پنج‌شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ -
- 09 Feb 2012
15 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۱:۰۱ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
جام می‌‌ و خون دل، هر یک به کسی‌ دادند

 

غیرت حق بود و با حق چاره نیست     کو دلی‌ کز حکم حق صد پاره نیست؟

 

رحلت غم انگیز مرجع بزرگوار حضرت آیت الله منتظری، دلیر‌ترین فقیه استبداد ستیز دوران، کام‌ها را تلخ و چشم‌ها را گریان کرد. درود و رحمت رضوان حق بر او باد که خود آیت رحمت حق بود و در راه احقاق حقوق بندگان خدا دمی نیاسود. 

 

به آن چه می گفت و می‌‌آموخت حقیقتاً باورداشت و از آن چه داشت و می‌توانست داشته باشد کریمانه و دلیرانه گذشت و حق عدل و احسان را به جا آورد و اینک با نیک نامی و آبرومندی به دیدار پروردگاری شتافته است که دوستدار محسنان است. ان الله یحب  المحسنین.

 

جام می‌‌ و خون دل هر یک به کسی‌ دادند          در دایره قسمت اوضاع چنین باشد 

 

نصیب او در دایره قسمت، خون دل بود و چون پیشوای پارسایان علی‌ علیه السلام عمری را در اندوه و ناکامی به سر برد و از طعن و تهمت و دشنام  و ناجوانمردی دشمنان نصیبی وافر یافت، با این همه هیچ گاه چون عیسا مسیح به درگاه خدا ننا لید که "چرا رهایم کرده ای" ،بل چون سالار شهیدان حسین علیه السلام گفت رضی برضاک، تسلیما لامرک.

 

حق بلکه تکلیف او بود که چون یک فقیه مجتهد با پاره ای از اجتهادات آیت الله خمینی در آویزد و آنرا نپذیرد. حق او بود که چون یک شهروند آزاد، رهبر حاکم را نقد کند و بر او خرده بگیرد. اما نظام استبداد دینی آن نقد‌ها را نه تنها بر چشم و سر ننهاد بل چون گناهان کبیره‌ای دید که فاعلش سزاوار مجازات است و دلیل‌های عوامانه عنوان کرد که دل امام را خون کرده‌ای و در" امتحان خطیر "مقبول نیفتاده ای لا جرم مستحق عقوبتی.

 

پیام بی‌ دردانه و خود پسندانه مقام رهبری ‌نمکی تازه بر این زخم ظالمانه پر عفونت ریخت و "ابتلائات" آن فقیه راحل را لازمه کفران و غفران گناهانش شمرد: بلیات و ابتلائاتی که به اشاره رهبری و به دستان اعوان و انصار او پدید آمد و آن عزیز  را بی‌ محکمه و بی‌ محاکمه به مدت پنج سال چون گنجشکی مظلوم در محاصره کرکسان ظالم نگاه داشت و مطبوعات ولایت مدارهم وی را در سیل و طوفان تهمت‌ها و اهانت‌های سنگین غرقه کردند.

 

جرم بزرگ آن فقیه نزیه جز این نبود که رهبری حاضر را شایستهٔ  منصب افتا نمی شمرد و ردای مرجعیت را بر قامت او برازنده نمی‌‌دید وآنچه را همه درپس می گفتند او در پیش می گفت.

 

اسفا ودریغا که دیگر مراجع و مشایخ با او چنان که باید  همراهی نکردند و با کوتاهی نا بخشودنی شان حوزه و مرجعیت را به زبونی و ذلتی نشاندند که رضا خان پهلوی هم آن را در خواب نمی دید و مصداق سخن پیامبر خدا شدند که " من اعان ظالما سلطه الله علیه" : هر کس ستمگری را یاری کند خود اسیر آن ستمگر خواهد شد. 

 

اینک آن نازنین که اعتبار و افتخار حوزه علمیه بود رخت به سرای باقی کشیده است و مگر باز ماندگان طریقت پر شرافت او را دنبال کنند و با استبداد دینی بستیزند تا آب رفته را به جوی باز گردانند و نام نیکی‌ در این جهان و پاداش کریمانه‌ای در آن جهان برای خود فراهم آورند.

 

دو چیز حاصل عمر است نام نیک و ثواب     واز این دو در گذری کلّ من علیها فان 

 

ربّنا اغفر لنا و لا خوا ننا الذین سبقوا نا‌ با لایمان و لا تجعل فی‌ قلو بنا‌ غلا للذین امنو ا. ربّنا انک رئوف رحیم. 

 

عبد الکریم سروش 

اول دی ماه ۱۳۸۸ 

 

 

*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات
حسين : ۳۰ آذر ۱۳۸۸, ساعت ۴:۱۱ بعد از ظهر
دكتر
مانند هميشه كلامت پتكي بر دهان اين ظالمان است.
خداوند آن مرد بزرگ را رحمت كند و تو و آنان كه چون تواند را هميشه سلامت بدارد.
علي ( از تهران ) : ۳۰ آذر ۱۳۸۸, ساعت ۴:۱۷ بعد از ظهر
جنبش سبز فرهيخته بزرگي را از دست داد
abdol_bastami ( از کرج ) : ۰۱ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۰۷ قبل از ظهر
بله همان سخن یزید به امام سجاد که گفت" خدا شما را به این ابتلا انداخت به گناه عدم اطاعت از من" و سر امام حسین در تشت. نکته دوم اینکه الحق آیت منتظری اسوه و مثال عظمی تقوا و شجاعت و عشق بمردم بود. اینک شجاعت را پس از او از که بیاموزیم و روحیه بگیریم؟؟؟؟ نکته دیگر اینكه آیت عظمی و آقای دکتر سروش راهنمای تاریخی برای مردم ایران هستند که تا نمیتوان باهمکاری ، کجراهان را براه راست واداشت میتوان راه خود را از آنان جدا کرد. نکته دیگر با آقای دکتر سروش است که مواظب باشند مجادله کنندگان مبادا موفق شوند که ایشان را عصبانی کنند. نکته های دیگر در کامنت بعدی
abdol_bastami ( از کرج ) : ۰۱ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۳۹ قبل از ظهر
. نکته دیگر راهنمائی به مجادله کنندگان سروش. اینکه رژیم سقوط خواهد کرد و دست آنها باز و میتوانند دکتر سروش را گرفته و شکنجه و وادار به اعتراف نامه علیه خود بکنند سپس او را بکشند و بعد از آن هرکس که محشور و شاگرد سروش بوده دستگیرو بکشند و بعد از آن هرکس که کتابهای سروش را خوانده بکشند و سپس تفتیش عقاید و همعقیده های سروش را بکشند باشد که تشفی دل حاصل. آخر همین کارها را الآن مانند رژیم در حق سروش میکنید و از او توبه و اعتراف به گناه و ازین چیزها میخواهید و الخ. اگر اینگونه آدمهای گیر بده پیروزو دستشان بند شود وای بر ما.
abdol_bastami ( از کرج ) : ۰۱ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۵۱ قبل از ظهر
مطلب دیگر اینکه بنده در مجادلات روحانیون با سروش هیچ سخن درستی ندیدم الا سخنان مدلل وپرمایۀ آیت منتظر که حاکی از دانش و رتبۀ بالا و نخست ایشان دارد، بد نبود آقای دکتر سروش به این معنا هم اشاره میکردند
مسيحا : ۰۲ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۱۱ بعد از ظهر
نكته‌اي كه در نوشته دكتر سروش جلب نظر مي‌كند و مرا متاسف كرد، مقايسه مرحوم منتظري با همه تلاش‌هاي مثبت ايشان، با عيساي زنده است؛ مقايسه‌اي بر اساس عدم آگاهي. و قلباً از مظلوميت عيساي مصلوب در ايران متاثر هستم.
به اميد شناخت خداي حقيقي كه محبت است. آمين
مسيحا : ۰۲ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱:۳۳ بعد از ظهر
نكته ديگر اينكه، بين علماي اسلامي ديدگاه‌هاي مرحوم منتظري كم‌نظير است. اما خاطراتي ديگر نيز از ايشان باقيست: در حدود سال 65 شمسي، ايشان را به ياد مي‌آورم كه در تلويزيون دكتر شريعتي را بخاطر كراوات غرب‌زده مي‌خواند؛ همچنين به ياد مي‌آورم كه معتقد بود كه مردي كه 20 روز از خانه‌اش دور است لازم است كه امكان صيغه كردن داشته باشد! پس مراقب باشيم باز هم كسي را بت نسازيم. هنوز مشكلات جامعه ما بسيار است.
به اميد شناخت خداي حقيقي كه محبت است. آمين
همايون ( از تهران ) : ۰۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۵:۰۳ بعد از ظهر
ممنون آقاي سروش از مقاله ريبايي كه نگاشتيد.
حرّ آزاد ( از تهران کثیف ) : ۰۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۱:۳۲ بعد از ظهر
اینو منم قبول دارم.اگه عمری باشه ؛ برای جبران گذشته بی حاصل و ایجاد انسانی جدید و متحول؛تمام تلاشمو میکنم حتا اگه دیر هم شده،حسینی مردنم را ترجیه به یزیدی زیستنم میدهم و استغفار ،از زندگی پوچ گذشته ام را،با مبارزه علیه فتنه انگیزان و عوامل ناحق و ناجوانمردشان ؛و با خون خود؛به درگاه خداوند تقدیم کرده و حداقل به پرونده سیاه عمرم،برگی سبز که شروع سرفصلی تازه را نشان میدهد اضافه میکنم و از سردار آزادخواهان جهان،حضرت ابا عبدالله الحسین؛مدد میخواهم.انشا الله...
David Kurdistani ( از San Jose - USA ) : ۰۵ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۳۱ بعد از ظهر
مرسی که نوشت من را سانسور کردید. اینجاست که ما به شماها شک میکنیم که ازادی خاهید یا ناراحت از دست دادن قدرتتون! جای بسی تاسف است. بیشک این کار را با همه میکنید و توجیه میکنید همانطوری که دیکتاتور توجیه میکند. شرم آور است!!!