چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸ -
- 18 Sep 2019
17 محرم 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
واکنش یک استاد حوزه به اظهارات مصباح یزدی در تشبیه رهبری به ائمه

سید ضیاء مرتضوی، از اساتید حوزه علمیه، در یادداشتی که در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شده، به اظهارات اخیر مصباح یزدی در تشبیه امام و رهبری با ائمه واکنش نشان داد و نوشت:

 

۱- چند سال پیش در شب شهادت رئیس مذهب، حضرت امام جعفر صادق(ع)، این جانب توفیق حضور در مجلس عزاداری برای آن امام شهید و مظلوم را داشتم. مدّاح محترم در میانه مرثیه‌سرایی، برای گرم کردن بیشتر مجلس، قریب به این مضمون را خطاب به علما و طلابی که حضور داشتند گفت:‌ای شاگردان امام صادق! شهادت استادتان را تسلیت دهید! این تعبیر به واقع این طلبه را لرزاند و سرافکنده ساخت. پس از پایان مجلس به گوینده خاطر نشان کردم اگر باب شده است که علماء و ما طلاب را تا سطح شاگردی حضرت صادق(ع) بالا می‌برند و می‌برید، اما چرا آن امام بزرگ و معصوم را تا حدّ استادی ما پایین آوردی؟ و درخواست کردم ایشان دیگر چنین تعبیری را به کار نبرد و ایشان نیز پذیرفت.

 

ما کجا و حضرت صادق(ع) کجا؟! بلکه علمای بزرگ و کم‌نظیر ما در گذشته و حال کجا و مقام منیع حضرت صادق(ع) کجا؟! کسی که تنها مروری بر فرازهای زیارت جامعه کبیره داشته باشد، زیارتی که تنها یکی از تعالیم حضرت علی‌النقی، امام هادی، صلوات‌الله علیه، و بازگو‌کننده بخشی از مقامات پیامبر و آل‌پیامبر، صلوات‌الله علیهم است، آیا می‌تواند به خود اجازه دهد کسی یا کسانی را با خاندان عصمت و طهارت (ع) حتی با فاصله‌های دور مقایسه کند؟ بی‌شک نمی‌توان چنین خبط بزرگی کرد.
چنان که وقتی شخصی به حضرت صادق(ع) عرض کرد مگر نه این است که رسول خدا(ص) درباره ابوذر فرمود: آسمان بر راست‌گوتر از ابوذر سایه نیافکنده، پس رسول خدا(ص) و امیرمؤمنان و حسن و حسین چه؟ امام (ع) در پاسخ، از جمله، این اصل را به دست داد که “اِنّا اهلَ البیت لا‌یُقاس بنا احدٌ، هیچ ‌کس با ما اهل‌بیت مقایسه نمی‌گردد.” و در مورد دیگر در پاسخ به عباد بن ‌صهیب، با ذکر همین جمله، تصریح فرمود که جمله پیامبر(ص) ناظر به “شما مردم” است.(۱) یعنی جایگاه خاندان عصمت و طهارت اساساً و به تعبیر طلبگی “تخصّصا” و خود به‌خود از قلمرو این مقایسه‌ها بیرون است.

 

۲- فراموش نکرده‌ایم که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی “قده” در آبان سال۶۶ در نامه‌ای به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، در اشاره به نطق‌های نمایندگان که برخی گویا آیه شریفه “اطیعوا‌ الله و اطیعوا الرسول و اولی‌الامر منکم” را بر ایشان تطبیق کرده بودند، از جمله خاطرنشان کرد: “چون گفتار آقایان پخش می‌شود و ممکن است سوء تفاهمی بین مردم حاصل شود، لازم است عرض کنم آیات و روایاتی وارد شده است که مخصوص به معصومین، علیهم السلام، است، و فقها و علمای بزرگ اسلام هم در آنها شرکت ندارند، تا چه رسد به مثل اینجانب.” و در ادامه افزود: “تقاضای اینجانب آن است که در صحبت‌هایی که می‌شود و پخش می‌گردد ابهامی نباشد و مرزها از هم جدا باشد.”(۲) و بدین وسیله ایشان هشدار داد که این مقایسه‌ها و تطبیق‌ها اوّلاً خلاف واقع و نادرست است و ثانیاً ممکن است در میان جامعه مایه شبهه و سوء برداشت شود. و این واکنش، مصداقی روشن از نگهبانی امام‌خمینی از مرزهای اعتقادی و نگهداری اعتقادات مردم و جلوگیری از راهیابی شبهات به اذهان جامعه به شمار می‌رود؛ واکنشی که به جملاتی دیگر از ایشان مانند “امریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند” و یا “ما امریکا را زیر پا می‌گذاریم” ارزش و اعتبار می‌دهد.

آیا حتی علمای بزرگ ما را می‌توان با برخی از اصحاب اهل بیت(ع) مقایسه کرد و “تالی تلو”آنان شمرد، که کسی بتواند پا به حریم قیاس با خود آن انوار مقدسّه و مطهّره بگذارد؟ حاشا و کلّا!

 

۳- اگر در سخن پر‌مغز امیر‌المؤمنین علی(ع) آمده است “خدا رحمت کند انسانی را که اندازه خود بشناسد و از حدّ خود فراتر نرود”(۳) لابد این تعلیم علوی نسبت به شناخت اندازه و حد دیگران نیز کاربرد دارد. در سخن معروف امیر‌المؤمنین(ع) آمده است که “لا‌تری الجاهل الا مفرطاً او مفرّطاً؛ جاهل را نمی‌بینی جز اینکه افراط می‌کند یا تفریط می‌کند”.(۴) افراط و تفریط اگر برخاسته از هوی و غرض نباشد، بی‌شک، ناشی از ناآگاهی است. همان‌گونه که از حقوق معنوی و شخصیتی افراد نباید کاست، زیاده‌روی در ترفیع و غلوّ در ستایش‌های غیر واقعی نیز پیامدهای زیانباری از جمله در مورد خود شخص ستایش شده دارد. شیفتگی و ارادت به هر اندازه باشد، نباید ما را به پا گذاشتن بر مرزهایی بکشاند که حدود الهی و حریم‌های اعتقادی جامعه است. اگر هم به هر دلیل خود را مجاز به بالا بردن افراد، ‌هرکس و هر کجا که باشد، می‌دانیم، اما باید سخت مواظبت کرد که نتیجه کار، هرچند در اذهان تنها برخی از مردم که شناخت درستی از مقامات اهل بیت(ع)ندارند، پایین آوردن جایگاه آن خاندان پاک و منزه و بی‌همتا نباشد. حریم‌ها را نگه دارید تا اگر بر قوّت پای‌بندی جامعه به ویژه جوانان عزیز نمی‌افزایید، دست‌کم حریم اعتقادات آنان خدشه‌دار نشود.

 

۴- اینکه عالمی محترم و استادی سرشناس، مثلا قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را بدون امضای ولی فقیه، به صراحت کاغذ‌پاره‌ای بیش نداند!(۵) و یا برخلاف نظر و مبنای گذشته خود در دهه نخست انقلاب که تصریح می‌کرده “در اسلام، غیر از معصومین، علیهم السلام، هیچ کس فوق قانون نیست، بلکه همه باید تابع قانون باشند” و افزوده “چنین نیست که رهبر جامعه اسلامی قدرت مطلق و بی‌چون و چرا داشته باشد و کسی نتواند وی را مورد پرسش و بازخواست قرار دهد”(!) اینک به هر دلیل، مثلا به خاطر تبدّل رأی، ولیّ فقیه را ما‌فوق قانون و اختیارات را مطلق بداند، مطلبی است که می‌توان با لحاظ برخی امور، امری طبیعی شمرد و در جای دیگر هم به بررسی آن پرداخت، اما آیا به کار بردن تعابیری چون “تالی تلو معصوم” برای اشخاص محترم دیگر(۶)، هرچند هم در نظر ما بزرگ باشند، ایجاد پرسش درباره مقامات حضرات معصومان (ع) نمی‌کند؟

آیا گفته چند روز پیش این استاد محترم، بنابر نقل “خبرگزاری فارس” و دیگر رسانه‌ها، که “باید توجه داشت همانند مقام معظم رهبری (را) به هیچ عنوان نمی‌توان بر روی زمین و آسمان‌ها پیدا کرد، چرا که ایشان نمونه برجسته‌ای از ائمه اطهار (ع) و اجدادشان است” و یا این جمله که “تنها کسی که می‌توان به آن‌ها (=انبیای الهی) تشبیه کرد امام راحل “ره” و مقام معظم رهبری است”، اگر به ظاهر جملات اخذ شود، قابل قبول و درست است؟ و به مصلحت و منطبق بر اعتقادات جامعه ما می‌باشد؟

آیا شخصیت‌های ما، هر چقدر هم بزرگ و عزیز باشند، نیازمند چنین تعابیر غلو‌آمیز هستند؟ آیا خود آنان به چنین “ترفیعات” و “ادبیات” که در واقع نوعی حریم شکنی است، رضایت دارند؟ و اساسا آیا آن را به نفع “خود” یا “جامعه” می‌دانند؟ پیداست که نمی‌‌تواند چنین باشد؛ چنان که حضرت امام خمینی بارها از نگاه اخلاقی واکنش نشان داد و از نگاه اعتقادی نیز دیدیم حتی تطبیق برخی آیات و روایات از جمله تعبیر “اولو الامر” در آیه شریفه را بر خود نادرست شمرده و طی نامه‌ای به نمایندگان مجلس تذکر داد.

البته نگارنده در مورد اخیر احتمال می‌دهد خبرگزاری مبدأ، مطلب این استاد محترم را درست بازگو نکرده باشد. وگرنه چگونه می‌توان پذیرفت یک شیعه و به ویژه یک عالم شیعی کسی را هر چقدر هم برجسته باشد نمونه‌ای از امامان معصوم (ع) بشمارد؛ در این صورت، توقع طبیعی در چنین مواردی آن است که بدون فوت وقت توسط گوینده و مانند آن اصلاح گردد اما سراغ نداریم چنین شده باشد. آنچه سراغ داریم دامن زدن و ادعای کشف و کراماتی است که هر از چند گاه برای این و آن گفته، ساخته و پرداخته می‌شود!

 

۵- به رغم “ظرافت‌ها” و در عین حال “محظورات” و بلکه “محذورات”! تذکرات و نوشته‌هایی از این دست و در فضای ناسالم بدبینی و بدفهمی، این طلبه ناچیز، گمان می‌کند این وظیفه متوجه ما هست که به صراحت بارها بگوییم و تاکید ورزیم درباره هیچ کس حتی بزرگترین علماء و فقهاء و فلاسفه ما از جمله حضرت امام‌خمینی “قدس سره الشریف” که “لا یقاس به احدٌ من العلماء المعاصرین بل یقلّ نظیرُه فی علماء الاسلام مِن الاوّلین و الآخرین”، نباید با حضرات اهل بیت عصمت و طهارت (ع) با آن مقامات ظاهری و باطنی که در زمین و آسمان داشته و دارند، توهم مقایسه هم شود و نباید هیچ جمله‌ای را بر زبان آورد که به احتمال، مایه چنین توهمی در برخی اذهان ناآگاه گردد.

سخن به گزافه نیست اگر کسی بگوید “خسارت” و پیامد ناخواسته این دست مقایسه‌های غلو‌آمیز که به نام دین و علم و روحانیت صورت می‌گیرد، اگر از “جسارت” و هتک مقدسات توسط برخی عناصر رو‌سیاه جاهل و یا محافل وابسته مغرض بیشتر نباشد، کمتر نیست. و شاهد آنکه اهل بیت (ع) همواره و به شدت، با تندترین واژگان، غالیان و گزافه‌گویان را از گرد خود رانده و چهره آنان را مخدوش و منکوب کرده‌اند.

از بزرگان دین و مذهب و مراجع معظم و دلسوزان جامعه انتظار می‌رود بی‌ملاحظه، در برابر چنین مقایسه‌ها و ترفیعات ناروایی که لازمه آن، دست‌کم در برخی از اذهان ناآگاه پایین آوردن جایگاه و شؤون اهل بیت (ع) و اولیای برگزیده خداوند تعالی است، واکنش دوستانه اما صریح نشان دهند و تاکید کنند برای ترویج از این شخصیت یا آن شخصیت، حتی اگر شخص بی‌نظیر یا کم نظیری مانند حضرت امام‌خمینی “ره” باشد، نباید کسی به حریم دست نا‌یافتنی اهل بیت (ع) نزدیک شود و نباید جایگاه منیع آن وجودهای مقدس در اذهان مؤمنان، هزینه کسی گردد و بی‌شک امام‌خمینی”ره” خود بیش از همه مخالف چنین حریم شکنی‎هایی بود. صلوات‌الله و صلوات ملائکته و رسله علی محمد نبیه و آله الطیبین المطهرین و السلام.

 

پاورقی‌ها:

۱ – نک: بحار الانوار، ج۲۲، ص۴۰۷ و ۴۰۶٫
۲- نک: صحیفه امام، ج۱۹، ص۴۰۳٫
۳ – شرح نهج البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج۱۶، ص۱۱۸٫
۴ – نهج‌البلاغه، کلمه قصار۷۰٫
۵ – نک: سخنان آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی، در دیدار جمعی از پاسداران انقلاب اسلامی، اردیبهشت ۱۳۹۰٫
۶ – نک: سخنان آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی، در جشن عمامه‌گذاری طلاب مدرسه معصومیه قم، آذر ۱۳۸۸٫ 

ارسال به :