سه‌شنبه ۰۴ تیر ۱۳۹۸ -
- 25 Jun 2019
21 شوال 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
ادب ولایی و اخلاق ویژه نماینده ولی فقیه در کیهان آئینه تمام نمای نظام جمهوری اسلامی


 

جرس-  حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه و سرپرست موسسه کیهان است. وی در شصت سالگی در آبان ۱۳۸۶ جایزه «بهترین و منصف ترین منتقد دولت» را از دست محمود احمدی نژاد رئیس جمهور منصوب و سابقا محبوب رهبری دریافت کرد. شریعتمداری را می توان نماینده واقعی نظام جمهوری اسلامی دانست. شریعتمداری خود را مجاز می داند منتقدان نظام را به هر قیمتی ترور شخصیت کند، به آنها توهین و افترا بزند، تحقیرشان کند و به آنها دروغ نسبت دهد و هرگز در دادگاه عدل ولایی محکوم هم نشود.
 

روزنامه کیهان در شماره امروز خود یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۱ شماره ۲۰۲۱۹ در سه مطلب در ستون ویژه خود سایت «ورشکسته» جرس را مورد مرحمت ویژه ولائی قرار داده است. هر سه مطلب در صفحه دوم کیهان آمده، بعلاوه جرس یک سهمیه تیتر هم در صفحه اول کیهان دارد. «جرس: شما اصلاح طلبان در ادعاي تقلب راستگو بوديد يا دروغگو؟! (خبر ويژه)»

یک:
حسین شریعتمداری نخستین خبر ویژه اش را اینگونه آغاز کرده: «اين پرسشي است كه سايت جرس با اشاره به تلاش مدعيان اصلاحات براي فعال شدن در انتخابات رياست جمهوري آينده، از آنان پرسيده است. جرس مي نويسد: «در صورتي كه اصلاح طلبان فارغ از وجود و يا عدم وجود دليل ادعا كنند كه به راستي ادعاي تقلب را مطرح نموده و هنوز هم به اين اعتقاد خود قرار دارند آنگاه اين سؤال پيش مي آيد كه آيا نسبت به سال 1388 چيزي عوض شده؟ آيا وزارت كشوري كه اجراي انتخابات برعهده اوست تغيير ماهيت داده؟ آيا شوراي نگهبان كه ناظر انتخابات بود تغيير ماهيت داده؟ آيا قانون انتخابات عوض شده؟ آيا رهبري نظام سياسي راجع به فصل الخطاب بودن اين سه ركن تغيير موضوع داده است؟» و اینگونه به پایان برده است: «نويسنده مقاله ياد شده در جرس در ادامه يادداشت مفصل خود نتيجه مي گيرد كه سران جبهه اصلاحات قبل از آن كه صاحب فكر و انديشه و يك مشي تعريف شده سياسي باشند، دروغگوياني هستند كه هيچگاه و در هيچ حالت از منافع مادي خود دست برنمي دارند. گفتني است در جاي جاي اين نوشته مفصل، نشانه هاي عصبانيت جرس از مواضع اخير برخي مدعيان اصلاحات و مخصوصاً شركت خاتمي در انتخابات مجلس نهم به چشم مي خورد و نويسنده پنهان نمي كند كه با فريبكاري سران فتنه، وارد يك ميدان سراسر مجازي و دروغ شده و در حالي كه در پي اين فريب خوردگي، به زندگي تحقيرآميز پناهندگي روي آورده است، سران داخلي فتنه با خيال راحت به زندگي بي دغدغه خود ادامه مي دهند!»


مطلب فوق با عنوان «تلاش متناقض اصلاح طلبان برای بازگشت به قدرت» نوشته یاسر سبحانی فرد متعلق به سایت الف (وابسته به احمد توکلی) است ( اصل مطلب را در اینجا ببینید ) که یک هفته قبل در تاریخ ۱ خرداد ۹۱ در ستون «جهت اطلاع» جرس منتشر شده است. در انتهای همه مطالب این ستون تذکر داده شده است: «ستون «جهت اطلاع» منعکس کننده‌ی مطالب تحلیلی مغایر با اهداف جنبش سبز است و صرفا جهت اطلاع همراهان جنبش سبز و خوانندگان جرس منتشر می گردد.»


واضح است که این یادداشت و کلیه یادداشتهای این ستون هرگز قابل انتساب به جرس یا اصلاح طلبان یا جنبش سبز نیست. اما مدیرمسئول کیهان با سخاوتمندی آنرا به جرس نسبت داده است. این نخستین مصداق دروغ و مطالب خلاف واقع روزنامه کیهان در شماره امروز آن است.


دو
حسین شریعتمداری در دومین مطلب خود تحت عنوان «تاريك انديشي هنر ماست! (خبر ويژه)» نوشته است: «جمعي از ضد انقلابيون پير و پاتال با صدور اطلاعيه اي سراسر تناقض و تحت عنوان «نوانديشان ديني»! به حمايت از خواننده هتاك به ساحت معصومين عليهم السلام پرداختند.» در همین جمله نخست این خبر آقای شریعتمداری سه دروغ گفته است: او نویسندگان نامه به مفتیان حکم اخیر ارتداد را «پیر و پاتال» خوانده است.
 

معدل سن نویسندگان نامه ی مذکور،  پنج سال از سن آقای شریعتمداری(متولد ۱۳۲۶) و سیزده سال از سن جناب آقای خامنه ای (متولد ۱۳۱۸) کمتر است. اگر جواز انتقاد مشروط به سن معینی است، آیا رهبری کشور می تواند مادام العمر و بدون سقف باشد؟ دبیری شورای نگهبان و سرپرستی موسسه کیهان فعلا پیشکش قدمتان!


آقای شریعتمداری حتی یک تناقض در نامه سرگشاده به مفتیان ارتداد نشان نداده است. او به دروغ نامه انتقادی به شش مرجع حامی نظام را حمایت از خواننده هتاک به ساحت ائمه دانسته است. حال آنکه نامه به صراحت قبل از محکومیت فتوای ترور، ترانه موهن یادشده را با صراحت محکوم کرده است. البته مردم ضرب المثل شیرینی دارند: جارو  را که برداری گربه دزده خودش فرار می کند!

آقای شریعتمداری در انتهای این خبر افترای دیگری زده است. او نویسندگان نامه را متهم کرده است که «در محرم سال 88 نيز از بهائيان و فتنه گران هتاك به حريم عاشورا و امام حسين(ع) تمام قد حمايت كردند.» حال آنکه معترضین عاشورای ۸۸ و دیگر تظاهرات سه سال اخیر به تقلب و به سرقت رفتن آرائشان معترض بودند. طاغوت قبل از انقلاب منتقدان و معترضان خود را مزدوران اجنبی و مارکسیستهای اسلامی می نامید. جمهوری اسلامی هم تا کنون نخواسته بپذیرد معترضان خیابانی به استبداد ولائی و نقض قانون اساسی و تجاوز به حقوق ملت معترضند. اهانت به مقدسات از سوی جنبش سبز در عاشورای ۸۸ از افسانه های طاغوتی به ارث رسیده از نظام شاهنشاهی است.
 

سه
در سومین مطلب تحت عنوان «مسافر تل آويو: استاد فرمودند حجاب بانوان ضروري نيست!(خبر ويژه)» آقای حسین شریعتمداری مرتکب چندین تحریف و دروغ و افتری دیگرا شده است. در ابتدای این خبر ویژه وی مطلب جرس را اینگونه تحریف کرده است:«احمد قابل مجتهدي بدون لباس روحانيت است. بيشتر ما، او را به عنوان كسي كه عليه برخي از مباني رژيم جمهوري اسلامي موضع گرفته است مي شناسيم اما، مهمتر از آن، رساله ناتمام ايشان درباره پوشش و حجاب بانوان است».


این عبارت تحریف یافته  این عبارت است: «احمد قابل را غالبا به نامه های انتقادی شجاعانه اش به مقام رهبری می شناسند. اما مهمتر از این نامه ها نوشته های وی در فقه استدلالی است. رساله ناتمام وی در «حکم رجم» (نقد مجازات سنگسار) و «استحباب پوشش موی بانوان» (نقد وجوب حجاب) از این قبیل است.... احمد قابل مجتهدی بدون لباس روحانیت است.»

و نماینده محترم ولی فقیه اینگونه ادامه می دهد: «محسن كديور، سرانجام بعد از اينهمه تقدير و تجليل از احمد قابل توضيح مي دهد كه وي در رساله جديد و ناتمام خود حجاب بانوان را واجب ندانسته است!!»


آقای شریعتمداری ابتدا عبارت «نامه های انتقادی شجاعانه به مقام رهبری» را در گیومه به «موضع گیری علیه برخی مبانی رژیم جمهوری اسلامی» تحریف کرده است. ثانیا رساله ناتمام احمد قابل رساله «حکم رجم» است که به دلیل احضار به زندان وکیل آباد مشهد بعد از هشت شماره متوقف شد. رساله وی درباره استحباب پوشش موی بانوان ناتمام نیست و متن کامل آن در فضای مجازی منتشر شده است. احمد قابل هرگز در وجوب پوشش بدن بانوان تردید نکرده، تنها درباره پوشش مو نظر متفاوتی دارد.
 

تیتری که جناب آقای شریعتمداری برای خبر ویژه خود انتخاب کرده اند سه امر خلاف واقع دارد.

اولا انتساب اینکه حجاب بانوان ضروری نیست به مرحوم آیت الله العظمی منتظری کذب محض است. مسئولیت هر فتوایی به عهده مفتی آن است نه اساتید مجیز وی. آنچنانکه هرگز فتاوای انقلابی مرحوم آیت الله العظمی خمینی را نمی توان به استادش مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی نسبت داد.

ثانیا
کدیور هرگز چنین ادعایی نکرده است. جالب اینجاست که نظرات متفاوت قابل و کدیور در این زمینه منتشر شده است و نماینده رهبری در کیهان طبق معمول تجاهل العارف است.

ثالثا جناب شریعتمداری در عنوان خبر ویژه خود از کدیور با عنوان مسافر تلاویو یاد کرده و در ادامه نوشته است «وی از ضدانقلابيون فراري است كه تاكنون چندبار سفر به تل آويو داشته است و در ميان گروههاي اپوزيسيون خارج كشور به «مباشر منوشه امير» شهرت دارد.» وی در انتها با ادب کامل ولائی نامبرده را «جرثومه اسرائيلي» خوانده است.
 

محسن کدیور چندی پیش در یادداشتی با عنوان «حفظ نظام با اسرائیلیات» نوشت که کارگزاران نظام جمهوری اسلامی با تحریف معنوی روایت «باهتوهم» به منتقدان خود بهتان می زنند و دروغ و افترا به مخالفان و منتقدان را وظیفه شرعی خود می دانند.او «سفر به اسرائیل» را اسم رمز «به درد آمدن قلب مقام رهبری از انتقادهای قانونی» دانست.
 

این همه دروغ و تحریف و افترا و بهتان های حسین شریعتمداری نماینده آقای خامنه ای در روزنامه کیهان مشت نمونه خروار ادب ولایی و بی اخلاقی نظام جمهوری اسلامی است. بی جهت نیست که همراهان جنبش سبز جمهوری اسلامی را «امپراطوری دروغ» می خوانند.



 

ارسال به :