سه‌شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۸ -
- 10 Dec 2019
11 ربيع الثاني 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مدّعی نجات جامعه‌ی جهانی هستیم اما مردم ما در فقر و فلاکت‌اند
جرس: آیت الله دستغیب با انتقاد از وضعیت اقتصادی کشور می گوید: وقتی ما می‌ گوییم: آمده ایم مردم جهان را از استضعاف اقتصادی و سیاسی نجات دهیم، آیا توانسته ایم مردم خود را از فقر و فلاکت نجات دهیم؟ آیا مردم ما مستضغف سیاسی نیستند؟ وقتی مدّعی نجات جامعه ی جهانی از اخلاق ناپسند هستیم، آیا خود در حکومت خویش اخلاقیات را رعایت می‌ کنیم؟ آیا ما از حسد و تکبر و جاه طلبی و سوء ظن پاک گشته ایم؟ آیا ما همدیگر را نمی خوریم؟  

 

به گزارش حدیث سرو، وی در ادامه به وضعیت زندانیان سیاسی پرداخت و گفت: شما که می‌ گویید باید مردم دنیا از بند استضغاف و ظلم رها شوند، به نظر خودتان در این کشور چند نفر باید زندان سیاسی باشند و چرا باید خانواده های آنها از هم بپاشد یا در زحمت و سختی بسیاری قرار گیرند که حتی به نان شب هم محتاج باشند؟ این سوالی است که همه ی مردم عالم، حتی کسانی که ما مدعی نجات آنهاییم، از خود می‌ پرسند، چه پاسخی برای آن داریم.

 

سخنان آیت الله دستغیب به شرح زیر است:

وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیراً

چرا در راه خدا پیکار نمی کنید و نیز در راه نجات مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که می‌ گویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمانش همه ستمگرند بیرون بر و از جانب خود برای ما سرپرستی قرار ده و از سوی خود یار و یاوری برای ما روانه کن.مومنان در راه خدا پیکار می‌ کنند و کافران در راه طاغوت. پس با یاران شیطان بجنگید که نیرنگ شیطان ضعیف است.

شان نزول

منظور از مستضعفان در این آیه، مسلمانانی است که پس از هجرت پیامبر، در مکه باقی ماندند و به جهات مختلف قادر به هجرت نبودند و تحت فشار و آزار کفار قرار داشتند. آنها از خدا می‌ خواستند که از شرّ کفّار مکّه رهایشان گرداند و تحت ولایت کسی چون رسول الله قرارشان دهد و یاری کننده ای برایشان بفرستد تا بتوانند آزادانه احکام دین مبین اسلام را انجام دهند. سرانجام نیز خدای تعالی با فتح مکه، دعایشان را اجابت کرد و آنان را به خواسته شان رساند.

پس از آنکه اسلام در مدینه استقرار یافت و آوازه ی آن در سراسر جزیره العرب منتشر شد و خلق و خوی نیکوی پیامبر و کردار نیک مسلمین زبان به زبان در میان مردم گشت، افراد بسیاری شیفته ی این دین الاهی و رسول گرامی اسلام شدند و دوست می‌ داشتند خدمت پیامبر مشرف شوند و اسلام آورند لکن این کار آسان نبود و معمولا روسای قبایل و بزرگان اقوام مانع ایمان آوردن آنان می‌ شدند لذا آرزوی قلبی این افراد، نجات از یوغ ستم ستمگران و امکان انتخاب دین مبین اسلام بود. خدای تعالی طیّ این آیه مردم مسلمان را به منظور رهانیدن آن ستمدیدگان و مستضعفان دعوت به جهاد فی سبیل الله می‌ کند.

نکته ی ظریف و مهمی که می‌ توان از این آیه فهمید این است که قرآن کریم، هدف جهاد در راه خدا را نجات مردم مستضعف و مظلوم عنوان می‌ کند و نه به چنگ آوردن سرزمین ها و فرمان روایی بر مردم اقوام مختلف!

مصداق مستضعف

مستضعف؛ یعنی کسی که از یک یا چند جهت ضعیف و عقب مانده نگه داشته شده است و می‌ تواند شامل جهات مختلفی از جمله فکری، سیاسی، اقتصادی، اعتقادی و غیره باشد.

در تفسیر عیّاشی از امام صادق علیه السلام روایت شده که حضرت پس از قرائت این آیه فرمودند: «ما آن مستضعفان هستیم». (تفسیر عیّاشی ذیل همین آیه)

منظور از «ما» در این روایت، امام هر زمان و شیعیان ایشان است. در طول تاریخ همواره امامان گرانقدر ما و شیعیان آنان تحت ستم جبّاران بنی امیّه و بنی عبّاس بودند و در دوران غیبت کبری نیز علما و زعمای مذهب و طبقه ی عادی جامعه ی تشیع طی قرون متوالی و طولانی زیر یوغ ظلم حکام و علمای متعصب سنی مذهب قرار داشتند.

بنابراین این آیه به نوعی همه ی شیعیان و دوستان اهل بیت را دعوت به جهاد در راه خدا به منظور رهانیدن خود و هم مذهبانشان از استضعاف ستمگران می‌ کند لکن باید دانست که عنوان جهاد، عنوانی کلی و عام است و شامل انواع و اقسام مختلفی می‌ شود و منحصر به جنگ مسلحانه نیست. یکی از مصادیق قطعی جهاد فی سبیل الله، تبلیغ احکام اسلام و آشنا کردن مردم با اصول و فروع مذهب و شناساندن سنت پیامبر اکرم و سیره ی اهل بیت ایشان است.

نقش آیه در مبارزات ضدّ طاغوت

در دوران مبارزات پیش از انقلاب، از جمله صحبت هایی که برای مردم می‌ کردیم، تفسیر همین دو آیه بود. در آن زمان به مردم می‌ گفتیم که از مصادیق قطعی مستضغف، مردان و زنان و کودکان این سرزمینند که از سوی استکبار جهانی و از طریق حکومت پهلوی، اموالشان به تاراج می‌ رود و از جهات مختلف عقب مانده و ضعیف نگه داشته می‌ شوند. محمد رضا پهلوی در اواخر حکومت خود می‌ گفت: «مذهب در ایران نقشی ندارد»؛ یعنی به حدّی از خود مطمئن بودند که ایران را در زمره ی بلاد کفر برمی شمردند. اما از برکت دعای مومنین، اراده ی خداوند بر این تعلق گرفت که یاور و سرپرستی از شجره ی مرجعیت شیعه برای نجات آنان به پا خیزد و با همت خود مومنین بساط ظلم پهلوی را برچیند.

در مسیر مبارزه با رژیم طاغوت، روش ها و نگرش های مختلفی وجود داشت؛ گروه هایی همچون سازمان مجاهدین خلق، جنگ مسلحانه را برگزیده بودند و در این قالب با رژیم محمد رضا مبارزه می‌ کردند، اما آنچه مورد پذیرش اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران قرار گرفت، روش حضرت امام خمینی رحمه الله بود و توده ی مردم در این قالب به جهاد پرداختند و در راه آن از جان و مال خود هزینه کردند تا سرانجام در مهمّ خویش پیروزی را چشیدند.

اولین شرط مصلح

شکی نیست که آنچه امروزه به عنوان آزادی و دموکراسی در کشورهای مختلف مشاهده می‌ شود، معنای واقعی و کامل آزادی فردی و اجتماعی نیست و ملت های مختلف جهان به گونه های مختلف تحت ظلم و استضعاف قدرت های استبدادی و استکباری و سرمایه داری قرار دارند. در این میان جمهوری اسلامی به عنوان حکومتی برآمده از احکام مترقّی دین و ولایت دین خدای تعالی، مطابق همین آیه ی کریمه وظیفه ی سنگینی در قبال نجات ملت ها، جوامع و افراد مستضغف در سراسر عالم بر عهده دارد و باید در این راه جد و جهد و جهاد فی سبیل الله نماید اما آیا این جهاد عظیم و این وظیفه ی الاهی و هدف آرمانی صرفا با تقویت بنیه ی نظامی و تولید و انباشت سلاح های مختلف تحقّق می‌ یابد؟! برای بررسی بیشتر این مساله و رسیدن به یک راهکار صحیح باید نکته ی مهمی را مدّ نظر قرار داد:

به طور کلی وقتی قرار است یک شخص با یک خانواده یا یک کشور یا یک حکومت، الگوی دیگران قرار گیرد و افراد و اقوام مختلف را به سوی هدف خود فرا بخواند و آنان را شیفته و تسلیم خود نماید ناگریز باید برخوردار از دو خصوصیت مهم باشد: اول صدق و صفای درونی و دوم عمل کردن به آنچه مدّعی آن است.

خصوصیت اول: منظور از صدق و صفای درونی، پرهیز از نیرنگ و سیاست بازی و دورویی است؛ یعنی کسی که دیگران را به اخلاقیات و عبادات دعوت می‌ کند، نمی خواهد او را به سوی خود بخواند و مرید خود سازد.

اگر حاکمیت ما – حاکمیت به معنای تمام ارکان و اجزای نظام و نه یک شخص یا یک دستگاه ¬– صدق و راستی و درستکاری را از خود ظاهر سازند، به طور قطع تمام مردم ایران نیز این گونه خواهند شد. وقتی که یک کشور بر مدار صدق قرار گرفت و قول و عملش مطابق هم شد، آوازه ی آن در تمام دنیا می‌ پیچد و تمام ملت ها را شیفته و مجذوب خود می‌ کند.

خصوصیت دوم: یک فرد یا یک نظام یا یک جامعه، هنگامی می‌ تواند ادّعای اصلاح گری و نجات دیگران از ظلم و ستم ستمگران را داشته باشد که ابتدا خود به آنچه می‌ گوید عمل کند اما آیا در جامعه ی امروزی ما ظلم و ستم وجود ندارد؟

وقتی ما می‌ گوییم: آمده ایم مردم جهان را از استضعاف اقتصادی و سیاسی نجات دهیم، آیا توانسته ایم مردم خود را از فقر و فلاکت نجات دهیم؟ آیا مردم ما مستضغف سیاسی نیستند؟ وقتی مدّعی نجات جامعه ی جهانی از اخلاق ناپسند هستیم، آیا خود در حکومت خویش اخلاقیات را رعایت می‌ کنیم؟ آیا ما از حسد و تکبر و جاه طلبی و سوء ظن پاک گشته ایم؟ آیا ما همدیگر را نمی خوریم؟

وقتی می‌ خواهیم مردم ستمدیده ی کشورهای مختلف را از ارعاب و وحشت حاکمان خود و از تهدیدات زرّادخانه های اتمی کشورهای سلطه گر رهایی بخشیم، آیا خاطر ملت خود را از این بابت آسوده کرده ایم؟

شما که می‌ گویید باید مردم دنیا از بند استضغاف و ظلم رها شوند، به نظر خودتان در این کشور چند نفر باید زندان سیاسی باشند و چرا باید خانواده های آنها از هم بپاشد یا در زحمت و سختی بسیاری قرار گیرند که حتی به نان شب هم محتاج باشند؟ این سوالی است که همه ی مردم عالم، حتی کسانی که ما مدعی نجات آنهاییم، از خود می‌ پرسند، چه پاسخی برای آن داریم.

بی هیچ تردیدی اگر مردم و مسوولین یک کشور به معنای واقعی دوست هم باشند و صادقانه دست در دست هم بگذارند و در یک راه؛ یعنی راه خدا، حرکت کنند و عملشان با ادّعایشان مطابق گردد، بهترین جهاد را در راه خدا انجام داده اند و می‌ توانند با استمرار این روش، مردم مظلوم و مستضعف جهان را از زیر یوغ هر ستمگری نجات دهند و به سوی رستگاری و سعادت رهنمون سازند.

مردم ایران برای به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی زحمات بسیاری کشیدند و خون های عزیزی داده اند، چگونه ممکن است راضی شوند این کشور تحت سیطره ی خارجی ها قرار گیرد و حاصل زحماتشان بر باد رود، آن هم با قوانین خوب و کم نظیری که دارد لذا مردم همیشه آماده ی حفظ نظام و جهاد در راه خدا هستند لکن بشرطها و شروطها.
 

ارسال به :