دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ -
- 11 Dec 2017
22 ربيع الأول 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
گفتگو با سعید پیوندی؛ سخت گیری حکومت درباره حجاب و سهل گیری درباره اعتیاد
گفتگو با سعید پیوندی؛ سخت گیری حکومت درباره حجاب و سهل گیری درباره اعتیاد
   جرس: بیست و پنجم ژوئن روز جهانی پدیده "مواد مخدر" نام گرفته است. معضلی که امروز نه فقط جوانان ایران بلکه نوجوانان را نیز به خود دچار ساخته است. به گفته مسئولان جمهوری اسلامی سن اعتیاد به 14 سال رسیده است. شاید بتوان گفت شیوع اعتیاد و دسترسی آسان به مواد مخدر که باز هم بنا به سخنان رسمی مسئولان بی 30 تا 40 دقیقه است، خط قرمزها را رد کرده و از موقعیت "هشدار" گذشته است. رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر ایران در روزهای گذشته اعلام کرد "روزانه بیش از یک تن مواد مخدر ضبط می شود". سعید پیوندی، جامعه شناس، کارشناس آموزش و استاد دانشگاه میهمان گفتگوی جرس پیرامون "مواد مخدر و جوانان" است. متن کامل این گفتگو را می خوانید: 

 
بیست و پنجم ژوئن روز جهانی مبارزه با مواد مخدر است و یکی از معضلات جوانان ایران بنا به گفته جامعه شناسان و اخبار رسانه ها شیوع اعتیاد است. برخی معتقدند اعتیاد ناشی از بالا بودن نرخ بیکاری در ایران است. به نظر شما چه رابطه ای بین این دو مساله وجود دارد ؟
وجود بیکاری و نتایج روانی ناشی از بیکاری می تواند جوانان را به سوی اعتیاد به عنوان راه حل تسکین سوق دهد. بیکاران که وضعیت دشواری را تحمل می کنند استعداد بیشتری برای گرایش به اعتیاد دارند اما همزمان این رابطه را در جهت مقابل هم می‌توان مشاهده کرد به این معنا که معتادان در پیدا کردن کار دشواری بیشتری از دیگران خواهند داشت این هم به نوع تلاش و فعالیت فرد برای پیدا کردن کار و ادغام در جامعه و بازار کار بازمیگردد و هم به تصویر منفی که از فرد معتاد در جامعه وجود دارد اما فکر میکنم در ایران وجود این پدیده بسیار وسیع تر از مساله بیکاری است و اعتیاد امروز به یک معضل و بلای اجتماعی فراگیر تبدیل شده است که بیکاری تنها یکی از عوامل تشد کننده آن را تشکیل می دهد.


به وسعت این "پدیده" اشاره کردید، دقیقا منظورتان چه ابعاد دیگری ست که باعث چنین گستردگی شده است؟
دولت و نهادهای رسمی جمهوری اسلامی طی 30 سال گذشته اقدام جدی و پیگیرانه برای مقابله با این پدیده انجام نداده اند. ایران از نظر جغرافیایی در منطقه ای قرار گرفته که محل عبور بخشی از مواد مخدر جهان است. ایران یکی از حلقه های جاده معروف عبور مواد مخدر میان آسیا و اروپا است. این موقعیت جغرافیایی ما را در معرض دایمی گرفتار شدن به این پدیده آسیب شناسانه قرار میدهد است.شماری از کشورهای آمریکای لاتین نیز همین وضعیت را دارند.
در سی سال گذشته جامعه ایران درگیر مسائل پرشمار دیگری بود و بحران های سیاسی پی در پی سبب شده اند به آسیب های اجتماعی کم توجهی و یا بی توجهی شود. شاید بتوان گفت که جامعه ما و بیماری هایش در عمل به حال خود رها شده اند؛ چند ماه پیش یکی از امامان جمعه گفت مساله بی حجابی زنان از اعتیاد جوانان بدتر است. این یک تفکر است که اعتیاد به اندازه بی حجابی به دین ضربه نمی زند. به همین خاطر هم هزاران مامور برای کنترل زنان به خیابانها می‌آیند ولی همین اراده و بسیج گسترده برای مبارزه با اعتیاد دیده نمی شود. مثال دیگری هم در این زمینه میتوان زد. جمع کردن ماهواره ها و یا برخورد با کنشگران جامعه مدنی نمونه های دیگر هستند. در حالیکه ماموران امنیتی با واسواس همه فعالیت های احزاب و کنشگران جامعه مدنی را زیر نظر دارند توزیع کنندگان مواد مخدر و یا قاچاقچیان کاراز حاشیه امن معینی برای معتاد کردن جامعه برخورداند.
البته فراموش نباید کرد که در دین هیچ منعی برای اعتیاد نیست و این در جامعه ایران شاید انگیزه شرعی هم برای مسئولین به وجود نمی‌اورد. افکار عمومی این پیام حکومت را خوب درک میکند و نزد بسیاری از آنها و حتی مسئولان درجه اول جمهوری اسلامی خود معتاد هستند.


آیا کاهش سن اعتیاد در ایران نباید برای مسئولان جمهوری اسلامی، مسئولیت آموزش به همراه داشته باشد؟
البته در ایران درباره اعتیاد حرف و شعار شاید زیاد باشد اما کار جدی فرهنگی, آموزشی فراگیر برای مبارزه با اعتیاد انجام نداده ایم در نتیجه امروز برخی سازمانهای بین المللی از ایران به عنوان اولین مصرف کننده مواد مخدر در دنیا نام می برند. این رتبه شوم و نامیمون نتیجه سه دهه غفلت و بی تدبیری است در جامعه ای که انواع بحران ها زمینه را برای گسترش اعتیاد فراهم آورده اند.
گستردگی اعتیاد در جامعه امروز ایران را میتوان در شمار خانواده هایی دید که درگیر مساله اعتیاد هستند، چه نسل قبلی و چه جوانان که هر روز بیشتر در معرض این خطر قرار می‌گیرند زیرا سن متوسط اعتیاد به طور منظم پائین می آید. به نوشته های رسانه های ایران امروز سن اعتیاد به 14 تا 15 سال کاهش یافته است میزانی که که در دنیا بی سابقه است. همه این داده ها و شاخص ها نشان از وجود یک فاجعه اجتماعی خاموش دارند که چون خوره به جان جامعه ما افتاده است و مسئولین از ترس تصویر حکومت و مصلحت نظام حتا از سخن گفتن شفاف پیرامون ان هم خورداری می‌کنند و این سکوت به معنای بی عملی هم هست و رها کردن جامعه به حال خود.


اشاره کردید که اقدام جدی در راستای فرهنگ سازی و آموزش انجام نشده است, از طرف دیگر جمهوری اسلامی مجازات های سنگینی را برای مصرف کننده و پخش کنندگان در نظر گرفته است. تعداد زیادی از شهروندان افغان به همین جرم در ایران اعدام میشوند. چرا مجازات تاثیری نگذاشته و هر روز آمار اعتیاد بالاتر می رود؟
در حقیقت تصور غلطی در مسئولان وجود دارد که فکر می‌کنند تنها در صورت زندان یا اعدام و ترساندن کسانیکه درگیر قاچاق مواد مخدر اند و مصرف کنندگان درس عبرت می دهند. در اوایل انقلاب هم افرادی مثل آقای خلخالی بودند که فکر می کردند با اعدام های خیلی سریع می توانند مساله مواد مخدر را ضربتی ریشه کن کنند. سه دهه پس از اجرای این سیاست ها امروز ایران بزرگترین کشور مصرف کننده و محل عبور مواد مخدر است. این کارنامه غمکین به اندازه کافی گویاست.
در یک نگاه کلی میتوان گفت روش هایی که با توسل به خشونت سعی در حل مشکلات اجتماعی دارند و ترس مردم را با اصلاح جامعه یکی میدانند نتیجه مطلوب را دست کم برای ایران به بار نیاورده و حتا گاه پی آمد وارونه داشته است
به نظر من در جامعه ای مانند ایران مبارزه با پدیده اعتیاد و یا فراوانی مواد مخدر باید در زمینه های گوناگون و بسیار گسترده و پیگیرانه باشد تا در دوره کم و بیش طولانی ما شاهد بهبود وضعیت باشیم. فقر مادی، فقر فرهنگی، سکوت رسانه ای، عدم کار آموزشی، نبودن اراده برای مبارزه پیگیر با شبکه توزیع مواد مخدر و بسیاری دلایل دیگر زمینه ساز اعتیادند و یکی از فرضیه هایی که باید در خصوص آن به طور کاملا جدی فکر کرد برخی از مسئولان و نیروی انتظامی است که خود آلوده به مواد مخدر اند زیرا بدون اغماض و مشارکت آنان این پدیده به این وسعت رخ نمی داد.


با توجه به نکته ای که اشاره کردید, آیا می توان دسترسی آسان به مواد مخدر که طبق گفته مسئولان بین 30 تا 40 دقیقه برآورد شده است را به آلودگی ماموران و مسئولان نسبت داد؟
دقیقا درست است, شاید در هیچ کجای دنیا غیر از کشورهایی مانند هلند که مواد مخدر سبک مانند حشیش آزاد است, مثل ایران تا این اندازه مواد مخدر در دسترس نبوده است. شاید نمونه دیگر افغانستان و برخی محلات کشورهای آمریکای لاتین باشد. گذشته از اینها، ایران یکی از چند کشوریست که در آن می توان به راحتی معتاد شد و یا به شبکه توزیع مواد مخدر دسترسی پیدا کرد.
این مساله نشاندهنده آن است که تا چه حد نیروی انتظامی ما که تا این حد در مورد حجاب سختگیر هستند یا به سراغ مهمانی های خصوصی در منازل شخصی بروند یا در زمینه های سیاسی به اندازه تسلط داشته باشند که هر نوع حرکت را سرکوب کنند یا فعالان سیاسی را کنترل کنند, به هیچ وجه در زمینه مبارزه با مواد مخدر دیده نمی شود.


در ایران هیچ آمار رسمی و دقیقی موجود نیست, مسئولان یا معتقدند نباید به علت نگرانی جامعه آمار رسمی ارائه شود یا آمارهایی هم که ارائه می شود بعد از مدتی نقیض آن مطرح می شود. در واقع اعتماد به آمار رسمی موجود نیست, امروز خودکشی میان جوانان ایران یا مرگ بر اثر استفاده نادرست از مواد مخدر شدت گرفته است اما آمار دقیقی از آن وجود ندارد. در جامعه ایران چه اتفاقی افتاده که مرگ و نگرانی از آن بی ارزش شده است؟
جامعه ما بیمار مواد مخدر است و بدون به رسمیت شناختن و اعتراف به این وضعیت نمی‌توان بطور جدی با عواقب شوم اعتیاد از جمله مرگ به مقابله کرد. در ایران اکنون مواد مخدر جدید مرگ آور مثل شیشه و هروئین به آسانی قابل دسترسی است و به راحتی هم افراد را به نابودی می کشاند. جامعه ما به حدی در درون مشکلات خود غرق شده که گویا مرگ معنای خود را از دست داده است به عبارت ایران ارزش جان انسان سقوط کرده است و مرگ هم به صورت یک سرنوشت محتوم درآمده است در جامعه ای تسلیم و بدون اراده درست مانند محکوم به مرگی که هر لحظه انتظار سرنوشتش را میکشد.
وقتی به اعتیاد جوانان در سنین بسیار پائین نگاه می کنیم, گاه به نظر میرسدخودکشی با مواد مخدر در عمل راهی است برای فرار از جامعه ای نامطلوب, جامعه ای که دوست ندارند و جامعه ای نیز که آنها را دوست ندارد. سختگیری ها، ممنوعیت ها، سرکوب, سرخوردگی ها، آرزوهای ناکام مانده و تلخی زمانه و فقر و زندگی بدون دورنما سبب می‌شوند اعتیاد و گاه سرانجام محتوم آن مرگ تدریجی به صورت تنها پناهگاه برای برخی درآیند.
مرگ با مواد مخدر در میان آنان نوعی خودکشی تدریجی است که شاید جوانان برای فرار از این جهنم انتخاب کرده اند.
تلخ تر اما وجدان جامعه ماست که با دیدن این اتفاقات تکان نمیخورد و قادر به واکنشی برای تغییر وضعیت خود نیست و واکنشی ندارد، گویا تمام جامعه در حال کشیدن مواد مخدر هستند و این سرنوشت محتوم را پذیرفته اند. پرسش این است که آیا برای حکومتی که از مردمش واهمه دارد همین جامعه معتاد و بیمار زمین گیر جامعه مطلوب نیست؟

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.