دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ -
- 11 Dec 2017
22 ربيع الأول 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
کاش احمدی نژاد سکوت می کرد
تبریک نمی گوییم این روز را به آن هایی که تن به دروغ نویسی و تملق سپرده اند بلکه سکوت می کنیم به احترام قلم های ... 

 

روز خبرنگار است؛ عده ای تبریک میگویند،عده ای تبریک را ممنوع می کنند و عده ای سکوت می کنند.
تبریک میگویند که همچنان ایستاده اند، قلم می زنند، از پا ننشسته اند و تن به سکوت نداده اند؛ تهدید می شوند و به سیاه نمایی اجتماعی محکوم.
تبریک را ممنوع کرده اند چرا که نمی توانند رسالت خود را انجام دهند، رسالتی که بر دوش آنهاست و به جرم همین وظیفه قلم هایشان قفل خورده است. قفلی از تهدید، تهدیدی از جنس زنجیر، زنجیری بافته شده از قدرت!
رسالتی که جز حقیقت نیست و حقیقتی که جز پاشنه آشیل حاکمیت دیکتاتوری نیست.
سکوت کرده اند چرا که یا با احکام تعلیقی مواجه اند یا زنگ تلفنشان برای ساکت کردن واقعیت آرام نمی گیرد.

امروز رئیس دولتی که بعد از انتصابش بی شمار روزنامه نگار به زندان افتادند یا مجبور به ترک وطن شدند در سخنان مدعی شد "کسانی که فکر می‌کنند با محدود کردن فضای آزادی می‌توانند به جايی برسند و به دوام برسند، اشتباه می‌کنند و اگر اين کار امکان‌پذير بود تمام طاغوت‌ها و ديکتاتورهای تاريخ، ابدی می‌شدند".
این ادعا یادآور سخنان معروف ایشان پیرامون مساله حجاب در روزهای قبل از انتخابات است وقتی که میگفت "آیا مشکل جوانان ما واقعا حجاب و پوششان است" و پس از آن گشت های ارشاد که در ضرب و شتم فرزندان میهن خبره شده بودند مقابل تارهای موی زنان باطوم کشیدند.

امروز هم سخنان احمدی نژاد طنز تلخی است مقابل واقعیتی که بر بهمن احمدی امویی، مهسا امر آبادی، مسعود باستانی، کیوان صمیمی، مهدی محمودیان و زندانیان دیگری که با حبسشان ایران در زمره بزرگترین زندان برای روزنامه نگاران به جامعه جهانی معرفی شده است.
همانطور که امروز رنگ روسری زنان ایران بزرگترین مشکل قابل بررسی و تشویق نامه هایی قرار گرفته که هر روز به ضرب و شتم بیشتر اعطا می شود.

شاید مقصود از جشن روز خبرنگار در ایران امروز، مراسمی برای همان هاییست که قرار است بنا به تشخیص اداره ارشاد اسلامی هر استان به تجهیزات دفاع شخصی مسلح شوند یا شاید منظور از خبرنگار همان هایی هستند که در مناظره ها بود و نبودشان متفاوت نیست یا شاید هم همان هایی که جز بلندگو گرفتن نقشی نداشته اند.
رئیس دولت به ادعای خود اکتفا نمی کند و ادامه می دهد "محدود کردن فضای آزادی دارای مراتب است و ممکن است کسی در محدوده يک سازمان يا يک اداره اين کار را انجام دهد و ممکن است در محدوده يک کشور يا در محدوده عرصه بين‌المللی توسط نظام سلطه صورت بگيرد. انسان نيازمند عدالت، آزادی و کرامت است و وقتی اين ويژگی‌ها فراهم شود، يک ويژگی در انسان به نام آزادگی ايجاد می‌شود".
از عدالت، آزادی و کرامت صحبت کرده است؛ در حالیکه نه فقط آزادی را ضبط کرده بلکه عدالت را ریشه کن و کرامت را به رویایی دست نیافتنی تبدیل کرده است و اگر امروز باز سخن از ناشناخته هایش به میان آورده دلیلش جز اختلافات داخلی میان خودی با خودی نیست.
آزادی بیان را مثال زده و توصیه کرده "به خودم، همکارانم و بقيه قوا توصيه می‌کنم که عرصه رسانه، عرصه نمايش اعتقاد به آزادی بيان نيست که ما اين موضوع را در آن به نمايش بگذاريم، بلکه يک عرصه واقعی در اين زمينه است".

کدام آزادی بیان اما معلوم نیست؛ آزادی بیانی که باعث شد روزنامه ها فله ای بسته شوند؟ آزادی بیانی که چندین و چند روزنامه نگار و وبلاگنویس را به نوشتن اعتراف واداشت؟ یا همانی که بعد از انتخابات مانند صف های دادگاه دهه شصت با یک سوال متهم را از خودی تشخیص داد و روانه زندان کرد؟
شاید مفاهیم از زبان رهبری مطلق، رئیس دولتش و مسئولانی که خود تایید و رد می کند با مفاهیم جهانی و عرفی متفاوت است؛ شاید لغت نامه های جدیدی نیاز است برای بازتعریف واژه ها.
در لبنان روزنامه النهار زمانیکه هفتادمین سال تاسیس خود را جشن میگرفت یا به عنوان یکی از آزادترین و مستقل ترین روزنامه های منطقه جایزه دریافت می کرد ما به تعداد شماره هایی که دوام آورده بودند می اندیشیدیم، چند شماره؟ چند سردبیر محکوم و چند روزنامه نگار آواره؟
هر چند سیاست در آنجا هم دامن روزنامه نگاری را گرفت و سردبیر این روزنامه جبران توئینی ترور شد، اگر ترور شخصیتی جوابگو نبود، او را از زمین بر می داشتند.
در جمهوری اسلامی اگر سیاست کشتن نیست و فشار جامعه جهانی از جای دیگری غیر از حقوق بشر و بر سر انرژی هسته ای مانع از قلع و قمع می شود، اما ساکت کردن سیاست است؛ احکام بیش از ده سال و پانزده سال، تهدیدهای هر روزه و رئیس دولتی که به سادگی در رسانه ها دم از آزادی بیان می دهد و خود را به جوک تبدیل می کند.

در روزهای بعد از انتخابات 88، زمانیکه دستور رسید، بزنید و استخوان بشکنید اما دیگر نکشید؛ نه از ترس خون های ریخته برای به قدرت رسیدن رئیس دولت مدافع آزادی! که از نگرانی رسان ها چنین اراده کردند.
رسانه هایی که امروز وظیفه شان سخت تر از دیروز است که صاحبانشان راهی زندان شده اند، رسانه هایی که زیر بار این وظیفه باید خمر کم کنند اما نشکنند.
امروز اگر نوک قلم های روزنامه نگاری همه در حبس یا در سکوت اند وظیفه ما و رسانه هاست که ادامه راه آنان باشیم.
تبریک نمی گوییم این روز را به آن هایی که تن به دروغ نویسی و تملق سپرده اند بلکه سکوت می کنیم به احترام قلم های بهمن احمدی امویی، مهسا امرآبادی، مسعود باستانی، احمد زیدآبادی، عیسی سحرخیز، کیوان صمیمی، سیامک قادری، سعید متین پور، مهدی محمودیان و تمام آنها که سکوت کرده و تن به دروغ و تملق نداده اند.
کاش احمدی نژاد هم، این یک روز را سکوت اختیار می کرد!

 

 نظرات وارده دریادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست. 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.