فاطمه شجاعی
مشکلات پرداخت هزینههای درمانی برای سالمندان و آلودگی بالای دریای عمان و خزر از دیگر اخباری است که در گزارش اجتماعی این هفته به آنها پرداخته است.
تراژدی تکراری آتشسوزی مدارس
آتشسوزی در مدارس، به ویژه در فصل سرما و خصوصا در مدارس روستایی کشور، انگار به حادثهای طبیعی تبدیل شده و دیگر نه واکنشی جدی در میان مسئولان به دنبال دارد و نه تلاشی برای بهبود و حتی توجیه.
هفته گذشته مدرسه دخترانه در شهر "قلعه رئیسی" شهرستان کهکیلویه از توابع استان کهکیلویه و بویراحمد طعمه حریق شد و در این آتش سوزی تمامی اسباب و اثاثیه موجود در داخل مدرسه به کلی خسارت دید اما این حادثه آتش سوزی تلفات جانی نداشت.
مسئولان اما این بار هم از کنار این حادثه که میتوانست مانند آتشسوزی مدرسه رحیمی درودزن فارس یا آتشسوزی خوابگاه چابهار عواقب جبرانناپذیری داشته باشد، بیتفاوت گذشتند بیآنکه تلاش کنند راه تکرار بر خطر ببندند.
تا جایی که رئیس آموزش و پرورش حتی "بررسی" دلایل آتشسوزی را در اولویتهایش قرار نداده و در پاسخ به سوال خبرنگار ایلنا گفته است: هنوز علت آتش سوزی مدرسه درکهکیلویه رابررسی نکردهام.
از سوی دیگر معاون عمرانی وزیر آموزش و پرورش گفت: در مورد آتشسوزی يك مدرسه دخترانه در کهکیلویه اطلاع دقیقی ندارم، در این مورد با آموزش و پرورش منطقه صحبت کنید.
رئیس آموزش و پرورش منطقه چاروسا از توابع کهکیلویه و بويراحمد هم گفت: تنها انبار مدرسه آتش گرفت و به بخشهای دیگر مدرسه آسیبی نرسید.
"عزیز اللهی" درباره آتش سوزی مدرسهای در کهکیلویه به ذکر توضیحات بیشتر پرداخت و افزود: روز پنچ شنبه ۱۷ فروردین ساعت ۵ عصر، سرایدار مدرسه متوجه شد که از انباری در حیاط مدرسه دود بلند میشود و دچار آتش سوزی شده است.
این بار گرچه دانشآموزان از شعلههای آتش دور ماندند، اما این حوادث نشان میدهد که خطر همچنان گراگرد دانشآموزان روستایی میچرخد.
درست مثل دانشآموزان مدرسه رحیمی درودزن که چهار سال پیش به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب در مدرسه، میان شعلههای آتش گرفتار شدند و سوختگیهای شدید، جسم و روح و زندگیشان را تحتالشعاع قرار داد.
یا حادثهای که در مدرسهای در روستای «المنی»واقع در استان لرستان رخ داد و در آن معلم مدرسه، بخاری آتش گرفته را از کلاس درس خارج کرد و در پی اين اقدام از ناحيه سر و صورت و به شدت دچار سوختگی شد. در اين حادثه تلاش معلم مدرسه برای نجات جان دانش آموزان سبب شد تا به دانش آموزان آسيبی نرسد.
یا آتشسوزی سال گذشته در خوابگاهی در چابهار که جان چهار دانشآموز را گرفت و مسئولان آموزش و پرورش "پریز برق" را مقصر دانستند.
شیرزاد عبداللهی کارشناس مسائل آموزشی به دنبال این حوادث و بیتفاوتی مسئولان گفته است: وزیر محترم برای تبرئه مدیرانی که در بهترین حالت قصور ورزیدهاند، با آرامش از کنار ماجرا گذشته است؛ انگار نه انگار چند دانش آموز در این حادثه جان باخته اند.
او همچنین یادآور شده است: آقای وزیر بهتر از همه می داند که وظیفه سازمان نوسازی و تجهیز مدارس، فقط ساختن مدارس جدید نیست، این سازمان با در اختیار داشتن دو هزار میلیارد تومان بودجه سال جاری، وظیفه مقاوم سازی و تعمیر و نگهداری ساختمان و تجهیزات مدارس موجود را هم بر عهده دارد . آموزش و پرورش وظیفه دارد که ایمنی فرزندان مردم در مدارس را تامین کند و اگر در مدرسه ای چه شبانه روزی و چه عادی، پریزهای برق روی هم قرار گرفته اند و احتمال جرقه زدن وجود دارد باید این پریزها را از هم جدا کند تا جرقه نزنند.
فروش "تن"های کودکانه
نتایج یک تحقیق میدانی در شهر تهران نشان میدهد، سهم روسپی شدن کودکان در بین نمونههای تنفروشان موردمطالعه سالهای اخیر در شهر تهران رو به افزایش است. مسئلهای که چند سالی است به منظور رفع تبعات تحمیلی این آسیب اجتماعی مورد توجه محققان قرار گرفته است. این تحقیق که از سوی چند تن از اعضای هیات علمی و دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی تهران، دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی انجام و ویژگیها، رفتارها، سواد، نگرشها و باورهای کودکانی که در معرض تنفروشی قرار دارند را بررسی کرده؛ بیانگر این حقیقت است که در مواردی شروع سن تنفروشی 8 سالگی بوده است.
توجه به کودکان روسپیشده (زنانی که تنفروشی را از سنین کمتر از 18 سالگی شروع کردهاند) از آنجایی حائز اهمیت است که از یک سو کاهش میانگین سن شروع میتواند نشانه تغییر الگوی تنفروشی و احتمالا بیشتر شدن آمار آن باشد. این مسئله احتمال وقوع رفتارهای پر خطر خصوصاً ایدز و بیماریهای مراقبتی را در گروههای سنی پایین افزایش میدهد. همچنین کشیده شدن دامنه این پدیده به سنین کودکی و نوجوانی نگرانیهای جدی را در طیفی از حاکمان و مدیران جامعه تا علمای علوم اجتماعی و فعالان حقوق کودکان ایجاد میکند.
پایگاه اطلاعرسانی قانون، گزارش داده است که این پژوهش به عنوان جدیدترین تحقیق میدانی در رابطه با روسپیگری محلهای جلب مخاطب زنان روسپی شامل خیابانها، میدانها، پارکها و مجتمعهای تجاری و پاساژها را به عنوان واحدهای اولیه نمونهگیری موردتوجه قرار داده است و یافتههایش حکایت از آن دارد، میانگین سن کسانی که در کودکی به تنفروشی روی آوردهاند، در زمان تحقیق صورتگرفته 22 سال بوده است. در مطالعه صورتگرفته بیش از 15 درصد از کسانی که در کودکی به روسپیگری روی آورده بودند در زمان تحقیق (1390) در سن (زیر 18 سال) قرار داشتند و سایر موارد موردمشاهده این گروه در سنین 19 تا 44 قرار داشتند.
میانگین سن شروع تنفروشی در میان کودکان روسپیشده (که 25درصد زنان موردمطالعه در این پژوهش را تشکیل میدهند) نزدیک به 17 سال و در بین افرادی که در سنین بالای 18 سال روسپی شدهاند 24 سال بوده است و بیشترین فراوانی سن شروع روسپیگری در کودکان روسپیشده بین 15 تا 17 سال است.
هم مسیر شدن پدیدههای اجتماعی در این رابطه با پدیده مهاجرت و آسیب اجتماعی تنفروشی همراه شده است. بیش از 40 درصد از کودکان روسپیشده موردمطالعه در این پژوهش در محلی غیر از تهران متولد شدهاند و احتمالا بعدها به این کلانشهر مهاجرت کردهاند. همچنین 25 درصد از آنها در 5 سال اخیر به این شهر آمدهاند. گستره مبدا مهاجرت این افراد از استانهای مختلف کشور بوده است، اما استانهای کرمانشاه، گیلان، مازندران و خراسان مبداء حدود 70 درصد از کسانی بوده که از خارج از تهران آمدهاند و مجبور شدهاند در خیابانهای این شهر، تن خود را در معرض فروش بگذارند.
همچنین به لحاظ وضعیت سکونت 40 درصد این افراد به تنهایی یا با دوستانشان زندگی میکنند و حدود 16 درصد آنها با شریکی غیر از همسر زندگی میکنند. این وضعیت در بین گروه زنانی که پس از 18 سالگی وارد روسپیگری شدهاند تنها 5 درصد است.
یافتهها حکایت از آن دارد 55 درصد از نمونه کودکان روسپیشده، حداکثر تا دوران راهنمایی یعنی 8 سال از تحصیلات بهرهمند بودهاند. در میان آنها 13 درصد موفق به کسب دیپلم و تنها 7 درصد تحصیلاتی بالاتر از دیپلم را کسب کردهاند.
البته نگرشهایهای متفاوتی نیز در رابطه با نوع تحصیلات زنان و کودکان تنفروش وجود دارد. عدهای معتقدند تحصیلات روسپیان همواره زیر دیپلم است. کارشناسان ادارات دولتی و قوه قضاییه و برخی از زنان تنفروشی که در این تحقیق مورد پرسش قرار گرفتهاند این نظر را تایید کردهاند اما گروه دوم بر این اعتقادند که روسپیان با تحصیلات بالا هم وجود دارند هرچند تعداد آنها را زیاد نیز نمیدانند.
نوع فعالیت اجتماعی زنان تن فروش به گواه بسیاری از جامعهشناسان و متخصصان علوم رفتاری بر اقدام آنها نیز موثر است. به طوریکه 21 درصد از زنانی که زیر 18 سالگی به روسپیگری روی آوردهاند علاوه بر تنفروشی مشاغلی با درآمدهای پایین داشتهاند. مشاغلی مانند منشیگری، فروشندگی، آرایشگری، کارگری، مشاغل خدماتی و حتی شغلهای کاذب و سیاه که درآمدی زیر 97 هزار تومان در ماه عاید آنها میکرده است.
بیش از 73 درصد کسانی که در کودکی روسپی شدهاند مجرد باقی میمانند و 15 درصد هم ازدواجهای ناموفق داشتهاند و تنها 4 درصد کودکان روسپیشده در حال حاضر متاهل هستند. 78 درصد شوهران آنهایی که ازدواج کردهاند دارای سابقه سوءمصرف مواد مخدر بودهاند.
بیش از 67 درصد از زنانی که در سنین کودکی به روسپیگری روی آوردهاند در هنگام شروع این کار با والدین خود و حدود 30 درصد دیگر به تنهایی یا با دوستانشان زندگی میکردهاند. 23 درصد از جمعیت مورد اشاره قبل از روسپیگری خانوادهای آشفته داشته و تنها 25 درصد آنها دارای خانوادههای عادی بودهاند.
بررسی وضعیت والدین زنان نمونه که در کودکی روسپی شدهاند، نشان میدهد اعتیاد، سابقهدار بودن و بیسوادی به ترتیب مهمترین ویژگیهای والدین و خانوادههایی بوده که کودکان آنها به تنفروشی روی آوردهاند.
بخش اعظم هزینههای درمانی توسط خود سالمندان پرداخت میشود
در حالی که چندی پیش رئیس دانشگاه علوم پزشکی جهرم گفته بود "در بخش بهداشت و درمان کشور 60 درصد هزینه های درمانی مربوط به سالمندان است" امروز عضو کمسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران گفته است که "بخش اعظم هزینههای درمانی توسط خود سالمندان پرداخت میشود."
با توجه به نبود درآمد ثابت از سوی سالمندان و بیتوجهی در پوشش درمانی، این قشر سالمندان شهر تهران با مشکل تامین هزینه درمان خود مواجه هستند.
"معصومه آباد" در جلسه علنی امروز شوراي شهر در مورد وضعیت سالمندان با توجه به رشد جهانی سالمندان گفت: پیش از این با تولد هر کودک ۱۰ نفر به مرز سالمندی میرسیدند ولی در آمار ارائه شده به ازای متولد شدن هر کودک ۱۵ نفر سالمند میشوند. این آمار بیانگر رشد سالمندان است. اقدامات انجام شده برای سالمندان و قوانین که شرایط زندگی را برای سالمندان مهیا میکند قابل قبول نیست.
عضو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران با اشاره به بیماری آلزایمر که در میان سالمندان رو به رشد است به راهبردها و راهکارهای سازمان WHO اشاره کرد و گفت: بر این اساس برای پیشگیری از این بیماری مشارکت اجتماعی و اصلاح رفتارهای ارتقای سلامت و... پیشنهاد شده است اما متاسفانه در بخش ارتقاء رفتارهای اجتماعی به دلیل کوتاهی سازمان تامین اجتماعی و نبود برنامه منسجم این گروه از جامعه با مشکل مواجه شده است.
آباد با بیان اینکه نیمی از سالمندان درآمد ثابت ندارند به مشکلات درمانی آنها اشاره و تصریح کرد: قطعا مشکلات درمانی برای این قشر نه تنها خود بلکه اعضاء، خانواده و جامعه را تهدید میکند از این رو لازم است سند ملی تهیه شود که در آن به مشکلات سالمندان توجه جدی شود.
آلودگی بیش از حد مجاز دریای عمان و خزر
عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل و مرتع گفت: میزان آلودگی خلیج فارس و دریای عمان 46 برابر حد مجاز است که البته بیشتر آلودگیها مربوط به خلیج فارس است.
محمد درویش گفته است که در حال حاضر آلودگی آبهای سطحی و زیرزمینی در اثر ورود فاضلابهای صنعتی و خانگی یکی از مهمترین مشکلات زمین در کشور است.
به گفته وی، دایره گسترش آلودگیهای آبهای سطحی هم اکنون به آبهای مرزی مانند خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر رسیده است.
به اعتقاد درویش، دریای خزر نیز یکی از آلودهترین آبگیرهای دنیا است و دو گونه مهم ماهی خاویار و کیلکا در آن رو به نابودی و انقراض هستند.
وی با اشاره به قانونی که اخیرا توسط نمایندگان مجلس تصویب شده است میافزاید: در این قانون سکونتگاههای بالای 200 هزار نفر جمعیت حتما باید به سیستم تصفیه فاضلاب مجهز باشند که این قانون در صورت اجرا شدن از ورود فاضلابهای خانگی و صنعتی و دیگر انواع پساب به داخل دریاها ، تالابها و رودخانه ها ممانعت می کند.
درویش در پاسخ به اینکه سالهاست تجهیز سکونتگاههای بالای 200 هزار نفر جمعیت به سیستم تصفیه فاضلاب مطرح است اما اجرا نشده است گفت: از سال گذشته این موضوع تبدیل به قانون شده است و معاونت محیط انسانی سازمان محیط زیست بایستی پیگیر اجرای آن باشد.
عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگل و مرتع با اشاره به اینکه برنامه پنج ساله چهارم تنها به 30 در صد از اهدافش رسید، تصریح کرد: اینکه برنامه پنجم توسعه به چند درصد از قوانین و اهدافش خواهد رسید به پیگیری سازمانهای نظارتی و رسانه ها بستگی دارد.




