چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۲ -
- 19 Jun 2013
10 شعبان 1434 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۲:۵۳ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
واکاوی انگیزه های سفر احمدی نژاد به ابوموسی در گفتگوی جرس با جاوید قربان اوغلی
واکاوی انگیزه های سفر احمدی نژاد به ابوموسی در گفتگوی جرس با جاوید قربان اوغلی
 جرس:  در پی سفر احمدی نژاد به جزیره ابوموسی و طرح دوباره ادعای امارات در باره جزایر ایرانی با آقای جاوید قربان اوغلو، کارشناس مسائل بین الملل به گفتگو پرداخته ایم. جاوید قربان اوغلی معتقد است که اصولا مساله ای به نام جزایر سه گانه و اختلاف ارضی باامارات عربی وجود ندارد و حاکمیت ایران بر این جزایر کاملا اثبات شده است و نیازمند بحثی نیست. بااین حال این کارشناس سیاسی، سفر احمدی نژاد در این مقطع زمانی به جزیره ابوموسی و تحریک امارات عربی را بر خلاف مصلحت می داند، آن هم وقتی که ماکرات حساس هسته ای در استانبول در جریان بوده و کشور نیازمند آرامش است.

 مشاور سیاست خارجی مهندس موسوی در انتقاد به سیاست های ماجراجویانه احمدی نژاد در هفت سال گذشته می گوید: ما بدترین روابط را با همسایگانمان از زمان وقوع انقلاب داریم و حتی در جنگ هشت ساله این وضعیت وخیم را با کشورهای عربی نداشتیم. سفیر سابق ایران در آفریقای جنوبی همچنین با توجه به حوادث اخیر در صحنه سیاست خارجی معتقد است که در نقطه های استراتژیک کنترل از دست احمدی نژاد خارج شده و در سطح دیگری و با مدیریت و عقلانیت گویا، قرار است سیاست خارجی اداره شود. گفتگوی جرس با جاوید قربان اوغلی را بخوانید:


برخی معتقدند که سفر احمدی نژاد به ابوموسی با این آگاهی بوده که امارات ادعاهایش را مطرح می کند و این می تواند مذاکرات هسته ای که احتمالا احمدی نژاد با آن موافق نبوده و دخیل نیست را تحت الشعاع قرار دهد؟


برخی گمانه زنی ها در اینخصوص بر نکته ای که شما اشاره می کنید دلالت دارد و من هم تحلیل هایی را در این باره خوانده ام .اینکه این تحلیل ها تا چه حد درست باشد من نمی توانم در این مقطع در باره آن اظهار نظر کنم.البته آقای احمدی نژاد فردی است که همواره تلاش می کند شخصیتی متمایز از خود نشان دهد ، در تیتر اخبار باشد و خلاصه اینکه شخصیتی جنجال آفرین است.به هر حال این مطلبی است که در برخی سایت ها و رسانه ها دیده ام.


نظر خود شما درباره سفر احمدی نژاد چیست . فکر می کنید این سفر در موقعیت کنونی کار درستی بود؟


قبل از اینکه به این سوال جواب بدهم، این توضیح را لازم می دانم که ما با امارات عربی متحده، اختلاف ارضی نداریم . براساس تفاهم نامه 1971 که بین ایران و شیخ نشین شارجه و قبل از تشکیل امارات متحده عربی به امضاء رسید ، در بخشی از جنوب جزیره ابوموسی که ساکنانِ آن عرب زبان بوده و در آن زندگی می کنند مورد حمایت مالی شارجه هستند.بر اساس همین تفاهم نامه امنیت جزیره به عهده ایران است و ساکنانِ عرب زبان جزیره هم باید در شرایط آرام و امن زندگی کنند. اشتباهی که متاسفانه در رسانه های خودمان بدان دامن می زنند ،طرح چنین مساله ای است که گویا بین ایران و امارات در مورد سه جزیره اختلاف وجود دارد.ما اصلا مساله ای به نام جزایر سه گانه نداریم . بر اساس اسناد تاریخی در مالکیت علی الاطلاق ایران بر این جزایر شکی نیست. مشکلی که امارات سعی در ایجاد آن دارد، وضعیت اعراب ساکن در جزیره ابوموسی است. درآخر نوامبر سال 1971 که این تفاهم نامه امضا شد اصلا کشوری به نام امارات عربی متحده در جغرافیای جهان وجود نداشت و همانطور که می دانید این اتحادیه در دوم دسامبر همان سال(1971) ایجاد شد.پس از اعاده حاکمیت ایران بر جزایر که بدنبال خروج نیروهای انگلیسی صورت گرفت چهار کشور عرب رادیکال آن زمان یعنی عراق، الجزایر ،لیبی و یمن، سرو صدا کرده و موضوع را به شورای امنیت کشاندند.شورای امنیت به این مساله رسیدگی کرد و بدون هیچ مصوبه ای، قضیه را مسکوت گذاشت. بنا براین ما مشکل ارضی با امارات نداریم .در خصوص مشکلات اعرابِ ساکن جزیره هم بارها اعلام کرده ایم که از طریق مذاکرات دوجانبه می توانیم حل کنیم. تا آنجایی که اطلاع دارم حاکم قبلی امارات آقای شیخ زاید هم این روش را دنبال می کرد و معتقد به حل اختلاف از طریق گفتگوی دو جانبه بود. البته این به آن معنا نیست که اکنون اماراتیها هیچ ادعایی ندارند.


در مورد سفر احمدی نژاد، البته حق هر شهروند ایرانی است که به هر نقطه ای از سرزمین خود سفر کند ولی با توجه به مقام و موقعیت ایشان و شرایطی که در آن بسر می بریم، فکر می کنم زمان مناسبی برای سفر انتخاب نشد.متاسفانه با سیاست هایی که در دولت نهم و دهم اتخاذ شد، روابط ما با کشورهای خلیج فارس در بدترین شرایط قرار دارد و طبیعی است که آنها این سفر را بهانه ای برای دامن زدن به اختلافات ادعایی امارات و فشار سیاسی علیه ما بر آیند.


آیا سفر احمدی نژاد تحریک کننده نبود؟


از نظر منطقِ سیاسی قابل پیش بینی بود که سفر احمدی نژاد می توانست امارات را تحریک کند و عقل سلیم حکم می کرد، در این موقعیت که مذاکرات هسته ای در استانبول در جریان بود و این مذاکرات بر خلاف چند سال گذشته موفق بود و ما باید توان دیپلماسی خودمان را بر مساله هسته ای متمرکز کنیم و سعی کنیم تنش و مشکلاتی در محیط پیرامونی ما به وجود نیاید. از این منظر سفر احمدی نژاد در زمان بسیار نامناسبی صورت گرفت.


آیا می توان گفت این سفر در واکنش به مذاکرات استانبول و در پی حذف احمدی نژاد از سیاست های هسته ای صورت گرفته است؟


شاید تحلیلی که شما هم اشاره کردید، درست باشد. برای اولین بار احمدی نژاد در مذاکرات هسته ای حضور جدی ندارد و سیاست های تنش زای او که در این چند ساله بر این کشور تحمیل کرد، بر این مذاکرات سایه افکن نیست و در آن نقشی ندارد و مدیریت دیپلماسی کشور در جای دیگری است که می خواهد سیاست های احمدی نزاد را مهار کند و با عقلانیت، منطق مدارا و دور از جنجال کار را جلو ببرد. حداقل این است که از مذاکرات استانبول ایران و غربی ها ابراز رضایت کردند. روشن است که مذاکرات استانبول و موفقیت آن ،حاصل دیپلماسی پنهان و آشکار و گفتگو های چند ماه گذشته است. بنا براین دستاوردی که کسب کرده ایم باید پاس داریم و نباید اجازه داد که جناح های افراطی و ماجراجو که به منافع ملی فکر نمی کنند بار دیگر به عرصه بیایند و آن را خراب کنند.


آیا منزوی شدن ایران و ضعف دولت ، تاثیری در ادعاهای امارات و شورای خلیج فارس دارد، چون به نظر می آید که وضعیت بغرنج سیاسی و تحریم بین المللی و در انزوا قرار گرفتن ایران، دلیلی شده که ادعاهای امارات با صدایی بلندتر مطرح شود و احیانا شنونده ای نیز داشته باشد؟


البته در اینخصوص ،من چیزی افزون بر آنچه که در طول چند سال گذشته بوده، نمی بینم. تفاوتها در شرایط بین المللی ایران است. امارات چه خودش و چه با تحریک برخی کشورهای عربی همواره این ادعا را داشته و عدول نکرده است.منتهی در زمانی که ما از موقعیت بین المللی محکمی برخوردار بودیم ، تمایل به مذاکره غلبه داشت کما اینکه در دوران آقای خاتمی اینگونه بود. در زمانهای قبل هم این مساله عنوان می شد، اگر یادتان باشد در دوره آقای هاشمی رفسنجانی اماراتیها با توهم موقعیت ضعیف ایران،این مساله مطرح کردند .آقای هاشمی با قدرت در نماز جمعه اشاره کردند که هر کس به این جزایر دست اندازی کند باید از دریای خون بگذرد. اینها سابقه این مشکل بوده است.در خصوص مساله ای که گفتید ،به هر حال کشورهایی که خودشان را در رقابت با ما می بینند، نگاه می کنند و هر موقع که احساس کنند موقعیت داخلی و بین المللی مان ضعیف شده باشد، ادعاهاشان را بیشتر مطرح می کنند.


همانطور که گفتم مساله جزایر ایرانی، مساله ای ملی است و فارغ از اینکه جناحی با دولت و حتی حاکمیت مشکل داشته باشد، آحاد ایرانیان در تمامیت ارضی کشور همصدا هستند و هیچکس در این مورد نباید تردید کند. منتهی وقتی سیاست های ماجراجویانه دولت ، کشور را در انزوا قرار می دهد، قدرت مانور و یارگیری رقبا و دشمنان را بیشتر می کند و فرصتی به آنها می دهد که بروند علیه ما ائتلاف و اجماع درست کنند. انتقاد من به سیاست های خارجی احمدی نژاد در هفت سال گذشته به این دلیل است. به روابط کشور با محیط پیرامونی نگاه کنید، ما بدترین روابط را با همسایگانمان از زمان پیروزی انقلاب داریم ،حتی در جنگ هشت ساله این وضعیت وخیم را با کشورهای عربی نداشتیم. نگاه کنید به ترکیه ، ممکن است ترکیه رقیب ما هم باشد اما به هر حال همسایه ماست، حالا آقای اردوغان یک حرفهایی زده که نباید می زد.یا اینکه ما در مورد سوریه با آن کشور اختلاف نظر داریم اما آیا این مجوزی است برای برخی از مسوولین ما از نماینده مجلس تا معاون وزیر که به آن صورت سخیف درباره آقای اردوغان صحبت کنند؟


اینها ضربه می زند به سیاست خارجی ما و باید کنترل شود و اجازه ندهند در شرایطی که نیاز به آرامش در مرزها و با همسایگانمان داریم این تشنج ها به وجود بیاید. همین سیاست ها مساله هسته ای ایران را به بحران کشاند و به قطعنامه های تحریمی رسید که بار سنگینی به پرونده هسته ای و ملت ما تحمیل کرد.روشن است که در همین مذاکرات استانبول هم ، طرف های مذاکره تلاش خواهند کرد تا از این قطعنامه ها استفاده کنند. ما راه طولانی داریم برای احقاق حق پیش رو داریم و باید تلاش کنیم تا این سنگینی بار از پرونده هسته ای کنار رود.


همان طور که اشاره کردید از زمان روی کار آمدنِ احمدی نژاد، روابط خوبی با کشورهای منطقه نداریم و این رابطه پر تنش بوده است و اصولا آقای احمدی نژاد به جای منطقه پیرامونی تلاش کرده تا روابط را با کشورهای آمریکای لاتین در دورترین منطقه از ایران ، گسترش دهد.فکر می کنید این سیاست تنش زا با همسایگان چه دلیلی داشته ؟ آیا صرفا به دلیل ندانم کاری است؟


حالا گذشته هر چه بوده گذشت.مهم این است که از زمانی که مساله آقای متکی پیش آمد و آقای متکی رابا آن وضع و بی احترامی برکنار کردند که ضربه ای به حیثیت کشور بود، از آن زمان به نظر می رسد که تا حدودی سیاست خارجی از دست دولت در آمده است. ما باید به آینده امیدوار باشیم و امیدوار به اینکه کنترل سیاست خارجی، دست عقلایی قرار بگیرد که بتواند با مدیریت خوب، این چالش هایی که در این شش ، هفت سال پدید آمده را حل کنند. من می بینم که حداقل در مدیریت وزارت خارجه و مذاکرات استانبول، چنین چیزی مشاهده می شود و بهتر است درباره گذشته زیاد حرف نزنیم. کشور ضربه سنگینی از سیاست های احمدی نژاد خورده است و امیدواریم خط پایانی بر سیاست های ماجراجویانه را شاهد باشیم.


هر چه هست احمدی نژاد سکان دار دولت است و به نظر می آید می خواهد خود رابه عنوان قهرمان ملی در حفظ تمامیت ارضی ایران مطرح کند و از آن به عنوان سرپوشی بر ناکامی های اقتصادی استفاده کند، با این وصف آیا واقعا می توان به پایان سیاست های ماجراجویانه احمدی نژاد امیدوار بود؟


به هر حال آقای احمدی نژاد رییس قوه مجریه است و هر حرکت و فعل و گفته اش در سیاست خارجی ما و روابط بین الملل تاثیر می گذارد. منتهی نقش ایشان به طور مشخصی در سیاست خارجی کمرنگ شده است. سفرهای ایشان کم شده است ، حالا سفر به کشورهای آسیای میانه و کشورهای همسایه و سفرهای نوروزی را به کنار بگذاریم ، سفرهای کاری ایشان و اظهارات ایشان درحوزه های استراتژیک کم شده است و این را به فال نیک می توان گرفت. مضافا اینکه شاید ایشان بعد از شش سال خودشان به این نتیجه رسیده اند که آن شعارها نه تنها کارایی ندارد، بلکه به کشور ضربه می زند. ممکن است این طور هم باشد و امیدواریم اینگونه باشد.اما آنچه من در نقطه های استراتژیک می بینم این است که به نظر می رسد، کنترل از دست ایشان خارج شده وامیدوارم سیاست خارجی کشور با عقلانیت مدیریت و اداره شود.

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.