پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ -
- 20 Jun 2013
11 شعبان 1434 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۲:۴۳ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
دفاع پیدا و پنهان از آقای احسان هوشمند و سخنی چند



مدت دو ماە  از دستگیری آقای احسان هوشمند می گذرد. در این مدت هر از چند گاهی برخی از لایەهای مختلف سیاسی اجتماعی جامعە فارس زبان  با ارسال نامە های جمعی و یا درج  مطلب بە ادامە دستگیری ایشان حساسیت  و توجە خاصی بە وضعیت ایشان نشان دادەاند.  چندی پیش جمعی ٥١ نفرە از فعالان سیاسی فارس زبان در نامەای جمعی خواستار آزادی آقای احسان هوشمند گردیدند. اخیرا" نیز عدەای ٢٧ نفرە  ملی ـ مذهبی در نامەای  تحت عنوان نامه جمعی از فعالان ملی- مذهبی و نهضت آزادی (خارج از کشور ) به احمد شهید  اطلاعاتی را در مورد بازداشت آقای هوشمند بهمراە آقای سعید مدنی نوشتەاند.  در  اقدامی دیگر در سایت جرس  فردی با نام عایشە محمدی در مطلبی با عنوان "تنها گناه احسان هوشمند"  از تظلماتی کە بر آقای هوشمند رفتە نگرانی نشان دادە و ابراز تاسف نمودە کە می بایست آقای هوشمند  آزاد بود تا بتواند تاریخ جنگ و خونریزی  میان اقوام ایرانی !! بنویسد و اقوام را متوجە کجرویهای خودشان نماید!!. ناگفتە نماند  این عدە  هر کدام بە میل خود  از آقای هوشمند  فعال ملی ـ مذهبی ، پژوهشگر امو قومی و یا کسی کە وارد دنیای سیاست نشدە ،  کارش تنها  پژوهش و تحقیق و نوشتن مشکلات و معضلات اقوام است. گفتنی است دستگیری آقای هوشمند با بی تفاوتی جامعە کردستان همراە بودە و بندە دلایل این بی تفاوتی  را مطلبی کوتاە تحت عنوان بی تفاوتی کوردها نسبت بە بازداشت آقای احسان هوشمند نوشتە بودم.


گرچە بندە بنوبە خود آرزوی آزادی زودهنگام  آقای هوشمند و تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران را دارم ،  اما توجە دوستان  فارس زبان ( کسانی که زبان مادری آنها فارسی است) بە موضوع  آزادی آقای هوشمند،  موضوع قابل تاملی است.  وجدان بیدار فارسها! نسبت بە  سرنوشت  آقای هوشمند  کە هویت کوردی دارد،  نوعی دوگانگی در رفتار سیاسی و حقوق بشری ایرانیان دارد. اینکە توجە بیش از حد فارسها نسبت بە سرنوشت آقای هوشمند از حس انسان اندیشی آنان  سرچشمە می گیرد یا مسائل دیگری در پشت این قضیە نهفتە است  جای بسی  تامل است اما  اگر این موضوع از روح انسان اندیشی فارسها سرچشمە می گردد چرا روح انسان اندیشی آنان تنها شامل آقای هوشمند می گردد؟


آنچە بە حساسیتها دامن زدە، در این است کە  دفاع دوستان فارس زبان  از آقای هوشمند نە بخاطر حقوق انسانی ایشان  بلکە  بخاطر قرار گرفتن آقای هوشمند در مقابل هویت ملی خود و تحریف تاریخ ملت کورد و دیگر ملل داخل سرزمین ایران است. چون تاکنون  کسی بە اندازە آقای هوشمند بە تحریف تاریخ  و هویت ملی خود نپرداختە است.  حساسیت نسبت بە  رفتار دوگانە  فارس زبانان در این است کە  در مقابل تمام جنایاتی کە علیە ملت کورد و سایر ملتهای دیگر انجام می گیرد سکوت می کنند ،  اما در موردی همچون دستگیری آقای هوشمند کە مطلقا بخاطر فعالیتهای بە اصطلاح پژوهشی خود دستگیر نشدە  تومارهای جمعی  می نگارند. تمام این سراسیمگی بخاطر کارهای بە اصطلاح پژوهشی ایشان در امور قومی است کە بە تسکینی برای دفاع از تمامیت ارضی ایران در آمدە است.  در حالیکە  اگر درست بە واژەها معنا بخشید آقای هوشمند را باید  پژوهشگر انکار امور قومی و یا پژوهشگر امور ضد قومی در ایران نامید  کە در این رابطە خدمات شایانی بە  دستگاههای امنیتی ایران نمودە تا بنابە نظریەهای ایشان با مسئلە ملتها در ایران برخورد شود و ....................... برای نمونە  آقای هوشمند در مصاحبە ای با یکی از جراید ایران بە مقامات امنیتی ایران هشدار می دهد کە امروزە جوانان کورد قبلە آمالشان دیاربکر و جوانان آذری هم قبلە آمالشان باکو است و بە آنها را بفکر چارەاندیشی وا می دارد.


بسیاری از  دوستان فارس زبان تلاش دارند کە بە کارهای آقای هوشمند وجە علمی و آکادمیک ببخشند و آنگونە وانمود کنند  کارهای آقای هوشمند بسیار دقیق و مستدل و کسی را قادر بە نقد پژوهشهای ایشان نیست،  اما واقعیت این است کە  کارهای فارس پسندانە  آقای هوشمند  نە تحقیقات واقعی و با رعایت وجدان تاریخنگاری بلکە بیشتر برای تخطئە جنبش کورد و حقانیت دادن بە جمهوری اسلامی بودە است.  گرچە هدف اصلی این مطلب نقد بە اصطلاح پژوهشهای آقای هوشمند نیست اما ذکر چند نمونە را بی مناسب نمی دانم. بعنوان نمونە آقای هوشمند در کارهای خود ملت کورد را قوم تعریف می کند این در حالیست  کوردها در عراق  طبق قانون اساسی آن  کشور  ملت تعریف شدە است. مورد دیگر ایشان  در مصاحبە با مجلە چشم انداز از قتل و عام مردم  مهاباد توسط  اسماعیل خان سمکۆ  سخن می راند در حالیکە طبق اسناد فراوانی همیشە جاویدان  اسماعیل  خان  سمکۆ در جریان شورش  مناطق ارومیە بە تعقیب  مامورین مناطق مرکزی پرداخت کە  روزگار مردم را تباە نمودە بودند و در حین شورش بە طرف مهاباد فرار نمودە بودند  و برای  یافتن ماموران  کە در میان مردم مهاباد پناە گرفتە بودند با درخواست  تلفظ  واژە " پڵاو  " کە غیرکوردها قادر بە تکلم آن نیستند آنان را از کوردها تشخیص و بە قتل می رسانند.  مورد دیگر آقای هوشمند در مصاحبە با آقای لطف اللە میثمی می خواهد با ارائە آمارهای کذایی مشارکت ملت کورد در رفراندوم  سال ٥٨ را کە در اساس تحریم کردە بودند هر گونە بودە  اثبات نماید و بە جمهوری اسلامی در کردستان مشروعیت بخشد . و یا اینکە ایشان  در همان مجلە  مجلە چشم انداز " كردستان : گذشته، حال و چالش‌هاي پيش رو"  بە زور می خواهد  قیامهای مذهبی نظیر قیام ملا خلیل در مهاباد و یا نواندیشی دینی شیخ سعید نورسی را با مبارزات آزادایخواهانە ملت کورد برای رهایی یکسان جلوە دهد و حتی طلبکارانە ادعا نماید کە  فعالان سیاسی کورد  قیام ملا خلیل  علیە کشف حجاب رضا شاە  را همچون جمهوری کردستان ارزش قائل نیستند.  حال سوال این است کە اگر کوردها در دورە رضاشاە نسبت بە افکار مذهبی بی تفاوت بودە،  چگونە است  مردم کردستان بعداز چند دهە کە بمراتب بیشتر از گذشتە فاصلە و بافت عشیرەای فاصلە گرفتە  در  رفراندوم  سال ٥٨  بنفع جمهوری اسلامی شرکت نمودند کە ایشان ادعای خندە آور آنرا دارد؟!  و باز هم اگر مشارکت مردم کردستان در رفراندوم جمهوری اسلامی و بنفع نظام  درست است آیا  نامە غیر قابل انکار  اخیر دکتر محمد ملکی  در مورد تقلبات گستردە در رفراندوم سال ٥٨ ادعاهای آقای هوشمند را بی اعتبار نمی سازد؟  دلیل دیگر اگربازهم بنا بە دادەهای آقای هوشمند  مردم کردستان در فروردین ٥٨  بە ج ا اسلامی رای دادند، گرایش امروز  جوانان و دانشجویان بە دیاربکر بعنوان قبلە آمال کە در مصاحبە با مجلە گفتگو بیان نمودە نشانە چیست؟  اینها موارد سادەای هستند کە آقای هوشمند بنابە میل خود تحریف نمودە و  نمونە های زیادی از تناقض گویی های هدفمند  تحت لوای پژوهشهای تاریخی و فرهنگی  آقای هوشمند  بچشم می خورد کە پرداختن بە تمامی آنها  کار این مطلب کوتاە نیست.


حقیقتا" در تاریخ ملت کورد نکات بسیار ظریفی وجود دارد کە می شود ملتهای دیگر از آن درس بگیرند. برای نمونە اگر پیشرفت جامعە ترکیە از یکجهت مدیون تغییر الفبای آن بە لاتینی است و این تغییر بە نام آتاتورک تمام شدە اما در واقع بیست و پنچ سال قبل از آتاتورک  آقای لطفی فکری نمایندە مردم دیاربکر در مجلس عثمانی پیشنهاد آنرا دادە بود و درست شادروان قاضی محمد برنامە تغییر الفبای عربی بە لاتینی را داشت تا بتواند جامعە کوردستان گامی بە پیش ببرد، اما توطئەگران فرصت ندادند. اینگونە اندیشەها در تاریخ نویسی آقای هوشمند جای ندارد.

با جرات می توان گفت  ایشان فردیست کە توانستە با استفادە از امکانات حکومتی و مقامات امنیتی  و دسترسی بە آرشیوهای غیر قابل دسترسی اهداف خود را دنبال نماید و  بدون تردید مقامات امنیتی بنا بە یکسری نظریە امثال هوشمند و خط دهی بە سرکوب  فعالان سیاسی  ملی گرای کورد  می پردازند.  علیرغم تمام این ترفندها کارهای آقای هوشمند نە در جهت  قوام جامعە چند ملتی ایران بلکە در خدمت دستگاە حکومتی جمهوری اسلامی بودەاست.


اگر آقای هوشمند یک فارس زبان بود و با روش خود بە جعل تاریخ ملت کورد می پرداخت مطمئنا" می شد ایشان را بە حساب روحیە پان ایرانیستی، عرق ملی و یا شیعە گری گذاشت، مثل آنچە آقای حمید رضا جلایی پور در در امور کردستان از خود بجای گذا شتە است و می توان بە کارهای او احترام گذاشت چون ایشان از منظر یک کورد  بیگانە و یابهتر بگویم دشمن محسوب می شود.  . اما عکس قضیە  در مورد  آقای هوشمند  صادق است و ایشان بعنوان یک کورد بە روش تاریک نگاری خود ادامە دادە و نگارش ایشان تنها مورد پسند فارس زبانان است و از این جهت است کە ایشان مورد توجە فارسها قرار گرفتە است.


همچنانکە ابتدا اشارە شد فردی بانام عایشە محمدی بە دفاع از ایشان پرداختە کە اگر از گذاشتن نام  عایشە  برخود کە  در میام شیعیان اسمی  غریب،نارایج  و چه بسا ممنوع! محسوب می شود چشم پوشی نمائیم  و این اقدام را که نوعی فریب افکار عمومی است، ندیده بگیریم، عایشە محمدی در مطلب خود از جفاهای یادشدە بە آقای هوشمند می پردازد و می نویسد " احسان از آن معدود کردهایی است که «رویکردی ملی» به مسئله کرد دارد" و باید ایشان  آزاد بماند تا با تحقیقات خود  در مورد اسرار سالها جنگ و خونریزی اقوام را نشان دهد!."


اولا" اینگونە نگاهها درست همان ضرب ا لمثل کوردی را معنا می دهد کە این دوستان سوزن را در زمین مردم می بینند اما گاوآهن را در زمین خود نمی بینند، چرا کە تاریخ  مناطق  مرکزی ایران آنقدر فاجعە آمیز و خفت بار است کە یک نقطە قابل افتخار در آن یافت نمی شود. در تاریخ معاصر ایران مسیحی کشی، یهودی کشی، باب کشی و بهایی ستیزی بهمراە کورد کشی در کارنامە ملت حاکم است و انسان ستیزی در فرهنگ ملت حاکم ریشە دارد، اما دوستان فارس زبان چشم خود را بر روی آن تاریخ بستەاند . دوما" در کردستان کە هیچگاە نگاهی بە منزە طلبانە بە تاریخ و فرهنگ خود وجود نداشتە و همیشە نگاهی انتقادی و شفاف حاکم بودە ، نگرش افرادی نظیر خانم عایشه محمدی  بنوعی همانند دیگر رفتار سایر ایرانیان است کە خود را مالک هستی همە ملتهای تحت ستم  می دانند و بکارگیری رویکرد ملی برای کارهای آقای هوشمند همان اجحافاتی کە سالهاست در مورد  ملل دیگر اعمال می شود. چون مسئلە کورد خود یک مسئلە ملی است و ملی نشان دادن رویکرد آقای هوشمند  از یک تفکر استعماری سرچشمە می گیرد و در واقع  آنچە را کە ایشان رویکرد ملی هوشمند می نامد بواقع  رویکردی  ضد ملی است.  خانم محمدی خود نیز با الگوگیری از احسان هوشمند می خواهد مسئلە  ملی کورد بە مسئلە قومی تقلیل دهند.  با این گونە تئوری بافی بە حفظ چارچوب کشور کذایی ایران بپردازند. یعنی انکار هویت یک ملت تنها برای حفظ چهارچوب کشور ایران.


نیروهای سیاسی مرکزگرا  از همە اقمارش از هر اهرمی برای تقابل با خواست دیگر ملتها استفادە می کنند. برای نمونە  تا زمانیکە آقای عرفان قانعی فرد تاریخ و فرهنگ ملت کورد را بە لجن می کشد،  از او بعنوان کارشناس و دکتر استفادە می کنند، مهم برایشان این است کە کوردی را یافتەاند و  بە میل آنان می رقصد. در اینجاست کە بە همان جملە معروف  آقای ایرواند آبراهامیان می رسیم کە یک ایرانی راە ثروتمند شدن را در نابودی دیگران می بیند.
 

کوتاە سخن آقای هوشمند و همفکرانش نظیر خانم محمدی کە  ظاهرا" خود را در جنبش سبز تعریف و برنامە استقرار دموکراسی یا بە عبارت خودشان  مردم سالاری دینی! را در سر می پرورانند اگر در گفتمان مردم سالاری دینی خود صادق هستند اصولا باید با توجە بە پشتگرمی بە استدلالات مستحکم آقای هوشمند و بدون هیچگونە  نگرانی از عواقب مباحث خود امکان زمینە سازی برای ایجاد یک رفراندوم برای آیندە ایران در خصوص  حقوق ملتهای تحت ستم  را فراهم نمایند درست مثل آنچە در ایالت کبک کانادا،  کشور چکواسلاوکی  قبلی و یا  سودان جنوبی انجام گرفت. آنگاە می توان بە جنبش سبز آنان اعتماد نمود کە تلاششان نە قدرت برای قدرت بلکە قدرت برای مردم است.

  ستون"جهت اطلاع" منعکس کننده مطالب تحلیلی مغایر با اهداف جنبش سبز می باشد که صرفا جهت اطلاع همراهان جنبش سبز و خوانندگان جرس منتشر می گردد.


 

ارسال به :