ابوالحسن خانعلی معلم 29 ساله ای بود که به هیچ گروه سیاسی وابستگی نداشت. او تنها در کنار هزاران معلم معترض برای دفاع از حقوق صنفی خود در میدان بهارستان حاضر شده بود. این معلم معترض مورد اصابت گلولهٔ یکی از رؤسای کلانتریها قرار گرفت و شهادت او تدوام اعتراضات و اعتصاب معلمان را در بر داشت. پس از این وقایع، روز دوازده اردیبهشت، روز کشته شدن «ابوالحسن خانعلی» به عنوان روز معلم اعلام شد. این روز تاریخی پس از انقلاب بهمن 57 مقارن شد با ترورو شهادت آیتالله مطهری و به مناسبت این ترور«هفتهٔ معلم» بنیاد گذاشته شد. اما روز بینالمللی معلم در کشورهای دیگر روز 5 اکتبر برابر با سیزدهم مهرماه است و تاریخچهٔ آن با تاریخچهٔ روز معلم در ایران متفاوت است.
![]()
.jpg)
سالها از تصویب روز جهانی معلم در مجمع یونسکو می گذرد و در زمان وزارت دکتر محمدعلی نجفی، ایران نیز به جمع کشورهایی پیوست که این روز را پذیرفته اند. در توصیه نامه یونسکو آمده است که با توجه به نقش اساسی معلمان در پیشرفت آموزش ودر نهایت به منظور توسعه جامعه بشری و پیشرفته، پشتیبانی ازمعلمان اهمیت می یابد.
از همین روست که در سایر کشورهای جهان به دلیل حساسیت شغلی این حرفه و نیاز به امکانات لازم جهت بالا بردن سطح دانش این قشر فرهنگی، همواره دغدغه دولتمردان توجه خاص به این قشر فرهنگی و رفع مشکلات آنان بوده است. نگاه و رویکردی که در ایران مورد غفلت و غرض ورزی های سیاستمداران قرار گرفته است.
اگرچه پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات سعی بر اصلاح سیاستهای موجود در جامعهٔ فرهنگیان شد اما این تلاش همواره از سوی مخالفان اصلاحات با کارشکنی های زیادی مواجه گردید. تا اینکه طی سالهای گذشته بویژه در زمان دولت نهم و دهم، دامنه اعتراضات صنفی فرهنگیان نسبت به وضعیت نابسامان شغلی و اقتصادی، طیف وسیعی از بدنه آموزش و پرورش را در برگرفت. اگرچه دولت احمدی نژاد طرحهای مختلفی از جمله "ارتقاء شغلی معلمان"، "تحول بنیادین" و چندین طرح غیرکارشناسانه دیگر را برای رفع مشکلات معلمان در دستور کار قرار داد اما این طرحها نه تنها باری از مشکلات معیشتی این قشر زحمتکش برنداشت، بلکه باعث تبعیض و عقب افتادگی بیشتر در سیستم آموزش و پرورش گردید.
تبعیض فاحش وضعیت شغلی معلمان با دیگر کارمندان و حقوق بگیران دولتی و حکومتی، عدم توجه به مطالبات اصلی معلمان و عدم شرکت آنان در تصمیم سازی ها و دخالت نیروها و نهادهای امنیتی و اطلاعاتی در امور معلمان از دیگر مسائل و مشکلات جامعه معلمان است که خود نشان از عدم استقلال وزارت آموزش و پرورش دارد. برخورد مسئولین نسبت به دغدغه و خواسته های به حق معلمان چیزی جز کسر حقوق شغلی، انفصال از خدمت، بازنشستگی زودهنگام، تعلیق از خدمت، محرومیت از تدریس و اخراج، احضار و بازجویی و بازداشت، محاکمه در دادگاه های انقلاب، صدور احکام تعزیری یا تعلیقی و پرونده های مفتوح برای معلمان در بر نداشت.
ممانعت از فعالیت نهادها و تشکل های صنفی معلمان
اولین جوانههای تلاش اصلاحات در بازسازی فضا برای ظهور و فعالیت نهادها و تشکل های صنفی ظاهر شد. کانون صنفی معلمان ایران در سال 78 تاسیس شد. سه سال پس از تاسیس، شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران شکل گرفت که از همان زمان این نهاد فراگیر مدنی با تنش های زیادی دست به گریبان بود. اعضای این کانون همواره در طرح مسائل و مشکلات معلمان با برخوردهای امنیتی و پلیسی مواجه شدند. برخلاف مفاد قانون اساسی، حق برگزاری تجمعات مسالمت آمیز و اعتصاب از آنان گرفته شد. این نهاد مدنی که دغدغه ای جز مطالبات صنفی معلمان نداشت، متهم به سیاسی بودن شد و مسئولین حکومتی با برخوردهای شدید امنیتی برای اعضای کانون صنفی معلمان پرونده های قضایی گشودند.
طی چند سال اخیر صدها معلم با احکام تبعید، بازنشستگی، کسری حقوق، اخراج، بازداشت و زندان، شلاق روبرو شدند. این برخوردها در کنار کسری بودجه آموزش و پرورش، افزايش حقوق با درصدی کمتر از نرخ تورم و امنیتی ساختن فضای آموزشی سبب سلب اعتماد معلمان نسبت به حاکمیت شد. هم اینک فرهنگیان در کنار قشر کارگری از ناراضی ترین اقشار جامعه بشمار می روند.
زندان، شلاق و اخراج پاداش معلمان
اين قشر نجيب و صبور بارها از راههای مسالمت آمیز به طرح مطالبات و خواسته هاي صنفي و حرفه اي خود پرداختند و هزینه های زیادی را در راستای تحقق مطالبات به حق خود پرداختند و تاوان انتقاد خود را با زندان و محرومیت از حرفه معلمی پس دادند. حاکمیت و دولت مهرورز و عدالت پرورش، بجای رسیدگی به مشکلات صنفی معلمان با رویکردی امنیتی و سیاسی و کنترل این قشر فرهنگی از هیچ فشاری بر فعالان صنفی دریغ نورزید. اما علی رغم این فشارها معلمان و فعالان فرهنگی بخاطر بالا رفتن سطح آگاهی و هوشیاری جامعه معلمان، همچنان بر خواستهها و مطالبات صنفی خود پافشردند. آنان حتی از درون زندان با صدور بیانیه و نامه ها، اقتدارگرایان و شرایط کنونی کشور را به نقد می کشند.
در گرامیداشت روز معلم امسال برخی از معلمان با سابقه خدمات ارزنده در عرصه فرهنگی و آموزشی کشور در پشت میله های زندان بسر می برند و بعضی در معرض خطر اجرای حکم اعدام می باشند. در این گزارش تنها اشاره ای کوتاه به آخرین وضعیت معلمان دربند خواهیم داشت. همچنین با ذکر این نکته که بسیاری از فعالان صنفی معلمان که حکم حبس تعزیری و تعلیقی گرفته اند، بخاطر فضای شدیدا امنیتی حاضر نشدند نامی از آنها برده شود.
رسول بداقی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان در دهم شهریور ماه 88 پس از احضار به اداره آموزش و پرورش اسلامشهر بازداشت و سپس در دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام و تبانی و تجمع به قصد برهم زدن امنیت ملی به شش سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از فعالیتهای اجتماعی محکوم شد. این فعال مدنی در کنار محرومیت از حقوق ابتدایی یک زندانی، مدتی پیش حکم اخراج خود از آموزش و پرورش را دریافت نمود.
علی پورسلیمان مسئول تشکیلات و برنامه ریزی سازمان معلمان ایران یازدهم خرداد ماه سال گذشته بازداشت و در زندان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت. او بعد از درمان به بند دو الف سپاه و پس از مدتی توسط شعبه 28 دادگاه انقلاب، به ریاست قاضی مقیسه به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس محکوم می گردد. پیش از این نیز این عضو اجرایی سازمان معلمان ایران در دوازدهم اردیبهشت سال 86 و در روز معلم به دستور فرشیدی، وزیر وقت آموزش و پرورش، به انفصال موقت از آموزش و پرورش محکوم شده بود.
محمد داوری دیگر معلم دربند است که در تجمع های اعتراضی معلمان در اسفند سال 85 بازداشت و محاکمه شد. او ابتدا به پنج سال حبس محکوم شد اما پس از یک سال زندان به دلیل شرکت در در تجمع های اعتراضی معلمان به یک سال حبس دیگر هم محکوم شد و میزان حبس او به شش سال افزایش یافت.
عبدالله مومنی معلم محبوس در بند 350 خردادماه 88 سال بازداشت شد و در دادگاه های نمایشی به تحمل چهار سال و یازده ماه حبس محکوم شد. وی علیرغم مشکلات شدید جسمانی تاکنون موفق به آمدن مرخصی نشده است و بارها در زندان مورد بازجویی های مکرر قرار گرفته است.![]()
![]()
![]()
هاشم خواستار یکی از این فعالان حقوق معلمان است که در روزهای اخیر به همراه همسرش صدیقه مالکیفرد که او نیز معلم بازنشسته است، دادگاهی شده است. خواستار در حالی در انتظار حکم جدید دادگاه است که به تازگی دوران محکومیت دو ساله خود را به پایان رسانده است. مهندس هاشم خواستار دبیربازنشسته و عضو کانون صنفی معلمان مشهد است که در نخستین سال های آغاز به کار نهاد های صنفی فرهنگیان ، کانون صنفی منطقه 6 مشهد را براه انداخت . او در اعتراض های سال 85 بازداشت ودر دادگاه به زندان تعلیقی محکوم شد. وی بار دیگر پس از انتخابات سال 88 بازداشت و دردادگاهی بدون وکیل به شش سال زندان محکوم گردید حکمی که در دادگاه تجدید نظر به دوسال کاهش یافت. هاشم خواستار پس از گذراندن دوران محکومیت خود 45 روز به شکل غیرقانونی در زندان نگه داشته شد.
عبدالرضا قنبری، آموزگار دربند مدارس پاکدشت و مدرس دانشگاه، در دی ماه 88 در دفتر دبیرستان مدرس در حصار امین پاکدشت توسط گروهی از مأموران وزارت اطلاعات، بازداشت و به بند 209 در زندان اوین منتقل شد. وی توسط شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی صلواتی، محاکمه و با اتهاماتی از جمله ارتباط با گروه های معاند و رسانه های خارج از کشور و شرکت در اعتراضات ششم دی ماه 88 (عاشورا)، به اعدام محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر مورد تایید قرار گرفت و درخواست عفو وی از سوی کمیسیون عفو و بخشودگی دادگستری کل استان تهران رد شد.
سیاوش اسلامی، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ساری و فعال صنفی با 24 سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش به یک سال زندان و 37 ضربه شلاق محکوم شد که حکم شلاق وی یک روز پیش از ماه رمضان در سال گذشته و درحالی که روزه بود، اجرا شد.
نبی الله باستان، فعال صنفی و دبیر ادبیات دبیرستان های استان چهارمحال و بختیاری همزمان با پایان دوران محکومیت خود طی ابلاغ حکمی از آموزش و پرورش اخراج شد.
اسماعیل عبدی، آموزگار ریاضی دبیرستان و کنشگر صنفی فرهنگیان به اتهام مصاحبه درباره وضعیت آموزش و پرورش و معلمان دربند به ده سال زندان تعلیقی محکوم شد.
گفتنی است، کانون صنفی معلمان بارها با صدور بیانیه نسبت به وضعیت معلمان و برخوردهای امنیتی و غیرقانونی با آنها هشدار داده و خواستار آزادی معلمان دربند شده است.


