جمعه ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ -
- 25 Apr 2014
23 جمادى الثانية 1435 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۰:۰۴ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
فاطمه کروبی: تکرار و تاکید می کنم که به این وضعیت افتخار هم می کنیم
جـــرس: فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی، که این روزها در زندان خانگی به صورت انفرادی، روزگار می گذراند می گوید: "جناب آقای کروبی و آقای موسوی و سرکار خانم رهنورد نه شرایط یک زندانی را دارند نه شرایط یک حبس را دارند. به هر حال قبلا هم گفتم و شرمنده هستم که دوباره تکرار می کنم. پیش از این هم افرادی را داشتیم که حصر بودند اما این شکل نه حبس است نه حصر نه زندان. آقای جنتی روزی در نماز جمعه اعلام کرد که اینها را در خانه اشان حصر کنید، تماس با بیرون نداشته باشند و بیانیه و اعلامیه ندهند. این حرف جنتی بود. محسنی اژه ای چندی پیش آمد و مصاحبه کرد که اینها در خانه خودشان هستند. این گفته ها وجود داشته و همه هم شنیده اند. الان این سه بزرگوار و خانواده هایشان واقعا بلا تکلیف هستند. شرایط زندانی این است که مجازاتی دارد، ملاقاتی وجود دارد، مرخصی می دهند. و فرد هم میداند که شرایط کدام مجازاتش را می گذراند. مشخص است دیگر ۶ ماه یک سال دو سال پنج سال زندانی است. اما این بزرگان الان بلاتکلیف در حبسی هستند این بلاتکلیفی که ما دو خانواده (کروبی و موسوی) در آن به سر می بریم جدا از سختی آن، برای حاکمیت هم جای تاسف دارد."

 

به گزارش کلمه، وضعیت آقای کروبی اگر چه به ظاهر وضعیت حصر خانگی است اما وی از حقوق یک زندانی عادی مطابق قوانین جاری کشور هم برخوردار نیست و این به وضعیت بلاتکلفی دامن زده است؛ وضعیتی که به گفته ی همسر مبارز مهدی کروبی شرایط را از وضعیت یک زندانی عادی نیز برای ایشان و خانواده سخت تر کرده است.

بلاتکلیفی از وضعیت موجود که نه شرایط حصر را دارد و نه ویژگی های زندان را، از جدی ترین مسائل خانواده ی کروبی و میرحسین است، بر اساس قوانین زندان، حق هر زندانی ساعتی مشخص برای ملاقات، مرخصی، تماس تلفنی و رساندن اجناس مورد نیاز خود است. گرچه این بخشنامه در مورد زندانیان سیاسی زندان های اوین و رجایی شهر و باقی زندان های کشور هم در حال حاضر به طور کامل اجرا نمی شود.

 

هفته ی پیش محمدتقی کروبی با اشاره به دسترسی پدرش به پزشک معتمد گفته بود که آقای کروبی پس از معاینه پزشک معتمد مجددا به مکانی که در آن حبس شده بود، منتقل شد.

 

همسر مهدی کروبی با تاکید بر اینکه آقای کروبی به لحاظ روحی همچنان محکم و استوار است با اشاره به فشار ماموران برای عدم اطلاع رسانی از وضعیت رهبران در حصر جنبش سبز می گوید: اگر مریض هستند بگویم مریض نیستند؟ اگر حالشان بد شده پزشک برده شده یا نبرده شده و گفته شده که مثلا نباید منتقل کنیم،  خیلی طبیعی است که می گوییم چه پیش آمده است. این ها چیزهای خیلی معمولی است. من تنها یک بار یک پیام را به آقای کروبی منعکس کردم که حدود ۴ ماه من را ممنوع الملاقات کردند.

 

متن کامل گفتگو با فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی، همراه در حصر جنبش سبز به شرح زیر است:

 

در این مدت بارها مردم و مخاطبان ما پیگیر وضعیت آقای کروبی بودند، لطفا از جزئیات وضعیت آقای کروبی مخاطبان ما را آگاه کنید.

در ابتدا بگویم که از محبت و مرحمت مردم کشورم، واقعا زبان قاصر از هر نوع تشکری است. حتما ذکر کنید که سپاسگزارم ازمحبت و توجه مردم شریفمان نسبت به خدمتگزارانشان و افرادی که در جهت همفکری با آنها دچار مشکلات شدند و البته مشکلاتی افتخار آفرین چون در جهت خدمت به مردم است و نیز از شما که اخبارتان را همیشه پیگیری می کنم.

اما درباره آقای کروبی، ایشان از نظر روحی خیلی خوب و محکم هستند ولی خب از نظر جسمی رو به تحلیل هستند. پزشکشان متوجه شده بودند که هم کم خوابی های زیادی دارند، از طرفی هم سرگیجه گرفته بودند و دچار بی اشتهایی شده بودند. و مهم تر از همه اینکه در یک دوره ی زمانی بسیار کوتاه، وزنشان خیلی پایین آمده بود. البته پزشک معالج وزارت اطلاعات که گاهی چک می کند، داروهایی داده بود، اما پزشکشان متوجه شده بود که وضعیتش به چه صورت است، ولی چون آزمایشی انجام نشده بود که مشخص شود دقیقا از کجاست، داروها هم موثر واقع نشده بود.

به همین دلیل من پیگیری و گفت و گو و صحبت هایی با مقامات کردم. در حد امکان که بتوانیم با ایشان در تماس باشیم، مرتب زنگ می زدم. روزی یکی دوبار گاهی اوقات هم شاید بیشتر. و پیگیر بودم که ایشان در حال تحلیل رفتن است و اصلا اشتهای غذا ندارند که بالاخره قبول کردند در یکی از روزهایی که من خودم هم بودم در یکی از بیمارستان هایی که خودشان صلاح دیدند بستری کردند و یک آندوسکوپی با یک بیهوشی خفیف دادند. که در آندوسکوپی مشخص شد که ورم روده و معده و کمی عفونت گوارشی دارند. به هر حال دارو دادند و برگرداندند همان جایگاه حبسشان.

 

یعنی الان درمان با دارو انجام می شود؟

داروها را که قبلا هم می خوردند. ولی خب چون در حال تحلیل بودند، فرزندانم و خانواده درخواست داشتیم که تحت نظر یکی از پزشکان معتمد در بیرون باشند.

این حق هر مریض است چه در بیمارستان و چه در خانه که مشاوره داشته باشد. این را من خواستم از آنها و جدی هم گرفتم و گفتم که این مشاوره حق ما خانواده است و می خواهیم پزشک معتمد آزمایشاتی را برایشان انجام دهد. که نتیجه این شد که از پزشک مربوطه ای که زیر نظر خود ما بود وقتی گرفتند به بیمارستان لاله انتقال داده شد. مراحل درمانی اعم از کلینیکی و کار کلینیکی توسط متخصص مربوطه انجام شد و به حمدالله تشخیص داده شد آن چیزی که مد نظر ما بود و نگران آن بودیم، منتفی است. به هر حال خوشحال شدیم از اصل قضیه که مساله خاصی دیده نشد با شرایطی که زندگی ایشان دارد.

 

پس خطر خاصی وجود ندارد و در حال حاضر حالشان مساعد است؟

حالشان به حمدالله رو به بهبود است بعد از انتقال هم از بیمارستان آوردیم در همان خانه ای که حبس هستند.

 

ملاقات های شما به چه شکل است؟

مدتی بود که من در هفته دو تا ۲۴ ساعت در خدمت ایشان هستم و یکبار هم بچه ها می توانند پدرشان را ببینند. گرچه پسر بزرگم، حسین، حدود ۲ ماه هست که از دیدار پدرش محروم است. حتی اجازه ندادند بعد از کسالت یا در کسالت فرزند بزرگش برود و پدرش را ببیند. علی و یاسر اما با خانواده شان به ملاقات می روند. و پس از بیمارستان هم این اندازه به من اجازه داده شده که من همراه ایشان باشم. گاهی از شبها خودم هستم گاهی که نیستم دو تا از بچه ها علی و یاسر می روند پیش شان که تنها نباشند چون همان حالت های سرگیجه و اینها وجود دارد که البته الان رو به بهبود هستند.

 

شما فکر می کنید شرایط نگهداری حاج آقا باعث این وضعیت جسمی در ایشان شده باشد؟

بیشتر از ۶۰۰ روز است که از حبس جناب آقای کروبی جناب آقای موسوی و سرکار خانم رهنورد می گذرد. در مورد آقای کروبی خب بخشی اش که خودم بودم و همانطور که پیش از این بارها گفته شد در شرایط درهای بسته بود که بخشی از ساختمان هم حتی به رویمان بسته و پرده ها را هم کشیده بودند و ماه ها از هواخوری ابتدایی محروم بودیم. که خب در شرایط سرما باز بهتر بود. اما وقتی فصل گرما بود، درهای بسته ی بی هوا آزار دهنده بود. اواخر روزنه ای ۱۰ سانتی از درب بالایی را برای ما باز کردند. دستگیره ها را شکسته، همه ی درها را قفل کرده و رفته بودند. و بعد هم که من را به دلیل درمان آزاد کردند و دیگر هم اجازه ندادند که برگردم.

پس از آن آقای کروبی را به یک ساختمان هشتاد و چند متری بردند با تعدادی از آقایان امنیتی. در واقع ایشان در اتاق کوچکی که نماز خانه بود با یک کاناپه، به مدت ۴ ماه مستقر بودند. پس از آن خانه را به ما نشان دادند و گفتند که آنجا را اجاره کنیم، ساختمانی که در واقع اداره بود نه مسکونی، با امکانات بسیار محدود و شاید ابتدایی ترین چیزها را هم ندارد، مثلا آشپزخانه که گاز ندارد. از نظر آب و هوا هم مانند انفرادی. یک حیاط کوچکی وجود دارد که امکان قدم زدن در آن نیست. چون می گویند مشرف است و دیده می شود. این همان شرایطی است که من پیش از این هم گفتم که یک ورزشکار قدرتمند ۲۵ساله هم در چنین شرایطی از نظر جسمی با مشکلاتی مواجه می شود. ولی به حمد الله از نظر روحی بسیار بسیار وضع خوبی دارند.

 

آیا امیدی به تغییر وضعیت و روشن شدن تکلیف عزیزان در حصر دارید؟ آیا به شما آیین نامه ای یا دستور العملی و یا احیانا ابلاغ قانونی ای در مورد وضعیت زندان خانگی ایشان داده اند؟

ببینید جناب آقای کروبی و آقای موسوی و سرکار خانم رهنورد نه شرایط یک زندانی را دارند نه شرایط یک حبس را دارند. به هر حال قبلا هم گفتم و شرمنده هستم که دوباره تکرار می کنم. پیش از این هم افرادی را داشتیم که حصر بودند اما این شکل نه حبس است نه حصر نه زندان. آقای جنتی روزی در نماز جمعه اعلام کرد که اینها را در خانه اشان حصر کنید، تماس با بیرون نداشته باشند و بیانیه و اعلامیه ندهند. این حرف جنتی بود. آقای محسنی اژه ای چندی پیش آمدند و مصاحبه کردند که اینها در خانه خودشان هستند. این گفته ها وجود داشته و همه هم شنیده اند. الان این سه بزرگوار و خانواده هایشان واقعا بلا تکلیف هستند. شرایط زندانی این است که مجازاتی دارد، ملاقاتی وجود دارد، مرخصی می دهند. و فرد هم میداند که شرایط کدام مجازاتش را می گذراند. مشخص است دیگر ۶ ماه یک سال دو سال پنج سال زندانی است. اما این بزرگان الان بلاتکلیف در حبسی هستند جدا از فرزند و خانه و خانواده. آقای کروبی هم که کاملا در انفرادی هستند. به اسم، در حبس هستند اما حبسی که از خانه به دور از خانواده به دور حتی دریع از یک تلفن که در اختیارشان باشد. من یک مادرم، درک می کنم خانم رهنورد به عنوام یک مادر الان چه می کشد از این دوری و بی خبری. و حالا هم که مدتی است به خاطر این که زهرا را ممنوع الملاقات کرده اند دختران دیگر هم گفته اند به ملاقات مادر و پدر نمی رویم. این شرایط بسیار سخت و دشوار است. من نمی دانم آخر شرایط حصر این است؟

 

خانم کروبی شما پیش از این در گفتگوها و یادداشت هایتان از برخوردهای توهین آمیز ماموران امنیتی گفته بودید، در حال حاضر چه شرایط چگونه است؟

برخورد مامورین اطلاعاتی با ما در ابتدا خیلی خشن و بی رحم بود. من هرگز یادم نمی رود و در خاطراتم است که بعدها انشا الله منتشر می شود تا ببینید که با ما چه کردند. ولی از حق نگذریم در چند ماه اخیر مامورین امنیتی که در ارتباط با ما هستند انصافا افراد مودبی هستند و برخورد تندی با ما نداشته اند. این را شرعا و اخلاقا باید بگویم که این روزها ما برخورد خوب از اینها می بینیم. اینها مامورند و معذور. شرایط ما را باید حاکمیت مشخص کند. رفتارها هم اگر بالا و پایین می شود چهار چوبی است که از بالا برایشان مشخص می شود.

 

خب مشخصا چه پیشنهادی برای خروج از این وضعیت دارید؟

وضعیت را مشخص کنند. دادگاهی تشکیل دهند و معلوم شود و ما هم بدانیم زندانیمان چه مدت در زندان خواهد بود، ملاقات هایش مشخص شود. آیا گاهی مثل برخی از زندانی ها می توانند مرخصی داشته باشند؟ اما این بلاتکلیفی که ما دو خانواده در آن به سر می بریم جدا از سختی آن برای حاکمیت هم جای تاسف دارد که به نام نظام مقدس جمهوری اسلامی این اتفاقات می افتد. گرچه ما به نام نظام نمی گذاریم و مقصر اصلی حاکمیت است.

 

آیا شما با خانواده ی آقای مهندس در ارتباط هستید؟

من گاهی می روم و با دختران آقای موسوی دیدار می کنم. وظیفه ی من است در غیاب پدر و مادرشان. آن ها هم نسبت به من محبت دارند.

 

اخیرا فشارهایی که به خانواده ی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد وارد می شود با بهانه ی انتشار اخباری از وضعیت این دو بوده است. نظر شما در این باره چیست؟

خبر دادن خیلی طبیعی است. همانطور که سابق هم که زندان می رفتیم وقتی از زندان می آمدیم دوستان زنگ می زدند که چه خبر؟ و ما می گفتیم که مثلا امروز در زندان قصر اعتصاب کردند یا با برخی از زندانی ها امروز در اوین برخورد کردند یا مثلا امروز در کمیته شهربانی فلان قضیه رخ داده بود و اصلا نگذاشتند ما نزدیک بشویم و … .

این را جدی را می گویم چون من خودم از سال ۴۱ تا ۵۶ در رفت و آمد به زندان های مختلف بودم. وقتی که سوال می کردند می گفتیم یا اینکه ماجرایی پیش می آمد و از داخل به ما می گفتند دیشب برخورد شده چه کسی محاکمه شده یا فلان شخص زندانی شده، فلان زمان فلان اتفاق افتاده است. الان هم وضع به همان شکل است. ما چیزی نداریم که منتقل کنیم. فوق اش این است که می گویم فلان مساله رخ داده فلان مساله انجام شده فلان مساله نشده.. آخر در زندانِ زندانی ما که گزارشی وجود ندارد. یا آنها خبر خاصی ندارند که به ما بدهند.

 

آیا شما هم در این دو سال تحت چنین فشارهایی بوده اید؟

واقعا گاهی همین قضیه به خود من هم گفته شده که شما اخبار را بیرون می برید. می گویم من چه اخباری را بیرون بردم؟ اخبار ابتدایی را فرزندان و من دوستان من سوال می کنند، من هم توضیح می دهم که در چه وضعیتی هستند. اگر مریض هستند بگویم مریض نیستند؟ اگر حالشان بد شده پزشک برده شده یا نبرده شده و گفته شده که مثلا نباید منتقل کنیم، خب خیلی بیرون طبیعی است که می گوییم چه پیش آمده است. این ها چیزهای خیلی معمولی است. من تنها یک بار یک پیام را به آقای کروبی منعکس کردم که حدود ۴ ماه من را ممنوع الملاقات کردند. من هم گفتم خیلی خب دیگر پیام هم به ایشان نمی دهیم. اما اخبار ابتدایی را که دیگر نمی شود ندهیم. مثلا اگر کسی سوال کرد بگوییم ببخشید خواب بودند ما دیدیمشان؟! اینکه نمی شود.

 

آیا خود آقای کروبی به اخبار و اطلاعات کشور دسترسی دارند؟

تا به حال که دسترسی اطلاعاتی اصلا نداشتند اما اخیرا روزنامه جام جم و همشهری به ایشان می دهند که روزنامه هایی است که اخبار سیاسی خاصی ندارد. گاهی با آقای کروبی شوخی می‌کنم و می گویم تمام این آگهی ها را بخوانید از اول تا آخر. صدا و سیما همکه مشخص است دیگر “میلی” است دیگر.

 

خطاب به مسئولان و یا مقام های امنیتی سخنی دارید؟

الحمدالله ما از حاکمیت هیچی نخواسته ایم. نه ما و نه آن خانواده بزرگوار. ولی از حاکمیت می خواهیم که تکلیف ما روشن شود. به هر حال یا زندانی هستند که شرایط زندانی را برایشان پیاده کنید یا هر چه هست شرایط را معلوم کنید.

همیشه خوف و اضطراب و نگرانی داریم که به هر حال با ما و با خانواده ی آقای موسوی چه برخوردی می شود. یا شرایطی که آقای کروبی الان دارند. با این سن و سال تنها باید در آن وضعیت زندگی کنند. ما یادمان است که آن موقع هم که قزل قلعه بودیم برای۴۰ روز یا ۲ ماه انفرادی، هواخوری داشتیم. یا در اوین فرض زندانی ها دور هم هستند صحبت می کنند. یک هواخوری وجود دارد. تقریبا شرایط و چهار چوبشان مشخص است ما واقعا بلاتکلیفی آزار دهنده ای داریم. ما هر دفعه نگران این هستیم که ملاقات از ما گرفته میشود یا به ما داده می شود. یا شرایط الان مخصوصا شرایط جسمی که ایشان دارند یا سنی که دارند خب واقعا در یک ساختمان در بسته. ۲ سال است بیش از ۶۰۰ روز است. نمی توانند قدمی بزنند و یا هوایی بخورند.

 

به نظرم مسئولان باید هر چه سریعتر تکلیف را مشخص کنند، زندان؟ حصر؟ الان در چه وضعی هستیم؟ وضعیت را روشن کنند. البته تکرار و تاکید می کنم که افتخار هم می کنیم و ایشان هم به حمد الله مانند کوه استوار ایستادند.

 

ارسال به :