شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ -
- 04 Feb 2012
11 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۴:۲۴ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
جنبش سبز؛ نماد وحدت و همبستگی ایرانیان یا حرکتی ناهمگن و متفرق؟!
جنبش سبز؛ نماد وحدت و همبستگی ایرانیان یا حرکتی ناهمگن و متفرق؟!
شبکه جنبش راه سبز(جرس):این روزها چنین تعبیرهایی از سوی طیف هایی از جریان اصولگرا بسیار به گوش می خورد که" جنبش سبز از یک طرف به منافقین و سلطنت‌طلب‌ها و گروه‌های معاند نظام وصل است و از طرف دیگر خود را از چهره‌هایی که مدعی پیروی از نظام  و اعتقاد به قانون اساسی و مصالح ملی هستند، معرفی می‌کنند. طبیعی است که چنین حرکتی همگن نیست و نمی شود به هر دو جریان اعتقاد پیدا کرد".

 

چنین مباحثی از هر تریبونی که برای طرفداران دولت احمدی نژاد برپا می شود بکرات شنیده می شود. هر روزنامه اصولگرایی را که بگشایی بنوعی این موضوغ را مورد پرسش و گاه انتقاد و گاه تهاجم قرارداده است. حتی علاقه مندان و پیروان این جنبش هم گاه در حقانیت خود شک می کنند وقتی می بینند این همه تنوع و گوناگونی و اختلاف نظررا.

 

فراز بالا که از سوی یکی از تئوری پردازان جناح به اصطلاح اصولگرا بیان شد، شایسته بحث و بررسی متقن است که در حوصله این مقال نیست. تنها به این نکته می توان بسنده کرد که که این نفاقی که اینان می گویند به چه معناست؟ وقتی این باور وجود دارد که " گردانندگان دفتر نشر آثار امام" نیز منافق هستند و زمانی که مومن ترین و انقلابی ترین افراد این مرز وبوم که صداقت و وقاداریشان بارها و بارها ثابت شده، مخالف " نظام" هستند، چون باور دارند که این حکومتی که بنام دین برپا شده هیچ سنخیتی با اصول و آرمانهای بینانگذار جمهوری اسلامی ندارد و برخلاف تمامی ارزشهای الهی و اخلاقی عمل می کند.

 

اما در یک معنای وسیع تر اگر بگوییم افرادی که طی سالهای اولیه انقلاب از کشور خارج شدند و همواره در آرزوی سرنگونی " جمهوری اسلامی" و بازگرداندن " نظام سلطنتی" همه شب رویا می بینند و فارغ از نگاه و اراده مردم  هر روز نسخه جدیدی برای ایران می پیچند، می توان پرسید جایگاه این افراد در جنبش سبز مردم ایران چیست؟ که سوالی است برازنده و در خور پاسخ.

 

این در حالیست که حرکات نفع طلبانه و استفاده جویانه برخی از سازمانها و احزاب سیاسی خارج از کشور از حرکتهای گسترده مردمی، نگرانی تظاهر کنندگانمقیم خارج  را هم برانگیخته است و برافراشتن نشانه ها و پرچم های آنان در گردهمایی های جنبش سبز را حرکتی غیراخلاقی و بهره برداری سیاسی نامیدند. طبیعی ست که این سازمانها هم حق هر گونه تظاهرات و گردهمایی دارند ولی پیروان چنبش سبز به کسی اجازه نمی دهد که حرکت آنان را به نفغ خود مصادره کند.

 

 

جنبش سبز مبتنی بر اصول است

 

برخلاف نظراصولگرایان طرفداران حکومت اسلامی، جنبش سبز دارای اصول و آرمانهای مشخص و تعریف شده است. این جنبش با" افراد " شناخته نمی شود بلکه با " افکار" سنجیده می شود و دارای اصول مشخص است.  هر که می خواهی باش، " آقازاده" هستی یا " حاشیه نشین" , " زنی" یا " مرد" ، " پیری" یا " جوان", هر کسی که هستی اگر فقط بر این باوری که همه " حقیقت " نزد من نیست و " تفاوتها" را محترم می شماری. " اختلاف آرا" را می پذیری، از " ظلم و خشونت" بیزاری با مایی. اگر هم بر این باور نیستی باز هم با مایی، چون ما ترا هم دوست داریم و می دانیم در یک جامعه بزرگ هفتاد میلیونی می توان افرادی را هم داشت که خود را همه حق می دانند، محترمت می دانیم به " ذات آدمیت" ولی اجازه نمی دهیم با افکار تنگت، هرصه را بر ما تنگ کنی و راه رستگاری را بر ما ببندی.

 

 جنبش سبز، حرکتی است فراگیر و گسترده. سبزها بدنیال "هویت گمگشته ای" هستند که با سوء مدیریت ها و سیاستگزاری های اشتباه، مخدوش شده است. سبزها، ندای اقتدار دوباره مردمی است که عده ای  تلاش دارند حضورآنان در صحنه کشور را  فرمایشی بدانند. امروز سبزها در ایران و اروپا، امریکا و افریقا و آسیا همه یک شعار دارند، و "رای سبز" آنها  همان "هویت گمشده ایرانی" است که یک بار از صندوق رای به غارت رفت و دیگر بار در خیابانها به زیر کشیده شد و روزی در بازداشتگاهها مورد تحقیر قرارگرفت. این " درد مشترکی" است که امروز همه ایرانیان " فریاد می کنند."

 

 جنبش سبز یک حرکت فراگیر ملی است که تمامی اقشار، گروه ها وسلیقه های مختلف را در بر می گیرد و نمی توان برای آن حد و مرزی تعیین کرد  و به بهانه خودی و ناخودی گروهی را بعلت عدم تجانس از این حرکت منفک کرد و بنوعی آنان را به جرم نکرده ای بایکوت نمود.  این جنبش سعه صدر دارد و با کسی سر عناد ندارد.

 

 

سبزنماد همبستگی ملی

 

حرکت سبز مردم ایران واکنشی است خودآگاه و خودجوش به مرزبندی های کاذبی که طی سه دهه وحدت و همگرایی و هویت ملی را نشانه رفته بود و با استفاده از تفرق و دسته بندی توانسته بود پایه های حکومتی را بنا گذارد که هر روز زاویه انحرافش از مبانی و ارزشهای اولیه بیشتر و بیشتر می شود.

 

این تنوع و گوناگونی شبهه و ابهامی را بوجود آورده که صاحبان این جنبش چه کسانی هسنتد؟ در حالی که در یک سر طیف این حرکت گسترده " اصلاح طلبی اصول گرای " چون میر حسین موسوی قرار دارد،  آیا گروه های خارجه نشین را هم می توان بعنوان سر دیگر طیف جنبش پذیرفت؟ آیا پذیرش همه گروه ها و افراد و احزاب مختلف نشان از  نا کارایی و بی هویتی  جنبش سبزندارد ؟ و صدها سوال و نکته مبهم دیگری که شاید ذهن خیلی از مردم را به خود مشغول کرده باشد و گاهی جمغ کردن این همه تفاوت و گاه نتاقض مشکل می نماید.

 

ایران کشور بزرگی است با تعدد اقوام، گروهها، نژاد ها، ادیان و سلیقه های مختلف. این امر نیز مساله تازه ای در تاریخ سیاسی و فرهنگی این کشور نیست. نگاهی به آثار هنرمندان و  اشعار شاعران قدیم و جدید نشان از گستردگی و تنوع ایده آلها و آرمان های این مردم است که قادرند با همه تفاوت ها و اختلاف نظرها با صلح و صفا در کنار هم زندگی مسالمت آمیز داشته باشند. شاید بارزترین نمونه زندگی مسالمت آمیز را بتوان زندگی ارامنه و یهودیان در جامعه شیعی ایران دانست که سالهاست بدون هیچ مشکلی در کنار هم برای ایرانی آباد و آزاد تلاش می کنند و حتی مذهب هم نتوانسته آنان را از هم جدا کند. نمونه زیبای این وحدت و همبستگی در ظول " جنگ تحمیلی" خود را نشان داد وقتی که ارامنه داوطلبانه عازم جبهه های جنگ شدند و پیکرشهدای ارامنه بر دوش بسیجیان بدرقه می شد.

 

با چنین پیشینه فرهنگی و تاریخی چه شده است که اینک کسی دیگر حتی نمی تواند تحمل " شیعه دوازده امامی، معتقد به مشی امام خمینی، معقتقد به قانون اساسی" را داشته باشد و کینه و نفاق جای خود را به دوستی و مروت و همبستگی داده است؟ چرا ماه های اولیه انقلاب زیباترین و پر خاطره ترین روزهای این مردم بود که از حافظه ملی پاک نمی شود. مگر در آن زمان کمونیست و توده ای و خط امامی و بی طرف،ملی مذهبی، باحجاب و بی حجاب و ... همه با هم و در کنار هم نبودند؟ چگونه این همه اختلاف نظر و ناهماهنگی ظاهری توانست " وحدت آفرین" شود و پدیده تاریخی قرن را بیافریند و نظام سلطنت را در کشوری که تاریخ طولانی در حکومت سران دارد در هم بپیچید؟ چگونه آن کثرت چنین وحدتی را پدید آورد؟

 

 

جنبش سبز؛ مبشر وحدت  در عین کثرت

 

جنبش سبز ایران زمین نیز بشارت همان ایام است که هر کسی می تواند " ظن" و " آرمان" خود را در آن بیابد و با هر گرایش و سلیقه ای به آن ملحق شود. این جنبش بخیل نیست، محدودیت ندارد، به گذشته و پیشینه افراد کاری ندارد، " حال" آنان را می بیند. اصراری بر کالبد شکافی زندگی افراد و گروه ها ندارد. همین که هر کسی " سر تغییر و اصلاح" دارد و از " خشونت" دوری می جوید و از " قانون" حمایت می کند با ماست.

این جنبش همه را در برمی گیرد. رومی رومی باشی یا زنگی زنگی . مگر محمد(ص ) مظهرمکارم اخلاق وقتی مدینه را فتح کرد به همه امان نداد. مگر ابوسفیان که هیج کس در سیرت ناپاک او شک نداشت و بعدها دین خدا را از مسیر منحرف کرد،  از سوی نبی رحمت بعنوان مسلم شناخته نشد؟ مگر پیام صلح آسمانی منادی رحمت به  حبشه و روم و ایران و اقصی نقاط دنیا نرفت؟ پس شاید بتوان گفت  که حتی نگاه سبزها  جهانی است و همانگونه که دوستدار حقوق انسانهاست و آزادی های آنان را پاس می دارد دوستدار همه زیبایی هاست.دغدغه محیط زیست را هم دارد و جهانی می خواهد عاری از ظلم و خشونت و مطلوب برای زیست گاه بشر.

جنبش سبز واگویه ای از " وحدت و همبستگی " است. خدایش آنقدر مهربان است که همگان می توانند بر " حبل متینش" دست آویزند. هیچ دستی را خالی بر نمی گرداند. همین که بخوانیش پاسخت می دهد، برایت پیش شرط و پس شرط نمی گذارد. پیروان این جنبش نیز می خواهند " کرامت انسان" را باز ببینند و اکرم مخلوقات باشند،  همان کرامتی که سالهست له شده و چیزی از آن باقی نمانده است.  

 

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات