
اما هر چه که هر حاضران در استانبول، مذاکرات را راضی کننده و "تعاملی مثبت و سازنده" خواندند، در تهران، روزنامه دولت، نتوانست نارضایتی خود را از غیبت دولتیها در تصمیم گیریهای هستهای پنهان کند.
"روزنامه ایران"، در سه روز اول پس از نشست، همسو با سایر رسانههای حکومتی، از دستهای پر ایران در مذاکرات سخن گفت. اما ناگهان در روز سی فروردین، در یادداشتی با عنوان «شیر و گرگ» کنایه وار از مذاکرات هستهای انتقاد کرد.
این انتقادها پس از آن صورت گرفت که "هاشمی رفسنجانی" در مقام "رئیس مجمع تشخیص مصلحت" نظام در یک گفتوگو، مذاکره با امریکا را مثبت دانست و گفت که سالها پیش در نامهای به رهبر انقلاب از او خواسته است که مشکل رابطه با امریکا را حل کند.
روزنامه ایران، این اظهار نظر قطعهای دیگر از پازل «اعتمادسازی» ایران در برابر قدرتهای جهان دانست و نوشت: سیاست خارجی دولت نهم و دهم مبتنی بر دکترین تهاجمی است. یادداشت نویس روزنامه ایران، اظهار نظر هاشمی رفسنجانی را تکمیل کننده، یادداشت حسین موسویان – که روزنامه ایران از او به عنوان دیپلمات فراری یاد کرده – در روزنامه «بوستون گلوب»، سفر حسن روحانی به وین و محسن رضایی به عربستان دانسته است: "بگذارید قسمتی از قطعات ناگفته این دوره یک ماهه را کنار هم چینش کنیم: ۱- دیپلمات فراری که به عنوان رابط و سفیر راس فتنه، اکنون در پوشش مضحک «محقق مهمان» در دانشگاه «پرینستون امریکا» مشغول فعالیتهای ضد نظام است، با توجه به ماموریت محوله، طی سرمقالهای که روزنامه «بوستون گلوب» منتشر کرد، یک بسته پیشنهادی را برای مذاکرات هستهای به دو طرف مذاکره کننده ار ائه میکند. ۲- سفیر دوم در ۷ فروردین ماه و به بهانه دیدار با خانواده خود وارد وین میشود تا در کنار آقازاده فراری، پیامهای خود را به طرفهای اروپایی منتقل کند. ۳- آقای سخنگوی اسبق، به همراه یک پیام کتبی از طرف راس فتنه راهی عربستان میشود تا هماهنگیهای لازم با طرف سعودی و فرستاده امریکایی در ریاض صورت پذیرد. ۴- در حین و همزمان با این توفان ناپیدای حوادث، حرف نهایی در قالب یک مصاحبه با عنوان «رابطه با امریکا» عمومی میشود." ]روزنامه ایران – شماره 5057 – سی فروردین 1391 [
پایان دکترین تهاجمی
یادداشت روزنامه ایران و اظهار نظر کارشناسان در باره تن دادن ایران به غنی سازی ۵. ۳ درصد نشان از آن داشت که ایران در مذاکرات هستهای بر خلاف نشستهای قبلی تلاش کرده است تا «اعتماد» غرب را جلب کند.
هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه امریکا، پس از نشست استانبول به خبرنگاران گفت: "ما میدانیم که ایران از ما انتظار تضمین و اقدام عملی دارد و ما این را مدنظر قرار خواهیم داد". همین گفتهها سبب شد تا «کنت کرمن» کارشناس ارشد مسائل ایران در امریکا به رادیو فردا بگوید: "کشورهای ۵+۱ موضع خود را تغییر دادهاند و آمادگی این مسئله را دارند که در صورت درخواست ایران، غنی سازی اورانیوم را در این کشور مد نظر قرار دهند اما به شرط اینکه تنها تا سطح پنج درصد باشد که برای تولید برق مورد استفاده دارد. خود این موضع نشان دهنده شکل گیری نوعی تحول نسبت به گذشته است که گفته میشد غنی سازی در هرسطح در خود ایران به هیچ وجه پذیرفته نیست. بنابراین به باور من راه حل پیش روی ما وجود دارد، چون بحث بر سر اورانیوم ۲۰ درصد غنی شده است. گروه ۵+۱ خواست خود را مطرح خواهد کرد و فکر میکنم ایران هم خواهد پذیرفت که غنی سازی ۲۰ درصدی را متوقف کند."
گفتههای سفیر ایران در روسیه هم که پس از یک روز اصلاح شد، نشان دهنده تحلیل «کنت کرمن» است. سجادی به شبکه خبری بلومبرگ گفت: "این احتمال وجود دارد که ایران پروتکل الحاقی را بپذیرد." در همین حال سلطانیه، نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی نیز از مذاکره ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی در اردیبهشت ماه خبر داده است.
مجموع این اظهار نظرها و فروکش کردن مواضع ضد ایرانی حاکمان اسرائیل، نشان از یک توافق پنهانی میان ایران و کشورهای مذاکره کننده در برنامه هستهای ایران دارد. همین سبب شده تا محمود احمدینژاد که تلاش داشت همه کوشش دولتهای پیشین در راه دست یابی ایران به انرژی هستهای را به نام خود مصادره کند، احساس کند که او در مذاکرات هستهای و روابط بین الملل نادیده گرفته شده است.
رویاهای بر باد رفته احمدینژاد
برای پی بردن به این احساس کافی است کمی به عقب بازگردیم. هنگامی که او در اقدامی شتابزده به رئیس جمهور امریکا و چند مقام کشورهای اروپایی نامه نوشت اما پاسخی دریافت نکرد و چندی بعد، رسانهها از نامه و پیام محرمانه اوباما به رهبر جمهوری اسلامی خبر دادند.
احمدینژاد هنگامی که برای آخرین بار به نشست مجمع عمومی سازمان ملل رفت، با این پرسش روبرو شد که "چه کسی در ایران تصمیم نهایی را میگیرد؟" اگر چه او خود را در مقام تصمیم گیرنده نهایی معرفی کرد اما سفر اردوغان به تهران و دیدار او با آقای خامنهای در مشهد و استناد به اظهار نظر او در باره حرام بودن دسترسی به بمب اتم، نشان از آن داشت که کشورهای غربی طرف مذاکره کننده خود در ایران را یافتهاند.
در چنین شرایطی احمدینژاد و همراهانش امیدوار بودند تا با پایان یافتن دوره پنجم مجمع تشخیص مصلحت نظام، هاشمی رفسنجانی آخرین صندلی قدرت را ترک کند و آنها تنها مهرههای بازی حکومت به شمار آیند که به قدرت رسیدنشان هزینه فراوانی را بر نظام و مردم تحمیل کرد. حال نه تنها آرزوی او برآورده نشده بلکه حکومت و رهبری مصلحت را در ماندن هاشمی رفسنجانی دانسته و او نیز از این فرصت دوباره برای افزایش تاثیرگذاری خود بهره گرفته است.
دشمنی با غرب و به ویژه امریکا، همواره برای سیاستمداران ایرانی یک ابزار کاربردی بوده و کمتر کسی در سی و سه سال گذشته امکان و جرات این را داشته است تا کلید در قفل رابطه ایران و امریکا بیاندازد و دیوار بیاعتمادی را بشکند. حتی عذرخواهی مادلین آلبریت از دخالت کشورش در کودتای ۲۸ مرداد نیز راه را برای مذاکره باز نکرد.
با این حال احمدینژاد تلاش فراوان داشت تا بر خلاف شعارهای ضد غربیاش راه مذاکره را باز کند. پیام تبریک او به اوباما، حضور هر سالهاش در مجمع عمومی سازمان ملل و مذاکرات پشت پرده تنها بخشی از پیامهای مثبت او برای مقامهای امریکایی بوده است.
حال او هم رویای دست یابی به غنی سازی بیست درصد و هم باز کردن قفل رابطه با امریکا را از دست رفته میبیند. از سوی دیگر، در عرصه داخلی هم بر خلاف سالهای گذشته، اعتبار پیشین را در میان مقامات ارشد و حکومت ندارد. نه تنها قهر ده روزهاش پس از برکناری مصلحی بلکه برنامههای اقتصادی و افزایش فساد دولتی سبب شده تا نمایندگان مجلس به صراحت از تحمل او تا پایان دورهاش سخن بگویند.
او و یارانش در انتخابات مجلس نهم هم رقابت درون گروهی را به رقبایش باخته و نمایندگان مجلس، اجرای قانون هدفمندی را متوقف کردهاند. در همین حال رایزنیها برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم آغاز شده و او و یارانش نگران اینکه این بار آرای سازماندهی شده پایگاههای بسیج و سپاه به سمت شخصیت دیگری هدایت شود و دستکاری آرای عمومی قرعه پیروزی را به نام کس دیگری بزند.
همه اینها نشانههایی است از شکست سیاست مبتنی بر دکترین تهاجمی او در داخل و خارج از کشور. در عرصه بین المللی حکومت، تصمیم گرفته است که به خواست سازمانهای بین المللی در مساله انرژی اتمی تن بدهد و راه مذاکره را باز کند تا شاید از فشار تحریمها بکاهد و در عرصه داخلی احمدینژاد پس از سالها غیبت به نشست مجمع رفته تا در کنار هاشمی رفسنجانی در قاب دوربینها قرار بگیرد. این را هم فراموش نکنیم که او از امضاء حکم دانشجو برای ریاست بر دانشگاه آزاد خودداری کرد تا سرانجام وزیر علوم حکم به ریاست برادرش و برکناری جاسبی داد.
احمدینژاد البته همزمان با این تغییر دیدگاه حاشیه سازی و انحراف در افکار عمومی را هم فراموش نکرده است. او در شرایطی که دادگاه متهمان اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در جریان است و پای برخی از مدیران رده میانی دولت هم به میان آمده و در خارج از مرزها نیز ایران تلاش میکند تا در سکوت و انکار رسانهای به توافق با گروه ۵+۱ دست یابد، در سفری به جزیره ابوموسی و پافشاری بر انتصاب سعید مرتضوی، نگاه رسانهها را به تنش ایران و امارات و داستان ادامه دار سعید مرتضوی جلب کرده است.
حقوق بشر، مسالهای که نباید فراموش شود
ایران آبستن حوادث غیرمنتظره است. ناکارآمدی حکومت هر روز بیش از گذشته به چشم میآید، برخی از شخصیتهای سیاسی نزدیک به حکومت تلاش دارند تا در اظهار نظرهای خود از امکان آشتی دوباره حاکمیت با برخی از گروههای سیاسی سخن بگویند. برخی از چهرههای سیاسی نزدیک به اصلاح طلبان هم از هم اکنون گمانهزنیهای خود در باره انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری را آغاز کردهاند و به دنبال بازی در زمین حکومت و گشایش راهی برای حضور حداقلی در حاکمیت هستند.
در عرصه سیاست خارجی هم به نظر میآید که حکومت تا اطلاع ثانوی، به دنبال اعتمادسازی بر سر مساله هستهای و کاهش فشار تحریمهای اقتصادی است. دولتهای غربی و نهادهای بین المللی هم پیش از این نشان دادهاند که سال هاست که در برخورد با ایران اولویت و مساله اصلیشان پرونده هستهای ایران است. همین نگاه سبب شده تا آنها در مذاکره با طرف ایرانی، هیچگاه به دنبال گفتوگو بر سر مساله حقوق بشر و سرکوبهای سیاسی و اجتماعی در ایران نروند.
شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل و رئیس کانون مدافعان صلح و حقوق بشر ایران، چند روز پیش از کشورهای غربی خواست تا بر مساله حقوق بشر در ایران تاکید کنند. او در گفتوگو با رادیو زمانه گفته است: مذاکرات هستهای نباید روی موضوعات مربوط به نقض حقوق بشر در ایران سایه بیندازد. و جهان غرب نباید به بهانه امنیت خودش، امنیت مردم ایران را نادیده بگیرد. زیرا حقوق بشر مقولهای بینالمللی است و حمایت از آن، برای هر حکومتی که خود را پایبند به آن میداند، تکلیف است. بارها چه از سوی من و چه سایر فعالان حقوق بشر عنوان شده که مذاکرات غرب و بهویژه گروه ۵+۱ با دولت ایران، نباید منحصر به انرژی هستهای باشد. بلکه مسائل مربوط به حقوق بشر نیز باید موضوع مذاکره قرار بگیرد. متاسفانه کشورهای ۵+۱، که اتفاقا خود را حامی حقوق بشر معرفی میکنند و حتا در چند اطلاعیه هم به آن اشاره کردهاند، پای مذاکرات جدی که به میان میآید، هرگز صحبتی از حقوق بشر نمیکنند و به این خواسته مشروع و برحق مردم ایران توجهی ندارند.
در چنین شرایطی باید توجه داشت که حکومت شاید در شرایط اضطراری از دکترین تهاجمی خود پا پس بکشد و به مصالحه با کشورهای غربی بر سر مساله هستهای تن در دهد، احمدینژاد ممکن است که تهاجم خود به هاشمی رفسنجانی در سالهای گذشته را فراموش کند و به خاطر بیاورد که روزگاری استاندار و فرماندار او بوده است و حال دوباره برای ماندن در قدرت راه نزدیک شدن با هاشمی را در پیش بگیرد، اما نباید فراموش کرد که مساله اصلی ایران در شرایط فعلی پایان دادن به سرکوبهای سیاسی و برگزاری یک انتخابات آزاد و فراهم کردن زمینه گفتوگوی همگان برای دموکراسی در ایران است.


