دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ -
- 21 Aug 2017
28 ذو القعدة 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
پروین بختیارنژاد: با همه فشارها، هنوز فضا برای فعالان زن موجود است
 جرس: تنها چهار روز به هشتم مارس، روز جهانی زن باقی مانده است. تنها روزی که زنان جدا از فعالیت های هر روزه خود می توانند اعتراض به رفتارهای اجتماع و حکومت ها نسبت به خود را با همبستگی میانشان نشان داده و بر برابری خواهی تاکید کنند.

هر ساله اما برگزاری این مراسم در ایران نیز مانند هر گردهمایی اعتراض آمیز دیگری با برخورد مسئولان جمهوری اسلامی مواجه می شود؛ در این میان اما هستند زنان و مردانی که از روش های گوناگون اعتراض و خواسته خود را به گوش مسئولان می رسانند.

 

یکی از مشکلات و معضلاتی که پیش روی فعالان حوزه زنان خصوصا در نظام های مردسالار وجود دارد، نشر آگاهی برای آنهایی است که اطلاعات کمتری داشته و از حقوق شهروندی و جنسیتی خود بی اطلاع هستند.

 

پیرامون مساله آگاهی بخشی و مشکلات پیش روی اطلاع رسانی در روستاهای و شهرهای کوچک با پروین بختیارنژاد، پژوهشگر، نویسنده و کنشگر جنبش زنان ایران گفتگویی داشتیم.

بختیارنژاد معتقد است زنان در شهرها و روستاها آمادگی و پذیرش لازم را نسبت  به حقوق خود دارند اما اگر کاستی این میان وجود دارد، بخشی از آن متوجه فعالان جنبش زنان است.

 

در ادامه این گفتگو را می خوانید


نزدیک به یک قرن از جنبش برابری خواهی زنان جهان می گذرد؛ در ایران اگر بخواهیم از شهرهای بزرگ، افراد فرهیخته و قشری که توسط اینترنت، ماهواره و رسانه ها و امکانات این شهرها بگذریم، به نظر شما برابری خواهی تا چه اندازه توانسته در میان شهرهای کوچک و روستاها نفوذ کند؟

 

اطلاعات و آگاهی در خصوص برابری جنسیتی از روش ها و مجراهای مختلف به زنان و شهروندان منتقل می شود؛ رشد تحصیلات، ارتباط با فضای مجازی، دسترسی به کانال های ماهواره ای که به موضوعات برابری حقوقی و جنسیتی می پردازند، وظیفه  آگاهی بخشی را در این خصوص تسهیل کرده است.

 

بحث حقوق فردی، اجتماعی، سیاسی، شهروندی و حقوق بشر، مانند بذری است که در گوشه گوشه ایران پراکنده شده است. یکی از کانال های نشر آگاهی  در جامعه فعالان جنبش زنان ایران بودند.



فعالان حوزه زنان با کتاب ها و مقالاتی که نوشتند، مصاحبه هایی که انجام دادند، بوسیله جزوه هایی که بین مردم پخش کردند و کمپین هایی که به راه انداختند در راستای طرح و فراگیری پیام برابری جنسیتی فعالیت داشتند.

 

اما علی رغم همه مشکلاتی که وجود داشت، شاید کمی کم توجهی هم متوجه فعالان زنان باشد در نتیجه پیامشان به صورت کلی وارد جوامع روستایی یا شهرستان ها شده و این پل ارتباطی جنبش زنان با افراد کم سواد یا بی سواد را قشر دانشجو و دانش آموزی تشکیل داد که پیام را دریافت و به نسل قبل از خود یا هم نسلان خود منتقل می کند.


منظورتان از کم توجهی دقیقا چیست؟

 

یعنی برنامه ریزی نشده است، فعالان زنان می توانستند با برنامه ریزی دقیق تر و هدف های مشخص تری پیام خود را فراگیرتر کنند. به عنوان مثال با افراد کم سواد باید از روش های متنوع تری استفاده و ساده تر صحبت کرد. نمی گویم این قصد و هدف وجود نداشت بلکه با برنامه ریزی مشخص تر و دقیق تری به این مسائل پرداخته نشد بنابراین پیامشان به گوشه گوشه ایران نرسیده و به صورت یک موضوع کلی باقی مانده است.

 


می توانید موانعی را که بر راه فعالان جنبش زنان برای عدم برنامه ریزی یا نشر بیشتر آگاهی قرار گرفته است نام ببرید؟

 

اگر نخواهیم از واژه رهبران جنبش زنان استفاده کنم باید بگویم به دلیل مشکلات سیاسی که بر کشور حاکم است بسیاری از چهره های فعالان جنبش زنان مجبور به ترک ایران شدند در عین حال باید تاکید کرد انتخاب آقای احمدی نژاد در دو دوره، شرایط فعالان زنان را بسیار دشوارتر کرد؛ برخی از کشور خارج شدند، برخی با احکام تعلیقی مواجه بوده و مجبور به سکوت شدند، برخی در بازداشت به سر میبرند. این موانع، موانعی جدی است و کسانیکه در ایران زندگی میکنند با این مسائل آشنا هستند.

 

به نظر شما زنان قشر روستایی و شهرهای کوچک تر آیا پذیرش پیام فعالان برابری خواه را داشته دارند؟

 

پیش از انجام سفرهای متعددی که برای نگارش کتاب هایم داشتم فکر می کردم شاید زنی که در روستا و مناطق دوردست زندگی می کند این آمادگی را ندارد، اما پس از سفر به این مناطق متوجه آن شدم که زنان آمادگی بسیاری برای دریافت پیام دارند البته شاید به دلیل مشکلات بسیاری که در جامعه با آن مواجه هستند نتوانند به صورت فعال برخورد کنند و خودشان بخشی از فعالان جنبش زنان در روستاها بشوند اما ارتقا آگاهی پیدا میکنند.

 

من در روستاها هم متوجه شدم حساسیت های موجود در این قشر به علت رفتارهایی است که در خانواده ها وجود دارد، به عنوان نمونه می توان به تعدد زوجات اشاره کرد در حالی که شاید در نسل قبل این مساله، امری عادی بود.

 

یا برای مثال خشونت فیزیکی و کلامی بسیار برای زنان روستایی سنگین بود.

 

اما در واقع این ما هستیم که به آنها نزدیک نشده و از دور در موردشان قضاوت می کنیم و توان خود را بر قشر طبقه متوسط شهرهای بزرگ متمرکز می کنیم. این قضاوت به دلیل کم ارتباطی است؛ زمانی که کمپین یک میلیون امضا به راه افتاد در شهر قم یا کردستان، کمپین جایگاه خود را پیدا کرد، برخی از فعالان قم از ایران خارج شدند، برخی از شغلشان دست کشیدند.

 

اگر ما بخواهیم تک روشی برخورد کنیم و از مردم انتظار داشته باشیم که برای ابراز وجود در شهرهای خود اقدام به تظاهرات کرده و حضور خیابانی داشته باشند اشتباه است، فعالان زنان به دلیل موانعی که نام بردیم یا حتی بی توجهی، توجه کمتری به شهرستان و روستاها داشتند.

 

اگر خاطرتان باشد ما در شوراهای روستایی زنانی مانند زینت دریایی را داریم که برای خودش جایگاه ویژه ای دارد. من در مناطق مختلف زینت دریایی های بسیاری را دیدم که آمادگی دارند اما صحبت های رودررو یا ارتباط قوی تر میان فعالان جنبش زنان با شهرستان ها وجود نداشته و در نتیجه این زنان چنین فرصتی را به دست نیاورده اند.


شما اشاره کردید به موانعی که در راه فعالان جنبش زنان قرار گرفته است، با توجه به این نکته از چه راه هایی زنان می توانند فعالیت های مدنی و مسالمت آمیز خود را در راستای گسترش آگاهی پیگیری کنند؟

 

من معتقد هستم که ما از روش های متعددی باید استفاده کنیم یعنی اگر تک روشی بوده و خود را به روش های شناخته شده تر محدود کنیم، پیشرفتمان کم است ولی اگر به تنوع روش ها به فراخور شهر و روستایی که در آن حاضر می شویم دقت کنیم، حتی از طریق جلسات محله ای، کتابخانه های شهری که کتابهایی بر اساس برابری حقوقی، جنسیتی و حقوق کودکان را در اختیار شهروندان و روستائیان قرار بدهند، راه های ارتقای آگاهی زنان یافت می شود.

 

ما باید از پروژه های کوچک تر آغاز کنیم و نباید تنها به فکر راه اندازی کمپین های بزرگ باشیم، اگر قدم هایمان کوچک باشد بعد از مدتی حاصل بیشتری را برداشت خواهیم کرد.

 

علی رغم همه شرایط امروز، من هنوز فکر میکنم فضا برای کار و پروژه های کوچک تر همچنان باقی است.


به عنوان آخرین سوال، به نظر شما مجلس شورای اسلامی آینده، تا چه اندازه می تواند برآورده کننده خواسته های برابری خواهی زنان باشد؟

 

من فکر نمیکنم بتواند پاسخگوی خواسته های زنان باشد به طوریکه نمایندگان دوره های دیگر خصوصا زنان حاضر در مجلس هم، خواسته های زنان را نمایندگی نکردند.

 

در مورد لایحه حمایت از خانواده یا ازدواج کودکان، عکس العمل برخی از نمایندگان با توجیه فقهی بودن قوانین نشان داد که نه مجلس قبلی و نه مجلسی که با کاندیداهای محدود بدون رعایت تکثر تشکیل شد، نتوانسته و نمی توانند پاسخگوی نیازها و خواسته های کلان جامعه و خصوصا زنان باشند و کارنامه دور گذشته مجلس نیز نشانگر همین موضوع بوده است.

 

اگر تک تک نمایندگان زن مورد بررسی قرار دهیم مشاهده میکنیم که این زنان خواسته های برابری خواهی و مسالمت آمیز زنان را نمایندگی نکردند.

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.