یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ -
- 19 May 2013
09 رجب 1434 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۳:۲۴ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
بازخوانی جنبش سبز بسان ِ یک شبکه
شبکه ای  که نه تنها در ساختار، بلکه در بر ساختن هویت، تعیین اهداف  و شیوه های اعتراض به منطق شبکه وفادار است .



یادآوری:
قبلا ً در مطلبی با عنوانِ «جنبش سبـز؛ بسان یک هویت»؛ جنبش سبز را با رویکرد هویت محور معرفی کرده بودم. در این یادداشت می کوشم جنبش سبز را بسان یک شبکه معرفی کنم. هدف از انتشار زودهنگام  این مطلب، ورود و پرداختن به مباحث انتقادی  منتقدان جنبش سبز  است. لذا با انتشار این نوشته و نوشته ی پیشین و شاید یک نوشته ی دیگر روایت خود را از جنبش سبز خواهم نوشت تا محل نزاع در گفتگو با منتقدان روشن باشد.

 

***

رویکردِ « هویت محور» ،  در توجیه رفتار و ساختار و اهداف جنبش هاي اجتماعي مدرن کارکرد مناسبی دارد و امکان  مطالعه ی جنبش ها را  به مثابه ي یک شبکه  فراهم می سازد  . شبکه ای  که ، نه تنها در ساختار ، بلکه در بر ساختن هویت ، تعیین اهداف  و شیوه های اعتراض به منطق شبکه وفادار است . با اين رويكرد ، جنبش هاي اجتماعي « شبكه هاي غير رسمي»  مبتني بر «اعتقادات و اهداف مشترك »  تعريف مي شوند  كه حول موضوع «منازعه»  ايجاد شده و از اشكال گوناگون « اعتراض» بهره مي گيرد .در این منظر ، جنبش هاي اجتماعي شبكه هاي «تعامل» ميان بازيگران مختلفي  است كه  هر كدام ، ممكن است  يك سازمان رسمي ، يك گروه ، يك نهاد ، يك فرد و يا يك شبكه ي ديگر باشند و هر كدام به شيوه و الگوي رفتاري خود اعتراض خود را به موضع منازعه اعلام مي كنند و البته  هر کدام برای دستیابی به اهداف فردی در کنار اهداف مشترک می کوشند و این گونه جنبش  از آغاز تا پایان ، در  ساختار و محتوا  ، در رفتار و اهداف  ، یک شبکه ی غیر رسمی ِ غیرمتمرکز  با پیوندهای  متفاوت و چند گانه است . بر اساس یک طبقه بندی مشهور ، جنبش های اجتماعی اغلب سه دسته اند .


شبکه های  پاره پاره : در این ساختار ،  گروهها و هسته های متنوع و متفاوتی وجود دارند ،  که مدام در حال ظهور و نزول اند .
شبکه های چند سر : این نوع شبکه ، رهبران  نسبتاً زیادی دارد ، که هر یک تنها هواداران محدودی را رهبری می کنند .
شبکه های توری مانند:  این شبکه  از پیوندهای چند گانه ی  میان هسته های مستقل برخوردار است و  یک شبکه با مرزهای نامعلوم را تشکیل می دهد .


بازخوانی جنبش سبز  بسان ِ یک شبکه ( ساختار  جنبش ):


در انتخابات ریاست جمهوری دوره ی دهم در ایران ، ستاد انتخاباتیِ میر حسین موسوی ،  از ساختار شبکه ای برخوردار بود. احزاب سیاسی و سازمان های رسمی و نیمه رسمی ، ستاد 88 ، پویش موج سوم ، سایت ها و وبلاگ های متعدد، گروهها و شبکه های اجتماعی مجازی و دفاتر ستادها  و محافل مذهبی و صنفی گره های متنوع این شبکه بودند . حلقه ی مشاوران  موسوی و ستاد مرکزی ، گره اصلی این شبکه بود و در مرکز این شبکه قرار داشت. هرچند  گره های دیگر، با روش خود  به گسترش آگاهی ها  و تبلیغ کاندیدای خودکمک می کردند؛ اما،  با پیوندهای متفاوتی به ستاد اصلی متصل بودند و در  استراتژی ها و سیاست های تبلیغی تابع این ستاد محسوب می شدند. ساختار های شبکه ای، درستاد 88 و پویش موج سوم بهتر به چشم می خورد و شعارهای «هر شهروند یک ستاد» و « هر شهروند یک رسانه »  بیان گر ساختار سازمانی قابل انعطاف و ظرفیت های این شبکه در گسترش بود. گره های موثری چون حزب مشارکت ، سازمان مجاهدین، مجمع روحانیون، حزب کارگزاران و  شخصیت های موثری چون سید محمد خاتمی هم هرکدام با ساختار سازمانی خود در شبکه ی این ستاد مشارکت داشتند و اگرچه در فعالیت های خود مستقل عمل می کردند اما در پیوندی متفاوت با ستاد مرکزی  قرار داشتند . سایت های قلم نیوز و کلمه و روزنامه های کلمه سبز و اندیشه نو به شکل ارگانیک و سایر مطبوعات و سایت های اصلاح طلب هم در ائتلافی استراتژیک در شبکه فعال بودند. ستاد موسوی با ایجاد حلقه های همبستگی ، رفتارهای جمعی در نقاط مختلف تهران و شهرستان ها،  مناظره های خیابانی و با بهره گیری از رنگ سبز  به عنوان نماد موج هایی را راه اندازی  کرد. محدودیت های گسترده در فعالیت سیاسی احزاب و هزینه های بالای عمل سیاسی در طول ریاست جمهوری پیشین ، اجتماعی شدن بسیاری از فعالیت های ستاد و بهره گیری نهادهای رسمی و نیمه رسمی از ظرفیت های اجتماعی و سیاسی و  استفاده از فرصت سیاسی قبل از انتخابات، این امکان را می دهد که به مجموع این حرکات در قالب « جنبش سبز اصلاح طلب » با رویکرد بسیج منابع یا ساختار فرصت سیاسی مطالعه شود .*


انتخابات تمام شد و فعالیتِ ستاد مرکزی و ستادهای انتخاباتی به پایان رسید. هنوز ستونِ فقرات ساختار شبکه ای جنبش سبز اصلاح طلب با گره های فعال و ستادهای مجازی و فعالان اجتماعی و سیاسی آن  برقرار  بودند و خود را برای جشن پیروزی آماده می کردند. اما ، شامگاه 22 خرداد 88 و تسخیر ستاد مرکزی توسط نیروهای امنیتی و نظامی و آخرین یادداشت ِ ابوالفضل فاتح مسئول ستاد اطلاع رسانی میرحسین در سایت قلم نیوز ، حکایت دیگری را رقم می زد . پایان انتخابات آغازِ «منازعه» بر سر  «نتیجه ی انتخابات» بود .

جمعیت میلیونی روزهای بیست و پنجم  تا بیست و هشتم خرداد در خیابان های تهران خبر می داد که  «منازعه ی جدید» ، جشن را به جنبش ، تبدیل کرده است. اگر چه اکثر معترضان از حامیان میرحسین بودند اما حامیان کاندیدای دیگر اصلاح طلبان و حتی کاندیدای اصول گرا نیز در میان معترضان حضور داشتند. یک خواسته ی مشترک، یک سوال مشترک همه را به به پیوند داده بود : "رای من کجاست؟".  معترضان به نتایج انتخابات ،  « جنبش سبز » را بر ساختارِ بجا مانده ، منابع و امکانات و تا مدتی قواعد ِ « جنبش سبز اصلاح طلب »  یا همان شبکه ی تبلیغاتی ستاد میر حسین بنا نهادند. با شکل گیری خواسته ی جدید،  نخستین و بزرگترین پیوندِ شبکه به شیخ مهدی کروبی گره خورد و ستاد انتخاباتی و حامیان او نیز با  ساختار های ذیربط و گره های فعال خود به این شبکه پیوستند. هم زمان نهادهای رسمی و فعالان سیاسی دیگری در شبکه حضور یافتند و در  جنبش سبز مشارکت کردند. سید محمد خاتمی، از نخستین کسانی بود که  با حضور در تجمع 25 خرداد و «پیشنهاد رفراندم برای حل موضوع منازعه»،  حضور متفاوت خود را در جنبش رسمیت بخشد .


از طرفی دستگیری تعدادی از فعالان سیاسی و تعطیلی ستادهای فیزیکی و مجازی و توقیف روزنامه ها و پلمپ کردن دفاتر احزاب ، گره هایی از شبکه را  به ظاهر حذف کرد اما ساختارِِ بازِ شبکه و قواعدِ جدید مشارکت و هویت عام و سیال جنبش اجازه ی حضور های متفاوتی را  فراهم کرده بود . نماد سبز هم که سری در دین و سری در پرچم ملی داشت، اجازه ی تسری کم هزینه و سریع جنبش را می دارد .


شبکه ی جنبش به سرعت گسترش یافت. ایرانیانی که در انتخابات شرکت کرده بودند، ایرانیانی که در انتخابات شرکت نکرده بودند، ایرانیانی که انتخابات را تحریم کرده بودند و حتی ایرانیانی که با اصل نظام مخالف بودند، با حفظ هویتِ سبز و مسالمت آمیز بودن رفتار با خواسته ی « رای من کجاست  » به جنبش پیوستند . چه بسا کسانی که نمی دانستند که ایران کجای نقشه ی جفرافیاست و یا در  بنیاد با هویت معرفی شده ی ایرانی مخالف بودند؛ در حمایت از جنبش مسالمت آمیز و مدنی  ایران ، با پارچه های سبز به حمایت از جنبش برخواستند و پیوندهای متفاوت دیگری را در شبکه ایجاد کردند. درج یک نوار سبز ، یک واژه ی سبز، درج یک تصویر میرحسین، شیخ مهدی، ندا آقا سلطان و یا علامتV   گویای مشارکت و تعلق باطنی به جنبش سبز بود.  بسیاری از گروها و سازمان ها و احزاب و افرادی که دیده نمی شدند و شنیده نمی شدند، در ساختار شبکه ی سبز فعال شدند.  پروتکل فراگیر و خواسته ی های انسانی و حقوق بشری جنبش سبز از یک طرف آن را با جنبش ها و نهادهای فعالی در عرصه ی حقوق بشر پیوند می داد و از طرفی ریشه های اصلاح طلبانه و سنتیِ آن،  امکان حضور  را در اقشار مختلفِ جامعه فراهم می کرد .


آخرین نماز جمعه ی اکبر هاشمی رفسنجانی، توسط  جنبش، سبز شد تا  رئیس خبرگان رهبری و شورای مصلحت نظام هم  با ارائه راهکارهایی برای حل بحران  در پیوندی متفاوت حضور خود را در شبکه اعلام کند. جنبش دانشجویی در روز 16 آذر بغض ده ساله اش را در  ستون فقرات شبکه  شکست  و  جنبش فیمنیستی، حضور غالبِ  زنان در جنبش را بهانه ای برای حضور خود قرارداد. عبدالکریم سروش با نامه ای سرگشاده و پرمحتوا در آستانه ی روز قدس در شبکه فعالتر شد. محمد رضا شجریان خود را خس و خاشاکی خواند که فقط برای خس و خاشاک می خواند و با تصنیفِ « تفنگت را زمین بگذار» هویت مسالمت آمیز جنبش را فریاد کرد . شیرین عبادی و محسن مخملباف و سیمین بهبهانی و محسن سازگارا و... هر کدام به شیوه ای به جنبش سبز پیوستند.


محیط مجازی امکان گسترش کم هزینه ی شبکه های مجازی را فراهم می کرد. گروهی از رسانه ها جنبش سبز را یک انقلاب تویتری خواندند و حتی خواهان کاندید شدن تویتر برای جایزه ی صلح  نوبل شدند . فیس بووک ، تویتر، فریندفید  با عنوان شبکه های مجازی و بالاترین و دنباله  به عنوان سایت های وب 2،  محلی برای کنشگری سبزها و گسترش شبکه ی مجازی جنبش سبز شدند و سایت های چون کلمه و جرس و موج سبز آزادی و... به گره های تزریق پیام در شبکه تبدیل شدند .تعمیق خواسته ها با تعمیق هویت و گستردگی ساختار همراه شد و جنبش سبز  بسان ترکیبی از شبکه های توری و چند سر شکل گرفت  .


شبکه ی جنبش سبز بدون هیچگونه نظم خاصی گسترش یافت و بی نظمی آن، تنها در یک نظم شبکه ای قابل تعریف است. نهضتی بدون شکل، بدون پروژه و بدون برنامه در ساختاری شبکه ای شکل گرفته و خود،  پروژه و برنامه خویش ، شده است.  در این منزل ِ جدید،  هویت های متکثر و متمایز هم نشینی و شب چره ای نو را با خاطره هایی از جنس بلاگ و لطیفه هایی از جنس تویت  در حال تجربه اند. مفصبل های یک گفتمان جدید، دارند آب بندی و روغنگاری  می شوند .جنگ منافع به جنگ مواضع  تبدیل شده  و  هژمونی اجتماعی به ضد هژمونی سیاسی غلبه کرده است .جنبش سبز،  بودن در زمان و مکان را، به بودن در هر زمان و هر مکان مبدل ساخته است . قدرت جریان در شاهراهای این شبکه، به مقابله با جریانِ قدرت سیاسی ایستاده و  هر بار مایکروفیزیکِ قدرت ، توان خود را به رخ ماکروفیزیک قدرت می کشد .  جریان های سیاسی از تکنولوزی جدید ،به تقویت  و تغییر ذائقه ی سیاسی مردم مشغول اند  تا در فردایی دیگر تغییر ی ژرف در آرایش و چینش سیاسی جامعه شکل گیرد ...

 
پانوشت:

*برخی از جامعه شناسان،  جنبش های اجتماعي را  به مانند بستری برای  بسيج منابع مطالعه می کنند. «بسيج منابع »  به معناي  فراهم كردن و گردآوري  منابع لازم ، براي عمل جمعي است و در این رویکرد جنبش اجتماعي ، عملي  عقلاني ، هدفمند و نسبتاً سازمان يافته است که بازيگران آن ، در یک تعامل استراتژیک، منابع مادی و غیر مادی جنبش را تامین می کنند و از قابلیت های جنبش برای سازماندهی ، کاهش هزینه های عمل، ایجاد شبکه های همبستگی و تقسیم انگیزه ها  بهره می گیرند. در این رویکرد وجود تنش ها و منازعات ساختاري برای ظهور جنبش، اگر چه لازم است اما کافی نیست؛ بلکه  بايد شرايط هم ، برای « بسیج نارضايتي ها» فراهم شود.  جنبش هاي اجتماعي، به نوعی، بسط اشكال متعارف عمل سياسي هستند و  جنبش اجتماعي، انتخابِ عقلاني، بازيگراني است كه در اين عمل، وارد  مي شوند و منافعشان را در آن دنبال مي كنند . بدیهی است بااین رویکرد، جنبش هایی موفق می شوند که بازیگران آن به یک اجماع درونی برسند و توانایی بسیج منابع مادی و غیر مادی جنبش را داشته باشند و مهم تر از همه خواسته ی آنها « معقول » و « ممکن » باشد.

رفتار حامیان ریاست جمهوری میر حسین موسوی  در انتخابات 22 خرداد  با رویکرد  « بسیج منابع»  قابل مطالعه است . جنبشی که می شود از آن به  نام « جنبش ِ اصلاح طلب سبز » یاد کرد:


چهار سال ریاستِ جمهوری محمود احمدی نژاد، کافی بود تا بسیاری از  اشکال متعارف عمل سیاسی و فرهنگی در جامعه ناممکن شوند و دامنه ی فعالیت سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی به چند نام و نهاد، محدود  شود. نخبگانی که در این چهار سال از قدرت رانده شدند، اصلاح طلبانی که  به میثاق اصلاحات و هویت اصلاح طلبی پای بند بودند، اصول گرایانی که اصول خود را در معرض اصلاح می دیدند، هنرمندانی که امکان هنرنمایی نداشتند، روزنامه نگارانی که بی کار شده بودند و سیاست مدارانی که بقای سیاسی خود را در خطر می دیدند، دست به دست هم،  منابع مادی و غیر مادی لازم را فراهم کردند تا با بسیج نارضایتی های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی وامنیتی  در بدنه ی لایه های متوسط جامعه، یک جنبش اصلاح طلب را به میدان منازعه ی انتخابات ریاست جمهوری وارد کنند .

بسیاری از گروهها و دسته های اجتماعی، فارغ از نیات سیاسی،  به قصد یک  عمل عقلانی  و کم هزینه، در ستادهای انتخاباتی شرکت نموده و با ایجاد شبکه های  هم بستگی انگیزه های خود را تقسیم کردند و منابع مادی و غیر مادی جنبش اصلاح طلب سبز را یاری دادند .تجربه ی پیروزی 76 و شکست 84 ، به اجماع درونی بازیگران کمک کرد و رفتار جذبی سید محمد خاتمی و رفتار سلبی محمود احمدی نژاد سبب شد تا احزاب و  نهادهای اصلاح طلب با تمام قوا به این جنبش بپیوندند و از حمایت های معنوی و مادی دیگر سیاستمداران نیز برخوردار شوند . این جنبش با بهره گیری از شبکه های اجتماعی، ستادهای متنوع ، رفتارهای جمعی ، زنجیره های انسانی و با بهره گیری از رسانه های مجازی،  توانست میدان عمل سیاسی  را گسترش داده و منابع  لازم را برای یک عمل جمعی  فراهم کند .

روز 22 خرداد 88، جنبش سبز اصلاح طلب، خود را به تمامی  نشان داد و با حضور در پای صندوق های  رای تلاش کرد تا بر نتیجه ی انتخابات تاثیر بگذارد. شواهد غیر رسمی، بر موفقیت این جنبش در انتخابات ، گواهی می دهند، اما آمار رسمی و منتشر شده توسط  ستادبرگزاری انتخابات،  نتیجه ی متفاوتی را حکایت می کند .

جنبش اصلاح طلبِ سبز،  در  بسیج ِ نارضایتی ها و منابع، بسیار خوب عملکرد کرد و  شکست  سیاسی ِِ جنبش ، در میدان منازعه ی انتخابات ریاست جمهوریِ دهم،  می تواند ناشی از  وجود ِ  یک خواسته ی  نامعقول  یا  نا ممکن  در جنبش باشد.

این شکست سیاسی  و  تفاوت در نتایج رسمی و غیر رسمی، پای اختلاف بزرگتری را به میدان آورد و  آتش  منازعه ی جدیدی را در جامعه ی ایران  روشن کرد . منازعه ای که  منجر به ظهور  یکی از بزرگترین جنبش های مدرن  در آغاز قرن بیست و یکم شد .



 

نظرات وارده دریادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.