شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ -
- 18 May 2013
08 رجب 1434 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۱:۱۵ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
هفت پرده: از سفرصلح دولت آبادی تا «شاعر» تناولی
 جرس: در اولین پرده از محمود دولت آبادی سراغ می گیریم که «کلنل» مانده در چنگ سانسور وزارت ارشاد را به جمع صد نویسنده بزرگ جهان در آمریکا می برد تا پیام صلح مردم ایران را برای آنان بخواند؛ در دومین پرده به نمایشگاه کتاب تهران سرمی زنیم که برخلاف ادعای دولت، چندین ناشر پشت دروازه آن جامانده اند؛ در سومین پرده، نامه محمود گلابدره ای را می خوانیم که از بیمارستان به خانه آمده، اما بی کس وتنها به «آخر خط» رسیده است؛ اعتراض رسانه های تندرو حکومتی به برنامه تلویزیونی «هفت» موضوع پرده چهارم است؛ درپرده پنجم، سفر هنرمندان برجسته سینما به مازندران برای دلجوئی از مهاجرین افغانی را پی گیری می کنیم؛ در پرده پنجم سخنان محسن قرائتی را خطاب به مستند سازان می خوانیم که می گوید نماز خواندن بازیگران را در پشت صحنه به مردم نشان دهید؛ وآخرین پرده گزارشی است از نمایش «شاعر پیچیده در هیچ» پرویز تناولی همراه با آثار پنج هنرمند دیگر ایرانی در موزه معروف «متروپولیتن» نیویورک!

 سفر صلح محمود دولت آبادی به آمریکا
یکی از معروف ترین کتابهائی که در دام سانسور اداره کتاب وزارت ارشاد گیر کرده وناشر آن هم (نشرچشمه) از نمایشگاه کتاب رانده شده و پرونده قضائی برایش تشکیل داده اند، رمان «زوال کلنل» نویسنده سرشناس ایران محمود دولت آبادی است که تاکنون در خارج از کشور، ترجمه های انگلیسی و آلمانی آن انتشار یافته و نامزد دریافت جایزه «بوکر من» آسیا نیز شده است اما در ایران، سالهاست که از سانسور اداره کتاب در وزارت ارشاد خلاصی ندارد. اینک دولت آبادی نا امید از انتشار کتابش در وطن، براي شركت در هشتمين همايش بين‌المللي صداهاي جهاني ادبيات به آمريكا مي‌رود تا همراه صد نویسنده سرشناس از سراسر جهان، پیام صلح ملت ایران را به گوش دنیا برساند!
در اين همايش كه امسال با عنوان «همايش رؤياها» و با هدف برجسته كردن كار نويسندگان از سراسر دنيا و ايجاد گفت‌و‌گو ميان آن‌ها و مخاطبان‌شان از سوي انجمن قلم آمريكا برگزار مي‌شود، بيش از صد نويسنده از پنج قاره‌ي دنيا گرد هم مي‌آيند كه از ايران، دولت‌آبادي براي شركت درآن دعوت شده است. در اين سفر كه ناشر خارجی کتابهای دولت آبادی «انتشارات ملويل هاوس» هم ديگر دعوت‌كننده‌ي آن است، برنامه‌هايي براي اين نويسنده منظور شده كه به معرفي رمان «زوال كلنل» و كتاب‌خواني او اختصاص خواهد داشت.

 

دولت‌آبادی با بيان اين‌كه "من همیشه با چهره و زبان صلح به دنیا سفر کرده‌ام و سفر می‌کنم"، در گفت و گوئی با «ایسنا» اين سفر را خير تلقي کرده و مي‌گويد که اميدوار است بتواند طبق روال هميشگي، چهره‌ي صلح‌آميز ايران و ايراني را به نظر دنيا برساند. اين نويسنده‌ي پيشكسوت با اشاره به وضعيت و شرايط خاصي كه بر كشور و منطقه‌ي ما حاكم است، اميدوار است، با اين سفر ـ تا حدودي كه به يك نويسنده مربوط است ـ در جهت رفع سوء تفاهم‌هاي موجود بكوشد.
سفر دولت آبادی همچنين به دعوت دانشگاه «بن» آلمان و نمايشگاه كتاب ايتاليا در اروپا ادامه خواهد يافت. او دعوت‌هاي ديگري هم از كشورهاي ديگر دارد، كه مي‌گويد به علت طولاني شدن سفر، از رفتن به آن كشورها صرف نظر خواهد كرد. در دوره‌ گذشته‌ي همايش بين‌المللي انجمن قلم آمريكا، نويسندگان مطرح جهاني همچون: اومبرتو اكو، يان مك‌ايوان، ماريو بارگاس يوسا و توني موريسون حضور داشته‌اند.


ناشرانی که پشت درهای نمایشگاه تهران ماندند!
بیست وپنجمین دوره نمایشگاه کتاب درمصلای تهران با سخنان حیرت آور احمدی نژاد در مدح آزادی و زیبائی و عشق افتتاح شد: "هنرنمایشگاه کتاب این است که مرزها وقید و بندها را بردارد و فرصتی را فراهم کند که جان انسانها، اندیشمندان و هنرمندان در یک فضای انسانی زیبا و عاشقانه با هم پیوند بخورند! چه وقت کل بشر به سعادت می رسد؟ زمانی که همه این قید و بندها برداشته شود و همه انسانها همدیگر را دوست داشته باشند"!
رئیس دولت در ایران، زمانی حرف از برداشتن «مرزها و قید و بندها» می زند، که نشر چشمه، نشر اميد فردا، نشر كوير، انتشارات شهيد بهشتي، آهنگ دیگر و طرح نو تنها معدودي از ناشراني هستند كه ناکنون معلوم شده نتوانسته اند جواز حضور در نمایشگاه را بگیرند و این لیست همچنان بلندتر می شود. کار به جائی رسیده که احمدمسجد جامعی وزیر پیشین ارشاد و نماینده کنونی شورای شهر تهران در آخرین نشست این شورا اعلام می کند: "بهتر است در سالروز شوراها یادی ازشهید بهشتی بشود، هرچند جای تاسف دارد که غرفه آثار ایشان در نمایشگاه کتاب جایی ندارد البته برخی ناشران دیگر نیز چنین مشکلی دارند."


کمی آنسوتر، در تقاطع خیابان کریمخان زند و میرزای شیرازی که فاصله ای بسیار اندک با نمایشگاه دارد، یک انتشاراتی وجود دارد که وزارت ارشاد دولت احمدی نژاد اجازه حضور در نمایشگاه را به آن نداده، آنهم به دلایلی که هنوز روشن نیست. معاون فرهنگی وزارت ارشاد که رئیس نمایشگاه کتاب را نیز برعهده دارد، می گوید «نشر چشمه» مشکل قضائی دارد؛ محمد حسینی وزیر ارشاد هم که مدعی است فقط یک ناشر (چشمه) از نمایشگاه بازمانده، توضیح می دهد: "ناشر مربوطه تخلفاتی داشته که پرونده آن در حال رسیدگی است. امیدواریم این مشکل هم در آینده بررسی و برطرف شود. ما خواهان فعالیت همه ناشران هستیم، ولی آنها هم مثل بقیه اقشار باید یک سری ضوابط و مقررات را رعایت کنند."
اما مدیران «نشر جشمه» خود را بی گناه می دانند و معتقدند هیچ کار غیرقانونی نکرده اند، اما چون کسی از مسئولین پاسخگو نیست، ترجیح داده اند همزمان با نمایشگاه کتاب، خودشان نمایشگاهی در محل کتابفروشی شان راه بیاندازند و در سایت خود چنین اطلاع رسانی کنند: "نمايشگاهِ كوچكي داريم از سيزدهم تا بيست و پنجم، در محل كتاب فروشي نشر چشمه به آدرس خيابان كريم خان زند، نبش ميرزاي شيرازي. كتاب ها را به همان ترتيبِ نمايشگاه، با همان تخفيف و با همان شور و هيجان عرضه مي كنيم به كساني كه علاقه دارند محصولاتِ امسال نشر چشمه را هم تهيه كنند؛ منتظرتان هستيم"! نشر چشمه، با وجود حکم تعلیقی که برایش اعمال شده، ۲۷ عنوان جدیدالانتشار دارد که آنها را نیز مانند دیگر کتابهایش با تخفیف 20 درصد به خوانندگان ارائه خواهد داد.
نشر چشمه همان ناشری است که قرار بود کتاب «زوال کلنل» محمود دولت آبادی را چاپ کند، که سانسور شده و به چاپخانه نرسیده است. ناشر چند کتاب توقیف شده دیگر نیز دارد و می گویند همین مسئله که سراغ کتابهای مسئله دار می رود، دلیل اصلی راه نیافتنش به نمایشگاه کتاب است. سيد علي صالحی هم منتظر بود دفتر شعرش بوسیله نشر چشمه در نمایشگاه ارائه شود، اما وقتی خبر محرومیت ناشر را شنید، در گفت و گوئی به خبرگزاری «ایلنا» گفت: "ضمن احترام به ناشران مستقل و شرکت کننده در نمایشگاه کتاب، جهت همدلی با ناشرینی که از حضور آن‌ها ممانعت به عمل آمده یا دچار مشکل شده‌اند امسال به نمایشگاه نخواهم رفت. جفایی که بر ناشران ‌می‌رود عادلانه نیست و از اساس غیر قانونی است."
اگرچه وزیر ارشاد گفته تنها یک ناشر مسئله دار اجازه حضور در نمایشگاه را پیدا نکرده است، اما خبرها حاکی از تعدادی بیش از اینهاست. فاطمه انتظارالمهدي مديرعامل انتشارات كويردر واكنش به تكرار محروميت اين انتشارات از حضور در بيست و پنجمين نمايشگاه كتاب تهران، اين مساله را رسانه‌اي و اعتراض خود را اعلام كرد وگفت: "ما نيز همچون ناشران ديگر در موعد مقرر شده دي و بهمن سال گذشته، براي حضور در نمايشگاه كتاب تهران ثبت نام كرديم و مدارك لازم نيزتمام وكمال به ثبت‌نام‌كنندگان تحويل داده شد كه اكر نقصي در مدارك بود اساسا مدارك را تحويل نمي‌گرفتند. هفته گذشته كه براي در اختيار گرفتن غرفه مراجعه كردم تا فيش غرفه را كه حاوي اطلاعات متراژ و شماره غرفه است، دريافت كنم، بعد ازجستجوي بسيار به من گفتند فيش غرفه براي انتشارات كوير، صادر نشده و اگر اعتراضي در اين‌باره هست، بايد نامه نوشت! در ادامه نامه‌اي نوشتيم، اما متاسفانه دبيرخانه‌ي ارشاد جواب درستي به ما نداد و نامه‌ي ما بدون جواب ماند."
چندی پیش حافظ موسوی مدیر انتشارات «آهنگ دیگر» نیز گفته بود: "این مؤسسه، تخلف فرهنگی و پرونده قضایی ندارد، ولی با این حال به ما گفته می‌شود که صلاحیت حضور در نمایشگاه را ندارید. حالا یک نفر به ما بگوید اینکه صلاحیت نداریم، یعنی چه؟" وی در گفت و گو با خبرگزاری «مهر» درباره توضیحات مدیر کمیته‌ اطلاع‌رسانی بیست‌ و پنجمین نمایشگاه کتاب تهران که درباره عدم حضور این ناشر و دو انتشارات بوتیمار و دفتر شعر جوان در یکی از رسانه‌های کشور منتشر شده است، گفت: "دو سال پیاپی است که از حضور ما در نمایشگاه کتاب ممانعت به عمل می‌آید و با وجود گذشت این مدت، هنوز متوجه علت آن نشده‌ایم." موسوی درتوضیح بیشتر درباره عدم صلاحیت نشر تحت مدیریتش گفت: "به ما هم چنین جملاتی گفته شد. سال گذشته هم همین‌ها را به ما گفتند و اعلام شد که شما صلاحیت حضور در نمایشگاه را ندارید. سال گذشته هم مانند امسال هرچه پیگیری کردیم، به نتیجه‌ای نرسیدیم و پاسخی دریافت نکردیم. بالاخره باید اشکالی باشد که به ما بگویند به این دلیل شما صلاحیت ندارید و نمی‌توانید در نمایشگاه حاضر باشید. این در حالی است که ما حتی پرونده قضایی هم نداریم تا بخواهیم قضیه را از این ابعاد جستجو و پیگیری کنیم. تنها حرفی که در حال حاضر به ما گفته‌اند این است که‌: با حضور شما در نمایشگاه موافقت نمی‌شود و شما صلاحیت حضور در نمایشگاه را ندارید"!
نامه «آخر خط» محمود گلابدره ای
محمود گلابدره ای نویسنده پیش کسوت، پس از مدتی بستری شدن در بیمارستان «الغدیر» تهران، چندروزی است به خانه برگشته، خانه ای که هیچ کس دیگر در آنجا نیست تا از او مراقبت کند. او که به علت مسمومیت، چند روزی در کما ودر بخش مراقبت های ویژه بستری بود، پس از بازگشت به خانه زمین خورد و زمین گیر شد و در نامه ای نوشت: "دیگه رسیدم به ته تهای آخر خط که باید جدا کنم خود جدا شده‌ام را از جو و جفت و جوجه. دیگه می‌خوام خودم جدا کنم این موی روئیده بر این زبون قاچ قاچ شده‌ی خودم رو که از بس گفتم و نالیدم و فریاد زدم از بی‌هیچ کسی و بی‌پناهی و می‌خوام واشم از پیچیدن به هیچ و پوچ"!
این نامه در شرایطی نوشته شده که پس از بستری شدن نویسنده دربیمارستان، وزارت ارشاد و شهرداری تهران برای پرداخت هزینه دوا و درمان او به رقابت لفظی و تبلیغاتی پرداختند؛ اما وعده ها همه توخالی از آب درآمد، تا جائی که پس از چهار روز بلاتکلیفی، بالاخره انجمن ادبیات داستانی پیش قدم شد و هزینه های بیمارستان را پرداخت کرد تا نویسنده بتواند به خانه خالی خود برگردد و بنویسد: "ای اهالی من، ای آدم‌هایی که این قلم‌های سیاه تراشیده و نتراشیده رو هی زدم تو مرکب جام جانم و کشیدم روی کاغذای سپید عمرم و دادم که بدن به دست شما که بخوانید و بدانید که چی کشیدم. ای ناشران، ای اداره‌جات فرهنگی، ای دولتمردان ده دوره دولت مردی تا هزار دوره‌ی دیگه، بدونید من پیرمرد خسته از گم‌کردگی و سرگشتگی این آخرین رمق‌های جونم رو می‌خوام بذارم برای نوشتن چیزایی که تا حالا ننوشتم که واسم از جو و جفت و جوجه مهم‌تره. می‌خوام بشینم روی این زخم بسترم، با همین ضعف جسمی حاصل از خستگی 73 سالگی، با خدایم خلوت کنم و کارنامه‌ی خودم رو به خدای خودم تحویل بدم. انشاالله"!


گلابدره ای در پایان این نامه حق و حقوق چاپ و انتشار همه آثارش را به «علی خلیلی» دوست نویسنده اش واگذار کرده که در این روزهای بی کسی و تنهائی، تنها کس نویسنده شده است. خلیلی در گفت و گوئی با خبرگزاری «فارس» درباره آخرین وضعیت نویسنده ای که شاگرد جلال آل احمد خوانده می شود، گفته است: "گلابدره‌ای قبل از تعطیلات فاطمیه از بیمارستان مرخص شد اما چهارروز متوالی در بیمارستان بلاتکلیف بود چون هیچ مرجع و مکانی برای پیگیری کار او و ترخیص او از بیمارستان مراجعه نکرد؛ تماس‌های ما هم بی نتیجه بود تا روز شنبه. ما ابتدا برای پرداخت هزینه‌ها از طریق شهرداری وارد شدیم اما علی‌رغم مصاحبه آقای سرسنگی مدیر خانه هنرمندان وخبر حمایت شهرداری از ایشان، هیچ کاری انجام نشد. ما را به معاونت هنری ارشاد آقای شاه‌آبادی ارجاع دادند که آنجا هم کاری برای گلابدره‌ای انجام ندادند و در نهایت در آخرین ساعات روز شنبه بنیاد ادبیات داستانی هزینه‌ها را پرداخت کرد و گلا‌بدره‌ای را به خانه آوردیم."

خلیلی در مورد شرایط زندگی نویسنده «اسماعیل، اسماعیل» اظهار داشت: "هم اکنون گلابدره‌ای در همان منزل محقر بدون غذا، بدون پرستار و حتی بدون امکانات اورژانسی برای بیمار، ساکن شده و فقط دوستانش گهگاهی زنگ می‌زنند و پیگیر احوال او هستند؛ ولی از نهادهای دولتی هیچکس بعد از ترخیص پیگیر حالش نبوده است." به گفته خلیلی، گلابدره‌ای به خاطر بیماری طولانی، ضعف جسمانی شدیدی دارد و چون درخانه تنها بوده، در اثر زمین خوردن دچار آسیب و مشکل بیشتری هم شده است. او می افزاید: "با این وضعیتی که پیش می‌رود سازوکار حمایت از هنرمندان خیلی سخت و مشکل است و باز هم درمورد سرای سالمندان هنر تاکید می‌کنم که بهترین گزینه برای هنرمندانی است که هم اکنون بیمار هستند و خانواده‌ای را ندارند؛ اگر قرار باشد برای هر نفر چنین وضعیتی را به راه بیافتد، هم اهانت به شخصیت اوست و هم پرستاری مداوم از او غیرممکن است؛ چون این افراد بعد از سالها تلاش برای هنر این مملکت حق دارند در دوران کهولت سن از حداقل‌های امکانات اورژانسی برخوردار باشند"!
اعتراض رسانه های حکومتی به برنامه «هفت»
برنامه تلویزیونی «هفت» که جمعه ها به بررسی مسائل سینمائی ایران می پردازد، در سومین سالگرد خود گفت وگوئی با فیلمساز کهنه کار و نامدار ایرانی «داریوش مهرجوئی» داشت که این روزها آخرین فیلم او «نارنجی پوش» روی پرده سینماها به فروشی نیم میلیارد تومانی در اولین هفته دست یافته است. مصاحبه فریدون جیرانی مجری و تهیه کننده «هفت» با مهر جوئی و قبل از آن، گفت وگوی چالشی او با «مسعود ده نمکی» در مورد فیلمهای انقلابی و سیاسی و جنگی، رسانه های حکومتی را خوش نیامد، تا جائی که طی نامه ای تند و انتاد آمیز به عزت اله ضرغامی رئیس صدا و سیما، به جریان روشنفکری در سینمای ایران تاخته وخواستار مناظره با جیرانی در برنامه «هفت» شدند. در بخشی ازاین نامه آمده است:
"آقای ضرغامی! نشنیدید که در برنامه‌ هفت، گفتمان "اسکار پرستی" و "حمام آفتاب گرفتن زیر نخل طلا" کنداکتور تلویزیون حکومتی را پر کرده‌است؟ ندیدید که برخورد آقای جیرانی در مواجه با کارگردانان انقلابی چقدر با مواجهه ایشان با هم‌فکرانش همچون سیروس الوند و داریوش مهرجویی متفاوت است؟ ادبیات "سیب و سلما نفروخت، پس متدینین کجایند؟" را چطور؟ راستی چرا آقای مجری، "قلاده‌های طلا" و پرفروش شدن آن را نشان پررنگ بودن یک دیدگاه و طبقه در جامعه نمی‌گیرد؟ نکند آن هم از نظر ایشان تنها یک فیلم جاسوسی و قهرمان محور است؟ اصلاً مجری یک برنامه‌ی سینمایی مگر می‌تواند در باب اکثریت یا اقلیت بودن برخی طبقات اجتماعی و تضعیف عامل مذهب و سنت در جامعه نظر صائبی داشته باشد؟ آیا در این زمینه‌ها کارشناسان خبره‌ای وجود ندارد؟...اصلاً چرا مجری برنامه‌ "هفت" این همه در باب ناکام بودن سینمای دفاع مقدس اصرار دارد؟"
معترضین خواستار مناظره با جیرانی شده ونوشته اند: "از آنجا که فرجام این بحث در باب سینمای ایران را همچنان ناتمام می‌دانیم و انتظار داریم در قبال بی‌اخلاقی صورت گرفته، وقتی برای پاسخ‌گویی نمایندگان جریان ارزشی منتقد به سینما برای پاسخ‌گویی به شبهات ایجاد شده و تنویر افکار عمومی فراهم شود، از دست اندرکاران برنامه "هفت"، آقای جیرانی و همفکرانشان دعوت به مناظره می‌کنیم تا در فضایی عادلانه، نمایندگان این دو جریان نظرات خود را در باب اوضاع سینما برای مردم شرح داده و وجدان‌های آگاه خود در این موضوع قضاوت کنند. به همین منظور آقایان "مجید شاه حسینی" و "وحید جلیلی" به عنوان نمایندگان جریان ارزشی منتقد به سینما، برای مناظره با نماینده‌ جریانات دیگر در یک ویژه برنامه مستقل پیشنهاد می‌شوند. امید است که رسانه ملی با عملکرد صحیح خویش ثابت کند که علاقه‌مند به تبیین شایسته اوضاع و مشکلات سینمای ایران و نیز جامه عمل پوشاندن به مطالبه مقام معظم رهبری در باب کرسی‌های آزاداندیشی است و در این باره، حاضر به جانب‌داری از یک جریان خاص نیست. بدیهی است که رد پیشنهاد مناظره، افکار عمومی را به نتایجی قابل پیش‌بینی در قبال میزان صداقت دست اندرکاران برنامه "هفت" و مسئولین سیمای جمهوری اسلامی خواهد رساند. والسلام."
امضاکنندگان این نامه که خبرگزاری «فارس» آنرا منتشر کرده، عبارتند از سایت‌ها و خبرگزاری‌های: جهان نیوز/ نسیم‌آنلاین/ رجانیوز/ مشرق‌نیوز/ تریبون مستضعفین/ شبکه خبر دانشجو/ آوینی فیلم/ خبرنامه دانشجویان/ 598/ برهان/ مطالبه/ جوان‌آنلاین؛ و همچنین ماهنامه سینما رسانه/ ماهنامه راه/ ماهنامه زمانه/ روزنامه جوان/ هفته‌نامه‌ یالثارات/ هفته‌نامه 9دی/ مرکز راهبردی جبهه فکری انقلاب/ دبیرخانه جایزه سینمایی انقلاب اسلامی/ دبیرخانه دائمی جشنواره مردمی فیلم عمار/ گروه فرهنگ و ادب پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
سفرسینماگران به مازندران برای دلجوئی از افغانیها!
محدودیتهائی که مسئولین دولت احمدی نژاد در اصفهان و مازندران برای افغانیهای ساکن این استانها بوجود آوردند، با عکس العمل انسانی چند تن از سینماگران شناخته شده کشورمان روبرو شد؛ تاجائی که اصغر فرهادی فیلمساز برجسته ایرانی و برنده جایزه اسکار، همراه با داریوش مهرجوئی، علی مصفا، لیلا حاتمی، نیکی کریمی و مانی حقیقی، اعلام کرده اند برای همدلی و دلجوئی از افغانیها، به زودی به مازندران سفر خواهند کرد و ضمن گفت و گو با مهاجران، آثار خود را نیز برای آنان به نمایش خواهند گذاشت.
اصغر فرهادي در این مورد مي‌گويد: "انداختن علت ناامني و بيكاري به گردن مهاجران، فرار از پذيرش مسووليت است." او كه اين روزها در حال فراهم كردن مقدمات ساخت فيلم بعدي‌اش در پاريس است، در واكنش به رفتارهاي ناشايست اخير با مهاجران افغان در ايران، بر آن شده تا چند روزي به كشور بازگردد و با نمايش فيلم و برگزاري جلسات نقد و بررسي در ميان مهاجران افغان، همدلي خود را با آنان اعلام كند. فرهادی در این مورد به روزنامه «شرق» گفته است: "چنين رفتارهاي ناشايستي با مهاجران در ايران براي كشوري كه خود يكي از بالاترين آمار مهاجران را در كشورهاي ديگر جهان دارد، تلخ است."
فرهادی در سال‌هاي دور ودرمجموعه تلويزيوني «داستان يك شهر» نيز، با اختصاص دو قسمت از اين مجموعه به مهاجران افغان كه با نام «افغاني» از شبكه تهران پخش شد، به مشكلات و مسايل روزمره مهاجران پرداخته بود. اینک، پس از اینکه مقامات استانی در اصفهان در روزسيزده‌بدر ورود افغان‌ها را به بهانه حفظ امنيت به پارک «صفه» ممنوع اعلام کردند و سپس در نوشهر آنان را از حضور در شهر به دليل رفت و آمد توريست‌ها بازداشتند، فرهادي تصمیم گرفته ۲۲ و ۲۳ ارديبهشت در جمعي متشكل از شهروندان ايراني و مهاجرین افغانی، پس از نمايش «جدائی نادر از سیمین» با آنان به گفت‌وگو بنشیند و دلجوئی کند.
«شرق» همچنین خبرداد که داريوش مهرجويي، ماني حقيقي، ليلا حاتمي، نيكي كريمي، علي مصفا و جمع ديگري از هنرمندان در اقدامي حمايتي و براي همدلي با مهاجران افغان به استان مازندران سفر خواهند كرد.
چندي است كه مساله سختگيري براي مهاجران افغان‌ آن هم از سوي مسوولان شكل ديگري به خود گرفته است و استان مازندران مي‌خواهد پيشقراول اخراج آنان از ايران باشد. اما هنرمندان كه در اين مسايل معمولا به عنوان نبض تپنده جامعه عمل مي‌كنند، در اين راه پيشقدم شده‌ ونسبت به اين اتفاق واكنش نشان داده‌اند و قصد دارند با حضور در شهرهاي مختلف و در بين افغان‌هاي مقيم ايران جلوي خدشه‌دار شدن چهره كشور را با اين حركت‌هاي نادرست بگيرند.
ماني حقيقي كارگردان مطرح، از كساني است كه به اين مساله واكنش نشان داده است، به گونه‌اي كه قصد دارد فيلم «مهرجويي: كارنامه چهل‌ساله» را با همراهي «داريوش مهرجويي» و جمع ديگري از بازيگران و همكاران شناخته شده سينماي ايران كه در فيلم‌هاي مهرجويي حضور داشته‌اند، به شهرهاي مختلف مازندران ببرد و با حضور افغان‌هاي مقيم اين شهرها به نمايش بگذارد. در اين همدلي و حركت نمادين، ليلا حاتمي، علي مصفا، نيكي كريمي و جمع ديگري از بازيگران و همكاران فيلم‌هاي متعدد داريوش مهرجويي آنان را همراه خواهند بود. هرچند هنوز زمان اين سفر مشخص نشده است، اما ماني حقيقي در اين زمينه مي‌گويد: "ما به دنبال مكان‌هايي براي نمايش اين فيلم در شهرهاي مختلف اين استان هستيم و قصد داريم براي همه و به‌خصوص شهروندان افغان اين فيلم را نمايش دهيم و خودمان در كنارشان حضور داشته باشيم تا اعتراض‌مان را به اين تصميم مطرح كنيم. مابراي ايجاد ايراني آبادتر، نياز داريم به خواهران و برادران افغان‌مان اجازه كار، اقامت، تحصيل دانشگاهي و بيمه و مسكن بدهيم."
واكنش هنرمندان سینما، پاسخی است به سخنان تقي شفيعي مديركل اتباع خارجي استان مازندران که با اشاره به مصوبه اخراج تبعه افغان از اين استان گفته است: "اين مصوبه يك فرصت طلايي براي مازندران در راستاي پاكسازي استان از اتباع بيگانه است و امروز ديگر حضور افغان‌ها براي مازندران يك تهديد به شمار مي‌رود." پيش از اين احمدرضا شفیعی مسئول كمیته انتظامی ستاد تسهیلات سفر در استان اصفهان نیزبه خبرگزاری محلی «ایمنا» گفته بود: "به منظور رفاه شهروندان، نیروهای این کمیته با همکاری پلیس امنیت و اداره اماکن در روز سیزده فروردین از ورود افاغنه به پارک کوهستانی صفه جلوگیری می‌کنند." انتشار این خبر با اعتراض‌ شدید مردم در داخل و خارج از کشور روبرو شد.
قرائتی: نماز خواندن بازیگران را نشان دهید!
محسن قرائتی دبیر ستاد اقامه نمازضمن بیان این مطلب که "نماز خواندن در بین فوتبالیستهای قطری از فوتبالیستهای ما بیشتر نمایان است" تصریح کرد که باید در همه جا، اثر نماز را ببینیم و به سازندگان فیلمهای مستند گفت: "باید درتولید فیلمهایتان از نماز تکریم شود؛ اینکه چه آدمی با چه قیافه‏ای و چه سابقه‏ای در فیلمها نماز می‎خواند مهم است. پشت صحنه فیلمها یعنی نشان دادن نمازخواندن بازیگران و عوامل فیلم هم مهم است. باید یک تحول علمی و هنری در ساخت فیلمهای با موضوعات نماز بشود".
قرائتی این سخنان را نهم اردیبهشت ماه، در نشست مسئولان ستاد اقامه نماز با مستند سازان و تعدادی از مسئولان فرهنگی کشور در سازمان تبلیغات اسلامی بیلان کرد. این نشست برای ترویج فرهنگ اقامه نماز با استفاده از قالبهای هنری، ساخت فیلمهای مستند و تجربی با حمایت ستاد اقامه نماز برگزارشده بود تا شیوه‏های حمایتی از فیلمسازان اعم از حمایتهای مالی و پشتوانه‎های ستادی برای ساخت چنین آثاری را مورد بحث و بررسی دهد. در این نشست، قرائتی ضمن بیان اینکه از ما انتظار بودجه نداشته باشید، به مستند سازان گفت: "هیچ یک از عبادات اسلام با هیاهو و اعلان صریح همراه نیست مگر حج و نماز که در آن جماعت با موج خاصی آن را اجرا می‎کنند. توجهی که اسلام به نماز داشته چنین است که اولین کاری که خدا برای اسلام کرده خانه کعبه را ساخته است و اولین کاری که پیامبرهم کرد مسجد ساخت. در قرآن آمده که از امکاناتی که در اختیار شما قرار دادیم هرکسی در حد توان خود برای اقامه نماز خرج کند. مثلا اقامه نماز حتی در بین فوتبالیستهای قطری از فوتبالیستهای ما بیشتر نمایان است. آنها روی چمن نماز می‏خوانند ولی فوتبالیستهای ما در ملأ عام نماز نمی‏خواند. باید در همه جا، اثر نماز را ببینیم."
قرائتی افزود: "در فیلمهایتان آدم مثبت باید نمازخوان و آدم منفی تارک نماز باشد. ما هم به اندازه وسعمان به شما کمک می‏کنیم، اما کارها باید مانند عشق مادر به فرزند خودجوش انجام شود و چاه باید خودش آب داشته باشد نه اینکه سطل سطل درآن آب ریخت. باید درتولید فیلمهایتان از نماز تکریم شود، اینکه چه آدمی با چه قیافه‏ای و چه سابقه‏ای در فیلمها نماز می‎خواند مهم است. پشت صحنه فیلمها یعنی نشان دادن نمازخواندن بازیگران و عوامل فیلم هم مهم است. باید یک تحول علمی و هنری در ساخت فیلمهای با موضوعات نماز بشود."
شاعر تناولی در موزه متروپولیتن
موزه معروف «متروپولیتن» در نیویورک، «شاعر پیچیده در هیچ» مجسمه ساز نامدار ایرانی پرویز تناولی را همراه با آثاري از پنج هنرمند دیگر ایرانی در نمایشگاه ویژه ای به تماشا گذاشته است که این نمایشگاه تا نیمه شهریورماه آینده ادامه خواهد داشت. در این نمایشگاه که آثار سه نسل از هنرمندان ایرانی را در بر می گیرد، هفت اثر از پرویز تناولی، منیر فرمانفرماییان شاهروردی، YZ کامی، شیرین نشاط، افروز عمیقی و علی بنی صدر درمعرض دید علاقه‌مندان به هنر ایران قرار داده شده است.


موزه «مترو پولیتن» در نیویورک، بخش‌های مختلفی دارد که پرویز تناولی دوسال پیش یکی از آثار مجموعه "شاعر" خود به نام «شاعر پیچیده در هیچ» را به بخش هنرهای اسلامی این موزه اهدا کرده و اینک همین اثر در کنار آثار دیگر هنرمندان ایرانی، در نمایشگاه ویژه ای به معرض تماشا گذاشته شده است. تناولی چند سالی است که نیمی از سال را در ایران و نیمی دیگر را در کانادا زندگی می کند. خانم فرمانفرمائیان مقیم ایران است و بقیه مقیم آمریکا و کانادا هستند. این نمایشگاه باعنوان«هنر معاصر ایران، از مجموعه دائمی در متروپولیتن» برپا شده و اثاری را در بر می گیرد که هنرمندان در طول بیست سال گذشته به این موزه ذهدا کرده اند.
منیر فرمانفرماییان شاهرودی مسن ترین عضو این گروه متولد 1303 ویکی از زنان هنرمند پیشرو کشور ما به شمار می رود. او بیش از پنج دهه است که به صورت حرفه‌ای در هنر معاصر ایران فعالیت می‌کند و در کارهایش با ترکیبی از نقاشی سنتی روی شیشه، موزاییک و آینه اصول هندسه اسلامی با مفاهیم مدرن مینیمالیسم را به اجرا درمی‌آورد. "پرواز دلفین" نام اثری است که فرمانفرمائیان در نمایشگاه موزه متروپولیتن ارائه کرده و مجموعه ای از صدها قطعه آینه در یک سطح دو بعدی است. کامی نیز دیگر هنرمند ایرانی است که در آمریکا زندگی می‌کند و در این نمایشگاه دو اثر از او به نمایش درآمده، بیشتر آثار این نقاش پرتره های انسانی هستند و او بیشتر چهره افراد ناشناس را به تصویر می‌کشد تا انسانهای مشهور.
زنان محجبه، عکسی است که از شیرین نشاط در این نمایشگاه ارائه شده؛ افروز عمیقی که در نیویورک زندگی می‌کند، اثری را در این نمایشگاه ارائه کرده که الگوهای گیاهی و هندسی پل معاصر را با استفاده از منابع هنری ایرانی، عثمانی و اندلس به تصویر کشیده است. علی بنی صدر نیز اثری با محتوای جنگ ایران و عراق به تصویر کشیده است. نمایشگاه آثار هنرمندان ایرانی، تا 13 شهريور (سوم سپتامبر) در گالري «هاكوب كوُركيان» موزه متروپولیتن دایر خواهد بود. «توماس كمپل» مدير موزه متروپوليتن در بروشور نمایشگاه، از آن به عنوان «فرصتي ويژه براي ديده شدن هنر مدرن و معاصر ايران» یاد کرده است.

 

ارسال به :