سه‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ -
- 12 Dec 2017
23 ربيع الأول 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
خبر طولانی است!
تنها راه ندادن افغان‌ها به یک پارک در اصفهان است که باید رگ غیرت «عدم تبعیض» ما را متورم کند؟ خبر به این کوتاهی نبود و نیست.

 


تیترهایی چون «خبر کوتاه بود» و «امروز باید افغان ها را دریابیم» یا دیگر عناوینی چون «تبعیض نژادی» و غیره جای سوال ایجاد میکند که آیا به راستی خبر به همین کوتاهی بوده و هست؟


تنها راه ندادن افغان‌ها به یک پارک در اصفهان است که باید رگ غیرت «عدم تبعیض» ما را متورم کند؟ خبر به این کوتاهی نبود و نیست. سال‌هاست که ما با مردمان همسایه چنین رفتارهایی را داشته و داریم؛ از مدارس تا اتوبوس ها!


دوستی افغان تعریف می‌کرد که وقتی سوار اتوبوسی در ایران می‌شود یا جای نشستن نصیبش نمی‌شود یا آن که اگر نشسته است باید جای خود را به «ایرانی تبارها» بدهد. در میان دوستان به هزار القاب خوانده می‌شوند و هزاران ویدئو از خلاف‌کاری‌هایشان در فضای مجازی منتشر می‌شود و همه می‌پرسند «آیا مسئولان جمهوری اسلامی فکری برای این رفتارها و حضور این عده در ایران کرده اند؟» در حالی که پاسخ آن از خبرها «کوتاه‌تر» است!


جمهوری اسلامی به سادگی یک قانون پاسخ می‌دهد؛ «همه ی حقوق ممنوع است» از حق تحصیل و کارتهای تبعیض آمیز گرفته تا حق بهداشت و حق تابعیت! چندین هزار کودک زاده شده از مادران ایرانی اما پدران افغان در ایران از حقوق شهروندی خود محروم هستند؟


چندین ویدئو و خبر از اسیدپاشی و تجاوز و کتک‌کاری بین خود ما ایرانی‌ها منتشر شده است؟‌ از عزیزکرده ‌های حکومتی که به زنان مطرح اما متفاوت مثل فائزه هاشمی فحاشی می‌کنند گرفته تا دخترکانی که هر روز از صورت  ‌و سیرت‌های برباد رفته‌شان زیر خشونت خانگی تا اسیدهای «عشقی»! در خبرها می‌خوانیم.  تبلیغات تحمیل شده بر ما اینگونه خواسته و ما را به این سو سوق داده و ما چه سر سپرده سُِر خورده‌ایم.


خبرآنلاین در گزارشی که سال پیش منتشر کرد، مدعی شده بود که ۴۰۰ هزار کودک افغان همچنان از تحصیل در ایران محروم‌اند. آنهایی که اجازه تحصیل پیدا می‌کنند باید جداگانه در مدارسی که مخصوص آنهاست ادامه تحصیل دهندآنهم  با ترس هر روزه از این که آیا پدرهایشان شب به خانه باز میگردند یا به علت نداشتن «کارت»های تبعیض‌آمیزتر بازداشت می‌شوند و سرانجامشان ملاقات، پشت میله‌هاست. اما کودکان افغان خیابانی که هر روز سر راه ما برای فروختن آدامس، چسب زخم یا فال حافظ ظاهر می‌شدند و ما از سر ترحم شاید چسبی برای زخم‌های آنان می‌خریدیم قربانی حکومتی است که تبعیض را آموزش داده و نهادینه می‌کند.


مساله ی کارت داشتن یا نداشتن هم مشمول شانس و زمان شد و آنهایی که از شانس بهتری برخوردار بوده و فرصت را شناخته بودند توانستند از امکانات بهتر برای خود و خانواده بهره مند شوند یعنی میان آنها نیز تبعیض گذاشته شد.


طبق آمار نزدیک به ۱۵ درصد کودکان در ایران بی‌هویت خوانده می‌شوند در حالیکه طبق ماده هفت پیمان نامه حقوق کودک، هویت موجودیت و رسمی هر کودک، حق اساسی او است.  نزدیک به سه سال پیش نماینده یونیسف در ایران با اشاره به رشد آمار کودکان عراقی و افغان گفته بود «در تلاشیم تا وضعیت تولد این کودکان را بهبود بخشیم و قوانینی تدوین شود که کودکان از پدران غیر ایرانی بتوانند شناسنامه دریافت کنند» چه نگاه و طرز تفکری باعث می‌شود که بعد از سه سال از بیان این سخنان باز هم معضل هویت این کودکان حرف اول را بزند؟ در ماه‌های اخیر خبرهای مختلفی بر تصویب قوانین و رد آنها منتشر شد که دست آخر هیچ کدام به نتیجه نرسید و کودکان همچنان متولد می‌شوند و همچنان بی‌هویت رشد می‌یابند و باز هم از دیگر کودکان جدا می‌شوند؟


آیا این روش جداسازی تنها به ضرر کودکان افغان و دیگر ملیت‌هاست یا ما با تن دادن به چنین قوانین و طرح‌هایی کودکان خود را نیز نژادپرست بار آورده و به آنها طرح «خودی» و «غیرخودی» می‌آموزیم؟


به کودکانمان یاد میدهیم رنگ پوست تو در کشورت مهم است و خوشحال باش «خوش رنگی»، شناسنامه داشتن را امتیازی مثبت آموزش می‌دهیم تا حس برتری او را تقویت بخشیم، به او یاد می‌دهیم که اگر از امکان بیمه و بهداشت برخورداری به این باز میگردد که «ایرانی» هستی حال آنکه وقتی در آینده به علت فشار ناشی از همین حکومت معلم، کشور را ترک کرد از رفتاری که دیگر مردم با او دارند شگفت زده می‌شود و سنگ «آریایی» بودن بر سینه می‌کوبد.


در وبسایت روزنامه های افغانستان مطلبی از تبعیض علیه کارگران افغان آمده مبنی بر ۴۰ سال جنگ در این کشور و «مهمان نوازی» ایرانی که یا آنها را طرد کرده یا حقوق کمتری برایشان در نظر می‌گیرند یا بازداشت و روانه زندان می‌شوند. در این گزارش آمده است «افغان ها در سالهای گذشته و در کشورهای همسایه ثابت کرده اند که این مردم در انجام امور، کاری، دلاور، سختگوش، صادق و امین هستند و از هر نظر نسبت به اتباع خارجی در کارها مفیدترند، اما متاسفانه امروزه حتی ابتدایی ترین کارها و اشتغال ها را که بایستی بر عهده شهروندان افغان باشد در اختیار اتباع کشورهایی مثل پاکستان، نپال، فیلیپین و کشورهای آفریقایی است».


افغان‌ها سال‌ها درگیر جنگ بوده و همچنان از جنگ گریزان هستند و سرنوشتشان به دست قدرت‌هایی است که جز به منافع خود نمی‌اندیشند، از خودی‌ها هم آسیب دیده‌اند؛ درست مثل ما ایرانی‌ها.


مساله و معضل نگاه به مهاجران چه در ایران و چه در دیگر کشورها به سادگی نوشتن یک مقاله آسیب شناسی نمی‌شود؛ نقدی به خود داشته باشیم که چگونه علیه تبعیض مبارزه می‌کنیم اما با تن دادن به آن دیگری را نادیده می‌انگاریم  خبر هیچ وقت کوتاه نیست بلکه سالها تاریخ پشت خود دارد؛ تاریخی پر از درد و نفاق و نابرابری.


نظرات وارده دریادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.