دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ -
- 21 Aug 2017
28 ذو القعدة 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
آزاده کیان: تشنج زدایی از فضای سیاسی به نفع جنبش زنان است
آزاده کیان: تشنج زدایی از فضای سیاسی به نفع جنبش زنان است
جرس: کمتر از یکماه به سه سالگی جنبش سبز باقی مانده است، جنبشی که متشکل از جنبش زنان، کارگری و دیگر تشکل های غیر دولتی و دولتی است، تاثیر و تاثرات جنبش سبز بر جنبش زنان موضوع بحث و گفتگو با آزاده کیان، جامعه شناس، رئیس مرکز تحقیقات جنسیتی دانشگاه پاریس ۷ و مسئول فدراسیون تحقیقات جنسیتی در فرانسه است. پس از انتخابات دوره ی دهم ریاست جمهوری، زنان یکی از مهمترین اهداف سرکوب قرار گرفتند اما پیش از آن و پس از انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس دولت در دور نهم انتخابات، سیاست ها و قوانین ضد زن بیش از گذشته به سمت و سوی حذف آنان از عرصه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پیش رفت. آزاده کیان دلیل تلاش دولت برای حذف زنان را به پایه های جمهوری اسلامی که بر «نابرابری جنسیتی» بنا شده است مرتبط می داند و می گوید «جنبش زنان بخشی از جنبش سبز است که خواسته های آن از بطن جامعه برآمده، هنوز وجود دارد و پاسخی برای خواسته های خود نگرفته است.»  


نزدیک به سه سال از شکل گیری جنبش سبز می گذرد، در ماه ها و سال های اول فعالان جنبش زنان مطالبات و فعالیت خود را همگام با جنبش سبز تعریف می کردند، فکر میکنید امروز بعد از گذشت این مدت فعالیت ها و مطالبات آنان از جنبش سبز جدا شده یا هنوز آمیخته به یکدیگر هستند؟


فعالان جنبش زنان در سه سال اخیر مشکلات بسیاری را متحمل شدند؛ بسته شدن سازمان های غیردولتی زنان، زندانی و بازداشت شدن برخی از فعالان جنبش زنان، خروج اجباری برخی از کشور، محدودیت هایی که بیش از پیش توسط دولت جمهوری اسلامی برای زنان و فعالیت هایشان ایجاد می شود مثل عدم اجازه ی برگزاری مراسم هشتم مارس به شکل عمومی از موانع ارتباط فعالان جنبش زنان با یکدیگر است.

بسته شدن بیشتر فضای سیاسی در سه سال اخیر باعث شده است که فعالیت های جنبش زنان کاهش چشم گیری پیدا کند و از طرف دیگر، فعالان جنبش سبز نیز با چنین مشکلاتی روبرو هستند در نتیجه عدم ارتباط ارگانیک جدایی هایی را ایجاد کرده است.

برخی از فعالان جنبش زنان نیز به این نتیجه رسیده اند که اگرچه جنبش زنان در دل جنبش سبز است و خواسته های مشترکی دارد اما باید خواسته هایی مستقل از مطالبات کلی ارائه دهد و آنها را دنبال کند.تا بار دیگر مطالبات زنان در خواسته هایی فراگیرتر، حل نشود و به آنها رسیدگی شود.


به نظر من یک فضای آرام تر می تواند به قدرتمند شدن جامعه ی مدنی بیانجامد و در نتیجه خواسته های جنبش زنان را در جامعه مطرح کند، فضای متشنج سیاسی که در جامعه حاکم است هم به ضرر جنبش سبز و هم به ضرر جنبش زنان است.

شما به بازداشت ها و زندانی شدن فعالان جنبش زنان اشاره کردید، به نظر شما چرا یکی از مهمترین اهداف سرکوب توسط جمهوری اسلامی، زنان بوده و هستند؟

پایه های جمهوری اسلامی بر نابرابری های جنسیتی بنیان گذاشته شده است، از ابتدای انقلاب اولین و مهمترین اتفاقی که رخ داد تغییر قوانین مربوط به زنان و خانواده بود یعنی جمهوری اسلامی اولین ژست سیاسی اش تغییر قوانین سابق و تلاش برای تحمیل یک فقه بنام فقه سنتی بود. امروز هم در تلاش هستند تا نابرابری های جنسیتی را نهادینه کنند و بر اساس این نهادینه شدن، قدرت خود را استحکام بخشند.

البته لازم است تاکید کنم به نظر من تمام دولت های حاضر در جهان امروز، دولت های جنسیتی هستند ولی درجه ی نهادینه کردن نابرابری جنسیتی در جوامع مختلف، متفاوت است.

در ایران اولین اقشار و گروه هایی که تلاش میکنند علیه فشار ها و تحمیل هایی که به آنها می شود فعالیت کنند زنان هستند که اگر چنین نبود خیلی از آقایانی که به قدرت رسیدند تا امروز بر این باور بوده و هستند که زنان را از فعالیت های اقتصادی اجتماعی کنار گذاشته و آنها را خانه نشین کنند.

اما زنان ایرانی چه مذهبی و چه غیر مذهبی، مدرن یا سنتی از همان آغاز انقلاب سعی کردند علیه چنین رفتارها و خواسته هایی ایستادگی کنند. مقاومت زنان باعث شد تا خانه نشین نشوند خصوصا در دانشگاه ها به طوریکه تا سال ۱۹۹۳ ورود زنان به خیلی رشته های دانشگاهی تحت عنوان مغایرت با اسلام ممنوع اعلام شده بود اما زنان با مقاومت خود از این مرزها عبور کردند.

حضور، وجود، فعالیت، برابری خواهی زنان ایران فراتر از جنبش زنان بوده است زیرا این جنبش از لحاظ سازماندهی و فعالیت فعالانش به دلیل سرکوب ها بسیار محدود است اما خواسته ی برابری را در بخش عمده ی زنان چه روستایی و چه شهری می بینیم چرا که از اول انقلاب تاکنون تغییرات بسیار زیادی در جامعه زنان از لحاظ فرهنگی، ورود به دانشگاه ها ایجاد شده است که نشان از مدرن شدن تفکر و رفتار زنان است.

این تحول فرهنگی حتی از نظر جمعیتی نیز قابل بررسی است؛ امروز زنان به طور متوسط دو فرزند دارند درحالیکه سال های نه چندان دور هر کدام ۷ کودک داشتند، این امر باعث شده که وقت بیشتری برای خود اختصاص دهند تا خودشان را فقط در نقش همسری و مادری نبینند.

مجموعه ی این تحولات باعث شده تا زنان حضور پررنگ تری در جامعه داشته باشند که البته باید مشکلات و مسائل اقتصادی را نیز بر آن افزود، اما خواسته ی فعالیت اجتماعی و تاثیرگذاری بر جامعه نسبت به دلیل مشکلات اقتصادی بیشتر است.

این خواسته های زنان دولت و حکومت را بسیار نگران کرده زیرا با قوانین و نهادهای موجود در تضاد است به همین دلیل سرکوب ها و محدودیت ها بر فعالان زنان بسیار بیشتر است، اگر خواسته های برابری خواهی در سطح کشور گسترده شود و فعالان جنبش زنان از هزاران نفر به میلیون ها نفر برسد، پایه های نظام جمهوری اسلامی سست خواهد شد.

تنها جایی که جمهوری اسلامی زن و مرد را برابر می داند در تعداد و میزان اعدام ها، شکنجه ها و بازداشت هاست.


از حضور زنان در اقتصاد جامعه و خانه نشینی زنان صحبت کردید، این روزها طرح استخدام دو زن به جای یک زن که بعد از اعتراضات صورت گرفته تبدیل شد به استخدام دو زن به جای یک مرد با این توجیه که زنان تحصیل کرده ی بسیاری بی کار هستند و با اجرای این طرح می توان به اشتغال آنها کمک کرد. از نظر شما چنین طرح هایی نوعی خانه نشینی و سرکوب زنان محسوب می شود؟

شاید نتوان کلمه ی سرکوب را برای آن به کار برد اما به طور مشخص در ارتباط با سیاست هایی است که دولت فعلی از ۷ سال پیش تاکنون به پیش میبرد تا زنان را بیش از قوانین موجود فرودست کند. بیشتر مشاغلی که زنان تحصیلکرده خواهان اشتغال در آن هستند پست های اداری است و در این بخش های برای ترفیع مقام باید کار تمام وقت باشد و حقوق مستمر زنان در محل کار باشد تا ترفیع مقام و حقوقی دست یابند.

امروز تنها ۵ درصد زنان در مشاغل مدیریتی مشغول به کار هستند و این قانون جدید این ۵ درصد را به نیم درصد می رساند، هدف دولت حذف کردن زنان از مشاغل مدیریت و تصمیم گیری و خانه نشینی بیشتر است. در واقع حمله ی همه جانبه ای علیه زنان در عرصه های سیاسی، اقتصادی، حقوقی و مدنی صورت گرفته است.

همه ی این اقدامات نشان دهنده ی اهمیت بیش از پیش زنان به عنوان یک مساله ی سیاسی برای جمهوری اسلامی است.

امروز در جامعه ی ایران نهادهای جمهوری اسلامی، سپاه و بسیج، مجلس و دولت در خدمت طرفداران و پیروان مردسالاری است، برای مقابله با زنان نیز لوازم سرکوب را به طور کامل در اختیار دارند. زنان چطور می توانند در چنین فضایی مطالبات خود را مطلب کنند و آیا پاسخی خواهند گرفت؟

در شرایط فعلی جمهوری اسلامی تمام این نهادها و لوازم سرکوب را دارد و این نشان از وحشت قدرت گیری جنبش سبز و زنان است. شما دیدید که در سرکوب جنبش سبز سپاه شرکت نکرد زیرا خودشان هم میدانستند که این جنبش، جنبشی مردمی است نه آنکه از خارج کشور هدایت شود و بسیاری از شرکت کنندگان به جناح های سابق جمهوری اسلامی تعلق دارند و این باعث وحشت بیشتر جمهوری اسلامی از جنبش سبز است.

در سالهای اول انقلاب مخالفان جمهوری اسلامی که سرکوب شدند، اقلیت مطلقی از جامعه ایران بودند و به راحتی آنها را وابسته به بیگانگان تلقی کردند ولی امروز مشکل است که جنبش سبز را وابسته به خارج از ایران بدانند، چه کسی باور میکند میرحسین موسوی، کروبی یا زهرا رهنورد وابسته به بیگانگان باشند؟

یا تمام خانم ها و آقایانی که در زندان ها هستند چطور وابسته به خارج هستند؟ کسی چنین ادعایی را نمی پذیرد، سپاه هم خوب این مساله را می داند.

حاکمیت ایران از این زاویه با شرایط سختی مواجه است به همین دلیل تلاش میکنند با تکیه بر تبلیغات، از شدت گرفتن خواسته ها، تشکلات و نارضایتی ها جلوگیری کنند.


به عنوان آخرین سوال، تاثیرات جنبش سبز بر جنبش زنان و همچنین بر حاکمیت را در چه می دانید؟

جنبش سبز را نباید جنبشی دانست که آمد و رفت بلکه خواسته های آن برآمده از بطن جامعه است و هنوز وجود دارند و پاسخی نگرفته اند. تاثیر این جنبش را بر حاکمیت به شکل روشنی می توان در ارتباط با درگیری های جناجی دید.

جنبش سبز تاثیرات بسیاری بر خواسته های جنبش زنان نیز داشته است اما به علت سرکوب موجود جنبش زنان نتوانسته از تشکیلات خاصی بهره مند شود اما خواسته های آنان در سطح مردم و در همه جای کشور وجود دارد.

انتخابات مجلس شورای اسلامی که پیش از این یکی از اتفاقاتی بود که برای مطرح کردن مطالبات زنان از آن استفاده می شد این بار به این دلیل که فعالان زن همه چیز را نمایشی می دانند اصلا خواسته ای برای مطرح کردن نداشتند.

این اتفاقات فعالان جنبش زنان را از ساختارهای سیاسی جدا کرد، تا پیش از انتخابات دوره ی دهم ریاست جمهوری چه مذهبی و چه غیر مذهبی خواسته های تغییر در قوانین اساسی، قصاص و غیره مطرح می کردند اما با سرکوب جنبش سبز انقطاع مهمی بین فعالان جنبش زنان و ساختارهای حکومتی ایجاد شد تا آن که امروز زنان از حکومت جمهوری اسلامی خواسته ای ندارد زیرا این حکومت قادر به پاسخگویی نیست و این اتفاق از طرفی باعث رادیکالیزه شدن جنبش زنان شده است.

من مطمئن نیستم در شرایط فعلی ایران لزوما رادیکالیزه شدن به نفع جامعه زنان باشد و تنها راهی که برای مطرح شدن خواسته های زنان و ایجاد تغییرات میبینم، تشنج زدایی از فضای سیاسی ایران است تا جامعه ی مدنی ایران خصوصا زنان بتوانند دوباره فعالیت های خود را زیر نظر نشریات یا سازمان های غیر دولتی از سر گرفته و از طریق فشارهای اجتماعی بر دولت و حاکمیت بتوانند تغییرات را در نحوه ی نگرش حکومت بر زنان و قوانین ایجاد کند.
 

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.