سعید زندگانی
شادی برای «جدائی...» اصغر فرهادی
بی شک، مهم ترین رویداد هنری ما در سال گذشته، موفقیت جهانی اصغر فرهادی با فیلم «جدائی نادر از سیمین» بود که آخرین آنها درو کردن جوایزجشنواره فیلم آسیائی در آستانه نوروز امسال بود، اما اوج آن، چند هفته ای قبل از نوروز، دریافت اسکار برای بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان از بزرگترین مراسم سینمائی جهان؛ موفقیتی که همه را خوشحال کرد. حتی رئیس جمهوری آمریکا نیز در پیام نوروزی خود اشاره ای به آن داشت؛ اما دریغ از یک پیام شادباش خشک و خالی از سوی مسئولین جمهوری اسلامی ایران! وزیر ارشاد بجای تبریک به فرهادی، گفت که به خود او باید مبارک باد بگویند که اجازه ساخت این فیلم و ارسال آنرا به مراسم اسکار صادر کرده است!
.jpg)
جدا از شادی اسکار، سینمای ایران با انحلال «خانه سینما» از سوی وزارت ارشاد، سال تلخی را پشت سر گذاشت. شکایت خانه سینما در این مورد هنوز در شورایعالی اداری مورد بررسی قرار نگرفته است؛ در حالی که «سازمان سینمائی» بجای معاونت سینمائی در وزارت ارشاد کار خود را شروع کرده و «هیئت ساماندهی صنوف سینمائی» را نیز بجای خانه سینما راه انداخته است تا مهمترین کارش در پایان سال این باشد که دوهزار کوپن 300 هزار تومانی از شورایعالی سینما بگیرد وبه عنوان عیدی بین سینماگران توزیع کند تا مگر بتواند دل آنان را به دست بیاورد.
اما سی امین دوره جشنواره فیلم فجر در غیاب بزرگان سینمای ایران، کاملا دولتی و سرد و سنگین برگزار شد. داوران این جشنواره حتی نتوانستند یک فیلم را از میان سی فیلم مسابقه لایق "سیمرغ بلورین" بدانند و به دوفیلم «روزهای زندگی» و «ضدگلوله» لوح تقدیر دادند. سیمرغ ها در رشته های دیگر هم چنان توزیع شد که بسیاری آنرا «حیرت آور» خواندند و جوابشان را از یکی از «همه کاره های» جشنواره، جمال شورجه گرفتند که در گفت و گو با "خبرآنلاین" با افتخار گفت: "مگر نگاه دولت چه عیب و ایرادی دارد که افرادی را منتسب به نگاه دولتی میکنیم؟ ضمن اینکه جشنواره فیلم فجر از سوی ارشاد برگزار میشود و بر این اساس باید منویات دولت در این جشنواره لحاظ شود و اگر در سالهای گذشته این اتفاق نمیافتاد اشتباه آنان بود"!
در سالی که گذشت، پگاه آهنگرانی و مرضیه وفامهر بازیگران سینمای ایران، مانند هنرمندان وروزنامه نگاران بسیاری، به زندان رفتند وحکم محرومیت بیست ساله جعفر پناهی از همه فعالیتهای سینمائی و فرهنگی تائید شد، در حالی که جشنواره معتبر سینمائی کن فرانسه «کالسکه طلا»ی خود را به او داد و صدها تن از سینماگران جهان به این حکم اعتراض کردند. در کنار پناهی، فاطمه معتمدآریا که فیلم «پریناز» با بازی او از جشنواره فجر کنار گذاشته شد و روشن شد که به طور غیررسمی اجازه کار در تلویزیون و سینمای ایران را ندارد، در جشنواره سینمائی مونترال کانادا جایزه بهترین بازیگر زن را برای فیلم «اینجا بدون من» دریافت کرد و از جشنواره فیلم پاریس نیز جایزه «هانری لانگ بوا» را برای مجموعه کارهایش گرفت.
پرونده سینمای ایران در سال گذشته را نمی توان بدون اشاره به ناسزاهای فرج اله سلحشور به دست اندرکاران این سینما بست. کارگردان مجموعه تلویزیونی «یوسف پیامبر» که نسخه سینمائی آن نتوانست بیش از دومیلیون تومان بفروشد، سینمای ایران را مسئله دار و بازیگران زن را روسپی خواند و دریافت جایزه اسکار را بی ارزش دانست؛ اما دخترش «باران سلحشور» پس از موفقیت اصغر فرهادی، به این فیلمساز تبریک گفت که با عکس العمل تند پدر مواجه شد، پدری که معتقد است دخترش نیز تحت تاثیر سینمای هالیوود قرار دارد و باید فکری به حالش کرد!
درسالی که پشت سر گذاشتیم، هفتاد فیلم سینمائی در سینماهای کشور اکران شدند که از آن میان «اخراجيها3» (5 ميليارد و 900 ميليون)، «ورود آقايان ممنوع» (5 ميليارد و 100 ميليون تومان)، «جدايي نادر از سيمين» (3 ميليارد و 100 ميليون تومان)، «شيش و بش» (2 ميليارد و 200 ميليون تومان)، «سعادت آباد» (يك ميليارد و 550 ميليون تومان)، «اخلاقتو خوب كن» (يك ميليارد و 330 ميليون تومان)، «زنان ونوسي مردان مريخي» (يك ميليارد و 300 ميليون تومان)، «يه حبه قند» (يك ميليارد و 270 ميليون تومان) و «اسب حيوان نجيبي است» (يك ميليارد و 100 ميليون تومان)، پرفروش ترین فیلمها بودند و «یوسف پیامبر» سلحشور با دومیلیون یکی از کم فروش ترین آنها!
تئاتر: اولین جایزه جهانی و سانسور عالیجناب و عشق
در آغاز سال، تئاتر ایران هم توانست اولین جایزه جهانی خود را دریافت کند. نمايشنامه «آدم آدم است» نوشته رضا گوران كه اقتباسي از نمايشنامه اي با همين نام اثر برتولد برشت است و سال قبل با حضور هنرمندان تئاتر هلند و به دعوت وزارت فرهنگ اين كشور به روی صحنه رفته بود، جايزه برتر نمايشنامه اقتباسي را دريافت كرد. گوران براي نگارش نمايشنامه «ابرهاي پشت حنجره» نیزاز بخش مسابقه بين الملل بيست و نهمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر در بهمن ماه گذشته، جايزه نمايشنامه برتر را دريافت كرد.
اما نمایشنامه «عشق و عالیجناب» اثر حسین پاکدل که در جشنواره فجر هم به عنوان یکی از نمایشنامه های برتر مورد تقدیر قرار گرفت، در اجرای عمومی چنان دچار سانسور شد که پاکدل از اجرای عمومی آن چشم پوشی کرد و در نامه ای سرگشاده خطاب به مردم گفت که حاضر نیست آغاز کننده راهی باشد که برمبنای لاقیدی و فرصت طلبی مفرط، در نهایت منجر به نابودی اندیشه و تفکر در بدنه تئاتر ملی ایران شود. «عشق و عالیجناب» در جشنواره هم با مشکلات بسیاری روی صحنه رفته و پاکدل همانجا از مسئولین ارشاد خواسته بود که با اجرای عمومی آن نیز موافقت کنند که اینک معلوم می شود با سانسور شدید، این امکان عملا از او گرفته شده است.
مجموعهي تئاتر شهر در سال 90 و تا پيش از برگزاري سيامين جشنواره تئاتر فجر ميزبان 58 نمايش بوده كه در پنج سالن اين مجموعه و دو كافه ترياي آن به صحنه رفتند. پرفروش ترین نمایشنامه سال هم در فروردین ماه گذشته در سالن اصلی این مجموعه روی صحنه رفت. «نصرت خانم، مادرم و نوروز» اثری از امیر دژاکام توانست با چهل و پنج اجرا در این سالن که 579 نفر ظرفیت دارد، مجموعا بیش از بیست و یک هزار تماشاگر را به خود جلب کند. «فاوست» به كارگرداني حميدرضا نعيمي، «تماشاچي محكوم به اعدام» كار روح الله جعفري، «ابرهاي پشت حنجره»» به كارگرداني رضا گوران و «ﺧﻄﺮ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﻋﺒﻴﺪ ﺟﺪﻱ ﺍﺳﺖ» به كارگرداني مريم كاظمي نمایشنامه های دیگری بودند که در تئاتر شهر روی صحنه رفتند.
تئاتر ایران در سال گذشته و در مسئولیتهای مختلف دچار تغییرات مداوم بود که از آن میان می توان به ریاست کل هنرهای نمایشی، سرپرستی شورای نظارت و ارزشیابی اداره کل هنرهای نمایشی، دبیر جشنواره تئاتر فجر، مدیران تماشاخانه ایرانشهر و تئاتر مولوی اشاره کرد. در آخرین تغییر، رحمت امینی سرپرست شورای نظارت به دلیل "برخی موازی کاریها و عدم توجه به نظرات کارشناسانه در معاونت هنری وزارت ارشاد" از این سمت کنار رفت و جای خود را به محمدرضا الوند داد.
موسیقی: انتقادهای شجریان و علیزاده
حسین علیزاده موسیقی دان برجسته کشورمان شهریور ماه گذشته شصت ساله شد. اوچنان از حال و روز موسیقی در کشور گله داشت که قبل از جشنواره موسیقی فجر با اظهار این مطلب که سانسور ریشه های هنر را می خشکاند، اعلام کرد عدم حضور دراین جشنواره کمترین اعتراضی است که اهالی موسیقی می توانند نسبت به وضع موجود انجام دهند. علیزاده خود فارغ از این جشنواره، یک تور همنوازی در چند استان برگزار کرد و همراه شهرام ناظری همراه با گروه «دوستی» درکنسرتهائی چند، در داخل و خارج از کشور به روی صحنه رفت و همه جا با استقبال روبروشد.
همایون شجریان وگروه «همنوازان حصار» با آهنگسازی و سرپرستی علی قمصری از دیگر گروههای فعال موسیقی بودند که در داخل و خارج از کشور برنامه های موفقی داشتند؛ ضمن اینکه همایون با گروه بزرگ «سیمرغ» نیز این قطعه موسیقیائی ساخته حمید متبسم را در دوشهر هلند به روی صحنه برد. در غیاب استاد فرهاد فخرالدینی که از ارکسترملی کناره گیری کرده بود، این ارکستر به رهبری «بردیا کیارس» در تهران، آثار علیزاده را با آواز محمد معتمدی با عنوان «دلشدگان» و در تالار وحدت اجرا کرد؛ آثاری که بیشتر آنها در سالهای گذشته بوسیله استاد محمدرضا شجریان اجرا شده بودند.
.jpg)
اگرچه صحنه های داخلی به روی استاد شجریان بسته بود، اما کنسرتهای پائیزه او با گروه «شهناز» به سرپرستی مجید درخشانی با شکوه بسیار در شهرهای اروپائی برگزار شدند. شجریان مانند گذشته نتوانست در مورد شرایط حاکم بر فرهنگ و هنر درجمهوری اسلامی ایران ساکت بنشیند و در گفت و گو با رسانه های بین المللی مختلف لب به شکوه و انتقاد گشود و از دشواریهائی که مردم میهنش متحمل می شوند، اشک به جشم آورد. این مصاحبه ها چنان موجب خشم سران حکومتی شد که «رجا نیوز» وابسته به نیروی انتظامی در مطلبی با عنوان "پایان مبتذل داستان شجریان" و انتشار عکسهای خصوصی وی و دخترش در یک مهمانی، شرایطی فراهم آورد که استاد نتواند پس از کنسرتها به وطن بازگردد و حالا منتظر است که گروهش دوباره به او بپیوندد تا تور آمریکائی کنسرتهای خود را در بهار امسال آغاز کند.
آخرین خبر موسیقی و در آستانه نوروز خبر خوبی نبود؛ استاد جلال ذوالفنون سه تار نواز برجسته، دو هفته پس ازعمل جراحی قلب، براثر خونریزی داخلی در بیمارستانی در کرج درگذشت. ذوالفنون که هفتاد و چهار سال داشت، در جشنواره موسیقی فجر مورد تجلیل قرار گرفته و پس از آن راهی بیمارستان شده بود. «گل صد برگ» و «آتش در نیستان» از آثار ماندگار او با صدای شهرام ناظری هستند. ذوالفنون را چهارشنبه دوم فروردین در گورستان امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.
کتاب: داستان کلنل و قهوه به جای شراب!
خبرهای عرصه کتاب، همه حکایت از سانسور شدید داشت. رهبر جمهوری اسلامی ایران 29 تیرماه در جمع مسوولان کتابخانه های عمومی و جمعی از کتابداران گفت که نمی توان بازار کتاب را آزاد گذاشت تا کتابهای مضر وارد جامعه شود. به پیروی از آقای خامنه ای، ممیزان اداره کتاب وزارت ارشاد، بسیاری از نویسندگان و شاعران را جان به لب کردند و وادارشان ساختند از خیر انتشار کتابشان بگذرند. کار بر اهالی کتاب چنان تنگ شد که «محمد بقائی ماکان» اعلام کرد در ترجمه کتاب «سفینه زندگی» اثر هرمان هسه به او گفته اند بجای «شراب» بنویسد «قهوه» و او نمی نویسد!
از سوی دیگر و در ماههای آخر سال اعلام شد که فعالیت سه بنگاه انتشاراتی معروف در تهران یعنی انتشارات آگاه، نشر ثالث و نشر چشمه به حالت تعلیق درآمده است و این آخری همان انتشاراتی است که قرار است کتاب معروف «زوال کلنل» نوشته محمود دولت آبادی را از سد سانسور اداره کتاب بگذراند و منتشر کند. رمان "زوال کلنل" محمود دولتآبادی که در ایران پروانۀ انتشار ندارد، ماهها پیش به زبانهای آلمانی و انگلیسی ترجمه و منتشر شده و نامزد دریافت جایزۀ ادبی آسیایی "مـَن" (منبوکر) است. این جایزۀ بینالمللی سیهزار دلاری همهساله به نویسندهای آسیایی اهدا میشود که کتابش به زبان انگلیسی نوشته یا ترجمه شده باشد؛ اما دولت آبادی گفته است بجای این جایزه دوست دارد کتابش در ایران و به زبانی که نوشته شده، منتشر شود.
دولت آبادی که چندروز پیش در مجلس ترحیم بانو سیمین دانشور با محمد حسینی وزیر ارشاد و بهمن دری معاون فرهنگی او رودررو شده و در مورد انتشارکتابش صحبت کرده بود، می گوید مايل است در جلسهاي حضوري دربارهي كتاب «زوال كلنل» با دري صحبت كند. پيشتر، معاون فرهنگي وزير ارشاد دربارهي وضعيت انتشار رمان «زوال كلنل» دولتآبادي گفته بود: "من رمان «كلنل» را خواندم و البته اين كتاب از مناظر گوناگون هم در ادارهي كتاب بررسي شده است. من هم كتاب را مطالعه كردم و فكر ميكنم كتاب به لحاظ تصويري و بصري، كتاب خوبي است؛ منتها قرائت جديدي از شرايط قبل و بعد از انقلاب را ارائه ميكند. «كلنل» اصلاحاتي داشت كه نويسنده برخي از اين اصلاحات را انجام داده است و من درنظر ندارم واژهها و تركيببندي در كتاب تغيير كند. براي من، پيگيري نكاتي وجود دارد كه اين قرائت ميتواند قرائت جديدي را با تأثيرگذاري نامطلوب ارائه دهد"!
هنرهای تجسمی: کم رونق در داخل، پرفروش در خارج
هفت «دوسالانه» که برای رشته های مختلف هنرهای تجسمی در ایران برگزار شد، بی رونق و کم فروش بودند و حرفی برای گفتن نداشتند. در مقابل، هنرمندان عرصه تجسمی توانستند در گالریها و آکسیونهای بین المللی موفقیتهای چشم گیری داشته باشند که فروش تابلوئی از مجموعه «درختان» سهراب سپهری و یک نقاشی / خط از محمد احصایی با نام «عشق» درحراج مؤسسه کریستیز دبی نقطه اوج آن بود.

در دهمین حراج کریستیزکه شامگاه سهشنبه 30 فروردینماه در دوبی برگزار شد، تابلوی نقاشی / خط «عشق» محمد احصائی به بهای 460 هزاردلار به فروش رفت. این حراج که در برج های دوقلوی امارات برپا شد، فروشی هشت میلیون دلاری را برای صد اثر هنری از ایران، جهان عرب و ترکیه رقم زد. تابلوی "ماهیگیری" اثر هنرمند فقید مصری «عبدالهادی الجزار» 740 هزار دلار فروش رفت. جواد سلیم (هنرمند فقید عراقی) و محمد احصایی (هنرمند مطرح ایرانی) به ترتیب با ثبت رکوردهای 660 و 460 هزار دلاری، در رده دوم و سوم قرار گرفتند و بالاترین ارقام فروش را به خود اختصاص دادند.
سه شنبه سوم آبان سالن «هتل جومیرا» در برج دوبی شاهد برپایی یازدهمین دوره حراج کریستیز ویژه آثار هنری مدرن و معاصر عرب، ایران و ترکیه بود که در آن 46 اثر شامل 17 اثر از هنرمندان ایرانی، پنج اثر لبنانی، چهار اثر مصری، هفت اثر سوریهای، پنج اثر ترکی و دو اثر از هر یک کشورهای عراق، مراکش، تونس و الجزایر در مجموع به قیمت پانزده میلیون دلار به فروش رسیدند. در این حراج، اثری از مجموعه "درختان" زنده یاد سهراب سپهری با فروش 662 هزار دلاری رکورد دار این دوره شد.
یکی دیگر از خبرهای موفقیت آمیز هنرهای تجسمی، سخنرانی پرویز تناولی مجسمه ساز نامدار و پیشرو ایرانی در برنامه زنده «گفتگو با هنرمند» سازمان ملل بود. در این برنامه تناولی دریک گفتگوی زنده از شبکه تلویزیونی انجمن آسیایی سازمان ملل به بحث و صحبت درباره تجربیات خود در مجسمه سازی و پژوهش هنرپرداخت. «گفتگو باهنرمند» از سلسله اقدامات فرهنگی انجمن آسیایی سازمان ملل است که در هربرنامه از یک هنرمند در آن دعوت میشود. در برنامه هشتم اسفند گذشته، تناولی درباره مباحثی چون چگونگی شکل گیری مکتب سقاخانه، مجسمه سازی، سالهای حضوردردانشگاه تهران به عنوان رئیس واحد مجسمه سازی و دلایل مهاجرت خود از ایران به کانادا صحبت کرد.
درگذشتگان عرصه فرهنگ و هنر
سال گذشته نیز عرصه فرهنگ و هنر ایران، چهره های بزرگ و ارزنده ای را از دست داد که از شاخص ترین آنها می توان از بانو سیمین دانشور نویسنده، و زنده نامان ابراهیم یونسی نویسنده و مترجم و جلال ذوالفنون آهنگساز و نوازنده سه تار یاد کرد. فريدون فرياد، شاعر و مترجم آثار شعری یونان، ديگر چهرهي ادبياي بود كه امسال از دنيا رفت. در اين بين خبر تصادف و مرگ دو شاعر جوان نيز جامعهي فرهنگی را سوگوار کرد. غلامرضا بروسان و همسرش الهام اسلامي كه خوش درخشيدند و زود تركمان كردند.
.jpg)
در ابتداي سال حميد كرمي همزمان با بهار از دنيا رفت. اين شاعر پيشكسوت دفاع مقدس نهم فروردينماه بر اثر سكتهي قلبي در سن چهلونهسالگي درگذشت. از جملهي آثار او، كتابهاي «بر شانههاي كوهستان» و «سايهروشنهاي ويدر» بودند. بهار تمام نشده بود كه شاعري ديگر از دنيا رفت.
ميرصالح حسيني، شاعر و محقق، هشتم خردادماه ديده از جهان فروبست. اين شاعر 66 سال داشت كه درگذشت. متولد سال 1324 در سراب بود و از منظومهي «حيدربابا يه سلام» محمدحسين شهريار، ترجمهاي منظوم به زبان فارسي منتشر كرده بود. در تابستان، یوسف محسن اردبيلي، پؤوهشگر و از فعالان تدوين كتابهاي تاريخي درزنجان، از دنيا رفت. او كه متولد سال 1313 بود، 20 تيرماه درگذشت. اردبيلي صاحب 20 كتاب تأليفي در زمينههاي تاريخي بود.
سيدحسين الهامي، نويسنده، شاعر و روزنامهنگار سیزده شهريورماه ديده از جهان فروبست. او در سالهاي پيش از انقلاب با مجلههاي «روشنفكر» و «سپيد و سياه» همكاري داشت و نخستين سردبير اجرايي روزنامهي «ايران» بود. نيمهي شهريورماه، محمدحسين آريا، مؤلف و مترجم در حوزهيِ تاريخ، از دنيا رفت. او متولد سال 1315 در خرمآباد لرستان و آثار متعددي را چاپ كرده است كه از جمله به ترجمهي «تمدن مغربزمين» نوشتهي اشپيل فوگل، «تمدنهاي عالم» تأليف فيليپ آدلر، «ساندينو» تأليف گئورك سلسر، «بررسي تاريخ تمدن» تأليف آرنولد توينبي، «گاندي زنداني اميد» جوديت براون، «برخورد آراي مسلمانان و مسيحيان» تأليف مونتگمري وات و «مسلمانان در اروپا» تأليف برنارد لوئيس ميتوان اشاره كرد.
عظيم خليلي ديگر شاعر درگذشته در سال 1390 بود كه 16 مهرماه از دنيا رفت. او متولد سال 1320 بود و مجموعههاي شعري همچون «عاشقانه» «موج»، «شال» و «ماهيگير و دريا» از آثار به جاماندهاش هستند. يحيي شيدا، نويسندهي كتابهايي همچون «زواياي تاريخ نثر»، «تلواسهها»، «غزليات»، «پسرخان» و «درياي متلاطم»، بر اثر كهولت سن اول آبانماه در منزل شخصياش در طالقان تبريز چشم از جهان فروبست. او از سال 1327 همكارياش را با مطبوعات در روزنامه «آذرمرد» به عنوان سردبير آغاز كرد؛ عضو انجمن نويسندگان باكو و داراي دكتراي افتخاري ادبيات از اين مركز دانشگاهي بود. عبدالله نوراني، کتابشناس و مصحح متون فلسفي و کلامي شيعه، نيز هشتم آبانماه درگذشت. او متولد سال 1308 در نيشابور بود. از جمله آثار عبدالله نوراني، تصحيح «فرائد الاصول» مرتضي بن محمدامين انصار، «سلم السماوات» تأليف ابوالقاسم بن ابيحامد انصاري و «شرح هدايه ملاصدرا شيرازي» از احمد بن محمد حسيني اردکاني هستند. عباس بارز، شاعر آذربايجانی نيز 24 آبانماه در شهرستان اهر چشم از جهان فروبست. عباس اسلامي متخلص به «بارز» متولد سال 1300 شمسي بود. «گلهاي رنگارنگ»، «ائل داغينا سلام» و «ياسلي ساوالان» از جمله كتابهاي او هستند.
اما غلامرضا بروسان و الهام اسلامي همراه دختر كوچكشان 14 آذرماه بر اثر سانحهي تصادف درگذشتند. غلامرضا بروسان متولد سال 1352 در مشهد بود. از اين شاعر مجموعههاي شعر «احتمال پرنده را گيج ميكند» و «يك بسته سيگار در تبعيد» منتشر شده است، كه دومين مجموعهي شعرش عنوان برگزيدهي جايزهي شعر خبرنگاران را در نخستين دوره برايش به ارمغان آورد. همچنين مجموعهي شعر «مرثيه براي درختي كه به پهلو افتاده است» برگزيدهي دومين دورهي شعر نيما معرفي شد. او همچنين گزيدهاي از شعر مشهد را به نام «به سوي رودخانهي استوك» و «عصارهي سوما»، گزيدهاي از ريگ ودا (قديميترين كتاب مقدس موجود هندوها) و «مرا ببخش خيابان بلندم» گزيدهي شعر شمس لنگرودي، را منتشر كرده است. الهام اسلامي هم متولد سال 1362 بود. از او مجموعهي شعر «دنيا از ما چشم برنميدارد» منتشر شده است كه بهعنوان نامزد دومين دورهي جايزهي شعر زنان (خورشيد) معرفي شد. او همچنين نامزد سومين دورهي جايزهي كتاب سال شعر جوان شده بود.
عبدالرضا قناد دزفولي ديگر شاعري است كه در پاييز از دنيا رفت. او كه متولد سال 1316 بود، 18 آذرماه در بيمارستان اروند اهواز درگذشت. از اين شاعر مجموعههاي شعر «زير شاخههاي زيتون»، «زير شاخههاي کاج»، «زير شاخههاي نخل» و «بانوي هزار آيينه» به جا مانده است.
علي ابوالحسني (منذر) نيز سوم اسفندماه از دنيا رفت. اين نويسنده و پژوهشگر دين، تاريخ اسلام و تاريخ معاصر ايران متولد سال 1334 در تهران بود. از جمله آثار منتشرشدهي ابوالحسني، اين عنوانها هستند: «مهاتما گاندى: همدلى با اسلام و همراهى با مسلمين»، «سياهپوشى در سوگ ائمه نور (ع)»، «ريشههاى تاريخى و مبانى فقهى»، «تحليلى از نقش سهگانه شهيد شيخ فضلالله نورى در نهضت تحريم تنباکو»، «نگاهى به اصل ولايت»، «ميعاد با استاد مطهرى؛ شهيد راه تطهير سيماى فرهنگ اسلامى از زنگار غربزدگى و شرقزدگى»، «بررسى قرآنى و روايى توکّل» و «حکمت: مهارى بر سرکشى نفس».
ابراهيم يونسي 19 بهمنماه از دنيا رفت. اين نويسنده و مترجم پيشكسوت پس از مدتي دوره بيماري در هشتادوپنجسالگي از دنيا رفت. او متولد سال 1305 در بانه بود. از جمله ترجمههاي متعدد يونسي، «آرزوهاي بزرگ» چارلز ديكنز، «جنبههاي رمان» اي. ام. فورستر، «سيري در نقد ادب روس» و «دفتر يادداشتهاي روزانه يك نويسنده» فئودور داستايوسكي است. او همچنين در كنار كتابهايي همچون «هنر داستاننويسي»، در زمينهي داستان و رمان هم آثاري را همچون «گورستان غريبان»، «دلدادهها»، «فردا»، «مادرم دو بار گريست»، «كجكلاه و كولي»، «داداشيرين»، «شكفتن باغ»، «خوش آمدي» و «دعا براي آرمن» منتشر كرده است.
ديگر شاعري كه در اين سال از دنيا رفت، فريدون فرياد بود كه 16 بهمنماه در پي ابتلا به سرطان روده، در بيمارستاني در آتن از دنيا رفت. فرياد متولد سال 1328 در خرمشهر بود كه به عنوان مترجم آثار يانيس ريتسوس شهرت داشت و از دوستان او هم بود. اين شاعر و مترجم دانشآموختهي ادبيات تطبيقي بود كه براي ادامهي تحصيل در رشتهي ادبيات يونان به اين كشور سفر كرد و از اين رهگذر با ريتسوس و آثارش آشنا شد. از جمله آثار منتشرشدهي فريدون فرياد اين عنوانها هستند: «تقويم تبعيد» (ترجمهي برگزيدهي شعرهاي يانيس ريتسوس)، «آسمان بيگذرنامه»، «افسانهاي از بهشت» (ترجمه از ادبيات كهن فارسي به يوناني)، «نفس و داستانهاي ديگر» (ترجمهي برگزيدهي داستانهاي كوتاه آنتونيس ساماراكيس از يوناني) و «زمان سنگي» (ترجمهي شعرهاي اولين دورهي تبعيد ريتسوس). يكي از كتابهاي فرياد، «خوابهايم پر از كبوتر و بادبادك است» با موضوع جنگ تحميلي ايران و عراق است، كه به گفتهي خودش، در سال 1988 توسط يانيس ريستوس به يوناني ترجمه شده است و بخشهايي از آن در مقطع ابتدايي يونان در كتابهاي درسي اين كشور تدريس ميشود.
پرویز رجبی هم ایرانشناس و اهل قلمي بود كه 21 بهمنماه از دنيا رفت. او متولد سال 1318 در قوچان بود. سال 1349 از دانشگاه گوتینگن دکترا گرفت. كتابهاي «هزارههای گمشده»، «سدههای گم شده»، «ایرانشناسی»، «تاریخ ایران در دورهي ایلامی»، «تاریخ ایران در دورهي سلوکیان و اشکانیان»، «کریمخان زند و زمان او» و «از زبان داریوش» از جمله آثار اين مؤلفاند.
در روزهاي پاياني سال هم سيمين دانشور پس از سالها بيماري در سن نودسالگي درگذشت. بانوي ادبيات داستاني ايران 18 اسفندماه از دنيا رفت. سيمين دانشور متولد هشتم ارديبهشتماه سال 1300 در شيراز بود. در سال 1328، دكتراي خود را در رشتهي ادبيات فارسي از دانشگاه تهران گرفت. يك سال بعد با جلال آل احمد ازدواج كرد و در سال 1331 براي مطالعه در رشتهي «زيباييشناسي» در دانشگاه استنفورد، به آمريكا سفر كرد و دو سال بعد به ايران بازگشت. از جمله تأليفها و ترجمههاي دانشور عبارتاند از: «آتش خاموش»، «سرباز شكلاتي» برنارد شاو، «باغ آلبالو» و «دشمنان» از آنتوان چخوف، «بئاتريس» از شنيتسلر و «رمز موفق زيستن» از ديل كارنگي، «كمدي انساني» ويليام سارويان و «داغ ننگ» از ناتانيل هارتون، «شهري چون بهشت»، «سووشون»، «بنال وطن» از آلن پيتون، «به كي سلام كنم؟»، «غروب جلال»، «ماه عسل آفتابي» (داستانهاي ملل مختلف)، «جزيرهي سرگرداني»، «شناخت و تحسين هنر»، «از پرندههاي مهاجر بپرس»، «ساربان سرگردان» و «انتخاب».
عبدالمحمد روحبخشان نویسنده و ویراستار، محمد علی ورشوچی بازیگر، ایرج گرگین روزنامه نگار و از مدیران پیشین تلویزیون ملی ایران، رضا صفدری مجری و تهیه کننده صدا و سیما، مجید میرزائیان بازیگر سینما، سید ابوالقاسم حسینی تهیه کننده سینما، فریدون زرین بال نوازنده ویولن، خسرو رحیمیان نوازنده ویلن و عضو ارکستر ملی ایران، عبدالله نورانی کتابشناس و مصحح متون فلسفی، شاالله بامری خواننده و نوازنده و هوشنگ مبشری خواننده، دیگر نامداران درگذشته عرصه فرهنگ و هنر در سال گذشته بودند.



