سه‌شنبه ۰۱ مرداد ۱۳۹۸ -
- 23 Jul 2019
19 ذو القعدة 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
شما مسئولید، برای پیگیری خون ستار بهشتی چه کردید؟
جـــرس: محمد امین هادوی، زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین، در نامه ای به رئیس قوه قضاییه با یادآوری مسئولیت وی و اینکه خون ستار بهشتی پیش از هر کسی او را خطاب قرار می دهد، یادآور شد که باید آمران و مجریان و شکنجه گران از برخورد و مواجهه با قانون هراس داشته باشند، نه شاهدان اثرات ضرب و شتم آن مرحوم دربند ۳۵۰ یا افشاگران این جنایت.


به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی که از جمله امضاکنندگان شهادتنامه زندانیان سیاسی در خصوص شکنجه ستار بهشتی بود و یک هفته بعد نیز به همراه دیگر زندانیان بیانیه دوم را امضا کرد که در آن بر جا به جا شدن عاملان و شاهدان جنایت تاکید شده بود، اکنون در نامه خود گزارش داده که: پس از افشای این امر و امضای شهادتنامه ۴۱ نفر برای آن مرحوم، بلافاصله رییس بند ۳۵۰ تعویض شده و فشار و محدودیت و سخت گیری بر زندانیان بر بند ۳۵۰ افزایش یافته شده و فشار و محدودیت و سختگیری بر زندانیان بند ۳۵۰ افزایش یافته به گونه‌ای که برخی از مقامات مسوول تصمیم به لغو مرخصی و یا حتی لغو ملاقات حضوری را به دلیل امضا شهادت نامه به خانواده بعضی از زندانیان از مراجعات و پیگیری‌هایشان اعلام کرده‌اند در حالی که باید مقام های عالی رتبه کشور و جنابعالی شخصا از این وظیفه‌شناسی شرعی و قانونی آن‌ها تشکر و تمجدید نموده، مسوولان قضایی و سازمان زندان‌ها آسایش و امکانات آن‌ها را تسهیل می‌کردند.


هادوی سپس با استناد به آیات قرآن و کلام امیر مؤمنان، از صادق لاریجانی پرسیده است: اگر این زندانیان متعهد و وظیفه‌شناس نبودند چگونه می‌توانستید متوجه شوید که در زمان بازداشت، تحت نظر و امنیت قوه قضاییه متهمی به شهادت رسیده است؟ مگر قرآن نفرموده است: «من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا» که قتل یک مظلوم مانند کشتن همه انسان هاست؟ حال که آن‌ها بدون هر گونه امکانی جنابعالی و مسوولان را از این فاجعه مطلع نموده‌اند، آیا باید با آن‌ها اینگونه برخورد شود؟


وی همچنین در بخش دیگری از نامه خود، با اشاره به مسئولیت کسانی که امر به قطع تلفن و مجاری ارتباطی زندانیان سیاسی با خانواد‌ه‌هایشان نموده‌اند در این فاجعه، آورده است: اگر این زندانیان مانند بندهای دیگر، امکان دسترسی به تلفن را داشتند در‌‌ همان شب حضور آن مرحوم در بند ۳۵۰، خود وی و یا دیگر همبندیان می‌توانستند مسوولان را در جریان امر قرار دهند و با خبر رسانی به موقع خود، مانع انتقال مجدد وی به پلیس امنیت می‌شدند و ماموران نیز دیگر جرئت ادامه اعمال گذشته را نداشتند و اکنون، هم آن مرحوم زنده بود و هم مسوولان کشور می‌توانستند شب، سر راحت بر زمین گذاشته و آسوده و به این ترتیب می‌شد امیدوار بود که حداقل از این دست و دیگر حوادثی چون کهریزک و غیره تکرار نخواهد شد.


این زندانی سیاسی که فرزند اولین دادستان کل انقلاب پس از پیروزی انقلاب اسلامی است، در پایان نامه خود نیز پیشنهادهای را برای پیگیری پرونده قتل ستار بهشتی و چاره‌جویی برای آینده، ارائه کرده است.


محمدامین هادوی در مهرماه ٨٩ به علت انجام فعالیت هایی همچون مراجعه به منزل شهدای جنبش سبز و ارتباط و ملاقات با فعالان و رهبران جنبش سبز بازداشت و از سوی قاضی پیرعباسی به تحمل شش سال حبس محکوم شد. او در دوران بازداشت به مدت ۶٠ روز دست به اعتصاب غذای تر زد، در اعتراض به اینکه ماموران امنیتی جهت تحت فشار قرار نهادن وی، فرزندش را نیز بازداشت کرده بودند.


متن کامل نامه وی به رئیس قوه قضاییه به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله آملی لاریجانی ریاست محترم قوه قضاییه
در روزهایی که ندای هل ناصر ینصرنی سیدالشهدا (ع) در بسیاری از نقاط جهان طنین افکنده است و همگان را فرا می‌خواند تا در این زمان و مکان صدای ناله و یاری خواستن مظلومان را شنیده و اگر پیرو آن امام همام هستیم آن دعوت‌ها را اجابت کرده و به یاری آن‌ها بشتابیم مطالب ذیل را بر اساس آیه ۵۵ سوره ذاریات (و ذکر فان الذکری تنفع المومنین) خدمتتان تقدیم می‌نمایم.
یقینا خون شهید ستار بهشتی با آن بدن شکنجه شده که همبندیان وی در بند ۳۵۰ بعد از بازداشت یک شبه در پلیس امنیت، او را دیده بودند و حتما گزارش های کاملترش نیز در اختیار جنابعالی است، شما را به عنوان مسوول دادگستری کشور مورد خطاب قرار می‌دهد که برای من چه می‌کنید؟ آیا جنابعالی بالا‌تر از گسترش عدل و داد مسوولیت دیگری دارید؟ مگر امیر مومنان (ع) نفرموده است: … و ما اخذالله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم؟
از سوی دیگر سرنوشت دردناک ستار بهشتی مسوولیت همبندان آن مظلوم و تمام دربندیان در زندان‌ها و بازداشتگاه های آشکار و پنهان را چندان افزون کرده که باید با شنیدن یا دیدن کوچک‌ترین خبر و اثری از اجرای اعمال خلاف شرع و خلاف اصول ۲۳-۳۳-۳۶-۳۷ و خصوصا ۳۸ قانون اساسی فورا با یک مقام مسوول تماس گرفته و آن‌ها را از اعمال خلاف مطلع کرده، طوری باشد که نه تنها امنیت شان به صورت قانونی تامین شده بلکه برای اطلاع چنین امر مهمی آن‌ها تشویق و ترغیب شوند.


اتفاقا از این نظر و پس از اظهارات و اطلاعیه‌های متناقض از سوی مراجع مختلف پرونده شهید ستار بهشتی آزمون بزرگی را برای قوه قضاییه کشور است تا به گونه عمل کند که آمران و مجریان و شکنجه گران پیوسته از برخورد و مواجهه با قانون هراس داشته باشند نه شاهدان اثرات ضرب و شتم آن مرحوم دربند ۳۵۰ یا افشاگران که احساس مسوولیت آن هم بر اساس آموزش های دینی و مذهبی است، مگر پیامبر گرامی اسلام (ص) نفرموده است: من اصبح و لم یهتم بأمور المسلمین فلیس بمسلم؟


پس چرا پس از افشای این امر و امضای شهادتنامه ۴۱ نفر برای آن مرحوم، بلافاصله رییس بند ۳۵۰ تعویض شده و فشار و محدودیت و سخت گیری بر زندانیان بر بند ۳۵۰ افزایش یافته شده و فشار و محدودیت و سختگیری بر زندانیان بند ۳۵۰ افزایش یافته به گونه‌ای که برخی از مقامات مسوول تصمیم به لغو مرخصی و یا حتی لغو ملاقات حضوری را به دلیل امضا شهادت نامه به خانواده بعضی از زندانیان از مراجعات و پیگیری‌هایشان اعلام کرده‌اند در حالی که باید مقام های عالی رتبه کشور و جنابعالی شخصا از این وظیفه‌شناسی شرعی و قانونی آن‌ها تشکر و تمجدید نموده، مسوولان قضایی و سازمان زندان‌ها آسایش و امکانات آن‌ها را تسهیل می‌کردند.


مگر خداوند نفرموده است: هل جزاء الاحسان الا الاحسان؟ مگر امیرمومنان (ع) در فرمان خود به مالک اش‌تر نفرموده است: ولا یکونن المحسن والمسیء عندک بمنزلة سواء؟ اگر این زندانیان متعهد و وظیفه‌شناس نبودند چگونه می‌توانستید متوجه شوید که در زمان بازداشت، تحت نظر و امنیت قوه قضاییه متهمی به شهادت رسیده است؟ مگر قرآن نفرموده است: «من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا» که قتل یک مظلوم مانند کشتن همه انسان هاست؟ حال که آن‌ها بدون هر گونه امکانی جنابعالی و مسوولان را از این فاجعه مطلع نموده‌اند، آیا باید با آن‌ها اینگونه برخورد شود؟
می‌دانید اگر این زندانیان مانند بندهای دیگر، امکان دسترسی به تلفن را داشتند در‌‌ همان شب حضور آن مرحوم در بند ۳۵۰، خود وی و یا دیگر همبندیان می‌توانستند مسوولان را در جریان امر قرار دهند و با خبر رسانی به موقع خود، مانع انتقال مجدد وی به پلیس امنیت می‌شدند و ماموران نیز دیگر جرئت ادامه اعمال گذشته را نداشتند و اکنون، هم آن مرحوم زنده بود و هم مسوولان کشور می‌توانستند شب، سر راحت بر زمین گذاشته و آسوده و به این ترتیب می‌شد امیدوار بود که حداقل از این دست و دیگر حوادثی چون کهریزک و غیره تکرار نخواهد شد. با این اوصاف آیا نمی‌توان کسانی را که امر به قطع تلفن و مجاری ارتباطی زندانیان سیاسی با خانواد‌ه‌هایشان نموده‌اند علاوه بر ظلم و ستمی که به آن‌ها روا داشتند، در خصوص چنین پیشامدهایی مسوول دانست؟


حال باید برای آینده چاره جویی کرد، در مورد پیگیری پرونده قتل این مرحوم، اولا باید بدون مجادله و پرده پوشی با آمران و خاطیان برخورد کرده، ضمن اعلام فوری مسوولیتشان چنان با قاطعیت با آن‌ها رفتار نمود که دیگر کسی جرئت تکرار حادثه کهریزک ۱و۲را نداشته باشد و پرونده‌های جدیدی به نام کهریزک ۳ و ۴ و… نزد ملت ایران ایجاد نکنند و ثانیا امنیت جانی تمام کسانی که در آشکار شدن خون به ناحق ریخته شده نقش داشته‌اند تامین شده و از آنها قدردانی گردد زیرا اکثریت آن‌ها را زندانیان سیاسی و خصوصا جنبش سبزی تشکیل می‌دهند که برخی از آن‌ها ماه‌ها یا سالهاست به مرخصی نرفته، یا حتی ملاقات حضوری هم با خانواده‌هایشان نداشته‌اند. ثالثا از فشار امنیتی و اطلاعاتی که در این مدت بر آن‌ها افزایش یافته جلوگیری شده و بالعکس تسهیلات و برخورداری‌ها نظیر ملاقات حضوری و امکان ارتباط مداوم و دیدار با خانواده‌هایشان، رفتن به مرخصی و… افزایش یابد.


و کلام آخر آنکه فورا دستور فرمایید که تلفن های بند ۳۵۰ به تعداد کافی و مانند دیگر بندهای زندان‌ها وصل گردد که هم از نظر عاطفی و روانی زندانیان بتوانند وظایف خانوادگی نسبت به فرزندان خود را انجام دهند و همچنین اگر خدای ناکرده مورد مشابه دیگری از شکنجه، ضرب و شتم و بی عدالتی مشاهده نمودند بتوانند به جنابعالی یا همکارانتان به موقع اطلاع دهند تا بتوانید این مسوولیت خطیر را به سلامت به سرانجام برسانید و در روزی که مولی و یاوری نخواهیم داشت بتوانید جوابگوی مسوولیت‌های خود باشید. یوم لا یغنی مولی عن مولی شیئا ولا هم ینصرون


با دعا به خدمتگزاران به اسلام و مسلمین
محمد امین هادوی

 

ارسال به :