شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸ -
- 19 Oct 2019
18 صفر 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
اصلاح طلب خوب، اصلاح طلب بد
گفته های آقای محمد رضا خاتمی دیدگاه های "عملی" اصلاح طلبان از سال ۶۷ تا همین امروز بوده است. قرائتی از ولایت فقیه در چارچوب قانون اساسی و اجرای بی تنازل اصول آن همانگونه که در منشور جنبش سبز هم ارائه شده است.


این اولین بار نیست که اصلاح طلبان و به معنای اخص آنان جبهه مشارکت و برخی از مشهورترین سران آن، اینگونه مورد انتقاد کسانی قرار می گیرند که در بی عملی سیاسی آنان همین بس که از سال 1376 بارها و بارها برای همین ها، هم سوت زدند و هم کف کشیدند و هم آنها را هو نمودند. این دوگانه عشق و نفرت، توگویی در ذات کسانی قرار گرفته است که برای آنها انتقاد از اصلاح طلبی، اسم رمز هویت خواهی است. یعنی اگر قرار باشد موجودیت سیاسی خودشان را توجیه کنند اول چهار تا فحش به اصلاح طلبان می دهند، آنها را به بی عملی سیاسی متهم می کنند، می گویند که "برنامه سیاسی" ندارند و برای "پیام آشتی جویانه به حاکمیت" باید به بند نقد کشیده شوند. و در حالی که کسی مثل "محمدرضا خاتمی" در داخل کشور با آن همه ملاحظات و محذوریت های امنیتی قرار دارد، از خارج نسخه می پیچند که "موقعیت آقای رضا خاتمی با موقعیت بسیاری از همراهان و همفکرانش که سالیانی است زجر زندان و غربت و ستمی که بر آنان و خانواده هایشان رفته است را تحمل می کنند یکسان نیست".

اما مگر رضا خاتمی در مصاحبه اش با روزنامه اعتماد چه گفته و کجا از مرزهای تعریف شده جنبش سبز فروتر رفته یا بر منشور این جنبش که توسط آقایان موسوی و کروبی امضا شده خط بطلان کشیده است که اینگونه متهم می شود به سکوت و بی عملی و حتی به تعبیر برخی دیگر قرار گرفتن در خطوط مرزی جریان راست اصلاح طلب که به تعبیر همین دوستان دیگر نه سبز است و نه اصلاح طلب دوم خردادی؟

چه کسی است که نداند عمق کینه و مشکلی که نهادهای امنیتی با امثال مصطفی تاج زاده و مصطفی قدیانی این روزها پیدا کرده اند، اگر از رضا خاتمی کمتر نباشد بیشتر نیست؟ به تعبیر بهتر برای آنها، سه نفر، بهزاد نبوی، مهدی هاشمی و رضا خاتمی، سه خال تکی هستند که اولی از همان روزهای آغازین پس از انتخابات به زندان رفت، دومی در هول و ولای دعوای سیاسی با هاشمی رفسنجانی همین تازگی روانه اوین شده است، و اگر محمدرضا خاتمی هم به زندان نمی رود فقط و فقط به دلیل انتساب فامیلی او به خانواده امام (ره) است که دست امنیتی ها را تاکنون بسته است و اگر غیر از این بود، و "آقا رضا" هم به زندان می رفت، امروز توسط همین افراد منتقد بی انصاف، نه تنها هو نمی شد، بلکه برایش سوت می کشیدند و او را هم آزاده جنبش سبز می خواندند. به تعبیر دقیق تر، همانگونه که نهادهای امنیتی، اصلاح طلب خوب را اصلاح طلب مرده می خواهند برخی از این دوستان هم، اصلاح طلب خوب را اصلاح طلب زندانی تعریف می کنند؛ غافل از آنکه خوبی و بدی یک اصلاح طلب به زندان رفتن یا نرفتنش نیست. به نقشی است که در زمان ایفا می کند. آنها که به زندان رفتند البته حسینی عمل کردند، اما اینانی که در بیرون هستند چندان صم و بکم هم نبودند، و چون خاموش نیستند اینهمه هم از سوی چپ و هم از سوی راست، مورد طعنه و انتقاد قرار می گیرند. ما در میان اصلاح طلبان دوم خردادی، اصلاح طلب بد نداریم. آنکه بد است اصلا اصلاح طلب نیست و اشتباهی با اصلاح طلبان بور خورده است. مصداق هایش هم آشکارتر از آن است که نیازی به تکرار باشد. آنکه هنوز از اصلاح طلبی و جنبش سبز می گوید و طی طریق امروز کشور را نقد می کند تا حتی با کمترین احتمال، کورسوی امیدی را زنده کند اصلاح طلب خوب است. می خواهد رضا خاتمی باشد در بیرون زندان و مصطفی تاج زاده درون اوین.

مصاحبه محمدرضا خاتمی البته بی عیب و ایراد نیست – و البته چه کسی است که بگوید انسان کامل است و ایراد ندارد؟ - اما نه از جنس ایرادهایی که بر او متصور و تا مرز کشیدن خط قرمز بر جنبش سبز متهم می شود. در هیچ جایی از مصاحبه اش نه از اصلاح طلبی پیشرو در معنی دوم خردادی آنان جدا شده و نه از جنبش سبز در خوانش آنچه که موسوی و کروبی ارائه داده اند سر باز زده است. بلکه به طریق اولی، همان را که خط مشی اصلاح طلبان در دو حزب اصلی آنان، مشارکت و مجاهدین انقلاب نامیده می شد تکرار کرده است که به نظام جمهوری اسلامی و آرمان های انقلاب اسلامی وفادار هستند و در دام براندازی کور و ناپخته ای که هم گروهی از نهادهای امنیتی و هم بخشی از اپوزسیون خام در خارج از کشور برای آن لحظه شماری می کنند قرار نخواهد گرفت. گفته که روند اداره امروز کشور را به صواب و به سود منافع ملی نمی بیند، اما این بدان معنی نیست که در دام مستی زدگان تشنه قدرت قرار بگیرد و چون اعتقادی به براندازی نظام سیاسی کشور ندارد با آنها نرد بازی قدرت کند.

تازه محمدرضا خاتمی همه اینها را هم در پاریس، در واشنگتن، یا در کره مریخ نگفته است که دست هیچ جنبنده ای به او نرسد. او درون مرزهای جغرافیایی کشور با توجه به تمام ملاحظات امنیتی موجود، نظر سیاسی خودش را و گروهی را که بدان انتساب دارد فقط تکرار کرده است. حالا اگر عده ای پس از حوادث خرداد 88، میراث دار جنبش سبز شدند و از درون جنبش سبز، تم براندازی نظام سیاسی و تمام 34و 35 ساله انقلاب را جست و جو می کنند این دیگر مشکل خودشان است، مشکل رضا خاتمی نیست که اصول بنیادین تفکر سیاسی و برنامه عملی که مطرح می کند هم، چندان فرقی با گذشته ندارد و البته در اصول نباید هم داشته باشد و برای آن بارها و بارها از مردم هم رای گرفته است.

در مورد آنچه هم که به نام "بحث نظری" مرتبط با قرائتی دموکراتیک از ولایت فقیه به آقای خاتمی نسبت داده شده است، برخلاف آنچه ادعا می شود که این یک "بحث عملی نیست" و گفته های آقای خاتمی بیشتر پایه نظری دارد، باید گفت که اتفاقا نه خیر! این گونه نیست. دیدگاه های مطرح شده توسط آقای خاتمی دیدگاه های "عملی" اصلاح طلبان از سال 76 تا همین امروز بوده است. قرائتی از ولایت فقیه در چارچوب قانون اساسی و اجرای بی تنازل اصول آن همانگونه که در منشور جنبش سبز هم ارائه شده است. حال اینکه آیا به این قرائت عمل می شود یا نه بحث دیگری است که موضوع این مقاله نیست، اما اینکه چون اگر از منظر نظری، گفته های محمدرضا خاتمی را نقد کنیم آسیب پذیری او بیشتر می شود، پس تمام گفته های او را که تماما بار "عملی" دارد، یک چسب "نظری" به آن بچسبانیم و از توی آن دور باطل شورای نگهبان، مجلس خبرگان و رهبری را در بیاوریم تا رضا خاتمی را محکوم کنیم دیگر از آن جمله ادعاهای صد تا یک غاز است که از 76 تا امروز مخالفان اصلاح طلبان بارها و بارها آنرا بیان داشته اند. همینطور است داستان انقلاب اسلامی 57 و اصلاحات مدل سال 76 تا امروز، با این استدلال که چون آن موقع انقلاب کردید نمی توانید امروز از اصلاحات دفاع کنید و یا باید از انقلاب 57 هم اعلام برائت کنید. انقلابی که جز سلطنت طلبان – آن هم نه همه شان - هیچ نیرویی حتی درون همین اپوزسیون نصف و نیمه جمهوری اسلامی هم در ماهیت و ضرورت آن در زمان شک ندارد، حالا امثال رضا خاتمی باید توبه نامه بنویسند که چرا انقلاب کردند؟ آخر این چه منطق و استدلالی است و از کجای آن ذره ای عقلانیت استنباط می شود؟

می ماند آخرین نکته در نواختن "حزب مشارکت که برنامه سیاسی ندارد" و آینده خودش را هم نمی تواند پیش بینی کند و امثال آقای خاتمی هم اساسا با این استدلال ها، فعال سیاسی نیستند. اظهاراتی که بخشی از همین جنس اپوزسیون هر بار که صحبتی از وفاداری اصلاح طلبان به انقلاب می شود تکرار می کنند، اما به میرحسین موسوی که می رسند به لکنت زبان می افتدند. "آرمان های امام راحل" میرحسین موسوی خار در گلوی آنان است، اما خب، موسوی رهبر جنبش سبز است و امروز هم در حصر قرار دارد و فحش دادن به او هزینه زاست. همین بهتر که هر کس که فحش خوری بهتری دارد فعلا بنوازیم و از همان سال 76 تا همین امروز فحش خوری مشارکتی ها، حسابی برای برخی دلچسب بوده است. 14 و 15 سال اینها را حزب دولت ساخته نامیدند که با دولت خاتمی آمده اند و با رفتن خاتمی هم می روند، خاتمی آمد و رفت و مشارکت ماند و در هر انتخاباتی – تاکید می کنم در هر انتخاباتی – متشکل ترین گروه سیاسی کشور بود و اراده می کرد در هر جای ایران میتینگ و برنامه خبری می گذاشت. اگر به خصوص این دوستان منتقد امروز، ایران در سال 88 را به خاطر داشته باشند، باید این ادعای من را به چشم خودشان دیده باشند. همین هم شد که پس از 22 خرداد 88، یکی پس از دیگری سران مشارکت به زندان افتادند و بر سر در مشارکت – و مجاهدین انقلاب – قفل ورود ممنوع زدند. سیاست تیله بازی که نیست تا همینجوری در یک نتیجه گیری انتزاعی و ذهنی، نسخه فعالیت سیاسی احزاب را بپچیم که چه گروهی حزب هست و چه گروهی حزب نیست؛ کارنامه عمل می خواهد و کسی که اگر ادعایی مطرح می کند، خودش هم اندک کارنامه ای داشته باشد؛ وگرنه از این داستان سرایی ها، امثال همین فعالان جناح راست اصول گرا هم بارها می کنند که اصلاح طلبان مرده اند و دوران فعالیت سیاسی آنان به پایان رسیده است و حزب فلان و بهمان بودند و ریشه و تیشه نداشتند و قس علی هذا. اما نوبت مباهله که می رسد همه جا می زنند.
 

 نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست. 


ارسال به :


نظرات
زهرا : ۲۵ مهر ۱۳۹۱, ساعت ۷:۴۷ بعد از ظهر
آقای غفوری عزیز شما روزنامه نگارید و یک روزنامه نگار
باید فراجناحی عمل کند و منافع ملتش در اولویت باشد.هر کسی در هر مقامی می تواند نقد شود.آزادی بیان تا آنجایی که به کسی توهین نشود مجاز است .وظیفه شما دفاع از شخصی یا حزبی سیاسی نیست.وظیفه شما آگاهی بخشی به مردم و انعکاس و قایع است.در ضمن در غرض ورزی بغضی از اشخاص در نقد شخصیت های داخل ایران شکی نیست اما نقد گذشته چراغ راه آینده است.اصلاح طلبان باید به مردم پاسخ دهند که چگونه است که از زندانی و کشته شدن هموطنانمان در دوران آقای خامنه ای انتقاد می کنند ولی همین آقایان از آقای خمینی که در دوران رهبریشان کشتار و شکنجه های وسیعی صورت گرفت انتقاد نکرده و سکوت می کنند .و طوری از آقای خمینی صحبت می کنند که انگار پیامبر معصوم است.همین رفتارهای دوگانه بسیاری را دلسرد می کند .مگر جان مردم باهم تفاوت دارد.حفظ نظامی با این همه فجایعی که در آن رخ داده چرا باید برایشان مهم باشد .همه اصلاح طلبان امروز در دهه شصت مسیولیت های بزرگی داشته اند وکارهای خطای بسیاری انجام داده اند.اما هرگز حاضر به عذر خواهی از مردم نشدند.تند رویهای آن روز انقلابیون و استبداد آقای خمینی ایران راامروزبه این وضع دچار کرده.آنکه باد می کارد طوفان درو می کند.در ضمن اندیشه های امام راحل چیست .بستن دهان ها و روزنامه ها و سرکوب مخالفان و اعدام وشکنجه و....
دانش ملکی : ۲۵ مهر ۱۳۹۱, ساعت ۱۰:۰۱ بعد از ظهر
آرش عزیز توهین کردن یا دشنام دادن به هیچ وجه از هیچ کس پذیرفتنی نیست ولی اجازه نقد را برای همه باید اجازه داد از هرکسی از هر شخصی بتوان نقد سازنده نمود و خط قرمزی بجز اسائه ادب وجود ندارد ولیکن مسئله ای که همه را وا می دارد که انتقادی از این عزیز بنمایند دو مطلب می باشد یکی حال به دلیل انتساب به خانواده محترم امام راحل (ره) ایشان کمتر از هرکس دیگر مصاحبه می کند به جرات می توان گفت حتی همسر محترمشان در زمانی که مابقی بقول شما تک خال ها به طریقی از زندان پیام به مردم می دهند ایشان سکوت اختیار نموده است و ثانیاٌ لحن صحبت برای همه مردم و نقادها بسیار مهم می باشد ایشان بصورت قدرتمند از سوی یک حزب مشارکت یا جنبش سبز اگر صحبتی می کنند باید اقتدار و عزت و مصلحت آن حزب و یا جنبش را در نظر بگیرد و از روی شخصیت ذاتی خود خاضعانه و متواضعانه با نهاد قدرت نباید صحبت کرد به امید موفقیت همه دلسوزان ایران عزیز
علی اکبر ابراهیمی : ۲۶ مهر ۱۳۹۱, ساعت ۲:۳۱ بعد از ظهر
مصاحبه آقای محمد رضا خاتمی عالی بود اما قابل توجه نویسنده, اصلاح طلبان مسوولیت داشته اند. آنها آنقدر مردم و اپوزیسیون را هیچ و پوچ فرض کرده بودند که حتی رفسنجانی را بعنوان یک رییس به سبزها قالب کرده بودند.
مهدی : ۲۷ مهر ۱۳۹۱, ساعت ۷:۵۶ بعد از ظهر
به آقای غفوری توصیه می کنم کمی موقع نوشتن، محترمانه تر بنویسند؛ کمی فروتن تر باشند؛ کمی طعن و کنایه و تندی را در ادبیات خود مهار کنند؛ کمی از موضع عقل کل، سخن نگویند؛ کمی کمتر مغرور باشند...
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.