
به نظر میرسد کشتی طوفان زده فرهنگ در دولت دهم به سکانداری محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، با غرق کردن بزرگترین و باسابقهدارترین ناشران بخش خصوصی روزهای پرالتهاب دیگری را پیش رو داشته باشد.
ناشران شریفی که در طول سالها فعالیت خود چه ترس و بیم ها و چه شب ها و روزهایی را سپری کردهاند تا کتابی را روانه بازار کنند و حالا از دولتی سر دولتمردان دولت دهم، یکی یکی چراغ خود را خاموش می کنند و خانه نشین می شوند.
طی سالهای فعالیت کشتی به گل نشسته وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت های نهم و دهم، میزان سخت گیری ها در زمینه ممیزی و سانسور، طولانی بودن مدت صدور مجوز نشر، لغو انتشار پس از صدور مجوز و دهها سیاست نادرست و نامشخص آن چنان بوده که ناشران و نویسندگان و کتاب فروشان را به ستوه آورده است. این روند، روز به روز دایره فعالیت کتاب فروشان و ناشران را تنگتر و شرایط را برای حضور آنها سختتر کرده است.
در طول سه سال اخیر، بودند کتاب فروشان و ناشرانی که حتی با زد و بند با وزارت ارشاد هم نتوانستند کتاب های خود را منتشر کنند یا بفروشند و اعلام ورشستگی کرده اند حالا در این میان، اوضاع ناشرانی چون چشمه و 10 نشر دیگر که به دلایل نامعلوم از نمایشگاه کتاب تهران محروم شدند و کتاب فروشانی که دستشان از لابی های دولتی کوتاه بوده، اظهرمن الشمس است.
کتابهای مضر و نگرانی جدی جمهوری اسلامی از آموزش علوم انسانی
یکی از مسائل چالش برانگیز و مورد عناد در جمهوری اسلامی علوم انسانی و اجتماعی بوده است.
روند سانسور و توقیف کتاب های منتشر شده در این حوزه ها آن زمان بیشتر شد که آقای خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران ۲۹ تیر سال گذشته در جمع مسئولان کتابخانههای عمومی و جمعی از کتابداران ایران گفت: "نمیتوان بازار کتاب را آزاد گذاشت تا کتابهای مضر وارد جامعه شود"
وی بدون اشاره به کتابهای مضر و مضامین آن گفته بود: "گاهی در بازار کتاب، کارهایی به ظاهر فرهنگی ولی با مقاصد سیاسی و انحرافی دیده میشود که باید به این موضوع توجه جدیتر شود."
دو ماه بعد نگرانی رهبر جمهوری اسلامی از آموزش علوم انسانی در دانشگاههای ایران جدی تر شد به طوری که از دولت، مجلس و سایر مراکز تصمیمگیری ایران خواست به موضوع آموزش علوم انسانی در دانشگاهها رسیدگی کنند.
وی که به کتاب هایی انحرافی در رشته های علوم انسانی اشاره کرده بود ادعا کرده بود " آموزش علوم انسانی در دانشگاه ها به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی منجر میشود."
برخی از ناظران، دلیل مخالفت جمهوری اسلامی با تدریس، مطالعه و انتشار کتاب های مربوط به حوزه های علوم انسانی و اجتماعی را جلوگیری از آگاهی و آشنایی دانشجویان و قشر تحصیل کرده جامعه با روش های اصلاحات و ایجاد تحولات سیاسی و مدنی در کشور می دانند.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در راستای اجرای منویات رهبر جمهوری اسلامی شرایط نشر را به ویژه در حوزه علوم انسانی سخت تر و تنگ تر کرد.
در سال 1389 بود که محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: " نمایندگان مجلس تذکراتی را درباره محتوای کتابهای منتشر شده در گذشته مطرح کرده اند. بنابراین این آثار، باید بررسی شوند. ضمن اینکه در گذشته، یکسری تعبیرات و واژهها مشکلاتی را بهوجود آورده است که باید این حساسیتها را درنظر داشته باشیم و اینطور نباشد که هر نویسنده هرچه خواست، ارائه کند."
وی تیر ماه سال گذشته نیز در یک گفتوگوی تلویزیونی گفته بود: "ما در مورد کتاب خوب، ممیزی نداریم؛ اما باید مراقب باشیم که همه چیز منتشر نشود؛ بعضی کتابها برای جامعه ضرر دارند یا کتابهای سیاسی هستند در چهره زیبای فرهنگ و بعضی دنبال اهداف دیگری هستند و با بحث نظام مشکل دارند".(ایسنا)
موج تعطیلی کتاب فروشیها و مراکز نشر، اتفاقی نیفتاده!
در طول سه سال گذشته، بیش از ۲۵۰ کتابفروشی در تهران به دلیل مشکلات موجود در حوزه نشر تعطیل شدهاند.
پای صحبت بیشتر این کتاب فروشان و ناشران که بنشینید همگی مشکل اقتصادی و طولانی بودن روند صدور مجوز نشر را مهمترین دلیل تعطیلی خود می دانند.
برای نمونه وقتی تیراژ کتاب در حد ۱۰۰۰ و ۱۵۰۰ نسخه است، ناشران هیچ امیدی به بازگشت سرمایه خود ندارند از این رو عطای این کار را به لقایش می بخشند و با این حوزه خداحافظی می کنند.
محمدحسن طباطبايي، مدير انتشارات آبي، قيمت بالاي كتابها را ناشی از افزايش قيمت كاغذ در اواخر سال گذشته و اوايل سال جاري می داند.
وی می گوید: "زماني یک بند ۶۰ در ۹۰ کاغذ البته با سوبسيد بندي پنج هزار تومان بود اما امروز قیمت آن به ۵۰ هزارتومان رسیده است. "(ایلنا)
احسان کریم خانی، مسئول منابع انسانی دفتر تشکلهای مجمع ناشران انقلاب اسلامی ایران با نادرست خواندن شیوه کار ناشران دولتی معتقد به قطع شدن حمایت از ناشران دولتی و حمایت کردن زیر ساختهای صنعت نشر است."
وی با بیان این که "دولت نتوانست از روند گرانی کاغذ جلوگیری کند" می گوید:" ما به دنبال پیدا کردن راهکارهایی فرهنگی هستیم چون دولت نگاه کارشناسی و بلند مدت به فرهنگ ندارد."(ایلنا)
یکی از مراکز نشر تعطیل شده «انتشارات ماکان » است. مرکز نشری که سه سال پیش تعطیل شد. این مرکز نشر 11 ساله توانست در طی این مدت 60 عنوان کتاب در حوزههای ادبیات، سینما، تئاتر و فلسفه منتشر کند و حتا یکبار برنده جایزه کتاب سال هم شد. البته مرکز «نشر اسطوره» هم دچار همان سرنوشت نشر ماکان شد.
"اولاً ما ورشکست نشدهایم و وضعمان الحمداله والمنة خیلی هم خوب است به لطف پروردگار. دو دیگر آن که فروش مغازه هیچ ربطی به حذف سوبسیت نداشته، بلکه خودمان و سایر همکاران اعلامیه صادر کردیم و مهر نمودیم که دولت فخیمه سوبسیت را قطع نماید. اهم دلیلش هم این بود که اموال متعلق به ۷۰ هزار کرور نفوس را به چند صد ولو چند هزار نفر دادن توجیه شرعی ندارد. "
"از این روی کار مطبعهجات بیبرکت گشته بود و هرچه وزیر محترم وقت پیغام فرستاد که این قالی قرمز را از زیر پای ناشران نکشید، ما همچنان اصرار ورزیدیم و این مهم به انجام رسید الحمداله. و سیّم آن که دیگر حجرات کتابفروشی که در راستهی کریمخان زند چرا تعطیل گشته یا میخواهد بشود؟ علت آن را البته بعضی را میدانیم و آن نیست که خود فرمودند یا یومیه نویسان فرض فرمودند و لازم هم نمیدانیم آن را به استحضار عموم برسانیم، "
"ولی قصد خودمان این است و دلیلمان نیز. که به دلیل کمبود جا برای انبار کتب و محل فروش و امور مکتب و تحریریه و چرتکه خانه و از آنجا که عمرمان از ۵۶ گذشته و قوهی جوانی رو به افول نموده، خواستیم همهی امورمان را در یک محل جمع آوریم و در آیندهی نزدیک انشااله حدود یکسال و اندی بعد حجرهی فروش کتاب در محلی دیگر دایر خواهد گشت."
این متنی بود که جعفر همایی مدیر نشر نی به سیاق عهد قجر نوشته و در روزنامه شرق منتشر کرده بود.
در دیماه سال 1390 بود که کتابفروشی «نشر نی»، ناشر آثار حوزه فلسفه، علوم اجتماعی و ادبیات نیز به تعطیلی کشانده شد.
خبرآنلاین نوشت: "کتاب فروشی نی اولین کتابفروشی بود که کرکرههایش را پایین کشید و تعطیل کرد، اما به نظر نمیرسد آخرین کتاب فروشی خیابان کریمخان زند باشد که به حیاتش پایان میدهد."
به جز نشر نی کتابفروشیهای مهم دیگر از جمله ثالث، ویستار و آبی نیز مدتی پیش از سوی مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به غرضورزیهای غیرفرهنگی متهم شده بودند.
اما در دی ماه سال 1389 بود که محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره تعطیلی کتابفروشیها گفته بود،" شاید انتظار ناشران از این كار ، برآورده نشده، دیدهاند درآمدزایی ندارد به همین دلیل دنبال شغل های دیگری رفتهاند. كارهای فرهنگی مثل سایر كارهای خدماتی و تجاری در كشور درآمد بالایی ندارد." (ایسنا)
وی با خاطری آسوده گفته بود " در واقع اكنون اتفاق خاصی نیفتاده كه آنها حالا متوجه این موضوع شده باشند."
حسینی درباره تعطیلی كتابفروشیها و روند طولانی دریافت مجوز نشر كتاب گفته بود: "ممكن است یك كتاب اشكالاتی داشته باشد و برای تصحیح و برطرف کردن ایرادهایش، معطل شود اما اینكه یك كتاب اینگونه بر یك كتابفروشی تأثیر بگذارد استدلال بیاساسی است."
روند تعطیلی کتاب فروشی ها و مراکز نشر همچنان پرشتاب در حال حرکت است در حالی که برپایه نتایج تحقیقات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در برخی از شهرستانهای ایران حتی یک کتاب فروشی نیز وجود ندارد.
این در حالی است که مسئولان وزارت ارشاد همواره موضوع تعطیلی کتاب فروشی ها را یک بازی رسانهای و سناریوی از پیش طراحی شده خوانده اند. حتی بهمن دری معاون فرهنگی وزارت ارشاد در گفت و گویی رادیویی موضوع تعطیلی کتابفروشیها را منجر به رونق بازار کتاب دانسته بود.
حسین نوش آذر رمان نویس و مترجم در گفت و گو با جرس معتقد است:" هر سال نمایشگاه کتاب در تهران حاشیههایی دارد که بر اصل تسلط دارد. سال گذشته جمعآوری کتابهای پارهای از نویسندگان و امسال محرومیت نشر چشمه و چند ناشر دیگر. این حاشیهها و نیز سانسور عارضههای یک سیاست راهبردی فرهنگی هستند و ریشههای آن را باید در انقلاب فرهنگی جست و سه سویه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دارد. ما به سویه فرهنگی بیشتر اهمیت میدهیم و از سویه سیاسی و اقتصادیاش غافل میمانیم و این خود بخشی از یک سانسور هوشمند است."
این نویسنده می گوید:" از نظر فرهنگی حکومت مایل نیست فرهنگ شهری که به تجدد نظر دارد رشد کند. فرهنگ روستایی را که همه جای دنیا نگهدارنده سنتهاست بیشتر میپسندد. نشر چشمه اگر گرفتار شد، یک دلیلش این است. اما همهش نیست. دلیل مهمترش این است که هیچ کس نباید از حدی بیشتر جان بگیرد. چشمهایها ظاهراً زیاد از حد توی چشم بودند. از نظر اقتصادی هم طبعاً دوست دارند نویسندگان و ناشرانی پر و بال بگیرند که مورد تأییدند. دو سال پیش بال و پر نشر نی را چیدند، کسی صدایش درنیامد. امسال نوبت چشمه است. زیاد هم شلوغ کنند، همان کتابفروشیاش را هم تخته میکنند. "
به گفته این مترجم،" عدهای فکر میکنند حضور دیگری مانع از دیده شدن آنهاست. این اندیشه هم در دولتیها هست هم در غیر دولتیها. بهندرت پیش آمده که یکی واقعاً و جداً از تکثر دفاع کند. این پدیده را میتوان از طریق درونی کردن گفتمانی که از سوی قدرت به مردم تحمیل میشود بررسی کرد. وقتی شعار فرهنگسازی میدهند، یک معنایش این است که میخواهند گفتمانها و حتی برخی واژهها را به ما تحمیل کنند. برای همین گام نخست در رهایی زدودن خود است ازین تحمیلها. آنها هم از آن سو تلاش میکنند تو را از رسمیت بیندازند. این را دیگر باید به جان خرید. "
در حال حاضر تعدادی از شاعران و نویسندگان برای گریز از وقفه های چندساله در انتشار آثار و روند طولانی صدور مجوز نشر، آثار خود را در وبلاگ های شخصی و در فضای مجازی منتشر می کنند.
آنها از خیر پاداش مادی می گذرند تا به پاداش معنوی برسند تا دست کم، آثار در محاق سانسور و مجوز به دست مخاطبان مجازی برسد.
رشد روزافزون نشر کتاب های دینی و افول نشر کتاب های علوم انسانی
برپایه آمار اعلام شده از سوی خانه کتاب و به یمن مواهب ریز و درشت و پنهان و آشکار دولتی ها، بیشترین تعداد کتابهای منتشر شده در سه سال گذشته متعلق به کتابهای دینی بوده است.
برپایه این آمار، سال ۸۹ در حوزه دین ۱۱ هزار و ۳۴۲ عنوان کتاب در کشور منتشر شد که در مقایسه با سال ۸۸، ۱۱۸۹ عنوان (۱۲درصد) افزایش داشته است.
تیراژ کل کتابهای سال ۸۹ در حوزه دین ۵۱ میلیون و ۶۴۴ هزار و ۵۱۰ جلد و تیراژ متوسط آن ۴ هزار و ۵۹۴ جلد بوده است که در مقایسه با تیراژ کل کتابهای سال ۸۸ در این حوزه ۴ میلیون و ۶۱۶ هزار و ۳۴۸ جلد (۹درصد) افزایش داشته است.
این کتابها در مجموع ۱۴ میلیون و ۱۴۹ هزار و ۷۲ صفحه و به طور متوسط در ۲۳۸ صفحه منتشر شده اند که بیانگر رشد ۱۰ درصدی این صفحات دارد.
این در حالی است که آمار نشر در حوزههای علوم اجتماعی از ۹. ۰۶۶، هنر ۲. ۳۱۶، ادبیات ۱۲. ۰۰۶، عنوان کتاب در سال ۱۳۸۸ بهترتیب به ۸. ۲۵۵، ۲. ۷۲۵، ۱۲. ۳۴۵ عنوان در سال ۱۳۸۹ کاهش و افزایش داشته است.
نگاهی سطحی به آمار یاد شده بیانگر سرمایه گذاری کلان دولت دهم بر روی نشر انحصاری کتاب های دینی و مذهبی است.
مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بهجای افزایش تعداد کتابخانه در سراسر کشور، بیشتر به فکر پروار کردن کتاب فروشیهای دولتی هستند.
وجود مراکز نشر دولتی، با توجه به حاتم بخشی های دولتی، عرصه را برای کتاب فروشیهای بخش خصوصی تنگ تر کرده است.
مراکز نشری که بیشتر رنگ و بویی مذهبی با نگاهی حکومتی و ایدئولوژیکی دارند و خروجی آنها آثاری هستند که جوانان رغبتی برای خرید آنها از خود نشان نمیدهند.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در طول سال های فعالیت دولت نهم و دهم در راستای منافع سیاسی و ایدئولوژیک رهبر جمهوری اسلامی همواره تلاش کرده است تا ناشران دولتی را روز به روز فربه تر کند تا آنها انبارها را پر کنند از کتاب هایی ارزان و بی مخاطب، مطالبی یک سویه و گزینشی با شمارگانی چند هزار نسخه ای، کاری بیهوده که نه تنها سودی نداشته بلکه روز به روز ناشران و نویسندگان قدیمی و اسم و رسم دار و را زمین گیرتر و نحیف تر کرده است.
حالا این روزها تفکر مافیایی وزارت ارشاد، همه جای صنعت نشر را سیاه و تاریک کرده است ، حتا کورسویی هم به چشم نمیآید. گویا نشر و حوزه کتاب و کتابت در ایران رو به زوال می روند.


