از پیراهن عثمان تا عکس امام
خلیفه سوم در مدینه به دست شورشیان به قتل رسید و علی با رای اکثریت مطلق مردم به خلافت رسید و اولین جمهوری در جهان با رای مستقیم مردم متولد گردید. اما معاویه در شام این جمهوری جوان را بر نمی تابید و با توسل به حربه زر وزور و تزویر در پی سرنگونی جمهوری علوی و غصب خلافت اسلامی و حذف جمهوریت و پایمال کردن رای مردم و گرفتن بیعت به زور و تبدیل جمهوریت و خلافت اسلامی به سلطنت موروثی بود و برای رسیدن به این مقصود به هر دستاویزی چنگ می زد واز هر خدعه ونیرنگی ابا نداشت. او پیراهن خلیفه مقتول را از منبر جامع دمشق آویخته بود و بعد از هر نماز در مدح و رثای خلیفه شهید ضجه و ناله می کرد و اشک می ریخت و چنگ به صورت خویش می زد و سر به در ودیوار می کوفت و علی را بعنوان قاتل او به مردم غافل و جاهل شام معرفی می کرد و آنها را به سب ولعن علی و گرفتن انتقام خون خلیفه مقتول از قاتل او دعوت می نمود.
خانه عثمان در مدینه ماهها در محاصره انقلابیون بود و در تمام مدت چشم خلیفه به راه شام دوخته شده بود تا لشگر شام از راه برسد و به یاری اش بشتابد و او را از محاصره در آورده و خلافت را به او باز گرداند. اما ماهها گذشت و ازلشگر شام خبری نشد. حلقه محاصره تنگتر وتنگتر می شد و علی پسرانش حسن و حسین را برای محافظت از جان خلیفه و شکستن حلقه محاصره و رساندن آب و غذا به او بر در خانه وی گماشته بود .خلیفه به امید یاری معاویه چشم و گوش بر نصایح خیر خواهانه علی بسته بود و امیدوارانه دل به راه شام بسته بود. اما از شام خبری نشد و خلیفه کشته شد. و معاویه رندانه و ناجوانمردانه علی را قاتل او معرفی کرد. تا حق علی را پایمال و خلافت را غصب و نظام جمهوری را سرنگون و نظام سلطنت را جایگزین آن کند.
در صفین تاریخ باز دوباره تکرار شد. سپاه علی به فرماندهی مالک اشتر در دو قدمی پیروزی و شکست نهائی ارتش شام بود که به تدبیر عمرو عاص قرانها بر سر نیزه گردید و دعوت به رجوع به قران و حکم قرار دادن آن شد.علی به سپاهیانش گفت به جنگ ادامه دهید.این فریبی بیش نیست فریب انها را نخورید. قران های سر نیزه را بزنید که ورق پاره ائی بیش نیست و قران ناطق منم . اما متدینان ظاهر بین کوته نظر احمق که جسم وظاهر قران را می پرستیدند و از روح و جان آن غافل بودند علی را مجبور به عقب نشینی و قبول اتش بس و تن دادن به حکمیت و حکم قراردادن ابوموسی اشعری نمودند.
اکنون نیز تاریخ باز دوباره تکرار می شود. باز دوباره سپاه علی و معاویه و لشگر جمهوری خوهان و سلطنت طلبان در برابر هم به صف ایستاده اند. لشگر قاسطین به تدبیر عمروعاص و با هدف غصب قدرت و تاراج میراث امام خمینی و حذف جمهوریت از نظام و نادیده گرفتن و پایمال کردن رای و خواست ملت خدعه ای دیگر ساز و مکری دیگرآغاز کرده است. آنها اینبار نیز در پی سرباز گیری در میان مارقین سپاه علی و براه انداختن فتنه خوارجی دیگری هستند و برای شکست دادن جنبش سبز علوی و راه سبز موسوی اکنون بجای آویختن پیراهن خونین عثمان از فراز منبر و بالا بردن قران بر فراز نیزه ؛ اینبار دریدن و سوختن عکس امام را دستاویز وبهانه خود قرار داده اند.
آنها راه امام را منحرف و میراث او را به تاراج برده و بیت و خاندانش را مطرود ومنزوی و یارانش را در بند و حبس و شکنجه وشهید کرده اند و اینک برای پاره شدن عکسش نوحه و تعزیه می خوانند و بر سر وسینه می زنند و لشگر مارقین و فتنه خوارج را به راه می اندازند.
در کربلا هم با نام پیامبر و با دعوی ادامه راه پیامبر و دفاع از حکومت و خلافت جانشین پیامبر ؛ حسین نوه پیامبر و شبیه ترین خلق خدا به پیامبر و دعوت کننده به جنبش سبز اصلاحات در امت پیامبر را به اتهام خارجی بودن و قصد براندازی نظام تشنه لب شهید و سر از تنش جدا و سرش را بر بالای نیزه آویزان وتنش را لگد کوب سم اسبان کردند و خاندانش را به اسارت بردند.
آری اینچنین است برادر . تاریخ تکرار و بازهم تکرار می شود. و این چنین است که هر روز عاشورا و هر زمین کربلا می شود.
و خون حسین و خون شهیدان راه حق چون چشمه آب حیات همواره تا پایان تاریخ می جوشد و بر زمین جاری می شود و به مردگان زندگی دوباره و به نومیدان امید سبز به زندگی و حرکت و جوشش می دهد. پس ای حسینیان اکنون محرم ماه حماسه جاودان پیروزی خون نرم و گرم بر شمشیر سخت وسرد دیگر بار فرا رسیده است . بپا خیزید و حماسه ای دیگر آغاز کنید.

.jpg)



