پنج‌شنبه ۰۲ خرداد ۱۳۹۲ -
- 23 May 2013
12 رجب 1434 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۰:۳۳ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
آقای دادستان:”به حساب من و تو هم برسند”!


از اواخر اسفند سال گذشته تا کنون،به فاصله سی ودو روز، این دومین باری ست که از دادستان تهران مطالبی را میخوانم که نه تنهافاقد ارزشهای علمی ست،بلکه دقیقا ضد مسولیت ووظایف قانونی مدعی العموم، وسرشاراز بیداد است.تازه ترینش را که "خبرآنلاین"، باکد مطلب: ۲۰۷۷۸۱ | تاريخ: ۱۳۹۱/۱/۲۶ | ساعت: ۱۰:۳۵نقل کرده است،چنین است:" دادستان تهران همچنین به کروبی، خاتمی و موسوی توصیه کرد به دامن نظام برگردند. زیرا هنوز دیر نشده است."به همین کوتاهی وبدون هر مقدمه ومؤخره ای.
کدام نظام وکدام دامن؟نه دادستان چیزی گفته است،ونه ناقل خبر،توضیحی آورده است، تا مخاطب تکلیفش معین شود.چون اگر نظام راآقای مصباح یزدی آن گونه که درسالهای اخیرتعریف می کرد، ونه درزمان بنیان گذارجمهوری اسلامی،تعریف کند، که اطاعت ازاحمدی نژاد هم تا چند وقت پیش،اطاعت ازخدا بود.گرچه حالا دیگر نیست.واگرحسین الله کرم ،ده نمکی ،سعید عسگر، نقدی ورادان به زبان بیاورند،یعنی چوب وچماق وگلوله.دراین صورت،دامن نظام می شودپوتین.واگرازنهان خانه آقایایان حسینیان وفلاحیان صادرشود، که باید وصفش را اززنده یادان فروهروهمسرش پرسید.چنانکه نظام مرتضوی را، کهریزک معنی کرده وحالا،حالاهاخواهدکرد.ونظام احمدی نژادرا مشایی وخاوری.
بازگلی به گوشه جمال این آقا که نگفته:" اعدام باید گردد."همان ننگی که امثال رسایی وکوچک زاده وکوثری، درآن روزسیاه مجلس ذلیل وزبون برپیشانی جمود وجهالت خود نشاندند، ومثل خاوری هایی، روز نهم دی کذایی چفیه برگردن فریادش کردند.گل سرسبدهمه اینهادرتعریف غیرطالبانی نظام درتئوری ونظر،هم، همین است که درروح وتفکروکلام آقای امامی کاشانی به نمایندگی از خیل همگنانی چون شیخ محمد یزدی ونوری همدانی ،و...جا خوش کرده است.همان که در خطبه  نمازجمعه گذشته، یعنی بیست وپنجم فروردین، جاری شد.خیمه خلافت!آنهم دقیقا درزمانه وشرایطی که آخرین مقرخلافت اسلامی،امپراطوری عثمانی،توسط مسلمانان مجرّب،جهاندیده، اندیشمند وبا تدبیری اداره می شود که نه تنهادیگردم از خلافت نمی زنند،بلکه درسایه تفکر،تعامل،برنامه وفعالیت جمعی، ومشارکت فعال همه نحله های سیاسی واجتماعی برای منافع ملّی ومصالح عمومی، دررقابت های سالم حزبی ومدنی ،به جایی رسیده اند که کودتاگران قداره بند نظامی را پای میزمحاکمه برده اند.
مضافا اینکه توصیه راکسی می کندکه شأنی وجایگاهی برتروهویتی شناخته شده ترومشروع ترومقبول ترداشته باشد.نه کسی که به اعتبارقدرت قانونی بادآورده، درنگرشی ابزارمدارانه،چند صباحی به بازی گرفته شده است. تا قضای حاجت کی فرا برسد، ومثل نفرقبلی، ازمقام بهره کشی وبهره دهی (به متن استیضاح وزیر، به خاطر انتصاب سعید مرتضوی، مراجعه فرمایید)ساقط گردد.وآنگهی،اگراین نظام ،همانی باشد که باید به دامَنَش برگشت،یا دادستان دچارخبط دماغ شده است،یا یابوی توهم، ایشان را به سراب خودبزرگ بینی ودرنتیجه گستاخی وبی ادبی به ساحت بزرگانی کشانده است که خود ازعوامل موجده نظام بوده اند.کما اینکه تحمل این همه مصیبت از طرف آن نیک اندیشان مصلح، برای پاک سازی نظام است اززیر یوغ خلیفه گری وطالبانیسم شیعی ونظامی گری صدام حسینی.نظامی که بنا بوده است مردم سالاروحق مدار وعدالت گسترباشد.به عبارت دیگر،این آقای دادستان ومقامات بالاتر وهمفکران آنان در سایر مراکز غصب شده قدرت است که باید دست از آلوده کردن" نظام ِ این مردم" بردارند.ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست  عرض خود می بری وزحمت ما میداری
مورد دیگرهم مربوط می شود به مقاله ای ازایشان با عنوان:" وظیفه‌ی دادستان در پیش‌گیری از وقوع جرم"با تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۴۸که حاوی پرسشی است بدین قرار :
"پرسش این است که آیا دادستان می‌تواند در مواردی که دلایل کافی برای ارتکاب جرم در آینده‌ی دور یا نزدیک باشد، اقدام کند؟ به نظر می‌رسد اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی تاب تحمل چنین تفسیری را دارد."
منظور ایشان، بند پنج اصل مزبوراست.بی آنکه به روی مبارک بیاورد که قوه قضاییه چقدر درتحقق مفاد بند های چهارگانه دیگر این اصل، روسفید است. حتی از نقل آنها هم خودداری شده است.چون به احياي‏ حقوق‏ عامه‏ و گسترش‏ عدل‏ وآزاديهاي‏ مشروع‏تصریح شده است.وگویی اراده قدرت برپیشگیری ازآگاهی دراینجاهم مقدم بر پیشگیری ازجرم است.بعید نیست که آگاهی توده های مردم را دردسرسازو به زعم خود،جرم آفرین میدانند.کما اینکه مقاله هم اساسا برای توجیه سرکوب ومنکوب کردن آزادیهای مشروع ،طرح ریزی شده است :
" فصل يازدهم: قوه قضائيه
اصل‏ يكصد و پنجاه و ششم:
قوه‏ قضائيه‏ قوه‏ اي‏ است‏ مستقل‏ كه‏ پشتيبان‏ حقوق‏ فردي‏ و اجتماعي‏ و مسئول‏ تحقق‏ بخشيدن‏ به‏ عدالت‏ و عهده‏ دار وظايف‏ زير است‏ :
‎‎‎‎‎‎1 - رسيدگي‏ و صدور حكم‏ در مورد تظلمات‏، تعديات‏، شكايات‏، حل‏ و فصل‏ دعاوي‏ و رفع خصومات‏ و اخذ تصميم‏ و اقدام‏ لازم‏ در آن‏ قسمت‏ از امور حسبيه‏، كه‏ قانون‏ معين‏ مي‏ كند.
‎‎‎‎‎‎2 - احياي‏ حقوق‏ عامه‏ و گسترش‏ عدل‏ و آزاديهاي‏ مشروع‏.
‎‎‎‎‎‎3 - نظارت‏ برحسن‏ اجراي‏ قوانين‏.
4 - كشف‏ جرم‏ وتعقيب‏ مجازات‏ وتعزيرمجرمين‏ واجراي‏ حدود و مقررات‏ مدون‏ جزايي‏ اسلام‏.
5 - اقدام‏ مناسب‏ براي‏ پيشگيري‏ از وقوع‏ جرم‏ و اصلاح‏ مجرمين‏.
وقتی در مقام پاسخ گویی به پرسش خود،سراغ مصادیق عملی میرود،می نویسد:
" نهادهای مسؤول برای دفع فتنه، فعالیت‌ها و ارتباطات سران فتنه را در چهارچوب وظایف پیش‌گیرانه محدود کردند. این تصمیم که در سطوح مختلف بررسی و طراحی شده بود، به موقع اجرا گذاشته شد. این اقدام پیش‌گیرانه، جریان فتنه را زمین‌گیر کرد...جریان فتنه ظرف یک سال گذشته تلاش نموده است محدودیت ارتباطات و فعالیت‌های سران فتنه را به عنوان اقدامی به اصطلاح غیرقانونی جلوه دهد، حال آن‌که با استناد به اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی، این اقدام قابل تبیین است. نگارنده معتقد است دادستان می‌تواند در مواردی که دلایل کافی برای ارتکاب جرم در آینده باشد، با اتخاذ تدابیر پیش‌گیرانه مانع از وقوع و استمرار جرم در آینده گردد."
آقای دادستان که دست پاچگی واضطراب وتضاد وبهم ریختگی از سر وروی مقاله اش می بارد،غافل بوده است ویا به ذهنش نرسیده است که اهل خرد خواهند پرسید:این کشف اختصاصی خود ایشان است؟یا فقط بیان مطلب از ایشان است وناگزیر مامورند ومعذور.والّاچطور از بدوانتصاب به این سمت ،چنین کشفیاتی نداشته اند.واصلااگردراین امرصداقت دارند،چراپس از400واندی روزکه ازحصرشخصیتهای خدوم ومحبوب ملت ایران می گذرد،به یادمستندات قانونی افتاده اند؟ اگرمستند قانونی ایشان همین است که نوشته اند،چرا طی این یکسال واندی اعلام نکرده اند؟این چه سیستمی است که اول میگیرد،حصر می کند،زندانی رامحکوم،ومجازاتش را هم اعمال می نماید، بعد متناسب با عملکرد غلطش، به گردآوری مدرک می پردازد؟
آنگاه مثل بسیاری ازمتخلفین،قانون شکنان ومتعدیان به حقوق ملّت ،ازرویه "فرار به جلو" استفاده کرده می نویسد: "جریان فتنه ظرف یک سال گذشته تلاش نموده است محدودیت ارتباطات و فعالیت‌های سران فتنه را به عنوان اقدامی به اصطلاح غیرقانونی جلوه دهد... دشواری امردرجایی است که عده‌ای اقدامات پیش‌گیرانه‌ی دادستان را صرفاً به نفع جریان و منافع خود می‌خواهند و در صورتی که این اقدامات، خواب عده‌ای را آشفته سازد، حملات آغاز خواهد شد."
اما همین آقای دادستان، به قضیه حمله به سفارت انگلیس وحمایت افتخار آمیز حکومتیان از آن وانعکاس این فتح الفتوح از سیمای میلی که میرسد،کمیت اقدامات پیشگیرانه اش می لنگد.ناچار،درمنتهای عوام فریبی، چنان نعل وارونه میزندوقضیه را سروته می کندکه،انگاردوره قاجاریه است ومخاطبش فقط عده ای مَشنگ درباری است.بنابر این همه آن اُشتُلم هادرچندوچون پیشگیری ازجرم ،به یک باره رنگ می بازد وبه زردی می گراید.وبه جای گزارش اقدامات قضایی در جهت پیشگیری ازجرم،ویا دستگیری ومحاکمه مجرمین، به زعم خودوبرای فریب افکار عمومی ،صورت مساله را عوض کرده ،به یاد کلاسهای آموزشی،اقدام به طرح پرسش می کند.واین یعنی:بلا نسبتِ مردم ،گور پدر خلق الله. ملاحظه فرمایید:
"در اقدامی دیگر، عده‌ای به دنبال تظاهرات مسالمت‌آمیز در مقابل سفارت انگلیس و اعتراض به اقدامات خصمانه این کشور در قبال جمهوری اسلامی، وارد این سفارت‌خانه شده و بروز مشکلاتی را در روابط خارجی کشور موجب شدند. پرسش این است که آیا دادستانی می‌توانست از برگزاری تظاهرات مذکور با علم به هدف اشغال سفارت‌خانه جلوگیری نماید؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند استراتژی نظام قضایی را برای مبارزه با جرایم تدوین کند. پس از چند روز، سکوت مسؤولان در قبال حادثه شکسته شد و صدای اعتراض‌ بلند گردید؛ و عده‌ای نیز تحت تعقیب قرار گرفتند؛ نتیجه آن‌که، این‌گونه امور هم از حیث پیش‌گیرانه چالشی است و هم از جهت تعقیب قضایی."
ملاحظه فرمودید؟! مقامی که در کیفر خواستش، جرم امثال بهزاد نبوی رااخلال در ترافیک عمومی عنوان می کند،به خودیها که میرسد، چه نظر بلند ورئوف وساده گیرواهل تسامح می شود؟وانگار نه انگار که یکی ازآن مسولان، شخص دادستان است که بر فعل مجرمانه به قول خود ایشان:"اشغال سفارت" واخلال در روابط خارجی جمهوری اسلامی که اقدامی است ضد امنیت ملّی وحیثیت اجتماعی ملّت ایران،وقوف کامل داشته است .صداقت را می بینید؟ ونیزدم خروس حقیقت را که چطور بیرون میزند اززیر شولای قضاوت، وچگونه بساط شعبده بازی نااهلان را بهم می ریزد؟!
وامّا سخن آخر:
فرض می کنیم که برداشت ایشان از بند 5 اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی درست هم باشد،با موارد مشروحه ذیل چه می کند؟مخصوصا که خواسته یا نا خواسته اعتراف کرده اندکه:"پس ازگذشت بیش ازسه دهه ازپیروزی انقلاب اسلامی،هنوزسیاست‌ جنایی کشوردرقبال اقدامات پیش‌گیرانه تدوین نشده است.":
1. تشخیص دادستان ذهنی است، وبیان وتصمیمش شفاهی؟یامکتوب؟کی وکجا وبا چه تشریفات قانونی وبه استناد کدام قانون، دادستان درمقام پیشگیری ازجرم برآمده، وآقایان موسوی وکروبی وهمسران ایشان را از حقوق اجتماعی محروم کرده است؟اصل قانونی بودن جرم ومجازات دراین فقره چه شده است؟
2. وظیفه اجرایی اصل یادشده ،منحصرادراختیارقوه قضاییه است.چرا وی به طراحی تصمیم آنهم درسطوح مختلف !ونهاد های مسوول! با صیغه جمع اشاره کرده است؟مگر تصمیمی قضایی که عناصر سه گانه تخصصی اش در تشخیص محرز است،به طراحی نیاز دارد؟آنهم در سطوح مختلف؟! این نهاد ها کدامند؟اگر از درستی کارشان در خدمت به منافع عمومی ومصالح ملّی اطمینان دارند،چرا به مردم معرفی نمی شوند؟در کدام مستند قانونی، ترکیبی از چنین نهادهایی مقرر گردیده است؟دراین گونه طراحیها وتصمیم گیریهای هیاتی ،با کدام تشریفات وطی چه مراحل قانونی وبا کدام پشتوانه حقوقی وقضایی، هم حقوق عمومی محافظت می شود،هم حقوق شهروندی؟
3. قطع نظرازعملکردغیرقابل دفاع مقامات در این ایّام،درجزیی ترین تصیممات قوه قضاییه،حق قانونی اعتراض برای متضررازآنها دیده شده است.چطور دراین مورد بخصوص به حق این شخصیتها، که حداقل سیزده میلیون رای دهنده فرهیخته راهمراه داشته ودارند ومحبوب ملیونها انسان این سرزمینند.وقعی ننهاده اند؟وایشان را از حداقل حقوق زندانیان هم محروم کرده اند؟
4. صحبت از تصمیم نموده اند.قوه قضاییه در این مساله، جزباتصمیم قضایی، نبایدکاری داشته باشد.ولی ایشان از تصمیم قضایی ذکری به میان نیاورده اند.اگر تصمیم را دیگران گرفته اند؟بایدپرسید:شما چرا هیزم کش این آتش شدید؟نخوانده اید: 1" تَبَّتْ يَدا أَبي‏ لَهَبٍ وَ تَبَّ :دستهاى ابو لهب بريده باد و هلاك بر او... 4وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ: و زنش هيزم‏كش است. 5 في‏ جيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ: و بر گردن ريسمانى از ليف خرما دارد."
5. شما که خود اعتراف داریدبر اینکه: پس از گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز سیاست‌ جنایی کشور در قبال اقدامات پیش‌گیرانه تدوین نشده است.ونیز میدانیدکه حتی قانون عادی اش هم تصویب نشده است. وشخص شمایکی از مقصران اصلیش هستید.چرا که تهیه و تدوین لوایح قضایی، اصلی ترین وظیفه قوه قضاییه است،چرابا برداشت مستقیم ازاصول قانون اساسی، اصل را بر تفسیر موسع، آنهم درحقوق کیفری، وعلیه متهمین گذاشته اید؟واگر این کار خود راازباب خلّاقیت،کشف حقوقی دانسته،صحت آنرا مفروض گرفته اید،چراعین این رفتار را با اصل 168 قانون اساسی نکرده ونمی کنید؟ اصل‏ يكصد و شصت و هشتم":رسيدگي‏ به‏ جرايم‏ سياسي‏ و مطبوعاتي‏ علني‏ است‏ و با حضور هيأت‏ منصفه‏ در محاكم‏ دادگستري‏ صورت‏ مي‏ گيرد. نحوه‏ انتخاب‏، شرايط، اختيارات‏ هيأت‏ منصفه‏ و تعريف‏ جرم‏ سياسي‏ را قانون‏ بر اساس‏ موازين‏ اسلامي‏ معين‏ مي‏ كند."
هزاران نفر را به جرم سیاسی محکوم ومجازت کرده اید، ولی یک مورد هم هیات منصفه نداشته اید؟چه شد وظیفه مدعی العمومی؟ شما که برای توجیه بیعدالتی دستگاه قضا قلم فرسایی می کنید،چطور نفهمیده اید که رطب خورده نباید منع رطب کند.چرا که اولین عامل پیشگیری از جرم التزام به اجرای قانون ،وبزرگترین وموثرترین عامل براین امر،اجرای عدالت است.وشما در هر دوزمینه مردودید.
6. راستی جناب دادستان اگر دستگاه قضایی در این امر کاره ای بود،چرا بعد از حکم آقای احمد جنتی در نماز جمعه ،اقدام کرده است؟واگر اقدام، اقدام قضایی بوده است چرا وبه چه مجوزی ایشان قبل از دستگاه قضایی با تحکم وآمریتی خشونت زا وتحریک کننده افکار عمومی ،اعلان عمومی کرده است؟
7. خدایش رحمت کند علی حاتمی راکه چه به موقع وپیش آگاهانه گفت:"قضاوت بسیار ساده است،کافی است که بدانی خان چه می گوید!"االحقّ والانصاف، قضاوتهایی که ما دیده ایم، حداقل در امور سیاسی وبویژه دراین چند سال ،به یمن حضورکثیری از مدیران وقضات بی مسولیت وکار نابلد وشخصیت پرست ومنفعت طلب، عموما چنین بوده است.والا بعید میدانم همیشه ودرهمه جا چنین باشد.
8. من به جدبراین باورم که شما درپی کشف حقیقت، تن به کاری پژوهشی نداده اید.وبانیت حل یک معضل حقوقی-آجتماعی،راجع به"پیشگیری ازجرم"قلمفرسایی نکرده اید.بلکه باانگیزه ای سیاسی وبرای توجیه بی قانونیهایتان درتعدی به حقوق شهروندان،آسمان وریسمان رابهم بافته اید.والاشب وروزتمام مسولین ورسانه های حکومتی ازاردوکشی خیابانی دربحرین دفاع می کنند.کمااینکه اصلاباهمین اردوکشیهای جوانان دانشجو و...که امروزبه بندشان کشیده اید،جناب آقای جنتی به فعّال مایشایی رسیده اندوآقای مصباح یزدی صاحب موسسه عرض وطویل کذابا همه مایملکش شده وامثال آقا تهرانیها را به کانادا وآمریکا اعزام کرده وگرین کارت کسب نموده وبرکرسی مجلس وکرسی اخلاق دولت نایل آمده اند.آقای امامی کاشانی به ریاست مدرسه عالی شهید مطهری با همه شرکتهای اهدایی ،وآقای مهدوی کنی به ریاست جامعه الصادق با همه مال واموال بی حد وحصر اعطایی رسیده اند ویکی شده است سلطان خراسان وآن دیگرسلطان شکروسومی چه وچه  و...بعضی هم که درجایگاه خدایی، حکم میرانند.
9. ای کاش مروری هم به قرآن کریم وسخنان خدای حکیم داشته باشید وقدری با خود خلوت کنید:زیرا:آزاررساندن وحبس وحصروكشتن آنهايى كه به سوى عدل و قسط دعوت نموده، از ظلم نهى مى‏كنند،چونان کشتن پیغمبران محسوب است.وجزایش عذاب علیم الهی. إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بَِايَاتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّنَ بِغَيرِْ حَقٍ‏ّ وَ يَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ(آل عمران21) .
جمله:" فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ" تصريح به شمول غضب الهى و تهديد به نزول عذاب است، و منظور از آن تنها عذاب آخرت نيست، به دليل اينكه دنبالش مى‏فرمايد:" أُولئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ" يأمرون، بيان روش هميشگى و شامل گذشته و حال و آينده است. كفر به آيات اللَّه، قطع رابطه ذهنى ازنشانه‏هاونمودارهاى خداوپيوستگى وپيچيدگى به خودوشهوات طغيانگراست كه دريچه‏هاى بينش به آيات رامى‏بندد وازتسليم به حق وقيام به قسط بازمى‏ دارد وقواواستعدادهاى متعالى راراكد وخفه مى‏گرداند.سرباززدن ازاسلام وطغيان ناشى ازكفر،نخست مقاومت‏هاى وجدانى ودرونى راسركوب مى‏كند،واگريارانى وميدان بروزى يافت،هرمقاوم بيرونى واجتماعى رامى‏كشد وازسرراه خود برمى‏دارد. كفربه طغيان مى‏رسد وطغيان ازدرون به بيرون سرمى‏كشد، عطف ويقتلون،همين مطلب را مى‏رساند، بغير حق به جاى «بغير الحق» هر حقى را مى‏رساند، حق توجيهى، حق نسبى، حق مطلق.
10. تقدیم به مردان وزنان سرافرازاین سرزمین که همواره مفتخر به دفاع از حق ومظلومین بوده،وعلیه بیداد وستم پایمردی کرده وراست قامت واستواردراین مسیرخواهند ماند الی الابد.انشاءالله
عنکبوت زمانه تا چه تنید
که عقابی شکسته ی مگسی ست
به حساب من و تو هم برسند
که به دیوان ما حسابرسی ست
هر نفسی عشق می کشد ما را
همچنین عاشقیم تا نفسی ست
کاروان از روش نخواهد ماند
باز راه است و غلغل جرسی ست
آستین بر جهان برافشانم
گر به دامان دوست دسترسی ست
تشنه ی نغمه های اوست جهان
بلبل ما اگرچه در قفسی ست (سایه)

 

 

 


 

نظرات وارده دریادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.