جمعه ۰۳ خرداد ۱۳۹۲ -
- 24 May 2013
14 رجب 1434 آخرین به روز رسانی : ساعت ۲۰:۰۲ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
روزی که ایران را لرزاند (روز هفتم وهشتم: آرامش قبل ازطوفان)


 

 

روز هفتم: آرامش


اوضاع با تحمل نسبی حکومت در تهران کمی آرام شده بود و دیگر از فضای درگیری و زد و خورد اوائل هفته خبری نبود. مردم اما ول کن ماجرا نبودند و پیگیرانه دنبال حق پایمال شده خود در انتخابات بودند. کماکان خواسته ها انتخاباتی بود و هنوز امیدی، هر چند اندک وجود داشت که حکومت سر عقل بیاید و خواسته مخالفان برای ابطال انتخابات را که شرط اولیه میرحسین برای هرگونه مذاکره بود، بپذیرد. با این امید مردم بازهم طبق قرار روز قبل وعده تظاهرات از میدان توپخانه تا میدان انقلاب در ساعت 4 بعد از ظهر را گذاشته بودند. بازهم جمعیت عظیمی در میدان توپخانه که اصلا گنجایش چنین جمعیتی را نداشت، جمع شد و بقیه هم در خیابان های اطراف، به ویژه خیابان فردوسی تجمع کرده بودند. برای اولین بار پلاکارد یک گروه سیاسی یعنی جنبش مسلمانان مبارز بالا رفت و عده ای هم پشت آن به حرکت درآمدند، که آدم را یاد روزهای اوائل انقلاب بهمن می انداخت. خود دکتر پیمان هم آن حوالی بود و حتما از مشاهده جمعیت کثیر خشنود بود. ساعت 5/4 عصر میرحسین هم به جمعیت پیوست منتها اصلا نتوانست از ماشین پیاده شود، به حدی که فشردگی جمعیت در آن فضای تنگ بود. اصلا نمی شد میرحسین را دید و او هم که نمی خواست جمعیت بیش از این به زحمت بیافتد به سرعت صحنه را ترک کرد. هلی کوپترها هم در پرواز بودند. شایع بود که خامنه ای هم درون یکی از هلی کوپتر هاست تا قبل از خطبه نماز جمعه فردا خودش اوضاع را از نزدیک ببیند. ای کاش این قدر عقل می داشت.


باز هم جمعیتی عظیم مسیر دو کیلومتری توپخانه تا انقلاب را با شعارهای مدنی و انتخاباتی به صورت کاملا مسالمت آمیز طی کرد و اتفاق ناگواری تا آنجا که من شاهد بودم، نیافتاد. امنیت سه روزه در پایان هفته ای پر التهاب به آرامش قبل از طوفان می مانست که انگار در تحمل حکومتی که در آرا مردم دست می برد نیست که فضای باز یا به قول خودش زورآزمایی خیابانی را تحمل کند. تصمیم قطعی را حکومت احتمالا در همین شب گرفت که سرکوب حداکثری را به جای جذب حداکثری به کار گیرد، تا بار دیگر شعله های زندگانی را که می رفت به این بوم گرما دهد ، به نیستی و خاموشی بسپارد. انگار در آن شب شوم تصمیم گرفته بودند که به جامعه پیام دهند تا اگر زندگی، زیبایی و آرامش آن را می خواهید، باید بهایش را بدهید. و نرخش را هم خود تعیین می کردند، که جامعه در دوراهی زندگی و مرگ یکی را با آگاهی انتخاب کند تا حکومت را با کسانی که هنوز تصمیم خود را نگرفته اند، مواجه نکنند.

 


آری، آری، زندگی زیباست.

زندگی آتش گهی دیرنده پابرجاست.

گر بیفروزیش، رقص شعله اش در هر کران پیداست.

ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست.

 


روز هشتم: طوفان

 

از ساعات اولیه روز حکومت بر اهمیت خطبه های نماز جمعه خامنه ای تبلیغ می کرد که فصل الخطاب کشمکش های یک هفته ای خواهد بود. اکثر کانال های خبری دنیا داشتند صحبت های او را به صورت مستقیم به زبان های مختلف ترجمه و پخش می کردند. همه دنیا منتظر بود که ببیند او چگونه یک نظام گسیخته و در حال تلاشی را از مخمصه نجات می دهد. خامنه ای اما، اصلا مثل یک رهبر میدان داری نکرد، بلکه در قامت یک مدعی ظاهر شد و فاتحه رهبریش همانجا خوانده شد. او با تهدید مردم به خونریزی به حساب خودشان و دستور تبعیت از نظر شورای نگهبان که قبلا از یک کاندیدا حمایت کرده بود طوری ظاهر شد که همه پل های پشت سر خودش را با آن خطابه ها خراب کرد و به مردم نشان داد که احمدی نژاد فقط یک مهره در دست اوست و طراح همه وقایع و طراح تفلب در انتخابات خود اوست. اما طی خطبه ها معلوم شد که حکومت چقدر از حضور مردم در خیابان ها و اعتراض آنها وحشت دارد. دست آخر هم به شیوه مرسوم مظلوم نمایی کرد و جسم علیلش را به امام زمان تقدیم کرد تا حافظ تقلبش در انتخابات باشد.


طوفان در گرفته بود و گریزی هم از آن نبود. مردم باید تصمیم می گرفتند که یا بدون هر گونه حقی در نظامی زندگی کنند که تصمیم ها را از قبل عده ای برایشان اتخاذ کنند و رای آنها تزئینی بیش نباشد، و یا علیه این نظام که احترامی به نظرشان قائل نبود بشورند و آن را حداقل مجبور به پذیرش قوائدی کنند که خودش وضع کرده است. از ندای الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور جمعه شب که از شب های دیگر پر طنین تر بود معلوم بود که مردم راه دوم را انتخاب کرده اند.


تا ببینیم صفحه نبرد در میدان واقعی رزم، چگونه ورق خواهد خورد.

 

دلم را در میان دست می گیرم

و می افشارمش در چنگ،

دل، این جام پر از کین پر از خون را؛

دل این بی تاب خشم آهنگ ...

 

 

 

ادامه دارد ...

 


نظرات وارده دریادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.