
محمد خاکساری عضو كانون صنفي معلّمان تهران طيف صنفي و مدیر مسئول نشریه توقیف شده قلم معلم معتقد است مهمترین مشکل معلمان در وضعیت کنونی نبود امنیت شغلی است. وی به جرس میگوید: اگر معلمی نسبت به مسائل آموزشی و شغلی اعتراض داشته باشد یا در کلاس ابراز عقیده کند از طرف حراستها و ارزشیابی و تخلفات اداری مورد فشار و باز خواست قرار میگیرد و یا از طرف مدیر نمره ارزشیابی او کم داده می شود.
با این معلم بازنشسته که در رسیدن به خواستهای معلمان چندین بار به زندان افتاده است گفتوگویی داشتیم که در پی میآید:
- آقای خاکساری، در آستانه روز معلم هستیم سالها است در این روز مسئولان صحبت از اکرام "شاغلین به شغل انبیاء" میکنند و اغلب وعدههایی نیز برای بهبود شرایط معلمان میدهند. این وعدهها در این سالها چقدر محقق شده است؟
اول میخواهم روزمعلم را به همه فرهنگیان فرهیخته وفعالان صنفی تبریک بگویم. عرض کنم که از قبل انقلاب تاکنون شعارها و وعدههایی برای بهبود وضع معلمان داده شده ولی کمتر به مسائل و مشکلات ریشهای پرداخته شده است آن هم با این بهانه که شاغلین آن زیاد هستند. در صورتی که کشورهای پیشرفتهی جهان با سرمایهگذاری در تربیت نیروی انسانی وازمسیر آموزش و پرورش به مدارج بالای علمی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی رسیدهاند. با این همه بعد از انقلاب قدمهایی برای بهبود وضعیت معلمان برداشته شد ولی تا سطح نیازهای اساسی آنها فاصله داشت. مثلا اجرای قانون خدمات کشوری هرچند ناقص و افزایش حقوق از سال 78 تاکنون نتیجهی زحمات تشکلها و فعالان صنفی بوده است. طبق ماده ی 150 این قانون افزایش حقوق کارکنان دولت باید متناسب با تورم صورت گیرد که در چند سال اخیر هیچگاه انجام نگرفته است.
- در حال حاضر اصلیترین خواستههای معلمان چیست؟
اگر بخواهیم الویت بندی کنیم به نظر من مهمترین مشکل معلمان در وضعیت کنونی نبود امنیت شغلی است. یعنی در محیطهای آموزشی آزادی قلم و بیان وتشکیل تشکلهای صفنی وجود ندارد. اگر معلمی نسبت به مسائل آموزشی و شغلی اعتراض داشته باشد یا در کلاس ابراز عقیده کند از طرف حراستها و ارزشیابی و تخلفات اداری مورد فشار و باز خواست قرار میگیرد و یا از طرف مدیر نمره ارزشیابی او کم داده می شود. معلمان معترض به مقطع مربوطه به عنوان معلم مشکلدار معرفی میشوند و در واقع امنیت شغلی آنها در صورت پایبند بودن به آزادی بیان به خطر میافتد. دومین خواست و در اصل مشکل معلمان متناسب نبودن حقوق آنها و بازنشستگان با تورم افسار گسیختهی کشور است. گرچه از سال 80 که شاهد رشد تشکلهای صنفی در کشور بودیم به طور نسبی حقوق معلمان افزایش یافت اما باز هم با میزانی که باید فاصلهی زیادی وجود دارد. معلمان برای امرار معاش مجبور میشوند شغل دوم انتخاب کنند که اغلب شغلها در شان و منزلت آنها نیست. از سوی دیگر دو شغله بودن معلمان موجب افت تحصیلی دانشآموزان میشود؛ چرا که معلم دو شغله نمیتواند به مطالعه و تحقیق بپردازد و در واقع اندک اندک انگیزهی لازم برای تدریس را از دست میدهد. واضح است که هیچ سازمانی بدون رضایت و دلگرمی کارکنانش نمیتواند در دراز مدت سازمان موفقی باشد و این عدم موفقیت برای سازمانی که مسئول آموزش و پرورش نسل آینده است برای کل جامعه مضر خواهد بود. سوم موضوع مورد اعتراض معلمان عدم مشارکت معلمان در تصمیم گیریهای متمرکز از مشکلات معلمان است. یکی از اهداف آموزش جامعهپذیری یا اجتماعی کردن دانشآموزان است که در فرآیند تصمیم گیری ایجاد میشود. اگر معلمان در تصمیمات آموزشی شرکت داده نشوند دچار تردید میشوند در نتیجه در راستای کارهای آموزشی کوشش نمیکنند. حتی معدود کارهایی که در مدرسه با رای معلمان صورت میگرفت مانند قانون مدیریت انتخابی هم متاسفانه از زمان وزارت آقای فرشیدی تاکنون متوقف شده است.
- این خواستهها که در این سالها معلمان با به جان خریدن زندان و اخراج از کار پیگیر آن شدهاند، تا امروز چقدر محقق شده است؟
متاسفانه پس از سال 85 ما با موج دستگیری، زندان، بازداشت، تبعید، انفصال از خدمت و بازنشستگیهای زود هنگام فعالان تشکلهای صنفی مواجهه شدیم. یکی از خواستههای مهم تشکل صنفی این است که مسئولان اجازه تشکیل جلسات شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان را بدهند که 40 تشکل عضو دارد و از سال 80 تاسیس شده است. چرا که باقی خواستههای معلمان میتواند در سایهی این تشکلها عملی شود. با این حال متاسفانه نه این خواست و نه هنوز خواستههای معیشتی و منزلتی معلمان هیچیک تحقق نیافته است.
- آقای خاکساری به نظرتان چه چیز مانع رسیدن به عدالت اجتماعی مورد درخواست معلمان شده است؟
به نظر من یکی خلا قانون و اجرای قانون است که مانع بزرگی به حساب میآید. دیگری باورهای فرهنگی غلط نسبت به آموزش پرورش است. باورهایی که معتقد است آموزش و پرورش نهادی تولیدی نیست، نهاد آموزش هماهنگ و همساز نیست و شرایط ویژه اقتصادی کشور بر آن تاثیر دارد. در واقع از آنجا که توجه به آنسان که باید به نهاد آموزش و پروش نمیشود، معلمان نیز در تحقق اهداف خود با مشکل مواجهاند.
- درخواستهای معلمان کاملا صنفی و به دور از هیاهوهای سیاسی است؛ با این حال این خواستها و پیگیریها هم با برخورد شدید حکومت مواجه میشود. فکر میکنید دلیل این برخوردها و حساسیتها چیست؟
درست است، متاسفانه نگاه امنیتی به آموزش و پرورش این نهاد را از اهداف خود دور می کند؛ اطلاعات غلط به مسئولان میدهند. در گذشته فعاليتهاي صنفي معلمان، زير شاخههاي احزاب سياسي بودند و فعاليت مستقل نداشتند. اما از سال 80 که تشکل های صنفی فعال شدند بر این مسئله تاکید داشتند که تشکل های صنفی غیر حزبی هستند و در قدرت سیاسی دخالت نمی کنند. در حدود 30 بیانیهای که شورای هماهنگی تشکلهای صنفی صادر کرده بر غیرسیاسی بودن تشکلها تاکید شده است و عملا براین باور هستند ولی متاسفانه برخی مسئولان این باور را ندارند.
سپاس آقای خاکساری و روز معلم مبارک.


