پنج‌شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶ -
- 19 Oct 2017
28 محرم 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
رضا معینی: روزنامه نگاران هدف اول و آخر سرکوب در ایران هستند
رضا معینی: روزنامه نگاران هدف اول و آخر سرکوب در ایران هستند
  جرس: با نزدیک شدن به سومین سالگرد انتخابات دوره ی دهم ریاست جمهوری، ایران همچنان سومین زندان روزنامه نگاران نام گرفته است. روزنامه نگاران بسیاری در سه سال اخیر بازداشت شده و احکام سنگینی دریافت کرده اند، عده ای نیز در انتظار اجرای احکام خود سکوت اختیار کرده اند و بسیاری خاک خود را به قصد تبعید ترک گفته اند.

  

در ٱخرین رده بندی جهانی ٱزادی مطبوعات که توسط سازمان گزارش گران بدون مرز تهیه شده است، ایران میان 179 کشور رتبه 175 را کسب کرده که پس آن کشورها سوریه،ترکمنستان، کره شمالی و اریتره قرار گرفته اند.

 به گزارش کمیته ی حمایت از روزنامه نگاران، شمار روزنامه نگاران زندانی در سطح جهان نسبت به سال گذشته بیش از 20 درصد افزایش داشته و ایران نیز هم چنان دارای بیشترین روزنامه نگار زندانی در جهان است.

 

بررسی وضعیت روزنامه نگاران پس از انتخابات دوره ی دهم ریاست جمهوری ایران تا امروز، موضوع گفتگو با رضا معینی مسئول بخش ایران، افغانستان و تاجیکستان سازمان گزارشگران بدون مرز است:

 

پس از گذشت سه سال از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، چند روزنامه نگار در زندان های ایران در حال گذران دوران محکومیت خود هستند و مجموعا چند سال حکم گرفته اند؟

 در مجموع بنا بر ٱماری که در سایت سازمان گزارشگران بدون مرز منتشر کرده ایم از 22 خرداد 1388 تا اول خرداد 1391 بیش از 300 روزنامه نگار محاکمه و بازداشت شده اند و از این تعداد، امروز 32 نفر در زندان به سر می برند.

 

از این 32 نفر 28 نفر به احکامی بین 1 تا 6 سال زندان محکوم شده اند و تعداد دیگری در انتظار اجرای احکامشان یا بازگشایی پرونده هایی دیگر برای محاکمه هستند.

خارج از این بخش، تعداد دیگری ٱزاد شده اند و عده ای هم وجود دارند که کمتر از 24 ساعت یا یکروز در بازداشت بوده اند و ما به عنوان زندان محاسبه نکرده ایم و به عنوان بازداشت های موقت نام برده ایم، در این چهارچوب تعداد بسیار بیشتر است.

  معمولا بیشتر آماری که ارائه می شود به تهران اختصاص دارد اما این آمار بوشهر، کردستان، خراسان، اصفهان و آذرباریجان را در بر میگیرد به طوریکه نزدیک به 300 نفر دیگر در سراسر  ایران که برایشان پرونده تشکیل شده است در انتظار محاکمه هستند.

 در این مجموعه، تعدادی محاکمه و محکوم شده اند یا حتی محکومیتشان تمام شده است اما تعقیب قضایی در رابطه با ٱنها ادامه دارد.

 آیا آمار دقیقی هم از روزنامه نگارانی که مجبور به ترک ایران شده اند وجود دارد؟

این ٱمار را نمی توانیم به شکل عمومی مطرح کنیم اما مجموعه ی روزنامه نگاران و وب‌نگارانی که از طریق کمک های گزارشگران خارج شده اند یا حداقل در این سازمان برایشان تشکیل پرونده داده شده است بالغ بر 200 نفر هستند که از تیرماه 1388 تا نیمه اردیبهشت ماه سال جاری ایران را ترک کرده اند.

 ٱیا می توانید در مورد وضعیت ٱن ها و شکل خروجشان توضیح دهید؟

 بیشترین خروج به دلیل هم مرز بودن با کشورهای پیرامون ایران بویژه ترکیه اتفاق افتاد که با کمک ویزاهای ٱزادی که امروز متاسفانه دیگر اعطا نمی شود صورت می گرفت و تعدادی دیگر از طریق کمیساریای عالی پناهندگی به کشور سوم رفتندتعدادی دیگر نیز همچنان در ترکیه منتظر مشخص شدن کشور سوم هستند اما از همان هسته های اولیه یعنی حدود 200 نفر که ذکر شد می توان گفت بیشتر از 120 نفر ٱنها تا  یکسال پس ا خارج شدن، عمدتا به کشورهای فرانسه، ٱلمان، نروژ و آمریکا پناهنده شده اند. تعدادی نیز به شکل فردی به دانمارک و سوئد رفته و در آنجا تقاضای پناهندگی کرده اند.

 

شما در صحبت هایتان از وب نگاران نام بردید، بعد از انتخابات به علت محدودیت های رسانه ای و بازداشت گسترده روزنامه نگاران، بسیاری از شهروندان وظیفه ی اطلاع رسانی  را برعهده گرفتند و از همان زمان نام "شهروند خبرنگار" بر زبان ها جاری شد، آیا این عده نیز از حمایت های صنفی و بین المللی برخوردار  و در آمارها لحاظ شده اند؟ 

 نام بردن از وب نگار با نگاه به همین گستره بود، یعنی مجموعه شهروند و وب نگار خبرنگارانی که در عرصه اطلاع رسانی فعال بوده اند.

  واقعیت این است که بدون شک نخستین هدف جمهوری اسلامی ایران ممنوع و ممانعت ایجاد کردن اطلاع رسانی بود. این ممنوعیت و ممانعت می توانست کمک بیشتری به سرکوب حرکت اعتراضی مردم کند. بنابراین ٱنچه به اطلاعات و بویژه اطلاعات تصویری مربوط می شد در این زمره قرار گرفت.

 در اولین اطلاعیه های سازمان گزارشگران بدون مرز اشاره کردیم که ٱنچه که باعث میشود نه فقط جمهوری اسلامی بلکه مردم را مقابل ٱینه قرار دهد یعنی مشاهده ی تصویر واقعی سرکوب و عدم مدارا، باید ممنوع اعلام می شد و در این رابطه روزنامه نگاران اولین هدف بودند.

پس از روزنامه نگاران تمام کسانی که در خیابان ها از تلفن، دوربین و وسايل صوتی یا تصویری برای انعکاس اخبار استفاده می کردند مورد هدف قرار گرفتند.

 پس از دو هفته  نخست، اطلاعات بسیاری منتشر شد و جمهوری اسلامی ٱرام ٱرام شروع به محدود کردن فضا کرد و حتی در یکی از اطلاعیه هایی که گزارشگران در اواسط تیرماه همان سال  منتشر کرد خبر بازداشت نزدیک به 13 روزنامه نگار عکاس و فیلمبردار اعلام شده بود و این خود نشانگر اهمیت ممنوعیت اطلاع رسانی برای جمهوری اسلامی بود.

 این مجموعه وسیع بعد از سرکوب ها از ایران خارج شدند و وظیفه ما در چهارچوب حمایت از ٱزادی بیان و اطلاع رسانی کمک به آنها بود.

 سازمان گزارشگران بدون مرز تا امروز اطلاعیه های بسیاری منتشر کرده و رای زنی هایی نیز انجام داده است، در این سه سال ٱیا این دست اقدامات توانسته حمایت هایی را برای روزنامه نگاران در داخل ایران به همراه داشته باشد؟

 فکر میکنم قضاوت در این رابطه را باید به روزنامه نگاران داخل ایران واگذار کرد اما نه تنها سازمان ما بلکه دیگر سازمان های فعال در حوزه ی حقوق بشر و حقوق انسانی اگر وجود نداشتند، اوضاع از امروز بسیار بدتر بود.

به یاد دارم اولین اطلاعیه ای که سازمان گزارشگران بدون مرز منتشر کرد درست بعد از انتشار اخبار داخل ایران بود که بنا به اطلاعاتی که به دستمان رسیده بود از امکان ایجاد تشنج و

 ناآرامی ابراز نگرانی کرده و تنها راه جلوگیری را در صدور مجوز برای ٱزادی بیان و ٱزادی اطلاع رسانی عنوان کرده بودیم.

 متاسفانه باید بگویم این تحلیل یا شاید نوعی تجربه از مشاهده ی اتفاقات دیگر کشورها که  گفتگو می تواند جانشین درگیری میان حکومت و مردم شود و بهترین راه ٱن ٱزادی مطبوعات و ٱزادی بیان است مورد توجه قرار نگرفت و همانطور که مشاهده کردیم، عدم مدارای جمهوری اسلامی عاملی برای گسترش تشنجات شد.

از همان ساعات اول سازمان گزارشگران بدون مرز و نهادهای بین المللی شروع به اطلاع رسانی و طرح مسايل کردیم. اقدامات سازمان گزارشگران بدون مرز، نهادهای بین المللی  و

ایرانیانی که در خارج از کشور بودند عامل مهمی بود تا صدای خفه شده ی مردمی که در خیابان ها بودند و اجازه راهپیمایی هم نداشتند، به گوش جهانیان برسد.

 آخرین سوال به تجربیات شما باز میگردد، پیش از این از روزنامه نگاران بسیاری که ایران را ترک کرده اند صحبت کردید. حضور این روزنامه نگاران در خارج از ایران پتانسیلی است برای این حرفه، با توجه به     تجربه ی حضور بیشترتان در خارج از کشور و فعالیت هایتان چه راهکاری برای استفاده از این پتانسیل پیشنهاد میکنید؟

 از اینجا شروع کنم که روزنامه نگاران ایران در طی این مدت تنها کسانی بودند که به وظایفی که داشتند متعهد ماندند و این خود دلیلی است برای هدف اول و آخر قرار گرفتن از سوی جمهوری اسلامی.

 در آغاز آنچه به آن کودتای انتخاباتی می گویند لیستی از روزنامه نگاران برای بازداشت تهیه شد، امروز هم همچنان تعداد بسیاری از ٱنها در زندان ها به سر می برند بنابراین فکر می کنم که روزنامه نگاران ایرانی دینی را که برای برقراری ٱزادی و دموکراسی بویژه ٱزادی بیان داشتند ادا کرده اند.

 به همین دلیل هم مورد نوعی خشم و سخت گیری حاکمیت قرار گرفته اند.

 نباید فراموش کرد که مجموعه ی رسانه های ما و مجموعه ی فعالیت مطبوعاتی در ایران، فعالیتی سیاسی است. ما هیچ وقت در ایران روزنامه های مستقل نداشتیم و این روزنامه ها نتوانستند چه به مثابه بنگاه اقتصادی مستقل و چه به مثابه رسانه، رسانش مستقل اطلاعات و اخبار باشند. دلیل اول ٱن مشخصا استبداد و دیکتاتوری است و دلیل دوم عدم کارآیی مطبوعاتی که در زیر سیطره دیکتاتوری مهار شده و عملا نمی توانند به شکل دیگری فعالیت داشته باشند و این دلایل به معنای نبود دموکراسی است.

 بنابراین وقتی از پتانسیل صحبت میشود، روزنامه نگار در هر جا  به طور مشخص باید وظیفه خود که اطلاع رسانی است را انجام دهد تا روزنامه نگار بودن خود را حفظ کند.

اگر منظور نوع دیگری از فعالیت هاست که باید بگویم وظیفه روزنامه نگار نیست. سرنگونی حکومت یا حمایت از حکومت در وظائف روزنامه نگار تعریف نمی شود بلکه وظیفه او تعهد به حقیقت در روزنامه نگاری و تلاش برای پیشبرد حق دانستن است.

ارسال به :


نظرات
cnvshv : ۲۷ مرداد ۱۳۹۱, ساعت ۷:۳۹ بعد از ظهر
Kk7gGm <a href="http://ylizendmewrk.com/">ylizendmewrk</a>, tqulyysyexyh, [link=http://zbtrmuagdnfc.com/]zbtrmuagdnfc[/link], http://eungcqfbbshh.com/
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.