چهارشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۸ -
- 20 Nov 2019
21 ربيع الأول 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
فرهنگنامه سبز (4) اعتراف تلویزیونی
اعتراف تلویزیونی( e Televizioni Eteraf ): مجموعه اظهارات و گفته هایی که یک معترف جلوی دوربین در زندان می گوید تا مردم متوجه شوند چقدر به او فشار آمده است. اعتراف کننده: کسی که فشار داده شده است. اعتراف گیرنده: کسی که فشار آورده است. اعتراف: حرف مفت.

اعتراف تلویزیونی( e Televizioni Eteraf ): مجموعه اظهارات و گفته هایی که یک معترف جلوی دوربین در زندان می گوید تا مردم متوجه شوند چقدر به او فشار آمده است. اعتراف کننده: کسی که فشار داده شده است. اعتراف گیرنده: کسی که فشار آورده است. اعتراف: حرف مفت. مجموعه اعترافات: مقدار زیادی حرف مفت. کاربرد در جمله: " پس از اعتراف آزاد شد و همه گفته هایش را تکذیب کرد."

وسایل لازم برای یک اعتراف: " سلول انفرادی، تهدید به دستگیری فرزندان، چوب، کاغذ، مشت، پنجه بوکس، حافظه موبایل، کامپیوتر شخصی، بازجو، چشم بند، دستبند، لبخند، کبودی زیر چشم، کم شدن وزن، دوربین تلویزیونی، فیلمبردار، تیغ برای اصلاح ریش قبل از اعتراف، لباس تمیز، دوست دختر سی سال قبل، وعده آزادی از زندان، بیل."

فایده اعتراف: " معلوم می شود زندانی بیگناه است و جرمی انجام داده و یک روز بعد آزاد می شود." ضرر اعتراف: " اگر زندانی اعتراف نکند که جرمی انجام نداده است، معلوم می شود گناهکار است و پنج سال در زندان می ماند."

اصطلاحات مربوطه: دستش زیر سنگه: " اعتراف کرده ولی پخش نشده"، چقدر لاغر شده: " خیلی اعتراف کرده"، چقدر نازه: " اعتراف کننده اعلام می کند یک تانک در خانه داشته است." قربونش برم الهی چقدر ماه حرف می زنه: " اعتراف کننده اعلام کرده است که همه گناهان بزرگ و کوچک را انجام داده است." از خودمونه: " اعتراف کننده به اشتباهات اخلاقی خود اعتراف می کند."

آواشناسی اعتراف: " امکان نداره. نه. آخ! چشم. دارم به هوش می آم. نزن. بابا این رو کسی باور نمی کنه. آخ! می گم. دوباره بگم؟ بهتر از این نمی تونم بگم. آخ! از رو نخونم؟ حفظ کردم. بخندم؟ چشم."

اعتراف در ادبیات معاصر: " با قضا چاره نیست و ایشان را چیزی بگویم هشت ماه به بند و زندان و خواری بود تا اعتراف به او داخل همی کردند."( سمک عیار، ج 1، ص 125). " و عبدالجبار مواضع وی سخت بفشرد و به اعترافی تمام افتاد."( تاریخ بیهقی، ج 3، ص 145). " بایزید بسطامی را گفتند بر آب روی؟ گفت چوب پاره ای بر آب برود، گفتند در هوا می پری؟ گفت مرغ در هوا می پرد. گفتند در شبی به کعبه می روی؟ گفت: جادویی در شبی به کعبه می رود، پس هر چه زدند فایدتی حاصل نیامد و اعتراف نکردی و به شبی در زندان بود تا چون مرغان پرید و رفت."( تذکره الاولیاء، ص 200)

اعتراف در فرهنگ عامیانه: " آش نخورده اعتراف کرده و دهنش سوخته"، " آخر شاه منشی اعتراف کشی یه"، " اعتراف نگیر بهر کسی، اول خودت دوم کسی"، " آنرا که حساب پاک است، حالا به زور دو تا اعتراف هم بکنه، کیه که باور کنه."، " آنقدر مار خورده تا آخرش اعتراف از مردم می گیره."، " از دور دل می بره، از جلو اعتراف می گیره"، " از گیر دزد و رمال در اومدیم افتادیم گیر بازجو که اعتراف کنیم."، " اگه پیش همه شرمنده ام، پیش صاحب عزا رو سفیدم"، " اگر اعتراف تلویزیون اثر داشت، شب صدای الله اکبر گوش تو رو کر نمی کرد."

دوبیتی
مو که افسرده حالم، چه اعترافی؟
شکستی دست و بالم، چه اعترافی؟
به مو چشم بند و دستبند می زنی تو
کسی باور نداره اعترافم، چه اعترافی؟

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.