
شبکه جنبش راه سبز(جرس): سفرهای متعدد رئیس جمهور ونزوئلا به تهران و گسترش بی سابقه روابط دو کشور بدون زمینه های مشترک و پیوندهای فرهنگی، پرسش اساسی بسیاری از صاحبنظران سیاسی است. در این میان علاقه مندان مسایل سیاست خارجی با تردید بیشتری به شوق احمدی نژاد و حامیانش برای هرچه بیشتر نزدیک شدن به چاوز می نگرند و از خود می پرسند کدامین یک از منافع ملی کشور درگرو رابطه با کشوری است که نه تنها از نظر فرهنگی و اقتصادی هیچ سنخیتی با ایران ندارد بلکه از نظر منطقه ای نیز داستان دیگری دارد.
در حالی که روابط منطقه ای ایران روز به روز به سردی می گراید و مردان احمدی نژاد در راستای نزدیکی به سران کشورهای مسلمان عربی و همسایه بارها ناکارایی خود را نشان داده اند و طی پنچ سال حاکمیت دولت نهم و دهم سطح روابط کشور با همسایگان نه تنها پیشرفتی نداشته، بلکه در مواردی با بحران نیز روبه رو شده، احمدی نژاد با شوق زاید الوصفی تلاش دارد تا خود را به امریکای لاتین برساند و در آغوش همتایش که در سلوک و رفتار بی شباهت به وی نیست، دمی بیارامد.
ابن سیاست که بطور جدی از سوی دولت دنبال می شود و در دستورکار دیپلماسی کشور قرار گرفته آیا نشان از ناکارآمدی سیاست خارجی و عدم شناختن اولویت ها و از دست دادن فرصتها برای کشور است یا در راستای منافع ملی کشور و اتحاد بیشتر کشورهای جنوب – جنوب برای شکستن حلقه انحصاری کشورهای قدرتمند است؟
کدام منافع در کاراکاس جستجو می شود؟
نزدیکی به کشوری در امریکای لاتین که یکی از متحدان اصلی اقتصادی برای امریکاست در حالی انجام می شود که ایران فرصتهای بی شماری را برای سرمایه گذاری و توسعه روابط با کشورهای همسایه براحتی از دست می دهد، زمانی که سیاست خارجی در همگرایی منطقه ای با شکست مواجه شده و سیاستهای ماجراجویانه احمدی نژاد هر روز دشمن تازه ای را در کنار مرزهای کشورمان می آفریند، سفرهای متعدد احمدی نژاد و چاوز و حجم سرمایه گذاری ایران در این کشور را چگونه می توان تفسیر کرد؟
در پس این رابطه نامتجانس چه رازی نهفته است که سران دوکشور برای دیدار لحظه شماری می کنند و چاوز سراسیمه برای تبریک ریاست جمهوری به ایران می شتابد و در حالی که تقریبا تمامی جامعه جهانی و مردم ایران این انتخابات را مخدوش و نتیجه آن را نپذیرفته اند، او حتی به دلجویی از احمدی نژاد می پردازد و در حالی که دنیا در برابر کشته شدن "ندا"ی بی گناه در شوک و سردرگمی است چاوز برای همتایش داستانسرایی می کند و به او دلگرمی می دهد که او هم چنین تجربه ای داشته و همه اینها کار" خارجی" هاست!! براستی این همه نزدیکی با چه معیاری است که طرفداران احمدی نژاد را ناچار به توجیه حضور وی در حرم رضوی می کنند در حالی که خشم رهبران دینی را برانگیخته شده است.
اتحادی علیه امریکا؟!
کارشناسان معتقدند که سرمایهگذاری در کشورهایی مانند ونزوئلا از نظر اقتصادی سود مشخصی برای کشور به همراه نخواهند داشت. این در حالی است که روابط ایران و ونزوئلا در سالهای اخیر سیر صعودی داشته، به طوری که بر اساس آمارهای اعلام شده، به موجب قراردادهای تجاری منعقد شده بین دو کشور، حجم تجارت دوجانبه تهران- کاراکاس به بیشتر از25 میلیارد دلار رسیده است و به احتمال زیاد این رقم طی سال گذشته سیر صعودی داشته است. سفرهای منظم روسای دو کشور شاهد این مدعاست که ایران حساب ویژهای برای سرمایهگذاری در ونزوئلا باز کرده و ونزوئلا نیز ایران را متحد استراتژیک خود قلمداد میکند.
سوال اساسی اینجاست ایران که برای توسعه اقتصادی نیازمند سرمایه گذاری خارجی است با چه بینش اقتصادی و سیاسی در امریکای لاتین سرمایه گذاری می کند و کارخانه می زند و خانه سازی می کند که پیرزن ونزوئلایی احمدی نژاد را ولی نعمت خود بداند که او را خانه دار کرده است. در حالی که بیش از نیمی از جمعیت ایران زیر خط فقر زندگی می کنند و گرانی مسکن امان از مردم بریده است. آیا باور دولتمردان بر این است که از طریق نفوذ در کشوری مثل ونزوئلا قادر خواهند بود به حیاط خلوت امریکا راه یابند و سیاستهای رژیم صهیونیستی را در امریکای لاتین بی اثر کنند؟ آیا محمود احمدینژاد و هوگو چاوز همتای ونزوئلایی او یک شراکت دوستانه مالی، سیاسی و نظامی ایجاد کردهاند که دشمنی با آمریکا را هدف قرار داده اند. چاوز که واشنگتن او را عامل بیثباتی آمریکای لاتین و دولت او را غیر دموکراتیک میخواند دیدار با احمدی نزاد را زمینه ساز اتحاد بیشتر دو کشور در برابر دنیای تک قطبی به رهبری آمریکا توصیف می کند و معتقد است که "این اتحادی است که به دنبال ایجاد توازن قوا در جهان و تأمین آینده فرزندان ماست."
همکاری های نظامی
در راستای گسترش بیشتر روابط، سال گذشته ایران و ونزوئلا با امضای یک یادداشت تفاهم همکاری های نظامی خود را آغاز کردند. بر اساس این توافق مشاوران نظامی ایران به نیروهای نظامی ارتش ونزوئلا مشاوره نظامی دادهاند. در همین حال وال استریت ژورنال گزارش می دهد که برخی کارخانههای خصوصی و دولتی ایرانی در مناطق دورافتاده و توسعه نیافته از ونزوئلا مستقر شدهاند که مناطق مناسبی برای تولید سلاحهای غیرقانونی است. این در حالی است که سال گذشته مقامات ترکیه کشتی ایرانی عازم ونزوئلا را متوقف کردند که حامل 22 کانتینر تجهیزات با توانمندی تولید مواد منفجره بود.
آیا کاراکاس در کنار ایران می ماند؟
کارشناسان معتقدند با توجه به جدی شدن طرح تحریم بنزین از یک سو و فشار جهانی برای جلوگیری از ماجرا جویی های هسته ای احمدی نژاد از سوی دیگر، نزدیک شدن ایران به ونزوئلا می تواند معنای دیگری داشته باشد. ونزوئلا یکی از تولیدکنندگان بزرگ نفت و صادرکنندگان بنزین است و در صورت تحریم ایران این کشور خواهد توانست بخشی از نیاز ایران را تامین کند. مقامات ایران نیز این امر را پنهان نکرده اند و در سفر اخیر احمدی نژاد به کاراکاس براساس توافق دو کشور قرار است روزانه 20 هزار بشکه بنزین از ونزوئلا به ایران صادر شود که ارزش آن معادل 800 میلیون دلار است.
همچنین ونزوئلا میتواند پایگاهی برای تأمین بخشی از نیازهای برنامه توسعه اتمی ایران به مواد خام باشد. و نیاز ایران به تامین اورانیوم را تامین کند. براساس گزارش بنیاد کارنگی برای صلح بینالملل ونزوئلا حدود 50 هزار تن اورانیوم استخراج نشده دارد و پیشبینی ها حاکی از آن است که این کشور میتواند اورانیوم در اختیار ایران قرار دهد. در این رابطه رابرت مورگنتائو، دادستان منطقهای منهتن، می گوید که تحقيقات اداره تحت امر وی نشان میدهد که ايران با استفاده از شبکه بانکی ونزوئلا تحريمهای بينالمللی را دور زده و مواد و تجهيزات لازم برای برنامه هستهای خود را تهيه میکند. وی معتقد است که هوگو چاوز، رئيسجمهوری ونزوئلا، هم در اين بين طرح ساخت يک دهکده هستهای را دنبال میکند که با کمک ايران ساخته خواهد شد. ولی با توجه به سابقه ونزوئلا در عدم تحویل هواپیماها به ایران به بهانه تحریم امریکا آیا می توان امیدوار بود که در صورت اعمال تحریم های جدید بین المللی این کشور با قبول انزوای بیشتر در جامعه جهانی ، یار خود احمدی نژاد را تنها نگذارد؟
آیا چاوز که در جريان اجلاس سران کشورهای غير متعهد به همتای ايرانی اش قول داد که اگر ايران هدف حمله قرار گيرد به دفاع از آن کشور برخيزد، بر سر پیمان خود باقی می ماند؟




