
۶۵ کرسی سرنوشت ساز
بخشی از اقتدارگرایان امیدوار بودند که این بار مجلسی "یکدست" و "گوش به فرمان رهبری" تشکیل دهند. برای همین از یک سال پیش بزرگان خود را به میدان آوردند و با فرمولهای ریاضی تلاش کردند تا همه را زیر چتر جبهه متحد اصول گرایان کنار هم قرار دهند. اما همراهان دولت به الگوی اتحاد تن ندادند و زیر پرچم مصباح یزدی جبههای دیگر را شکل دادند. به باور هر دو گروه راه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم از مجلس نهم میگذرد. برای همین هر دو گروه هر چه که در توان داشتند هزینه کردند تا شاید اکثریت مجلس را در اختیار بگیرند.
اما آنچه که در دور اول انتخابات نمایان شد، پیروزی نیروهای به ظاهر مستقلی بود که مشخص نیست به کدام یک از دو اردوگاه اقتدارگرایان وابستهاند. از مجموع ۲۲۵ نمایندهای که در دور نخست به بهارستان راه یافتهاند، ۹۴ نفر در فهرست هیچ یک از دو جبهه متحد و پایداری نبودهاند.
جبهه متحد اصول گرایان که امیدوار بود اکثریت مجلس نهم را در اختیار بگیرد، در دور نخست انتخابات تنها ۶۴ کرسی اختصاصی را به دست آورده است. اسدالله بادامچیان عضو ارشد حزب موتلفه اسلامی گفته است: "براساس ارزیابی یکی از نهادهای امنیتی از راهیافتگان به مجلس نهم، ۱۷۸ نفر اصولگرا هستند که از میان آنان ۶۴ نفر کاندیدای اختصاصی جبهه متحد و ۹ نفر کاندیدای اختصاصی جبهه پایداری بودند. ۵۰ کاندیدای مشترک بین جبهه متحد و پایداری و ۱۴ کاندیدا هم اختصاصی جبهه ایستادگی بودند. ۳۳ نفر کاندیدای مشترک جبهه متحد و ایستادگی و ۳۵ نفر از اصلاحطلبان به مجلس نهم راه یافتند. ۳۹ کاندیدای مستقل و ۱۷ نامزد اهل سنت دیگر راه یافتگان به مجلس نهم هستند."
این در حالی است که روزنامه تهران امروز تعداد نمایندگان مستقل راه یافته به مجلس را ۹۴ نفر گزارش کرده است. بر اساس گزارش روزنامه تهران امروز، "از میان ۹۴ کاندیدای مستقلی که در این انتخابات موفق به کسب آرای مردمی شدهاند، تعداد ۴۳ نفر از آنها یعنی تقریبا نیمی از آنها گرایشات سیاسی نامشخصی داشته و تعداد ۳۴ نفر آنها دارای مشی اصولگرایانه بوده و در نتیجه به اصولگرایان نزدیکتر هستند. از این تعداد ۳۲ نفر آنها به جبهه متحد اصولگرا نزدیکی موضعی و فکری دارند. ۲ نفر نیز با جبهه پایداری قرابت دارند".
این گزارش میافزاید: "از میان ۱۱۳ نفر کاندیدای راه یافته به دور دوم انتخابات مجلس نهم هم در تهران و هم در شهرستانها تعداد ۳۶ نفر را کاندیداهای مستقل تشکیل میدهند. از این تعداد ۱۸ نفر یعنی نیمی از آنها دارای گرایشات اصولگرایانه میباشند. ۲ نفر از آنها نیز دارای گرایشات اصلاح طلبی بوده و یک نفر نیز به سمت دولتیان گرایش بیشتری دارد. مابقی یعنی ۱۵ نفر باقیمانده نیز شامل کاندیداهایی هستند که گرایشات نامعلومی داشته و در آینده مشخص خواهد شد که به سمت چه جریان سیاسی متمایل میشوند."
اگر این روایت از گرایش نمایندگان راه یافته به مجلس شورای اسلامی را بپذیریم، آنگاه اهمیت دور دوم انتخابات برای هر دو جبهه موجود در اقتدارگرایان نمایانتر میشود. چرا که هر دو تلاش میکنند تا سهم بیشتری از ۶۵ کرسی باقیمانده در مجلس را به دست بیاورند تا برنامههایشان در مجلس را بهتر پیش ببرند.
جبهه پایداری آن گونه که کوچکزاده در مناظره با باهنر عنوان کرده است؛ "خود را هم تیمی دولت میداند که اگر چه نصیحت میکند اما به پای دولت لگد نمیزند." در حالی که در مقابل جبهه متحد اصول گرایان، رقیب خودی را" جریان انحرافی" میداند که به دنبال "یک مجلس گوش به فرمان برای ادامه قانون گریزیها و در اختیار گرفتن صندلی ریاست دولت در سال ۹۲" است.
در واقع تلاش هر دو جریان رقابت برای ساختن مجلسی گوش به فرمان است. در حالی که جبهه متحد اصول گرایان میخواهد مجلسی گوش به فرمان رهبری بسازد، جبهه پایداری هم در تلاش است که مجلسی گوش به فرمان دولت و البته مصباح یزدی تشکیل دهد. برای همین است که محمد حیدری از نزدیکان او و عضو جبهه پایداری گفته است: "حجت شرعی آقای مصباح یزدی برای رای دادن به لیست جبهه پایداری تمام شده است". مصباح یزدی در دور نخست انتخابات مجلس نیز آن گونه که نزدیکان او روایت کردهاند؛ به فهرست سی نفره جبهه پایداری رای داده است.
انتخاب بین فاسد و افسد
البته این همه مشکل درون گروهی اقتدارگرایان نیست که همدیگر را نشانه گرفتهاند و صدای بزرگترهایشان بلند شده که در رقابت انتخاباتی اخلاق و مصلحت را نادیده گرفتهاند. یکی دیگر از مشکلات درون گروهی اقتدارگرایان "ساز مخالفی" است که برخی از نویسندگان با اعلام عدم حضور در انتخابات دور دوم به صدا درآوردهاند.
در دور نخست انتخابات، هنگامی که نامزدهای نزدیک به احمدینژاد از صافی هیاتهای نظارت رد نشدند، برخی از وبلاگ نویسان همراهان دولت را به عدم حضور در انتخابات دعوت کردند. این بار و در حالی که تا پایان تبلیغات انتخابات، فرصتی باقی نمانده بود، وب سایت "نقد از درون تحلیلی" را منتشر کرد که نتیجه نهایی آن دعوت به عدم حضور در انتخابات بود.
این وب سایت در مطلبی با عنوان "دور دوم انتخابات: لزوم تعادل"، که احمد شریعت – آن گونه که پیام گذاران مطلب نوشته اند-، نوشته است، انتخابات دور دوم را انتخاب بین" فاسد و افسد" دانسته است: " مشخص است که در دور اول انتخابات مجلس رویکرد رای دادن ایجابی است، یعنی شما به علت شناخت از کسی به رای میدهید چون لیاقت دارد ولی در دور دوم با محدود شدن دایره انتخابها، دیگر رویکرد سلبی اولویت پیدا میکند. یعنی میدانید چه کسانی نباید به مجلس بروند و بر همین اساس رای میدهید. اما جایی که انتخاب بین افسد و فاسد است وظیفه شرکت در انتخابات معنا ندارد".
این تحلیل در شرایطی منتشر شده است که رهبر جمهوری اسلامی حضور در انتخابات را یک تکلیف دانسته و رسانههای حکومتی تلاش میکنند تا حضور مردم در انتخابات را پشتوانهای برای دور دوم مذاکرات هستهای عنوان کنند.
رقابت برای ریاست بر مجلس گوش به فرمان
هر دو جبهه رقیب اقتدارگرایان این بار پیش از اینکه ترکیب نهایی مجلس مشخص شود، تلاشهای خود را برای در اختیار گرفتن صندلی رئیس مجلس به کار گرفتهاند. رقابت اصلی میان "حدادعادل" و "لاریجانی" روسای مجلس هفتم و هشتم است. جبهه متحد اصول گرایان امیدوار است که بتواند حداد عادل را یک بار دیگر به کرسی ریاست مجلس برساند. بسیاری او را رابط اصلی میان بیت رهبری و نمایندگان مجلس میدانند و معتقدند که انتخاب او به عنوان رئیس مجلس، فرمان صادر شده از بالا است.
حدادعادل چندی پیش تعدادی از نمایندگان راه یافته به مجلس نهم را به یک میهمانی فراخواند تا بیعت آنها را برای ریاست مجلس بگیرد. چند روز بعد هم علی لاریجانی، میزبان نمایندگان مجلس شد تا نشان دهد که حاضر نیست کرسی ریاست خود را به حریف درون جبههای واگذار کند.
هنوز مشخص نیست که ترکیب نهایی مجلس به سود کدام یک از این دو نامزد اصلی ریاست مجلس خواهد بود. اما آن گونه که پیداست جبهه متحد اصول گرایان علاقهمند است که حداد عادل بر جای لاریجانی بنشیند. در همایش انتخاباتی این جبهه که روز چهارشنبه در تهران برگزار شد، مجری برنامه هنگام ورود حداد عادل به محل برگزاری همایش، از حاضران خواست تا برای سلامتی رئیس مجلس نهم صلوات بفرستند.
به نظر میرسد که حامیان دولت هم از ریاست حداد عادل خشنودتر خواهند بود تا اینکه همچنان حضور لاریجانیها را بر مسند هر دو قوه کشور تاب بیاورند. چندی پیش حسین فدایی نامزد مورد حمایت جبهه اصول گرایان حضور دو برادر در راس دو قوه را به مصلحت ندانسته بود. این مسالهای است که حامیان دولت هم چندی است انگشت اشاره خود را به سمت آن نشانه گرفته و معتقدند که برادران لاریجانی در قوه مقننه و قضائیه چوب لای چرخ دولت میگذارند. به باور آنها حداد عادل توصیه پذیرتر است و توان مقابله با خواستهای دولت را ندارد.
اما لاریجانی هم امیدوار است که تیم لابی گریاش در مجلس نهم کار ساز شود و از میان راه یافتگان مستقل که بدون حمایت مستقیم دو جبهه به مجلس راه یافتهاند، یارگیری کند و امکان ادامه ریاست او بر مجلس نهم را هم فراهم کند تا در یک سال باقی مانده به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، هم دولت را کنترل کند و هم زمینه پیروزی همفکرانش در انتخابات ریاست جمهوری را فراهم کند.
لاریجانی میداند که در رقابت میان او و حداد عادل، معدود راه یافتگان نزدیک به اصلاح طلبان، به او رای خواهند داد اما مطمئن نیست که موتلفان پیشینش همچون توکلی و باهنر همچنان جانب او را نگه دارند. برای همین منتظر مانده تا ببیند در دور دوم، ۶۵ نماینده باقی مانده از کدام اردوگاه به مجلس راه مییابند و وزنه را به سمت چه کسی سنگین میکنند.
مستقلهای تعیین کننده
راه یافتگان مستقل به مجلس نهم برای همگان غیر منتظره بوده است. پیروزی ۹۴ نامزد مستقل در دور اول انتخابات و راهیابی ۳۶ نامزد مستقل به دور دوم انتخابات، وزنه نمایندگانی که بدون وابستگی به جریانهای سیاسی به مجلس راه یافتهاند را سنگین کرده است. اما هنوز کسی دقیق نمیداند که این افراد واقعا مستقل و بدون حمایت به مجلس راه یافتهاند یا نامزدهای بینام و نشان حامیان دولت بودهاند که برای در امان ماندن از رد صلاحیت، با پرچم استقلال به میدان آمدهاند.
اگر فرض را بر این بگذاریم که هر ۹۴ نماینده پیروز در دور اول بدون حمایت پنهانی گروههای سیاسی به مجلس راه یافتهاند و حداقل ۱۰ نماینده مستقل دیگر هم در دور دوم راهی مجلس شوند، آنگاه نمایندگان مستقل نقش مهمی را در مجلس عهده دار خواهند شد و هر یک از دو فراکسیون احتمالی جبهه متحد و پایداری تلاش خواهند کرد این نمایندگان را جذب کنند.
چنانچه نمایندگان مستقل به اردوگاه اصول گرایان متحد بپیوندند، محافظه کاران سنتی ایران تحت قیمومیت مهدوی کنی و جامعه روحانیت مبارز اکثریت مجلس را در اختیار خواهند گرفت. اما چنانچه حدس و گمانها در باره وابستگی پنهان نمایندگان مستقل به همراهان دولت واقعیت داشته باشد، آنگاه حامیان دولت بیش از نیمی از کرسیهای پارلمان را در اختیار خواهند گرفت.
در چنین شرایطی حامیان دولت میتوانند امیدوار باشند که تعداد بیشتری از نمایندگان مشترک با جبهه متحد اصول گرایی را با خود همراه کنند و پیروزی در انتخابات را با شیوهای که پیشتر حاکمیت در رقابت با اصلاح طلبان در پیش گرفت،در برابر محافظه کاران سنتی جشن بگیرند و راه رسیدن به ساختمان پاستور برای انتخابات سال بعد را هموار کنند. آنگاه باید منتظر واکنش برنامه ریزان انتخابات بود که وعده داده بودند چنانچه نتیجه انتخابات دلخواهشان نباشد، سالی خونین را رقم خواهند زد.



