یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ -
- 22 Oct 2017
01 صفر 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
گفت و گو با ناهید توسلی؛ تفکیک جنسیتی بزرگترین توهین به زنان و مردان است
گفت و گو با ناهید توسلی؛ تفکیک جنسیتی بزرگترین توهین به زنان و مردان است
 جرس: بحث پیرامون تفکیک جنسیتی در ایران یکی از مسائلی است که این روزها بیش از گذشته به آن پرداخته می شود، دختران و پسرانی که باید در دانشگاه ها از یکدیگر جداسازی جنسیتی شوند، حال این که آیا این جداسازی سیاسی، اجتماعی یا هر دو است جای سوال دارد. بسیاری از ارائه کنندگان چنین طرح هایی، یا مدافعان آن در مجلس شورای اسلامی، زنان هستند. طرح هایی چون تفکیک جنسیتی بیمارستان ها، دانشگاه ها، محیط های عمومی و جدیدا حتی مهد کودک ها. پشت پرده ی ارائه و اجرای چنین طرح هایی چیست؟

 ناهید توسلی، نویسنده، پژوهشگر و کنش‌گر مسائل زنان و مدیر مسئول ماهنامه ی ادبی، فرهنگی و هنری «نافه» در گفتگو با جرس یادآور می شود «تفکیک جنسیتی، به هر بهانه موجه یا غیرموجهی که صورت بگیرد، بزرگترین توهین و اهانت، هم به زنان و هم به مردان است. نظام مرداندیش و پدرمحورانۀ جهان خود را کفیل مردم (بخوانید بیشتر زنان،) میداند و خود یکسویه و یکجانبه اقدام به ارزشگذاریهای زنانه/ مردانه میکند و براساس آن قوانینی را که هیچ پیامبری در هیچ دینی به آن توصیه نکرده است تحمیل جامعه میکند! آیا به جای یافتن «علت» و تکلیفی برای آن روشنکردن، باید به «معلول» پرداخت؟»

در ادامه، گفتگوی جرس با ناهید توسلی را می خوانید:


در ماه های اخیر بیش از گذشته بر تفکیک جنسیتی میان دولتمردان بحث و گفتگو در گرفته و به مرحله ی اجرا در برخی از محیط های عمومی و دانشگاه ها رسیده است، به نظر شما هدف سیاستگذاران از این تفکیک جنسیتی چیست؟
این پرسش نخست شما، بهزعم من، پرسشی بحثانگیز است.
از آنجا که من نمیتوانم نیتخوانی کنم که چرا جمهوری اسلامی تاکید بر رعایت تفکیک جنسیتی و عملیشدن آن در جامعۀ ایران دارد، به ویژه در دانشگاهها، که معمولا افراد مجرد و متاهل بزرگسال، که بیشک نیک و بد را از هم تمیز میدهند و ظاهرا دغدغۀ انگیزههای جنسی/ جنسیتی، [که بیشک این تفکیک به آن دلیل حتما صورت میگیرد] نیز ندارند، آنگونه که نوجوانان و جوانان به آن مُتَهَماند، و میخواهند با هدف ادامه تحصیلات عالیه، که بخش اعظم آن یادگیری علوم جهانی نو و تازه در جهان هزاره سوم و پژوهش و تبادل آراء و نظر در بارۀ آن است؛ آنچه قرآن هم به آن توصیه کرده است مانند: «قل للمومنين يغضوا من ابصارهم ويحفظوا...»، به رشد فکری و ذهنی خود بپردازند.


به ایندلیل گفتم پرسشی بحثانگیز، که اساساً این پرسش، میتواند پرسشی «سیاسی» هم تلقی شود. و من نیز چون به دلیل کنشگری در حوزۀ حقوق برابر و عادلانه زنان، آن هم به ویژه در اسلام، کار دیگری نمیدانم و بلد نیستم و با «سیاست» (منظورم کنشگری سیاسیست و نه درک و شعور سیاسی) هیچ نسبتی، نه تنها ندارم بلکه دوست هم نمیدارم و هیچگاه هم وارد حوزۀ آن نشدهام، بنابراین توان پاسخگویی به پرسش شما را اگر در پی پاسخی سیاسی از من باشید ندارم و باید توصیه کنم که مصاحبهتان را با کسانی انجام دهید که همه چیز را «سیاسی» میبینند و الیماشاالله تعدادشان نیز کم نیست این روزها!
نخست میخواهم برای تائید این نظرم، به چند خبر و نقطهنظر در مورد مقولۀ «تفکیک جنسیتی در دانشگاهها» که در برخی از سایتهای داخل کشور آمده است اشاره کنم تا شاید حالا که من توان «نیتخوانی» ندارم شما، خود این زحمت را تقبل بفرمایید:
(1)
[... علمی کریمی فیروزجایی عضو کمیسیون آموزش مجلس امروز دوشنبه 30 خرداد ماه [90] در گفتگو با خبرنگار مهر عنوان کرد که وزیر علوم، تحقیقات و فناوری بر عملی شدن تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها از مهر ماه سال جاری و با آغاز سال تحصیلی تاکید دارد. وی اضافه کرد: بحث تفکیک جنسیتی مورد موافقت اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی قرار گرفته است و با آغاز سال تحصیلی از مهرماه، تفکیک جنسیتی در دانشگاههای کشور صورت میگیرد. این نماینده مجلس افزود: در این خصوص تمام سلفسرویسها، اتوبوس ها، فضاهای تازه تاسیس و حتی کلاس های درسی تفکیک جنسیتی خواهند شد. [...] به باور کریمی، حتیالامکان باید از اختلاط بی‌مورد دانشجویان دختر و پسر جلوگیری شود و این سیاستی است که خانواده ها، مجلس، روحانیت و علاقهمندان به نظام و مراجع تقلید بر روی اجرای آن تاکید دارند.


سعدالله نصیری قیداری دیگر عضو و سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس در گفتگو با خبرگزاری مهر به شرح کامل ماجرای بررسی تفکیک جنسیتی در این کمیسیون اشاره کرد و گفت: وزیر علوم در انتهای جلسه هفته گذشته کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس که در ارتباط با بررسی دانشگاه ایرانیان برگزار شده بود به سوال یکی از اعضای این کمیسیون در خصوص تفکیک جنسیتی اینگونه پاسخ داد که "اگر تعداد دانشجویانی در یک کلاس به 60 نفر برسد و ما این کلاس را در موارد ممکن به دو گروه دختر و پسر تقسیم کنیم، آیا اشکالی دارد؟" که اعضای کمیسیون با گفتن یک "نه" جواب مثبت به سوال وزیر علوم دادند. [...] این عضو کمیسیون آموزش مجلس در پاسخ به سوال خبرنگار مهر که اگر تعداد دانشجویان یک کلاس کمتر از این تعداد بود تکلیف چیست تاکید کرد: منظور وزیر علوم این نبود که کلاسها از اول مهر ماه به طور کامل تفکیک شود بلکه تنها کلاسهایی که با تعداد بالای دانشجویان برگزار می شود نظر وزیرعلوم بود و اگر کلاسی باشد که در آن به طور مثال 5 دانشجوی دختر و 40 دانشجوی پسر وجود دارد اصلاً نمی توان تفکیک انجام داد زیرا کلاسی با 5 دانشجو را به هیچ عنوان نمی توان برگزار کرد و تفکیک جنسیتی در این مواقع معنا ندارد.

(2)
مديركل دفتر نظارت و ارزيابى وزارت علوم گفت: وزارت علوم تنها در مواردي كه متقاضي تأسيس دانشگاه دخترانه يا پسرانه وجود داشته باشد با بررسي شرايط منطقه و ضوابط قانوني، مجوز راهاندازي اينگونه دانشگاهها را صادر ميكند. [...] "رضا عامري" مديركل دفتر نظارت و ارزيابي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، اظهار داشت: ايجاد موسسات آموزش عالي غيردولتي ويژه بانوان در مكانهايي كه اين تقاضا وجود دارد، با نظر مثبت مورد بررسي قرار ميگيرد.
وي با رد برخي مطالب دربارۀ تفكيك جنسيتي دانشجويان كه در برخي نشريات و رسانهها آمده است، افزود: طرح تفكيك جنسيتي دانشجويان بحثي بود كه از قبل مطرح بوده اما آنچه اكنون در وزارت علوم دنبال ميشود آن نيست كه برخي دانشگاهها به دخترانه و پسرانه تبديل شوند بلكه بحث اين است كه به تناسب نيازهاي جامعه و با توجه به وضعيت يك شهر و جغرافياي آن، اگر از سوي موسسات آموزش عالي غيردولتي تقاضايي براي ايجاد دانشگاه دخترانه، وجود داشت، وزارت علوم آن را با نظر مثبت بررسي ميكند و به تناسب منطقه و بنا بر بررسيها، به آن تقاضا پاسخ ميدهد. [...] بهطور مثال در برخي شهرهاي مذهبي، تقاضاهاي زيادي در اين زمينه وجود داشته و دارد و بسياري از خانوادهها علاقهمند هستند تا فرزندانشان در دانشگاههاي جداگانهاي تحصيل كنند و ما هم بر اساس نياز آن منطقه، با تقاضاي آنها براي تاسيس دانشگاه دخترانه موافقت ميكنيم البته اين طرح هنوز در وزارت علوم قطعي نشده و به تصويب نرسيده است كه بخواهيم به تمام دانشگاهها تعميم بدهيم .عامري اجراي اين طرح را منوط به بررسي ها و مطالعات همه جانبه و در نظر گرفتن پيچيدگي هاي آن دانست و گفت: اجراي اين طرح در كوتاه مدت امكانپذير نيست. [...] اجرايي شدن اين طرح، نيازمند امكاناتي از قبيل استاد و دانشگاه هاي مخصوص است هر چند ايجاد موسسات آموزش عالي غير دولتي ويژه بانوان در مكان هايي كه اين تقاضا و شرايط اجراي آن وجود دارد، با سرعت و نظر مثبت مورد بررسي قرار خواهد گرفت. وي درباره آثار مثبتي كه اجراي اين طرح مي تواند در پي داشته باشد، نيز اظهار كرد: تحقيقاتي بروي اين مسئله صورت گرفته و درباره جنبه هاي مثبت و احياناً منفي آن، بايد بررسيهاي بيشتري انجام شود. با يك كار تحقيقاتي قوي، ميتوان بر روي آثار مثبت و منفي اين طرح اظهار نظر كرد.
قائم مقام معاونت آموزشي وزارت علوم ابراز عقيده كرد: بر اساس مباحث اجتماعي، فرهنگي و جامعه شناسي بايد تحقيق و بررسي بيشتري بر روي اين طرح به صورت همگاني انجام شود اما آنچه مسلم است اين كه تقاضاهايي در جامعه براي اجراي اين طرح وجود دارد كه بايد به آنها پاسخ مثبت داده شود. [...] با انجام اين تحقيقات، مشخص شود كه آيا اجراي اين طرح بر اساس فرهنگ ملي و مذهبي ايران بايد لزوماً به صورت فراگير انجام شود يا بر اساس اولويت هايي بايد صورت گيرد.


(3)
«آیت‌الله ‌علم‌الهدی [امامجمعه مشهد] گفت: طرح "تفکیکجنسیتی در دانشگاه‌ها" به طرح "صیانت از خواهران"‌ تغییرکند.‌
آیت‌الله سیداحمد علم‌الهدی در گفت‌وگو با فارس در مشهد در ارتباط با طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌های کشور و اجرایی‌شدن این طرح اظهار داشت: در حال حاضر این طرح در شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها مورد بررسی قرار گرفته است که بر این اساس هفته آینده این طرح به تصویب قطعی می‌رسد. [...]این مسئله به عنوان نخستین موضوع در شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها در حال بررسی است که با قطعی‌شدن این طرح در شورای اسلامی‌شدن دانشگاه‌ها و شورای انقلاب فرهنگی، دانشگاه‌ها موظف به اجرای این طرح در دانشگاه‌ها هستند.

این عضو خبرگان رهبری در ادامه به عنوان این طرح، با عنوان تفکیک جنسیتی انتقاد کرد و گفت: این عنوان برای اجرای این طرح مناسب نیست چرا که ما انسان هستیم و نام‌گذاشتن این طرح با این عنوان مناسب نیست. [...] بر این اساس باید عنوان‌ طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها به طرح صیانت از خواهران در دانشگاه‌ها تغییر کند.


(4)
مخالفت سایت رجانیوز با تفکیک جنسیتی دانشگاهها/نباید در زمین مشایی بازی کنیم
سایت رجانیوز در یادداشتی نوشت:
وقتی بناست تمرکز بر شکاف‏های اجتماعی موضوعیت پیدا کند، آن‏گاه حاشیه‏ سازی باید به بهانه‏ های مختلف در دستور کار قرار بگیرد. آن‏گاه دیگر پاک‌دست بودن همه اعضای دولت ارزش نیست. بلکه حضور کسانی که شائبه‏ های اقتصادی نیز در خصوص‌شان مطرح است، برای میداندادن به حاشیه‏ ها خود اهمیت دارد. برای شکل‏گیری شکاف‏ها باید دو سوی افراطی ایجاد شود. در یکسو همه طرفدار دیوارکشی میان کلاس‏های دانشگاه‏ها باشند و در سوی دیگر همه طرفداری آزادی دختر و پسر. این دو افراط که بازی‏گرانی نیز می‏خواهد زمینه توسعه شکاف و دوگانگی را در جامعه فراهم می‏کند. در یک سو همۀ مخالف مطلق موسیقی تلقی می‏شوند و در سوی دیگر برخی معتقدند موسیقی حتی مسیر رسیدن به کمال را فراهم می‏کند. در یکسو برخی رنگ مشکی حجاب و مدل کنونی چادر را تنها مدل ممکن می‏دانند و در سوی دیگر برخی چادر مشکی را رهاورد عیاشی‏های شبانه معرفی می‏کنند. این دوگانگی‏ها جامعه را به دو قطب تقسیم می‏کند که دولت و احمدی‏ نژاد نماینده و پرچمدار یک قطب آن خواهند بود.
چاره در این میان نیافتادن در بازی طراحی شده طیف مشایی است. نباید در یک سر دوقطبی‏ ها بازی کرد. نباید در مقابل افراط، نماینده تفریط شد. در عین حال نباید در مقابل تفریط، نماینده افراط شد. طیف ارزشی انقلاب نباید پازل مشایی را کامل کند. باید موضع صحیح را عالمانه تبیین کرد. باید به گونه‏ای عمل کرد که قضاوت طیف خاکستری از انتقادهایی که مطرح می‏شود، قضاوتی منطقی باشد. نه اینکه خواص هم به واسطه انتقادهای افراطی و احساسی و نادرست در جبهه یاران مشایی قرار بگیرند.


(5)
«دست مریزاد زیباکلام برای توقف تفکیک جنسیتی
صادق زیباکلام در يادداشتي در روزنامه روزگار نوشت:
[...] این هم از الطاف خفیه است که آقای احمدی نژاد در دستوری صریح و مستقیم به وزرای علوم و بهداشت و درمان خواهان توقف جداسازی دختر و پسر در دانشگاهها و توقف بازنشستگی استادان شدهاند. [...] راستی را آن است که ظرف 32 سالی که از انقلاب میگذرد تصمیمی به بیمحتوایی و به غیرمنطقی بودن تفکیک جنسیتی در دانشگاهها از سوی مسئولان آموزش عالی کشور اتخاذ نشده بود. از روزی که شورای عالی انقلاب فرهنگی این تصمیم را اتخاذ و برای اجرا به وزارتخانههای علوم و بهداشت و درمان ابلاغ کرد، تا به امروز محض نمونه حتی یک دلیل منطقی و یک کلام حرف حساب، نه از سوی اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و نه از وزارت علوم آقای دکتر کامران دانشجو که در مقطعی از شورای عالی انقلاب فرهنگی هم داغتر شده بودند برای این مساله ارائه نشد. سخنان و گزارههای کلی نظیر اینکه ما میخواهیم کرامت انسانی را در دستگاهها بالا ببریم، ما میخواهیم جوانان و دانشپژوهانمان در محیطهای دانشگاهی احساس امنیت اخلاقی داشته باشند، ما میخواهیم دانشگاههایمان محل پرورش ایمان و تقوا باشد، ما با علم و تحصیل دختران مخالف نیستیم بلکه با بیاخلاقی مخالفیم و از این دست مطالب از سوی اعضای شورا و وزیر علوم زیاد گفته شد.
یا جناب حجتالاسلام قرائتی هم که در تصدیق تفکیک جنسیتی فرمودند که ما در مدارس دختران و پسرانمان را جدا میکنیم، اما در دانشگاه آنها را کنار هم مینشانیم، به قطار به راه افتادن تفکیک جنسیتی پیوستند. اما نه شورای عالی انقلاب فرهنگی، نه وزارت علوم، نه جناب حجتالاسلام قرائتی و نه سایر بزرگان و کسان دیگری که ظرف چند ماهه اخیر علیالدوام آب به آسیاب تفکیک جنسیتی ریختند، هیچ دلیلی ارائه ندادند که حکمت و ضرورت این تصمیم چیست؟ [...] خیلی تعجب نکنیم. نه تنها در پس تصمیم تفکیک جنسیتی هیچ مطالعه و بررسی از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت علوم و سایر نهادهای وابسته به اصولگرایان صورت نگرفت که در خصوص طرح اسلامیکردن علوم انسانی و بومیسازی علوم انسانی هم هیچ مطالعه و بررسی جدی ظرف دو سال گذشته صورت نگرفته. الا همان کلی گوییها و شعارهای تکراری همیشگی.

به این خبرها و تفسیرها از آنجهت اشاره کردم تا بگویم که در چه طیف گستردهای از باورهای اجتماعی، دانشگاهی/ علمی، دینی، سیاسی و... نسبت به این مقوله برخورد شده و گلایه کنم که در این خبرها و تحلیلها، هیچ اشارهای به «اهانت هویتی»یی که با پیشنهاد و اساساً مطرح کردن این موضوع به «زن» به عنوان انسانی برابر با مرد در همۀ جهات - گرچه با دو فیزیولوژی متفاوت، که تحت هیچ عنوان و بر اساس نص صریح قرآن قابل هیچ نوع ارزشگذاری هم نیستند – اشارهای نشده است. تنها یک مورد میخواست مایۀ امیدواری شود و آن هم آغازین بخش نظر آیت‌الله ‌علم‌الهدی، امام جمعه مشهد و عضو خبرگان رهبری بود که: «به عنوان [تیتر] این طرح، با عنوان تفکیک جنسیتی انتقاد کرد و گفت: این عنوان برای اجرای این طرح مناسب نیست چرا که ما انسان هستیم و نام‌گذاشتن این طرح با این عنوان مناسب نیست. [...] بر این اساس باید عنوان‌ طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها به طرح صیانت از خواهران در دانشگاه‌ها تغییر کند.» یعنی خواهران (بخوانید زنان) ... هستند که صیانت از آنان لازم است. چرا و به چه دلیل؟ آیا خواهران (زنان) که در دانشگاه به تحصیل میپردازند و به مدارج بالای دانشگاهی مانند دکتری، مهندسی، استادی و... و... همانند مردان دست پیدا میکنند و این دیگر سو توانایی فیزیولوژیکی و روانشناختی/ عاطفی مادری را طبیعت در آنان به ودیعه گذاشته است، صغیرند که باید از آنان صیانت شود؟ من اینگونه میفهمم که یقین زنان به صیانت از این نظر نیاز دارند تا از نگاه و تماس و هوس و دیگر مشکلات مردان در امان باشند!! که در این صورت، ظاهرا این مردان هستند که باید تحت تعلیم رفتارهای پاک و سالم قرار بگیرند. شاید از همینروست که قرآن نخست میگوید: «قل للمومنین یغضض ابصارهم...»
نگاه من به مسایلی از این دست بیش از آنکه صرفا سیاسی باشد (که بیشک بخشی از آن هست، همانگونه که به نمونههایش در بالا اشاره کردم،]، نگاهی فرهنگی/ اجتماعیست؛ نگاهی که بیشتر به بررسی چرایی و آسیبشناسی طرح چنین مقولههایی میپردازد. همینجا هم اضافه کنم که من راه حل اینگونه مسایلی را که ریشه در فرهنگ سنتی/ مذهبی/ تابویی جامعهها دارد دقیقا راه حلی فرهنگی میدانم و بر این باورم که هرگونه کنشگری برای حل مقولهها و مسایلی اینچنینی، باید با کنشگری «فرهنگی» و نیز «فرهنگسازی» عمومی هم توامان و در توازی باشد.

آیا این تفکیک جنسیتی تنها در ایران است که به این شکل موضوع بحث بوده و «مساله» محسوب می شود؟
باید حتما یادآوری کنم که این تفکیک تنها در جمهوری اسلامی ایران صورت نمیگیرد و در بسیاری از کشوهای اسلامی دیگر نیز لازمالاجراست، و با اشاره به این که در دوران پهلویها نیز دبستانها و دبیرستانهای ایران نیز - به دلیلی که خواهم گفت – دخترانه/پسرانه و عملا تفکیکشده بود، بگذارید از مسیر دیگری وارد این بحث و پاسخ به پرسشهایتان شوم؛ و آن بررسی روندیست که تا اینجا رسیده است که این پدیده بیشتر در کشورهای اسلامی مورد اجرا دارد.
شکی نیست که در میان باورمندان هیچ دینی به اندازۀ «مسلمانان» و «اسلام»، موضوع زن و مرد و «جنس و جنسیت» محل مناقشه و بحث نبوده است. بنابراین، پیش از بررسی و یافتن پاسخ برای عملکرد ج.ا.ا. میبایست به ریشههای فهم «اسلام» از سوی باورمنداناش و به تفسیر و تاویلیهایی که از متن کتاب دینی اسلام، یعنی «قرآن» شده است پرداخت. کتاب و دینی که اصلیترین و مهمترین پایهاش پس از «توحید»، «عدالت» است، و در اینمورد هیچ اختلافی میان هیچیک از مسلمانان در هیچ فرقهای نمیبینیم و نیست. باید دید در دینی که در کتاب مقدساش «قرآن»، که اولین ملاک مورد تائید همه مسلمانان است و در داستان آفرینشاش «آدم» [نر و ماده] در یک زمان و از یک نَفس، که اصل و خمیرۀ وجودی آدم است و میرا [کل نفس ذائقهالموت] آفریده شده [انا خلقناکم من نفس واحدة/ و بسیاری آیات دیگر] (ما آفریم آنان را از «نفس» یگانهای) و بیشک دوجنسی بودن این «آدم» [نر و ماده] نیز در همان کتاب مقدس ذکر و تاکید شده [اناخلقناکم من ذکرو و انثی] (ما آفریدیم آنان را از نر و ماده = مرد و زن) و نیز جزای اخروی این دو جنسِ نر و ماده هم یکسان وعده داده شده است و کوچکترین تفاوتی میان مرد و زناش نیست؛ اما، چرا در میان باورمندان یا «امّت»اش اینهمه اختلاف و اشتباهآموزی و از همه مهمتر چرا اینهمه تبعیض و تفاوت میان حقوق زنان و مردانش، رخ داده است؟ [«امّت» را به تعبیر شریعتی بهکار میبرم که میگفت ریشه واژگانی آن، «امّ» است و به معنای «مادر» و بر این باور بود که (نقل به مفهوم) «امّت» یعنی گروهی که گرد «مادر» جمع میشوند و مینشینند. من با این تفسیر بسیار همدلانه ارتباط برقرار میکنم، از آنرو که میپندارم مسلماً پیامبران، با سرشتی «مادرانه» به هدایت آدمیان همت گماردهاند.]
با توجه به این مسایل اگر در ج.ا.ا. هر از چندگاهی موضوع «تفکیک جنسیتی» [و یا مسایلی از این نوع] مطرح میشود باید به ریشۀ آن، یعنی اجرای شریعت دین، که آن هم بر اساس فقه شیعی توسط فقها تدوین شده است [که بسیاری از آنها هم با یکدیگر متفاوتاند] مراجعه کرد. اما آنچه جای شگفتی دارد این که، چرا در میان اینهمه تفسیر و تاویلهایی که در فقه آمده است، تنها این چنین مسائلی برجسته میشوند و مهمتر از آن چرا بهجای علما و فقهای دین، دولتمردان و مسئولین دولتی اقدام و تحمیل به انجام آن میکنند؟ مگر هر نهاد دولتی یا حتی غیردولتی این حق را دارد که هر دستورالعملی را – چه موجه چه غیرموجه، چه شرعی چه غیرشرعی – بی هماهنگی با دیگر نهادهای دولتی و نیز بررسی و آسیبشناسی با متخصصین آن صادر کند و حکم به اجرای آن بدهد؟
چهگونه میشود اقدام به کاری کرد که با اهداف عدالتمحورانۀ اندیشه یا محتوای باوری [اینجا بخوانید «اسلام»] که به همه نیز توصیه میشود در تضاد باشد؟ من، پیامدهای این تفکیک جنسیتی در دانشگاهها را بسیار در تضاد با دستورالعملهای «قرآن» میدانم که میگوید: «قل سیروا فیالارض» یا «انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم قبائل لتعارفو ان اکرمکم عندالله اتقیکم» مخاطب این آیه همه مردم هستند که باید بروند در زمین سیر و سیاحت کنند و یا آیه بعدی که تاکید میکند که ما شما را مرد و زن آفریدیم و قبیلهقبیله (هریک رو به قبلهای) قرارتان دادیم تا بشناسید یکدیگر را. آیا برای این شناسایی یکدیگر که شمولاش زن و مرد توامان هست باید آنها را از هم جدا ساخت؟ آیا مگر نباید در پژوهشهایی که در کلیه علوم از جمله علوم اُبژکتیو طبیعی مانند بدن انسان، حیوانات و نیز گیاهان، طبیعت، آب و دریا و... یا پزشکی، مهندسی و خلاصۀ همۀ اینها صورت میگیرد تبادل اندیشه و رایزنی علمی/ تجربی هم زن و هم مرد حضور داشته باشد؟ من یک مثال عینی میزنم؛ ببینید در آزمایشگاههای تشخیص بیماریهای انسان – یعنی زنان و مردان – به دلیل تفاوتهای بیولوژکی که در این دو جنسِ انسان وجود دارد باید از تجربۀ عینی فیزیک و شیمی زن و مرد از طریق حضور توامان هردوی آنان به بررسی و آزمایش پرداخت؟ آیا در این تفکیک جنسیتی که میخواهد صورت بگیرد، اگر به تجربۀ هر دو جنس برای بیان تجربههای گونهگونهشان نیاز باشد، چگونه میتوان آن را اِعمال کرد.
گذشته از این موارد تئوریک، آیا طبیعت خودش بلد نبود زن و مرد را جدا و در سرزمینها و یا شاید سیارات دیگری میآفرید و قرار میداد و برای ادامه نسل آنها – مانند نباتات – به گردهافشانی قناعت میکرد؟ در حالیکه در همین «قرآن»، که تفسیر و تاویل «مردمدارانه»اش بهانۀ این تفکیک قرار گرفته است به زوجیت این دو جنس نر و ماده مدام اشاره و تاکید شده است. آیا این همه مصایب و مشکلاتی که در ارتباط با روابط مرد و زن در جامعهمان داریم بخشی از آن به ناآشنایی و نا«باهمبودن» و نازیستن این دو جنس – که اساساً مکمل یکدیگرند – باز نمیگردد؟ مصایب و مشکلاتی که مسبب اصلی و آغازین آن خود «مردان» بوده و هستند؟ فکر میکنید «حجاب»، به این شکل که در جوامع جهانی وجود دارد از کی وارد زیست انسان شد؟ حجاب تنها به اسلام مربوط نیست، پیش از اسلام هم – حتی در ایران باستان – پوشیدگی بدن زن وجود داشته است. حتی در مسیحیت هم. شما اگر دقت کنید در کلیساهای قرون وسطی نیز مجسمههای حضرت مریم را با پوششی بر روی سر میبینید. غرض از این یادآوری این است که بگویم بهزعم من حجاب از زمانی وارد اجتماعات و جوامع بشری شد که «زنِ» تاریخی به دلیل زیادهخواهی «مردِ تاریخی» مورد تعدی و تجاوز و ستم قرار گرفت. چرا در قرآن به زنان پیامبر توصیه میشود خود را بپوشانند؟ به دلیل اینکه شناخته نشوند تا مبادا مورد تعدی و ستم مردان قرار نگیرند؟
تفکیک جنسیتی، به هر بهانه موجه یا غیرموجهی که صورت بگیرد، بزرگترین توهین و اهانت، هم به زنان و هم به مردان است. نظام مرداندیش و پدرمحورانۀ جهان خود را کفیل مردم (بخوانید بیشتر زنان،) میداند و خود یکسویه و یکجانبه اقدام به ارزشگذاریهای زنانه/ مردانه میکند و براساس آن قوانینی را که هیچ پیامبری در هیچ دینی به آن توصیه نکرده است تحمیل جامعه میکند! آیا به جای یافتن «علت» و تکلیفی برای آن روشنکردن، باید به «معلول» پرداخت؟ آیا اگر دانشگاهها و مدارس و از همه دردناکتر مهدکودکها و کودکستانها که پسر و دخترهایی در کنار هم به بازی و سرگرمی و یا آموزش مشغولاند که هیچ آگاهی از جنس و جنسیت خود که ندارند هیچ، حتی فیزیک و شیمی بدنشان نیز نشانهای از گرایش به همزیستی یا آمیزش جنسی در آنان ندارد، میبایست از هم جدا شوند؟ به چه دلیل و بر اساس کدام موازین عقلی و شرعی؟
من فکر میکنم این پدیده به تعریف و تصویری که از «زن» در فقه آمده و به نگاهی که جامعۀ مرد/ پدرسالار برای خودش تعریف کرده است باز میگردد. فقهی که از سوی علما و روحانیون دینی نوشته شده، بیآنکه بخواهد روزآمد شود و قوانین خود را با توجه به شرایط اجتماعییی که چه در جوامع مسلمانان و چه در جوامع جهانی در حال رویدادن است منطبق و براساس آن تحولات بازخوانی، تفسیر و تاویل کند. کاری که در زمان پیامبر نیز اتفاق میافتاد. نگاه کنید به نهی از نوشیدن شراب و مسکرات در قرآن. جایی میگوید اگر مست هستید به نماز نایستید. این یعنی چه؟ یعنی هنوز نهی قطعی نوشیدن شراب مناسب نیست؛ آنگاه و در مقطعی از زمان و تاریخ که مردم به آگاهیهای بیشتری پی میبرند قرآن اقدام به نهی نوشیدن شراب میکند.
اما، این که در این زمان و در این دوران، باز مسئولان به دنبال اِعمال این دستورالعملهای شرعی هستند به نظر میرسد شاید عکسالعمل ایستادگی، مقاومت و دفاعیست که زنان و مردان – به ویژه نسل جدید دختران و پسران – در برابر حقوق اولیه انسانی خود میکنند؛ زیرا به میزانی از رشد و آگاهی در همین جمهوری اسلامی و در این دوره از زمان هزاره سوم رسیدهاند که پذیرش شکلهایی از همان دستورالعملهایی که میدانند نه بر موازین شرعی و قرآنی استوار است و نه با موازین عقلیِ درک و تفسیر و تاویلشان از «اسلام» همخوانی دارد، برایشان غیرممکن است.

- اگر با تکیه بر شرع و بعد نگاه پدرسالار تفکیک جنسیتی انجام میدهند چرا بر اجرای این طرح در مهد کودکها که کودکان زیر سن تکلیف قرار دارند، نیز اشاره می کنند و در فکر عملی کردن آن هستند؟
از قضا شگفتی خود من نیز همین است. زیرا در فقه در 9 سالگیست که دختران بهاصطلاح به سن تکلیف میرسند و از آن تاریخ باید حجاب داشته باشند و از همین سن است که تفکیک جنسی/ جنسیتی دختر و پسر آغاز میشود. باصطلاح خود فقه و فقها کودکان (دختران تا 9 سالگی و پسرها تا 15 سالگی) از نظر جنسي مميز [تمیزدهنده] نيستند. بنابراین نمیدانم این تفکیک در کودکستانها براساس چه قانون فقهی، شرعی، دینی، اسلامی، قرآنی و... میخواهد صورت بگیرد؟ مضافا به اینکه اساسا این موارد «تفکیکی» را من در قرآن هم نیافتم (البته نیست که نیافتم). اما حتی با وجود همین دستور فقهی فقها، باز هم ما میبینیم که دختران و پسران که از سن 6 یا 7 سالگی به مدرسه میروند، از همان سن قرار است که از هم جدا شوند و در دبستانها نیز از 7- 6 سالگی این تفکیک صورت میگیرد. در حالیکه بر اساس همین دستور فقهی دختر و پسر باید از سن 9 سالگی از هم جدا باشند.
بنابراین باز هم نمیتوانم نیتخوانی کنم که چرا در مهدکودکها که بچههای 3 تا 6 یا 7 ساله دوران کودکیشان را میگذرانند باید از هم جدا شوند؟ من فکر میکنم که آیات عظام و روحانیونی که خود به فقه شیعی باورمندند و رساله فقهی هم دارند و بیشک در رسالهشان تفکیک جنسی را از 9 سالگی مقرر کردهاند باید نظر فقهی خود را با عنایت به شریعت اسلام در اینمورد اعلام کنند تا بتواند با توجه به نظر آنان، حداقل از این تفکیک جلوگیری شود. به نظر من اینگونه تفکیکها در کودکی میتواند صدمات فرهنگی و اجتماعی غیرقابل جبرانی، هم به کودکان، (چه در کودکی، چه در جوانی و نوجوانی و چه در آینده) و نیز به خانوادهها و به جامعه خواهد زد.

- بسیاری از روانشناسان و جامعهشناسان این رفتار را برای آینده خطرناک میدانند، چون در واقع اگر این تفکیکسازی جنسیتی از محلهای عمومی، دانشگاه و مدارس، تا مهدکودکها و غیره گسترده شود سوال آن خواهد بود که «دختر و پسر کجا باید با یکدیگر آشنا شده تا بتوانند با شناخت درست تشکیل خانواده دهند»، در واقع برخی تحلیلگران معتقدند این اقدامات ممکن است باعث بالارفتن آمار طلاق در آینده نیز باشد. نظر شما چیست؟
همانطور که گفتم علاوه بر اینکه برای آینده این کودکان مسئلهساز خواهد بود، حتی برای همان زمان کودکیشان نیز بسیار ناگوار است. وقتی دختربچه و پسربچه با هم میزیند، بیشک حس مشترکی از روابط عاطفیِ انسانی میانشان رشد پیدا میکند. بگذارید از سوی دیگر به این مسئله نگاه کنیم. وقتی در جمعی همه پسر هستند، بخش عظیم نیرو و انرژی آنان صرف بازیها و رفتارهایی میشود که در زیرمجموعۀ رفتارهای «مردانه و خشن» تعریف میشود و اگر جمع صرفا دخترانه باشد، آنجا هم، همه انرژیها ر زیرمجموعۀ رفتارهای «مادرانه و مهربانانه» تعریف میشود. اگر این دو انسان مذکر و مونث به همین صورت در روند زندگیشان جدا از هم بزییند، دو موجود انسانی بیگانه از هم خواهند بود. البته نباید این را هم فراموش کنیم که این امری عملا غیرممکن است، چون این تفکیک در خود خانواده و در میان خواهر برادر و حتا منسوبین نزدیک چنین عمل نمیکند و ناگزیر، دختر و پسر هریک به بخشی از ویژگیهای رفتاری جنس (و نه جنسی) یکدیگر آگاهی پیدا میکنند. اما این بیگانگی بهوجود آمده در اثر ناهمزیستی انسانی دختر و پسر، در آینده موجب پیدایی «فرهنگ»ی میشود که وقتی با پدیده «گناه» نیز شکل کامل خود را بگیرد، موجب گسستِ عطوفت انسانوارانۀ میان آنان میشود که در نتیجه نوعی «وحشت کاذب عارضی» از یکدیگر در عین «کشش غریزی گرایش به یکدیگر» میانشان پدید میآید که وقتی با تابوهای مذهبی/سنتی نیز آمیخته شود، شخصیتی با دو چهره از هریک میسازد. در پی آن همین شخصیت دوگانه وقتی وارد جامعه میشود و با تضادهایی که در جامعه هست مواچه میشود، ناگزیر به رفتارهای عکسالعملی ویژهای دست میزند که یکی از آنها بیگانگی از خود و بیگانگی با جنس مخالف خود میشود. از اینرو بخش عظیمی از معضلات زنان و مردان، نخست در ازدواج و سپس در روابط زناشوییشان و بعدها در رفتار با فرزندانشان بازتولید میشود که ریشه همه آنها از همین بیگانگی ناشی میشود.
شما به طلاق به عنوان نمونهای از پیآمدهای چنین ناآشنایی دختر و پسر باهم، در جامعه اشاره میکنید. من، میخواهم بیش از طلاق، به فجایع دیگری که از این تفکیک جنسیتی – نه در سطح دانشگاه و مدرسه – بلکه از کودکی و در میان خانوادهها و اجتماعات سنتی/ مذهبی/ تابویی، برمیخیزد و در آینده سرنوشت شوم زندگی زناشویی و خانوادگی زوجین و پدر مادرها را رقم میزند اشاره کنم. ما در این دو دهۀ اخیر در ایران با پدیدهای به نام «شوهرکُشی» مواجه بودیم که دامنه بررسی و آسیبشناسیاش تا سطح داشگاه و استادان و تالیف کتابهایی با نمونههای بسیار در ایران کشیده شد. من دو سال پیش در کنفرانس دوسالانۀ 2010 «مطالعات ایرانی» در امریکا درباره شوهرکشی سخنرانی داشتم. در بررسیهایی که در این زمینه انجام داده بودم – که همه آمار و اطلاعات را از سایتهای خبری یا پژوهشی در داخل ایران به دست آورده بودم - متوجه شدم ریشۀ بسیاری از این شوهرکشیها بیش از هرچیز به «ازدواجهای اجباری» از سوی خانوادهها و یا ازدواجهای سنتی، مانند دخترعمو/ پسرعمو و... بر میگردد؛ و نیز به عدم آشنایی و همدلی زوجین با یکدیگر و بیگانهبودن از هدف ازدواج و از همه مهمتر «اُبژه»انگاشتهشدن «زن» در ازدواج!

- این اقدامات تا چقدر عملیست و جامعه ایران و خود خانوادهها و جوانان تا چه اندازه به این تفکیکهای جنسیتی تن میدهند؟ آیا امکان کنترل در سطح وسیع و گسترده وجود دارد؟
ببینید طرح و تئوری چنین مقولاتی یکطرف، امکان تصویب و اجرای آن از سوی نهادهای قانونی یک طرف و (به قول شما) تن دادن به انجام آن هم یک طرف و از همه مهمتر پیآمدهای فرهنگی/ اجتماعی/ سیاسی / اقتصادی و... آن هم از سوی دیگر، همه و همه موارد و موانعی هستند که به نظر میرسد (همانطور که در نمونههای ارایهشده در بالا نیز آمده است) چنین طرحی بهطور کامل و در همۀ فضاهای - چه آموزشی و چه اداری و چه... - با مشکلات بسیار عدیدهای روبرو خواهد شد که خود دستاندکاران این طرح و تئوری را نیز درگیر خواهد کرد.
بسیاری از خانوادهها و حتی افراد مستقل دانشگاهی، دینی، فرهنگی، هنری و... چه از طیف مذهبی/ سنتی و چه از طیف لائیک و نیز از طیف روشنفکر (اعم از دینی و غیردینی) با چنین تفکیک و جداییسازی ارتباط خوبی نشان نخواهد داد. زیرا در همین جامعۀ ایران نیز که بهنظر میرسد امکان اجرای چنین طرحهایی وجود دارد، اما... عملا امکان اجرای آن در سطح گسترده وجود نخواهد داشت. فرض محال که محال نیست؛ فرض را بر این میگذاریم که چنین طرحی به مرحله اجرا هم گذاشته شود، در نهایت باید ببینیم «هدف» از این «تفکیک جنسیتی» چیست و چه «سودی» را دنبال میکند؟ آیا هدف کنترل دختر و پسر یا زن و مرد است که در سلامت نفس بزییند و جامعه به اصطلاح جامعهای پاک و سالم شود؟ باز هم فرض بر این که چنین هم شد؛ حالا چگونه میتوان تضمین خوشبختی در زندگیهای زناشویییی را داد که زن و مردی که هیچ امکان آشنایی و صحبت و تبادل اندیشه و رایزنی برای آینده زندگیشان از پیش نداشتهاند، در یک چنین شرایطی بتوانند با هم – اگرنه حتی زندگیِ عاشقانه و رمانیک – اما حداقل زندگی دوستانهای داشته باشند؟

- زنانی که امروز در پستهای دولتی در جایگاه ارائه طرح و تصمیمگیری قرار دارند از تشویقکنندگان این طرحها هستند یا از نقادانشان؟ و این تشویق یا نقد تا چه اندازه موثر است؟

این را با ضرس قاطع بگویم که ما هنوز در کشورمان – چه پیش و چه پس از انقلاب – زنانی که در پستهای دولتی باشند و در سطح تصمیمگیری، نداشتهایم. در جامعهای که هنوز ازدواج دختر باید با رضایت پدر انجام بگیرد، زن باید با اجازۀ شوهر به سفر خارج از کشور برود، زن هنوز حق طلاق، مانند «مرد» که یکسوی قضیهایست که آن سویش خود «زن» هست، ندارد؛ در جامعهای که فرزند، پس از جدایی طرفین، از مادر گرفته میشود [آن هم از مادری که از نطفه تا تولد این پارۀ تن را با شیمی درونش و با عاطفۀ و حس و احساساتاش پرورانده و پس از تولد هم تا چند سال باید از شیرۀ جان همین موجودی که مادر است و او را تا اینجا به دنیا آورده بنوشد و جان بگیرد] و به پدری داده میشود که هم پیش و هم پس از جدایی از همسرش (این مادر) میتوانسته با چهار زن دیگر عقد ازدواج ببندند و تا هرچند تا که جان و زورش اجازه میداده، زن متعه کند (که زن برای این اندیشه، البته چیزی جز یک متاع نیست) و... و... بسیار بسیار مسایل و حقارتهایی از این قبیل که «مرد» در نظام خودساختۀ خود به آنها عمل میکند، ما چگونه میتوانیم باور داشته باشیم که زنانی را که همان «مردها» و در همان حاکمیت «مردمحور» در پستهای دولتییی که خود تشخیص دادهاند گماردهاند، حق تصمیمگیری داشته باشند؟
ماده 23 لایحه حمایت خانواده از سوی آقایان نوشته، حذف و اضافه و تفسیر و تاویل شده است. کدامیک از بانوان نماینده نسبت به همین ماده 23 جهتگیری داشتند و صدای اعتراض خود را در مجلس بلند کردند؟
در مورد «تفکیک جنسیتی» هم، من مورد خاصی از سوی زنان درون حاکمیت نسبت به جهتگیری مثبت یا منفی به این مسئله ندیدهام. نمیدانم چگونه میخواهند با آن برخورد کنند تا بگویم از تشویق کنندگاناند یا از نقدکنندگان آن!

 

ناهید توسلی: نویسنده، پژوهشگر و کنشگر مسایل زنان، مدیرمسئول «نافه» (نامۀ ادبی، فرهنگی، هنری)

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.