باید بازی «هاشمی و احمدی نژاد» راه بیاندازند

جـــرس: نامزد منتخب جبهه متحد اصولگرایان، با تاکید بر اینکه این جبهه متعلق به هاشمی رفسنجانی نیست، از اظهارات اعضای جبهه پایداری در این خصوص انتقاد کرد.


به گزارش خبرآنلاین، محمدرضا باهنر در پاسخ به حملات جبهه پایداری به اصولگرایان گفت:ما به آنها گفتیم که اولا هر گروه خودش نماینده اش را انتخاب میکند و دیگران حق اعتراض ندارند. دوما این فرآیند شکل گرفته و بهتر است به برکت حضور روحانیت در این ترکیب، کوتاه بیایید و در اجماع حضور یابید که نیامدند. حتی چهرههایی مثل رسایی، پا را فراتر گذاشتند و در نشریه 9 دی، تیتری به این مضمون زد که «مصباح بازی هاشمی را به هم زد و مات کرد». برای خود من عجیب بود که منظور از «بازی هاشمی» چیست؟ مطلب را خواندم و دیدم که ترکیب 8+7 را به آقای هاشمی نسبت دادهاند!


وی افزود: کلا احمدی نژاد و اعضای جبهه پایداری همین جوری هستند و فکر می کنند که همواره برای پیروز شدن، باید همیشه بازی «هاشمی و احمدی نژاد» راه بیاندازند تا رای بیاورند. در صورتیکه آقای هاشمی یک شخصیتی هستند که فعالیتهایی داشته اند و با وجود نقطه ضعفهایی، کارهای خوبی هم کرده اند که به آن کاری ندارم. ولی مساله اینجاست که هاشمی اصلا در بازی سیاسی کنونی نیست و 8+7 اصلا مال هاشمی نیست.


محمدرضا باهنر می گوید: شواهد نشان میدهد که جبهه پایداری از اول بازی دیگری داشت. دولت در مجلس هشتم هم رسما یک سوم نمایندگان را یارگیری کرده بود. لیست رایحه خوش در سراسر کشور، یک سوم کرسیهای این مجلس را از آن خود کرد و نمایندگانی را به مجلس فرستاد که دولت را نمایندگی میکرد. اما تا آخر عمر این مجلس چه اتفاقی افتاد؟ بیش از 50 درصد از این افراد به منتقدان دولت تبدیل شدند.

وی در شرح آنچه "جریان انحرافی" نامیده می شود گفت: "ایده پردازی این جریان در پنج جمله کلیدی نهفته است که به شدت به آن اعتقاد دارندو خروجی اش هم اسلام ناب آمریکایی است.
این پنج جمله این است: اول اینکه «اگر بخواهیم این نظام را حفظ کنیم، مکتب اسلام کشش لازم را ندارد و باید برویم به سراغ مکتب ایران». دوم هم اینکه منظورشان از اسلام، «اسلام ایرانی» است. در حالیکه ما میگوییم تاکید بر اسلام ایرانی بدتر از مکتب ایرانی است. چون به این ترتیب باید منتظراسلام اردنی، اسلام مصری و عربستانی و .. نیز باشیم. در شرایطی که بیداری اسلامی کشورهای منطقه را فرا گرفته و وحدت امت اسلامی برای ما مهمترین اولویت است، باید محوریترین شعار، شعار اسلامگرایی واحد باشد نه رویکردهای تفرقه افکنانه.
جمله سوم آنها این است که «با وجود ولی فقیه، مرجعیت و روحانیت خیلی مهم نیست و نباید زیاد به آن بها داد». به عبارت دیگر آنها معتقدند که اگر بخواهیم ولایت فقیه را بزرگ کنیم، باید بقیه کوچک شوند! در حالیکه ما کد مستند از امام و رهبری داریم که احترام ولایت به مرجعیت لازم است ولو اینکه آن مرجع طرفدار انقلاب هم نباشند. به یاد دارم که در مجلسی به جای لفظ محترمانه «آیت الله خویی» در محضر امام گفته شده بود «خویی». امام(ره) هم با عصبانیت به گوینده تذکر دادند و هم جمعی را که احترام یک مرجع تقلید -ولو مرجعی خارج از مرزهای ایران- را نگه نمیدارد، ترک کرده بودند. امام آیت الله خویی را «آیت الله العظمی» خویی خطاب کرده بودند و گفته بودند در جایی که با این حرفها معصیت میشود، من نمیمانم.
جمله کلیدی دیگر آنها این است که «اگر بتوانیم به خود حضرت آقا  برسیم، چکار به نایبش داریم؟». این حرف آنها هم خطرناک است، من هم معتقدم که امام زمان ارجح از نایبش است و اگر من هم روزی بتوان خود آقا را ببینم با نایبش کاری ندارم. اما چه کسی میخواهد امام زمان را تشخیص بدهد؟

پنجمین کلید هم این است که از نظر جریان انحرافی، طریقت بر شریعت ارجحیت دارد. از دوره امام صادق(ع) که شاخه عرفان شکل گرفت و رشد کرد، دو مقوله «طریقت» و «شریعت» از یکدیگر تفکیک شد. جریان انحرافی طریقت را قبول دارد اما به شریعت کاری ندارند. البته ظواهر اسلامی دارند و برخورد با اینها مثل برخورد با خوارج است که ظاهرا نماز هم میخواندند.
من معتقدم برخورد با انحرافیون سختتر از برخورد با فتنه گران است. این اسلام ناب آمریکایی که جریان انحراف به دنبال آن است، 700-800 سال و تا قبل از انقلاب اسلامی در کشور ما وجود داشت. امام با همراهی مردم انقلاب کرد تا این قرائت از اسلام برداشته شود، آنوقت یکسری بعد از 30 سال آمده اند تا دوباره کشور را به همان قرائت برگردانند.

خوشبختانه شورای نگهبان حساس بود و خیلی از آنها را رد صلاحیت کرد.


وی در خصوص خصوصیات احمدی نژاد نیز گفت: "اگر همیشه بخواهیم در کارهای سیاسیمان از ظرفیتهای پوپولیستی استفاده کنیم که نمیشود. من این موضوع را هم از آفتهای فعالیت سیاسی میدانم. رفتارهای سیاسی ما باید با عقلانیت توام باشد نه برآمده از تفکرات پوپولیستی. برای همین است که معتقدم نظام جمهوری اسلامی ایران نیازمند برخورداری از سه چهار حزب شناسنامه دار قوی و پاسخگو است تا فضا را از همین تشنجات پوپلیستی به سمت عقلانیت و کار بر اساس برنامه ریزی پیش ببرد والا فضا همین گونه می ماند و در هیچ یک از انتخاباتهای ریاست جمهوری آینده هم باز کسی نمیتواند از سه ماه قبل از انتخابات مطمئن باشد چه کسی رای میآورد و حتی خود نظام هم این را نداند.
منظورم خدا نکرده تخلف در انتخابات نیست. منظورم استفاده از ابزارهای تعیین کننده در عرصه برای اصول مدیریتی و برنامه ریزی است. چطور علم اینقدر پیشرفت کرده که از شش ماه قبل پیش بینی میکنند هوا بارانی خواهد بود یا نه؟ "

 

در مورد موسوی و کروبی
باهنر در خصوص موضعش در مورد میرحسین موسوی، مهدی کروبی و هاشمی رفسنجانی گفت: "تا یک هفته بعد از اعلام نتایج انتخابات 22 خرداد 88،  ملاقاتهای متعددی از سوی افراد مختلف در نظام با آقایان موسوی و کروبی انجام شد. اگر زمانی امکان پذیر باشد که نوار این دیدارها منتشر شود، همه خواهند دید که محور همه این مذاکرات این بود که شما دونفر خیلی هم ادمهای خوبی هستید، منتخب امام بوده اید، رئیس مجلس و نخست وزیر مملکت بودهاید، پس بیایید و از این سرمایه میلیونی آرای خود به درستی استفاده کنید و در چارچوب قانون اساسی و کار سیاسی، آن را به کار ببندید. من هم همین توصیه را به آنها بویژه به مهندس موسوی داشتم.
حالا یک نفر یا یک جریانی بیاید این توصیه مرا پس از ماهها که موسوی مرتکب تندترین کارهای ضد انقلابی شد و دچار حضیض ذلت گردید، علم کند و بگوید باهنر هنوز هم همین نظر را دارد، یک  بداخلاقی سیاسی است. قطبزاده یک زمانی رئیس صداوسیما بود و من بخاطر حمایت از او چقدر از منافقین فحش خوردم! آیا میشود یک نفر حالا بیاید و بگوید که چرا من از او حمایت کردم؟ آن موقع من از قطبزاده به عنوان یک فرد منصوب امام در صداوسیما حمایت کردم نه یک خائن وطن فروش.
من معتقدم که یکی از عوامل بصیرت، «زمان شناسی» است. برخی از یک هفته بعد از انتخابات 88 میگفتند این دو نفر را به ما بدهید تا در میدان قیام اعدامشان کنیم و مشکل حل شود. اما در آن زمان ما معتقد بودیم که باید آنها را نصیحت کنیم. حتی با رویی گشادهت ر از ما حضرت آقا تا سه ماه بعد از انتخابات، آنها را نصیحت میکردند که به دامان نظام و انقلاب برگردند.
به نظر من برخی تندرویها، از روی ساده انگاری آنها بود. اگر هم آنها مستحق اعدام باشند هم باید در یک دادگاه عادله محکوم شوند  که زمانش الان نیست. شاهد حرف من هم «9 دی» است. ما نمیتوانستیم راهپیمایی «9 دی» را «25 خرداد» راه بیاندازیم. «9 دی» بعد از حوادث «13 آبان» و «16 آذر» و هنجار شکنیهای عاشورا شکل گرفت. معلوم است که در 25 خرداد، تعداد طرفدارهای معترض موسوی بیشتر بودند ولی به تدریج مرزبندیها بیشتر شد تا به 9 دی رسید. اما متاسفانه برخی فکر میکنند با این تند وتیزیها و رادیکالبازیها و ساکتین فتنه خواندنها، فضا را میتوانند به نفع خود تغییر بدهند. بارها گفته ام که یکی از جانبازان جنگ صفین، همان «شمر»ی بود که امام حسین را به شهادت رساند. یکی میگفت از همان جنگ صفین، باید به شمر فحش داد! اما امام علی با اینکه به عنوان یک معصوم از آینده مطلع بود و میدانست که او با فرزندش چه خواهد کرد، شمر را طرد نکرد."

 


ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات