شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸ -
- 14 Dec 2019
16 ربيع الثاني 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
انتخابات آزاد
اگر میخواهند این کلید واژه را از مخالفان بگیرند و دشمن را خلع سلاح کنند، باید به سوال «رای من کجاست؟» پاسخی قانع کننده بدهند 


۱- انتخابات آزاد، چشم اسفندیار نظام‌های شبه دموکراتیک و حاکمان اقتدارگراست. برخلاف آنچه گاهی در تریبون‌های رسمی و حکومتی تبلیغ میشود، مشروعیت و صداقت و سلامت حاکمان و حاکمیت با انتخابات آزاد سنجیده می شود، نه اینکه مشروعیت انتخابات و یا صحت آزاد بودن آن را منوط و مشروط به اظهار نظر حاکمان کنیم. برهمین قیاس، هر اندازه  حکومتی از انتخابات آزاد هراسان می شود و یا از آن فاصله می گیرد، به همان نسبت پایگاه مردمی و مشروعیت سیاسی، اجتماعی و اخلاقی خود را از دست داده است.در دنیای امروز، کسی در صحت و کارامدی این گزاره ها تردیدی ندارد و هرکس با این  باورهای عمومی در افتد، عرض خود می برد و زحمت مردم می دارد.
 

۲- حکومتی که خود را در مقابل انتخابات، آسیب پذیر نبیند نه اجازه دارد به طرح زود هنگام آن فرمان دهد و نه از طرح زودهنگام آن به هراس می افتد. اصولاً یکی از فلسفه های اصلی تشکیل احزاب در تمام نظام های دموکراتیک، ورود زودهنگام و دائمی به انتخابات است. علی اکبر ولایتی درتازه ترین مصاحبه  با خبر آنلاین گفته است: " من بنا ندارم راجع به انتخابات صحبتی کنم برای این‌که خلاف نظر رهبر معظم انقلاب است و فرمودند ورود زودرس نداشته باشید ".  البته که تشخیص و سفارش های مکرر آقای خامنه ای، برای پرهیز از ورود زودهنگام! به انتخابات، تشخیص بجا و درستی بوده است. یعنی اگر می بینیم پنج ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری، کمترین تحرکی در خصوص آن به چشم نمی خورد و هیچکدام از نامزدهای احتمالی، جرات نمی کنند که حضور خود را رسما اعلام کنند و یا فعالیتی را آزادانه و آشکارا پی بگیرند، اگرچه ظاهراً به سبب ترس از رهبری است، اما در واقع به سبب کاهش مشروعیت حکومت و ضعف پایگاه اجتماعی حاکمیت است.  

 

۳- تازه‌ترین سخنان رهبری در خصوص انتخابات آزاد، اگرچه چند مخاطب خاص داشت، اما معنای عام آن در نزد تحلیل گران چیزی جز هراس حکومت از انتخابات آزاد نیست. مسئله اینجاست که اگر تردیدی در خصوص انتخابات  در ایران وجود نداشت، «انتخابات آزاد» کلید واژه ی مخالفان و منتقدان جمهوری اسلامی نمی شد.
 

۴- استدلال آقای خامنه‌ای آنجا که می گوید : " معلوم است كه انتخابات بايد آزاد باشد، مگر بيش از سي انتخابات سه دهه اخير آزاد نبوده است؟در كدام كشور انتخابات از ايران آزادتر است؟ مراقب باشيد اين حرفها ي شما مردم را از انتخابات مأيوس نكند." بسیار شکننده و خود ویرانگر است. زیرا :
 

--از سی انتخاباتِ سه دهه ی اخیر، همه بجز یکی «نسبتاً» آزاد بوده است*. بخش عمده و مهمی از انتقادات و سوال منتقدان فعلی به "همین یکی" بر می گردد. مسئله این است که «این یکی» انتخابات، اعتراض‌های میلیونی به بار آورد. شعار "رای من کجاست؟" از دل همین یکی انتخابات برخاست. اگر نبود "همین یکی" که در آن حداقل‌های انتخابات ازاد هم رعایت نشد، این همه پایگاههای مشروعیت حکومت تضعیف نمی شد و بزرگترین جنبش اجتماعی ایران به وجود نمی آمد و خیل عظیمی از دوستان و همکاران سابق حکومت، از او جدا نمی شدند و موضوع اصلاح پذیری و شرکت در انتخاباتِ جمهوری اسلامی با تردیدهای جدی مواجهه نمی شد و کثیری از اصلاح طلبان به صف منتقدان جدی حکومت نمی پیوستند و بیش از یکصد شهید و هزار زندانی روی دست حکومت نمی ماند و دامنه ی تحریم‌ها  به این گستردگی نبود و وجهه ی بین المللی ایران این همه تخریب نمی شد و شرایط اقتصادی، رو به وخامت نمی نهاد و ....سرانجام شعار "انتخابات آزاد "  کلید واژه ی مقاومت علیه روند حاکم " نبود.


--
 به استثنای چند کشور مانندکره شمالی و سوریه، انتخابات در اغلب کشورها از ایران آزادتر است. شاهد این مدعا، راهپیمایی سکوت و شعار "رای من کجاست؟"، که هنوز هم محور اصلی اعتراضات منتقدان به جمهوری اسلامی است. اگر کسی مدعی است که در کشوری دیگر، انتخاباتی برگزار می شود و از ایران آزاد تر نیست، لازم است شاهدی عینی  به عظمت جمعیت ۲۵ خرداد بیاورد.


--
و اما خودویرانگری استدلال آقای خامنه‌ای در بخش اصلی سفارش ایشان آشکار می شود، وقتی می گوید " مراقب باشيد اين حرفها ي شما مردم را از انتخابات مأيوس نكند". مسئله اینجاست که به چه علت مردم ممکن است از طرح" انتخابات آزاد" از شرکت در انتخابات مایوس بشوند؟ آیا غیر از این است که تفاوت یک انتخاب آزاد و غیر آزاد بر مردم اشکار می شود؟  به عبارتی دیگرسخن گفتن از انتخابات آزاد، مقدمه ی برگزاری انتخابات آزاد است. هر کس در این گفته شکی دارد باید در حسن ظن او نسبت به انتخابات تردید کرد.
 

آیت الله خامنه ای، در تشخیص اینکه "سخن گفتن از انتخابات آزاد" می تواند پازل و جدول دشمنان ایران را تکمیل کند، به خطا نرفته اند. اما اگر درصدد درمان این آفتِ حکومت و بیماری حاکمیت اند، به جای تجویز مُسکنی که تنها نشانه‌های بیماری را عقب می اندازد، باید و باید راه علاج واقعی را برگیرند. یعنی اگر میخواهند این کلید واژه را از مخالفان بگیرند و دشمن را خلع سلاح کنند، باید به همان سوال "رای من کجاست؟" پاسخی قانع کننده بدهند. پاسخی که وجدان عمومی جامعه با آن قانع شود. پاسخی که مخالفان و منتقدان با شنیدن آن مخالفت و انتقاد را بجای انتخابات به سمتی دیگر ببرند و کلید واژه ی دیگری بر گیرند و البته دشمنان ایران و ملت را از این نکته ضعف بزرگ جمهوری اسلامی ناامید کند.
  

*بر واژه ی "نسبتاً " تاکید دارم. این نسبت را باید با جامعه ی ایران و رفتار مردم ایران و واکنش آنها به انتخابات سنجید و نه نسبت به مردمانی دیگر و یا انتخاباتی دیگر در کشورهای آزاد.  



نظرات وارده
 در یادداشت 
ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
Commenting is not available in this weblog entry.